آیین نکوداشت اسمعیل خلیلی در دانشگاه تهران برگزار شد

متفکر امیدوار به فردای ایران

نسلی از جامعه‌شناسان ایرانی، دانشگاه را بیش از آنکه محل رقابت فردی بدانند، عرصه ساختن نهادهای پایدار می‌دیدند. اسمعیل خلیلی از واپسین نمایندگان این سنت بود. از همین رو، بخش مهمی از انرژی خود را صرف انجمن‌های علمی، نشست‌های تخصصی، شبکه‌سازی میان پژوهشگران و ایجاد امکان مشارکت برای نسل جوان کرد؛ کنشی که شاید در نظام ارزیابی رسمی دانشگاه امتیازی نداشته باشد، اما در حافظه علمی یک جامعه ماندگار می‌شود. یاد کردن از دکتر اسمعیل خلیلی یادآوری از نوعی زیستن دانشگاهی است که اکنون کمیاب شده است. او از آن دسته پژوهشگرانی بود که مسأله اصلی‌شان صرفاً تولید دانش نبود؛ بلکه تولید امکان گفت‌وگو، شکل دادن به نهادهای علمی و حفظ اخلاق مشارکت در جامعه دانشگاهی بود. او نشان داد جامعه‌شناسی زمانی زنده است که به صورت یک فرهنگ جمعی، یک شیوه گفت‌وگو و یک مسئولیت مدنی درآید. مراسم بزرگداشت او، به همت انجمن جامعه‌شناسی ایران و با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و اهالی اندیشه در دانشکده علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. در این مراسم که با پاسداشت سال‌ها تلاش علمی و فرهنگی این اندیشمند همراه بود، سخنرانان به ابعاد مختلف شخصیت علمی و انسانی او پرداختند.

اعظم فردوست 
گروه اندیشه

«جامعه‌شناس انسان»
 یا «انسان جامعه‌شناس»؟
علی ربیعی، رئیس انجمن مطالعات فرهنگی و ارتباطات و دستیار رئیس‌جمهور در امور اجتماعی، سخنان خود را با تأملی بر مفهوم «تذکار» در آگهی‌های ترحیم آغاز کرد و آن را شامل سه تذکر دانست: گریزناپذیری مرگ، فقدان عزیز ازدست‌رفته  و پیامی برای جامعه. او با اشاره به اینکه «مرگ از بنیادی‌ترین پرسش‌های تجربه‌های زیسته است»، تأکید کرد که «مرگ نشان می‌دهد انسان چه نسبتی با دنیا برقرار کرده است» و از مرحوم خلیلی به‌عنوان کسی یاد کرد که در این باره درس‌آموز است.
ربیعی با اشاره به تصمیم مرحوم خلیلی برای رها کردن رشته پزشکی و ماندن در رشته‌ای که «برای ماندنش باید هزینه بدهد»، این انتخاب را جلوه‌ای از اصالت او دانست. او تأکید کرد که برداشتش از گفت‌و‌گوهایش با خلیلی این است که او «یک جامعه‌شناس انسان است، نه یک انسان جامعه‌شناس»؛ عبارتی که ناظر بر تقدم دغدغه‌های انسانی بر دغدغه‌های صرفاً علمی در اندیشه اوست. ربیعی تصریح کرد: «وقتی از حضور در نهاد علم طرد شد، اتفاقاً حضورش پررنگ‌تر شد».
سومین تذکر در سخنان ربیعی به کنشگری علمی و مدنی دکتر خلیلی اختصاص یافت. او با تأکید بر اینکه «حضور و پیوند جامعه‌شناسان با نهادهای علمی و مدنی می‌تواند علم را زنده نگه دارد، نه کارمندی علمی»، از مشارکت او در نهادهای مدنی به‌عنوان «یک درس بزرگ» یاد کرد. به باور ربیعی «مرگ پایان اثرگذاری نیست؛ آنچه از او باقی مانده، اندیشیدن و پرسشگری است.»

پیوند زیست اجتماعی
با زیست علمی
هادی خانیکی، استاد دانشگاه علامه طباطبایی، با اشاره به همدردی‌های مشترک بیماری با دکتر خلیلی گفت: «آقای خلیلی بخشی از زیست اجتماعی من بود.» او برای توصیف دغدغه‌ خلیلی برای مسائل اجتماعی ایران به این پرسش خلیلی اشاره کرد: «چطور حکومت و دولت می‌تواند جامعه‌ای را اداره کند که نمی‌داند چیست و چطور جامعه می‌تواند سیر تکامل خود را طی کند، وقتی نمی‌داند حاکمیت چیست؟» خانیکی با تأکید بر نگاه متفاوت خلیلی به داده‌های اجتماعی، او را پژوهنده‌ای توصیف کرد که «داده را با دقت گردآوری و در زمینه و بستر تحلیل می‌کرد و نتایج را با سخاوت در اختیار دستگاه سیاست‌گذاری می‌گذاشت.» به باور او، خلیلی هرگز «واقعیت جامعه را در نوشته‌هایش به گونه‌ای تغییر نمی‌داد که نفع شخصی، تأیید قدرت و منفعت منزلتی او را برآورده کند» و «پژوهش برای او نوعی گفت‌و‌گو با جامعه بود.» خانیکی در پایان با تأکید بر وفاداری خلیلی به «صداقت درونی خودش»، از جفاهایی سخن گفت که بر او روا داشته شد، اما در عین حال از او به‌عنوان اندیشمندی یاد کرد که جامعه، دانش اجتماعی و سیاست‌گذاری را در کنار هم می‌دید.

انسانی امیدوار به آینده
شیرین احمدنیا، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران، با اشاره به حضور طبیعی و بی‌حاشیه خلیلی در عرصه‌های علمی، گفت: «برخی انسان‌ها آنچنان با یک نهاد و سازمان در‌می‌آمیزند، گویی تصور آن سازمان بدون او غیرقابل باور است. حضور آقای خلیلی چنان در مشارکت‌های انجمنی طبیعی می‌نمود که امروز، غیبتش نمودی دیگر یافته است.» او از مسئولیت‌پذیری وصف‌ناشدنی خلیلی تا واپسین ماه‌های زندگی سخن گفت و بر نقش او در اعتلای انجمن جامعه‌شناسی ایران به‌عنوان نهادی علمی تأکید کرد و او را «معلمی اخلاق‌مدار، دوستی مهربان و همکاری خلاق» خواند که نوشته‌هایش در یادنامه‌ای گرد آمده که نشان‌دهنده پیوند زندگی او با منش علمی و روابط دوستانه است.
دکتر غلامرضا غفاری، رئیس دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران، با اشاره به اهتمام جدی خلیلی به ارتقای دانش اجتماعی، تأکید کرد که این ارتقا  را «صرفاً در ظرف شغلی و سلسله‌مراتب علمی» نمی‌دانست. وی خلیلی را انسانی امیدوار به آینده حتی در سخت‌ترین شرایط توصیف کرد و گفت که او این امید را به دیگران نیز منتقل می‌کرد. غفاری افزود که خلیلی معتقد بود علوم اجتماعی ظرفیت پاسخگویی به مسائل جامعه ایران را دارد، اما هنوز به‌طور کافی از این ظرفیت استفاده نشده
 است.

شورش علیه امپراطوری علم
مقصود فراستخواه، مدیر گروه جامعه‌شناسی معرفت انجمن جامعه‌شناسی ایران، با بیانی تأملی، خلیلی را انسانی توصیف کرد برخلاف بسیاری از زیست‌های علمی رایج، «علیه امپراطوری علم و سازمان‌های علمی شورش کرد» و به «اسطوره شمارش» مؤمن نشد. به باور فراستخواه، خلیلی در تولید ارتباط و فضا بسیار موفق بود و عضوی مؤثر در حلقه و اجتماع علمی به شمار می‌رفت؛ ویژگی‌‌ای که او را از قالب‌های متعارف کارمندی علم جدا می‌کرد.
سیدحسین سراج‌زاده، رئیس اتحادیه انجمن‌های علمی، خلیلی را در خردمندی، فرهیختگی و اخلاق فردی مثال‌زدنی خواند و گفت: «با دقت و وسواس سخن می‌گفت، نه بر پایه احساس و هیجان.» او از آشنایی عمیق خلیلی با تاریخ و ادبیات ایران و عشق او به ایران سخن گفت و مدارا و گشودگی‌اش در برابر انتقادات را ستود. سراج‌زاده با اشاره به دلبستگی شدید خلیلی به کنشگری انجمنی، تصریح کرد که زندگی شخصی او نیز وقف همین کنشگری شد. او در عین حال به نگاه نقادانه خلیلی نسبت به انجمن جامعه‌شناسی اشاره کرد و از اراده پولادین او گفت که حتی در زمان ابتلا به بیماری، به‌عنوان نماینده انجمن در کنفرانس بین‌المللی جامعه‌شناسی در هند شرکت کرد.

دغدغه‌مند و دوستدار ایران
محمدجواد غلامرضا کاشی، استاد علوم‌سیاسی دانشگاه علامه‌ طباطبایی، به تمایز او با بسیاری از همکاران علمی اشاره کرد: «اکثر ما برای دیده شدن و کسب موقعیت در قاب نام‌ها قرار می‌گیریم که این قاب‌ها در صحنه‌های علمی و سیاسی ساخته شده‌اند. پذیرش این قاب‌ها به معنای دوری کردن از خود است.» او خلیلی را از برجسته‌ترین کسانی دانست که «صمیمیت با خود را به پذیرش قاب‌ها و الزامات آن ترجیح داد» و همین طبیعی‌بودن، او را دوست‌داشتنی می‌کرد.
عبدالامیر نبوی، استاد علوم‌سیاسی دانشگاه تهران، بر دلنگرانی همیشگی خلیلی برای ایران تأکید کرد و گفت که او پزشکی را رها کرد تا جامعه‌شناسی را دنبال کند و «پاسخی برای روح بی‌قرارش بیابد». نبوی افزود که خلیلی تا لحظه مرگ نگران بحران‌های اجتماعی ایران بود و ریشه این بحران‌ها را در نهادهای اجتماعی می‌جست و آن را به «شیوه آشنایی مردم ایران با جامعه» مرتبط می‌دانست.

میراث ماندگار یک جامعه‌شناس
فهیمه نظری، مدیر گروه جامعه‌شناسی خانواده و عضو هیأت مدیره انجمن جامعه‌شناسی ایران، خلیلی را یار و همراه زنده‌یاد دکتر قانعی‌راد خواند و گفت که او جامعه‌شناسی را صرفاً یک رشته علمی نمی‌دانست، بلکه آن را «شیوه اندیشیدن» تعبیر می‌کرد و علم را «پاسداشت کرامت انسان، نقد و مدارا» می‌خواند. نظری تأکید کرد که بزرگترین ادای احترام به خلیلی، زنده نگه داشتن پرسش‌های او و پاسداری از نهاد علمی است تا مبادا «رنج‌ها توانایی ما را برای اندیشیدن  بگیرد.»
مجتبی پورترکارانی، مدیر گروه جامعه‌شناسی مردم‌مدار انجمن جامعه‌شناسی ایران، با اشاره به انتخاب نامتعارف خلیلی در تغییر رشته از پزشکی به جامعه‌شناسی، گفت که این انتخاب با فراز و نشیب‌های بسیاری در زندگی کاری و حرفه‌ای او همراه شد. او با تأکید بر اینکه «رنج‌ها را نباید رمانتیزه کرد»، این پرسش اساسی را مطرح ساخت که «چرا انتخاب جامعه‌شناسی تبدیل به یک فداکاری تراژیک شده است؟» و چـــگونــــه می‌تــــــوان از آن عبـــور کرد. 
به باور او، جامعه‌شناسی اگر به سؤالات اساسی نپردازد، خود را به حاشیه می‌راند  و خلیلی در این زمینه «سوژه‌ای قابل مطالعه» است که سرنوشت او پرسشی جدی درباره وضعیت سرمایه‌های علمی-انسانی در ایران است.

 

علی ربیعی: 
خلیلی رشته پزشکی را رها می‌کند تا در رشته‌ جامعه‌شناسی بماند که برایش هزینه‌های زیادی داشت. او یک جامعه‌شناسِ انسان است نه یک انسانِ جامعه‌شناس. «حضور مؤثر او در نهادهای مدنی» بعنوان یک درس بزرگ، از او به یادگار ماند

 

هادی خانیکی: 
پژوهش برای خلیلی نوعی گفت‌وگو با جامعه بود. او داده‌ها را با دقت گردآوری، و نتایج را با سخاوت در اختیار دستگاه سیاستگذاری می‌گذاشت. اما واقعیت جامعه را به گونه‌ای تغییر نمی‌داد که نفع شخصی، تأیید قدرت و منفعت منزلتی او را برآورده کند

 

شیرین احمدنیا:
آقای خلیلی تا واپسین ماه‌های زندگی خود، با مسئولیت‌پذیری وصف‌ناشدنی، بی‌هیاهو و بی‌ادعا برای پیشرفت جامعه‌شناسی ایران کوشید. او سهم زیادی در اعتلای انجمن جامعه‌شناسی ایران به‌عنوان یک نهاد علمی داشت

 

حسین سراج‌زاده: 
اسمعیل خلیلی در خردمندی و فرهیختگی، اخلاق و ادب فردی مثال زدنی بود. با دقت و وسواس سخن می‌گفت، نه بر پایه احساس و هیجان. آشنایی و تسلط زیادی به تاریخ و ادبیات ایران داشت و به ایران عشق می‌ورزید

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • زیست بوم
  • خودرو
  • حوادث
  • اندیشه
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هشتاد و دو
 - شماره نه هزار و هشتاد و دو - ۰۳ مرداد ۱۴۰۵