روایت ایران از کنار مردم

فاطمه مهاجرانی
سخنگوی دولت

هر سفر استانی فرصتی برای شنیدن است؛ شنیدن روایت مردمی که شاید صدای‌شان کمتر به گوش برسد، اما ستون‌های اصلی این سرزمین‌اند. اما اگر این سفر در بحبوحه تجاوز دشمن به میهن باشد، جلوه و معنای دیگری دارد. در هفته‌ای که گذشت در استان‌های مختلف کنار مردمی نشستم که هر کدام داستانی از امید، سختی، ایستادگی و همدلی داشتند. در امتداد کرانه خلیج‌فارس و از اهواز تا چابهار و سیستان یک وجه مشترک را بارها دیدم؛ ایران. مرزی که بیش از آن‌که با جغرافیا تعریف شود، با مردمانی تعریف می‌شود که در دشوارترین روزها نیز امید را کنار نگذاشته‌اند.
در خوزستان، وقتی در کنار کادر سلامت و خانواده‌هایی قرار گرفتم که روزهای تلخ جنگ را از نزدیک لمس کرده‌اند، بیش از هر چیز معنای مقاومت را دیدم. مقاومت فقط در خط مقدم نیست؛ مادری که با نگرانی از آینده فرزندش می‌گوید اما همچنان لبخند می‌زند، پزشکی که با وجود همه دشواری‌ها بیمارستان را ترک نمی‌کند، یا جوانی که با وجود مشکلات، از ساختن آینده شهرش سخن می‌گوید، هر کدام روایتی از همان مقاومت‌اند.
در بوشهر، روایت مردم، روایت دریا و ایستادگی بود. سرزمینی که تاریخش با مقاومت در برابر بیگانگان گره خورده است، امروز نیز همان روحیه را در زندگی روزمره مردمش حفظ کرده است. آنچه در گفت‌وگو با صیادان، فعالان اقتصادی، زنان و جوانان دیدم، مطالبه برای پیشرفت بود؛ مطالبه‌ای همراه با مسئولیت‌پذیری و عشق به ایران.
در هر استانی که قدم گذاشتم، یک نکته بیش از هر چیز برایم روشن شد؛ مردم پیش از آن‌که انتظار پاسخ‌های پیچیده داشته باشند، انتظار شنیده شدن دارند. گاهی ارزشمندترین بخش یک سفر، نه سخنرانی‌ها و جلسات رسمی، بلکه همان دقایقی است که بی‌واسطه پای صحبت مردم می‌نشینی؛ جایی که گلایه‌ها، امیدها، پیشنهادها و حتی نقدهای صریح، سرمایه‌ای برای اصلاح مسیر می‌شود.
به عنوان سخنگوی دولت، وظیفه خود می‌دانم تا فقط روایتگر تصمیم‌های دولت نباشم، بلکه روایتگر صدای مردم نیز باشم. ارتباط زمانی معنا پیدا می‌کند که دوطرفه باشد. اگر دولت از برنامه‌های خود می‌گوید، باید به همان اندازه نیز شنونده تجربه زیسته مردم باشد. این گفت‌وگو، سرمایه‌ای است که اعتماد عمومی بر آن بنا می‌شود.
در روزهایی که کشور با جنگ و چالش‌های مختلف روبه‌روست، آنچه بیش از هر چیز امید می‌آفریند همین سرمایه اجتماعی است. مردمی که نشان داده‌اند در بزنگاه‌های تاریخی کنار یکدیگر می‌ایستند؛ با وجود تفاوت سلیقه‌ها برای ایران احساس مسئولیت می‌کنند و در سخت‌ترین شرایط امید را زنده نگه می‌دارند.
این سفرها برای من بیش از هر چیز یادآور یک مسئولیت بود؛ اینکه در روزهای سخت، هیچ نقطه‌ای از ایران نباید احساس کند تنها مانده است. درد مردم جغرافیا نمی‌شناسد. اگر جنوب در معرض آتش و تهدید ایستاد، نگرانی آن، دغدغه همه ایران بود؛ همان‌گونه که آرامش شمال، غرب، شرق و مرکز کشور نیز برای دولت به یک اندازه اهمیت دارد. ایران یک پیکر واحد است؛ نمی‌توان برای زخمی از آن دل نگران بود و از زخمی دیگر غافل ماند.
آنچه در این سفرها دیدم فقط روایت رنج نبود؛ روایت ایستادگی مردمی بود که با وجود تلخی روزهای جنگ، زندگی را متوقف نکردند و امید را از دست ندادند. حضور در کنار این مردم برای ما تنها یک برنامه کاری نبود، تأکیدی بود بر اینکه دولت خود را در کنار همه ایرانیان می‌داند، نه در کنار بخشی از آنان. باور دارم در روزهای دشوار، گاهی خود حضور، پیش از هر سخنی حامل این پیام است که «شما فراموش نشده‌اید.»
 باور دارم که روایت آینده ایران را نه آمارها، بلکه همین انسان‌ها می‌نویسند؛ مردمی که هر روز، بی‌هیاهو، زندگی را پیش می‌برند و با صبوری و همدلی، معنای واقعی وطن را به ما یادآوری می‌کنند. وظیفه ما در دولت این است که این صداها را بشنویم، این روایت‌ها را منتقل کنیم و در تصمیم‌گیری‌ها، آنچه از متن زندگی مردم آموخته‌ایم را فراموش نکنیم. این مهم‌ترین دستاورد هر سفر استانی است؛ سفری که مقصد نهایی آن، تقویت اعتماد، همدلی و امید برای ساختن ایرانی بهتر است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • زیست بوم
  • خودرو
  • حوادث
  • اندیشه
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هشتاد و دو
 - شماره نه هزار و هشتاد و دو - ۰۳ مرداد ۱۴۰۵