راهکارهایی برای حفظ امنیت نوجوانان از اخاذی سایبری در فضای مجازی
خنثیسازی تله تهدید با اعتماد به قانون
نیلوفر منصوری
گروه گزارش
انتشار تصاویر خصوصی تعدادی از دختران در کانالهای تلگرامی در شهرهای خرمآباد و ملایر با واکنشها و اظهارنظرهای فراوانی همراه شد.
زهرا بهروزآذر، معاون رئیسجمهور در امور زنان و خانواده این اقدامات را جرم سازمانیافته سایبری و تعرض به حریم خصوصی شهروندان دانست و اعلام کرد دولت این پرونده را با حساسیت دنبال میکند. او با تأکید بر پیگیری قاطع دولت، هشدار داد که نباید اجازه داد این اقدامات سایبری، امنیت روانی جامعه را به چالشی غیرقابل کنترل تبدیل کند و خواستار ورود فوری دستگاههای مسئول برای حمایت روانی و اجتماعی از قربانیان شد.
روانشناسان میگویند، ترس از قضاوت، قربانیان را به سکوت میکشاند. کارشناسان سواد رسانهای از لزوم آموزش به نوجوانان در مواجهه با روابط و تهدیدهای آنلاین میگویند و حقوقدانان تأکید دارند که این جرایم قابل پیگیری است و هویت شاکیان محرمانه میماند. این ماجرا فقط یک خبر تلخ یا یک پرونده قضایی نیست؛ هشداری است که میگوید باید دنیای نوجوانها را جدیتر ببینیم. در چنین مواقعی، ما فقط با یک تخلف اینترنتی مواجه نیستیم، بلکه با نوجوانی روبهرو هستیم که وسط ترس و اضطراب، ممکن است نتواند درست تصمیم بگیرد. فهمیدن این وضعیت، اولین قدم برای پیشگیری و حمایت از اوست. دکتر داوود فتحی، روانشناس کودک و نوجوان، ریشه اصلی آسیبپذیری نوجوانان در برابر این تهدیدها را در ویژگیهای بیولوژیکی و روانی این دوره سنی میداند. او به «ایران» میگوید: «نوجوانی دورهای است که هویت فرد، عزتنفس و جایگاه اجتماعی او در حال شکلگیری است. در این سن، پذیرش از سوی همسالان و ترس از قضاوت دیگران اهمیت فوقالعادهای دارد. از سوی دیگر، بخشهایی از مغز که مسئول تصمیمگیری، پیشبینی پیامدها و کنترل هیجان هستند، هنوز به رشد کامل نرسیدهاند. به همین دلیل، یک نوجوان تهدید به انتشار عکس را نه فقط یک مشکل، بلکه پایان آبرو و آینده خود میبیند؛ این برداشت فاجعهآمیز، فشار روانی شدیدی ایجاد میکند که قدرت تصمیمگیری منطقی را از او میگیرد.»
گلوگاه آسیب
اما نوجوانان در مواجهه با این تهدیدها چه احساساتی را تجربه میکنند؟ فتحی میگوید: «آنها معمولاً ترکیبی از احساسات فلجکننده را تجربه میکنند؛ ترس، شرم، احساس گناه، خشم، اضطراب، درماندگی و تنهایی. این فشار روانی ممکن است در قالب افت تحصیلی، اختلال در خواب، بیاشتهایی، گوشهگیری یا تحریکپذیری بروز کند. گاهی نوجوان در شرایطی که هیچ راه نجاتی نمیبیند، تسلیم باجخواهی میشود و پول پرداخت میکند، اما تجربه نشان داده این اخاذیها هرگز با پرداخت پول تمام نمیشود و مجرمان معمولاً درخواستهای خود را تشدید میکنند. قربانی تصور میکند با یک امتیاز دادن میتواند ماجرا را تمام کند، در حالی که مجرم هرگز با یک بار اخاذی متوقف نمیشود.»
با این وجود، بسیاری از نوجوانان موضوع را از خانواده پنهان میکنند. این روانشناس کودک و نوجوان با بیان اینکه مانع اصلی، ترس از «قضاوت» است، میگوید: «اگر نوجوان تصور کند والدین بلافاصله او را مقصر جلوه میدهند یا به عنوان تنبیه، دسترسی او به اینترنت را قطع میکنند، قطعاً به پنهانکاری روی میآورد. خانوادههایی که از قبل فضای گفتوگوی امن، بدون قضاوت و مبتنی بر اعتماد ایجاد کردهاند، احتمال اینکه فرزندشان در صورت بروز مشکل سریعتر کمک بخواهد، بسیار بیشتر است. واکنش خانواده در همان ساعتهای اول، سرنوشتساز است. جملاتی مثل «خوشحالم که موضوع را به من گفتی» یا «مهم این است که با هم مشکل را حل میکنیم»، بسیار راهگشاست. در مقابل، بازجویی هیجانی، سرزنش یا تهدید، فقط نوجوان را به انزوای عمیقتری میکشاند.»
فتحی بر ضرورت آموزش پیشگیرانه تأکید دارد: «آموزش نباید محدود به ترساندن باشد و باید از پیشدبستان با مفهوم حریم شخصی، در دبستان با امنیت فضای مجازی و در نوجوانی با مدیریت روابط آنلاین شکل بگیرد. ما باید به نوجوانان پیام دهیم که هیچکس نباید به تنهایی با چنین تهدیدی روبهرو شود. درخواست کمک از والدین نه نشانه ضعف، بلکه مؤثرترین راه برای پایان دادن به این چرخه است.»
تله اعتماد در جهان موازی
اما شناخت روحیات نوجوان، تنها نیمی از مسیر است. در دنیایی که مرزهای واقعی و مجازی در هم تنیدهاند، برای محافظت از فرزندانمان، بیش از هر زمان دیگری به تقویت سواد رسانهای نیاز داریم؛ مهارتی که به ما میآموزد چطور بدون ایجاد فضای پادگانی، نوجوانان را در جادههای پر پیچوخم فضای مجازی هدایت کنیم. دکتر سینا تفنگچی، پژوهشگر فناوریهای نوین ارتباطی، معتقد است بزرگترین خطری که نوجوانان را تهدید میکند، در هم آمیختن اعتماد واقعی با اعتماد دیجیتال است. او به «ایران» میگوید: «نسل Z و آلفا بخش مهمی از دوستیها و روابط عاطفی خود را در فضای آنلاین تجربه میکنند. همین موضوع باعث میشود احساس نزدیکی و امنیت، خیلی سریعتر از دنیای واقعی شکل بگیرد. افراد سودجو هم دقیقاً از همین نقطه وارد میشوند؛ با هویتهای جعلی، ایجاد وابستگی عاطفی یا حتی وعده ازدواج، اعتماد نوجوان را میخرند و سپس اطلاعات و تصاویر شخصی را به ابزاری برای تهدید و اخاذی تبدیل میکنند. این الگو، یک بحران جهانی است و محدود به ایران نیست.»
این کارشناس علوم ارتباطات در واکاوی چرایی تکرار این خطا توسط نوجوانان میگوید: «همه این اتفاقها ناشی از ناآگاهی نیست. در بسیاری از روابط عاطفی، تبادل عکس یا ویدیو بخشی از روند شکلگیری صمیمیت است. اما مسأله اینجاست که فضای دیجیتال حافظه دارد؛ رابطه ممکن است تمام شود، اما فایلها باقی میمانند. بسیاری از پروندههای اخاذی نه در آغاز رابطه، بلکه زمانی رخ میدهد که طرف مقابل تصمیم به سوءاستفاده میگیرد. بنابراین، آموزش نباید فقط به توصیه «عکس نفرستید» محدود شود، بلکه باید به نوجوانان آموخت هر محتوایی که وارد فضای دیجیتال میشود، ممکن است روزی از کنترل آنها خارج شود. در بسیاری از کشورهای پیشرو، آموزشها بر مدیریت ریسک و مسئولیتپذیری دیجیتال متمرکز است، نه صرفاً ممنوعیتهای دستوری.»
تفنگچی بر اهمیت سواد رسانهای تأکید میکند و میگوید: «سواد رسانهای با ترساندن نوجوانان شکل نمیگیرد؛ با گفتوگو، اعتماد و آموزش عملی ایجاد میشود. اگر نوجوان مطمئن باشد در صورت اشتباه، به جای سرزنش از حمایت خانواده و مدرسه برخوردار میشود، احتمال اینکه زودتر موضوع را مطرح کند، بسیار بیشتر است. تجربه کشورهایی مانند فنلاند، کرهجنوبی و استرالیا نشان میدهد آموزش مؤثر باید بر مهارتهایی مانند تشخیص هویتهای جعلی، شناخت شیوههای فریب و واکنش درست به تهدید متمرکز باشد. امروز بیش از آنکه به نوجوانان بگوییم از فضای مجازی دوری کنید، باید به آنها یاد بدهیم چگونه هوشمندانه و مسئولانه در آن زندگی کنند.»
برش
قانون؛ حامی خاموش قربانیان
با این حال، ماجرا فقط به آسیب روانی و نگرانی خانوادهها ختم نمیشود. بخشی از اضطراب قربانیان و والدین از اینجا میآید که نمیدانند در برابر چنین تهدیدی چه حقوقی دارند و از کجا باید پیگیری را شروع کنند. درست در همین نقطه است که بعد حقوقی پرونده اهمیت پیدا میکند؛ چون دانستن مسیر قانونی، هم میتواند از شدت ترس کم کند و هم جلوی تصمیمهای اشتباه را بگیرد.
علیرضا طباطبایی، وکیل پایه یک دادگستری و مدرس جرایم رایانهای، تأکید میکند که خانوادهها باید بدانند در مواجهه با این جرایم، قانون در کنار آنهاست. او به «ایران» میگوید: «بسیاری از نوجوانان در فضای مجازی، بویژه در پلتفرمهای بازی یا شبکههای اجتماعی، جذب افرادی میشوند که با هویتهای جعلی و ظاهری فریبنده، اعتماد آنها را جلب میکنند. این مجرمان پس از دسترسی به تصاویر خصوصی، تغییر فاز داده و با تهدید به انتشار، اخاذی مالی یا برقراری ارتباطات اجباری را آغاز میکنند. متأسفانه ناآگاهی خانوادهها از حقوقشان، یکی از بزرگترین موانع در پیگیریهاست.»
او با صراحت تأکید میکند: «قانونگذار در این دست پروندهها بسیار سختگیرانه عمل میکند. قضاوت دستگاه قضایی متمرکز بر عمل مجرمانه، یعنی اخاذی و تهدید است و هرگز قربانی را بابت اشتباهاتش در تعامل با مجرم مؤاخذه نمیکند. اولویت قانون، حمایت از کودک و نوجوان در برابر تعرض است.»
طباطبایی درباره عناوین مجرمانه میگوید: «طبق ماده 5 قانون مجازات، اشخاصی که در امور سمعی و بصری فعالیت غیرمجاز دارند، اگر تهدید با هدف اخاذی یا برقراری ارتباط نامشروع باشد، مجازاتی شامل 2 تا 5 سال حبس، محرومیت از حقوق اجتماعی و شلاق در پی خواهد داشت. حتی اگر تهدید بدون اهداف خاص باشد، همچنان ذیل عنوان مجرمانه تهدید با حساسیت برخورد میشود. برخی خانوادهها تصور میکنند اگر فرزندشان خودخواسته وارد گفتوگویی شده باشد، دیگر امکان حمایت قانونی وجود ندارد؛ در حالی که از نگاه قانون، انتشار یا تهدید به انتشار تصویر خصوصی، جرم مستقلی است.»
این وکیل دادگستری درباره گامهای عملی خانوادهها توصیه میکند: «اولین گام، حفظ خونسردی و نگهداری مستندات است. هیچ چیزی را پاک نکنید. تمام پیامها، عکسها، نامهای کاربری و لینکها باید ذخیره شوند. بهتر است خانواده بدون واکنش تند، ارتباط با مجرم را حفظ کند تا او تصور کند روال عادی ادامه دارد و فرصت برای ردگیری و شناسایی او از بین نرود. در مرحله بعد، با در دست داشتن مستندات به دفاتر خدمات قضایی مراجعه کرده و شکواییه تنظیم کنید. پس از ثبت شکایت، پرونده به پلیس فتا ارجاع میشود تا با بررسی دادهها، هویت واقعی مجرم شناسایی شود. همراهی والدین با فرزند و پیگیری قاطع قانونی، مهمترین عامل برای متوقف کردن این چرخه است.»

