امیر شکوری، رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات نیروی پدافند هوایی ارتش در گفتوگو با «ایران» تشریح کرد
داستان تولد سپر بومی ایران
در جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه جمهوری اسلامی ایران، همزمان با حملات تجاوزکارانه گسترده دشمن، شبکه پدافند هوایی کشور نیز در حد امکانات و ظرفیتهای موجود، مأموریت سنگین دفاع از آسمان ایران را برعهده داشت و با رهگیری و مقابله با جنگندهها، پهپادها و موشکهای متخاصم، نقش مؤثری در کاهش محدود کردن دامنه حملات ایفا کرد. هرچند در چنین نبرد پیچیده و بیسابقهای، برخی سامانههای پدافندی نیز آسیب دیدند و دشمن آمریکایی-صهیونیستی توانست برخی شهرهای کشور را مورد حمله قرار دهد، اما این واقعیت به هیچ وجه از ارزش و اهمیت نبرد مستمر و شجاعانه پدافند هوایی کشور نمیکاهد. چه آنکه در پاسخهای متقابل ایران، تعداد قابل توجهی از سامانههای دفاعی پیشرفته دشمن نیز مورد اصابت موفق موشک ها و پهپادهای ایران قرار گرفت. همچنین تمام پایگاههای نظامی و تأسیسات مرتبط با آمریکا در سراسر منطقه نیز مورد اصابتهای دقیق قرار گرفت و خسارات قابل توجهی به دشمن وارد شد. به همه این دلایل، ارزیابی عملکرد پدافندی کشور، تنها با استناد به اصابتهای دشمن ممکن نیست، بلکه باید آن را در چارچوب یک نبرد چندلایه و پیچیده تحلیل کرد. نکته دیگری که باید مورد توجه قرار داد، این است که برخلاف پدافند چندلایه آمریکا و رژیم صهیونیستی در منطقه، ایران با اتکا به قدرت بومی خود پای در این نبرد گذاشت و اولینهایی را هم رقم زد. از جمله شناسایی و رهگیری جنگنده اف-۳۵ برای اولین بار در تاریخ دنیا، انهدام جنگنده اف-۱۵ آمریکا برای اولین بار در سالهای پس از جنگ جهانی دوم و انهدام تعداد قابل توجهی از پهپادهای پیشرفته جاسوسی و عملیاتی دشمن آمریکایی-صهیونیستی. در همین بستر، برای بررسی روند شکلگیری توان بومی پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران، الزامات خودکفایی در شرایط تحریم و همچنین نقش راهبردی رهبر شهید انقلاب در توسعه فناوریهای دفاعی که اکنون گوشهای از ثمرات آن را میبینیم، با امیر سرتیپ علی شکوری، رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات نیروی پدافند هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران به گفتوگو نشستیم. در این گفتوگو، مسیر شکلگیری فناوریهای بومی پدافندی، مهمترین دستاوردهای این حوزه و تجربههای حاصل از نبردهای اخیر مورد واکاوی قرار گرفته است.
استقلال پدافند هوایی همزمان شد با تشدید تحریمهای نظامی و محدودیت در تأمین تجهیزات دفاعی. از سوی دیگر، رهبر شهید انقلاب همواره بر خودکفایی و بومیسازی توان دفاعی تأکید داشتهاند. در چنین شرایطی، چه عواملی باعث شد بومیسازی سامانههای پدافندی به یک ضرورت راهبردی برای جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود؟
بومیسازی تجهیزات دفاعی را نباید یک تصمیم مقطعی یا واکنشی به تحریمها دانست. این راهبرد، محصول تجربههای میدانی، شناخت دقیق تهدیدات و درک این واقعیت بود که امنیت یک کشور را نمیتوان بر پایه وابستگی به دیگران بنا کرد.
پیش از انقلاب اسلامی، بخش عمده نیازهای دفاعی کشور از خارج تأمین میشد. ساختار نیروهای مسلح نیز بر همین مبنا شکل گرفته بود؛ یعنی طراحی، تولید، تعمیر، تأمین قطعات و حتی ارتقای بسیاری از تجهیزات، به شرکتها و دولتهای خارجی وابسته بود. شاید این وابستگی در شرایط عادی چندان محسوس نبود، اما با پیروزی انقلاب اسلامی و آغاز تحریمهای گسترده، آسیبپذیری این مدل بهخوبی آشکار شد.
دفاع مقدس نقطه عطف این تجربه بود. در طول جنگ تحمیلی، ایران بارها با این واقعیت مواجه شد که حتی برای تأمین سادهترین اقلام دفاعی نیز با محدودیت روبهرو است. در بسیاری از موارد، کشورهای مدعی حقوق بشر حاضر نبودند ابتداییترین نیازهای دفاعی ایران را تأمین کنند. این تجربه نشان داد که در شرایط بحران، هیچ کشوری امنیت خود را بر پایه واردات تجهیزات نظامی نمیتواند تضمین کند.
از همین جا بود که خودکفایی از یک «انتخاب» به یک «ضرورت» تبدیل شد. اگر کشوری نتواند تجهیزات مورد نیاز خود را تولید یا دستکم بازتولید کند، در زمان جنگ یا بحران، با قطع زنجیره تأمین عملاً بخشی از توان دفاعی خود را از دست خواهد داد. بنابراین، بومیسازی برای جمهوری اسلامی ایران صرفاً به معنای ساخت یک سامانه یا یک موشک نبود؛ بلکه به معنای ایجاد یک چرخه کامل از دانش، طراحی، تولید، تعمیر، ارتقا و پشتیبانی بود؛ چرخهای که کشور را از وابستگی راهبردی خارج کند.
عامل مهم دیگر، تحریم فناوری بود. بسیاری تصور میکنند تحریم صرفاً به معنای نفروختن سلاح است، در حالی که بخش مهمتر تحریمها، جلوگیری از انتقال فناوری، نرمافزارهای تخصصی، تجهیزات آزمایشگاهی، مواد اولیه و دانش فنی بود. هدف دشمن این بود که ایران حتی توان تولید تجهیزات مورد نیاز خود را نیز به دست نیاورد.
در چنین شرایطی، اگر کشور به سمت توسعه دانش بومی حرکت نمیکرد، هر روز فاصله فناوری ما با رقبای منطقهای بیشتر میشد. بنابراین، سرمایهگذاری در صنایع دفاعی در واقع سرمایهگذاری برای حفظ استقلال کشور بود.
مسأله مهم دیگر، ایجاد بازدارندگی متناسب با توان اقتصادی کشور است. جمهوری اسلامی ایران هیچگاه نمیتوانست وارد رقابت تسلیحاتی با قدرتهایی شود که صدها میلیارد دلار بودجه نظامی دارند. اگر قرار بود صرفاً از طریق خرید تجهیزات، موازنه قدرت برقرار شود، طبیعتاً این مسیر نه از نظر اقتصادی امکانپذیر بود و نه از نظر راهبردی منطقی.
راهکار جمهوری اسلامی، حرکت به سمت تولید تجهیزات بومی، هوشمند و متناسب با نیازهای عملیاتی کشور بود؛ تجهیزاتی که ضمن هزینه کمتر، اثربخشی بالایی داشته باشند و بتوانند هزینه هرگونه تجاوز را برای دشمن به شکل محسوسی افزایش دهند. در واقع، فلسفه بسیاری از سامانههای بومی ایران، ایجاد بازدارندگی از طریق نوآوری و اتکا به دانش داخلی بوده است، نه رقابت در خرید تسلیحات گرانقیمت.
نکته مهم دیگر، استقلال در بهرهبرداری از تجهیزات دفاعی است. هر سامانهای که از خارج خریداری شود، تا سالها به کشور سازنده وابسته میماند؛ از تأمین قطعات گرفته تا بهروزرسانی نرمافزار، تعمیرات اساسی و حتی نحوه استفاده عملیاتی. این وابستگی، در شرایط بحران میتواند به یک نقطه ضعف تبدیل شود.
تجربه برخی کشورهای منطقه نیز نشان داده است که صرف برخورداری از تجهیزات پیشرفته، به معنای داشتن قدرت دفاعی مستقل نیست. بسیاری از این کشورها بدون حضور مستشاران خارجی یا پشتیبانی شرکتهای سازنده، امکان بهرهبرداری کامل از سامانههای خود را ندارند. در مقابل، کشوری که فناوری طراحی و تولید را در اختیار داشته باشد، میتواند تجهیزات خود را متناسب با تهدیدات جدید ارتقا دهد، نسخههای جدید تولید کند و بدون وابستگی، چرخه دفاعی خود را ادامه دهد.
از سوی دیگر، توسعه صنایع دفاعی تنها به تقویت توان نظامی محدود نمیشود. تجربه کشورهای پیشرفته نشان داده است که فناوریهای دفاعی، موتور محرک بسیاری از فناوریهای غیرنظامی نیز هستند. بسیاری از دستاوردهای امروز در حوزههای الکترونیک، مخابرات، هوش مصنوعی، مواد پیشرفته و هوافضا، ریشه در تحقیقات دفاعی دارند. از این منظر، سرمایهگذاری در خودکفایی دفاعی، همزمان به رشد علمی، صنعتی و فناورانه کشور نیز کمک میکند.
به همین دلیل، بومیسازی در جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک پروژه صنعتی نبود، بلکه به یک راهبرد ملی برای حفظ استقلال، تقویت بازدارندگی و تضمین امنیت کشور تبدیل شد. راهبردی که پایههای آن بر اعتماد به توان داخلی، استفاده از ظرفیت نخبگان و پرورش فناوری بومی استوار شد و زمینه را برای جهشهای بعدی صنایع دفاعی کشور فراهم کرد.
مشخصاً اگر حمایتها و راهبری رهبر شهید نبود، صنعت نظامی-دفاعی ایران هرگز به جایگاه امروز نمیرسید. از نگاه شما، مهمترین ابتکارات و راهبردهای ایشان در مسیر بومیسازی توان دفاعی کشور چه بوده است؟
اگر بخواهیم نقش رهبر شهید را در مسیر خودکفایی دفاعی توصیف کنیم، نباید آن را صرفاً در حد صدور چند دستور یا حمایت از چند پروژه صنعتی خلاصه کنیم. مهمترین اقدام ایشان، شکل دادن به یک تفکر راهبردی بود؛ تفکری که خودکفایی را از یک برنامه مقطعی به یک فرهنگ و یک مکتب مدیریتی تبدیل کرد. به همین دلیل است که امروز پیشرفتهای دفاعی کشور را نمیتوان صرفاً حاصل تلاش یک سازمان یا یک صنعت دانست؛ بلکه نتیجه شکلگیری یک منظومه فکری است که طی سالها در بدنه نیروهای مسلح و صنایع دفاعی نهادینه شده است.
نخستین و شاید مهمترین محور این راهبرد، نهادینهسازی فرهنگ «ما میتوانیم» بود. در سالهای ابتدایی پس از انقلاب، بسیاری تصور میکردند ساخت تجهیزات پیشرفته نظامی تنها در انحصار قدرتهای بزرگ است و ایران ناگزیر باید نیازهای خود را از خارج تأمین کند. رهبر شهید با تأکید مستمر بر اعتماد به توان داخلی، این نگاه را تغییر دادند. ایشان همواره بر این باور بودند که اگر فرصت، اعتماد و میدان عمل در اختیار متخصصان ایرانی قرار گیرد، آنان قادر خواهند بود پیچیدهترین فناوریها را نیز بومیسازی کنند.
این تغییر نگاه، شاید مهمتر از تولید هر سامانهای بود؛ زیرا پیش از آنکه یک موشک، یک رادار یا یک سامانه پدافندی ساخته شود، باید این باور در مدیران، فرماندهان و متخصصان شکل میگرفت که «ما میتوانیم». بسیاری از دستاوردهای امروز، در حقیقت محصول همین تحول ذهنی است.
راهبرد مهم دیگر، اتصال میان دانشگاه، صنعت و نیروهای مسلح بود. رهبر انقلاب بارها تأکید کردهاند که مسائل دفاعی کشور باید با اتکا به ظرفیت علمی دانشگاهها و نخبگان داخلی حل شود. نتیجه این نگاه، شکلگیری شبکهای از همکاری میان مراکز علمی، صنایع دفاعی، شرکتهای دانشبنیان و مجموعههای عملیاتی بود.
از سوی دیگر، رهبر انقلاب همواره بر اعتماد به جوانان تأکید داشتهاند. بخش قابل توجهی از پروژههای بزرگ دفاعی کشور توسط متخصصان جوانی اجرا شده که در آغاز راه، تجربه چندانی نداشتند، اما با اعتماد به آنها و فراهم شدن فرصت فعالیت، توانستند به نتایجی دست یابند که در گذشته دور از دسترس تصور میشد.
یکی دیگر از ویژگیهای این رویکرد، تبدیل شکست به بخشی از فرآیند پیشرفت بود. در فناوریهای پیشرفته، دستیابی به موفقیت بدون آزمون و خطا امکانپذیر نیست. رهبر انقلاب همواره بر این نکته تأکید داشتند که نباید از شکستهای مقطعی هراس داشت؛ بلکه هر تجربه، حتی اگر به نتیجه مطلوب نرسد، میتواند زمینهساز موفقیتهای بعدی باشد. همین نگاه باعث شد جسارت طراحی، نوآوری و حرکت به سمت فناوریهای پیچیده در صنایع دفاعی کشور تقویت شود.
از دیگر اقدامات راهبردی، تقویت ساختارهای تحقیق و توسعه و جهادهای خودکفایی در نیروهای مسلح بود. این مراکز بهتدریج به موتور محرک نوآوری در حوزه دفاعی تبدیل شدند. بسیاری از سامانههایی که امروز در اختیار نیروهای مسلح قرار دارد، حاصل فعالیت همین مجموعههاست؛ مجموعههایی که مأموریت آنها تنها تعمیر یا مهندسی معکوس نبود، بلکه طراحی، توسعه و ارتقای مستمر فناوریهای دفاعی را دنبال میکردند.
نکته مهم دیگر این است که رهبر انقلاب هیچگاه خودکفایی را به معنای انزوا یا بینیازی از علم روز دنیا تعریف نکردهاند. مقصود از خودکفایی، دستیابی به توان طراحی، تولید و تصمیمگیری مستقل است؛ بهگونهای که کشور در مسائل حیاتی و راهبردی، وابسته به اراده دیگران نباشد. بر همین اساس، هرجا امکان استفاده از دانش جهانی وجود داشته، باید از آن بهره برد؛ اما این استفاده نباید به وابستگی راهبردی منجر شود.
در مجموع، بزرگترین میراث رهبر انقلاب در حوزه دفاعی را باید ایجاد یک زیستبوم پایدار خودکفایی دانست؛ زیستبومی که در آن دانشگاه، صنعت، نیروهای مسلح، شرکتهای دانشبنیان و نخبگان علمی در یک مسیر مشترک حرکت میکنند. اگر امروز جمهوری اسلامی ایران در حوزههایی مانند موشکی، پدافندی، پهپادی و بسیاری از فناوریهای پیشرفته به جایگاهی قابل توجه رسیده است، این دستاورد پیش از آنکه محصول یک پروژه خاص باشد، نتیجه شکلگیری همین زیستبوم و نگاه راهبردی است که طی سالها با هدایت و حمایت رهبر شهید شکل گرفته و به بلوغ رسیده است.
اگر بخواهیم میراث فنی و راهبردی رهبر انقلاب را در چند دستاورد شاخص خلاصه کنیم، کدام پروژهها بیش از همه بازتابدهنده این نگاه هستند؟ این راهبرد در عمل چه تغییری در توان دفاعی کشور ایجاد کرد؟
اگر بخواهیم میراث رهبر انقلاب را صرفاً در چند سامانه یا محصول دفاعی خلاصه کنیم، در واقع حق مطلب را ادا نکردهایم. ارزش اصلی این راهبرد، تولید یک موشک، یک رادار یا یک سامانه پدافندی نبود؛ بلکه ایجاد توان طراحی، توسعه و ارتقای مستمر فناوری در داخل کشور بود. امروز اگر صنایع دفاعی ایران قادرند به سرعت خود را با تهدیدات جدید تطبیق دهند، این نتیجه همان زیرساختی است که طی سالها شکل گرفته است. با این حال، برخی پروژهها بهدلیل اهمیت راهبردی خود، نماد این مسیر هستند که یکی از برجستهترین آنها سامانه پدافند هوایی «باور ۳۷۳» است.
رهبر انقلاب بر یک نکته اساسی تأکید کردند؛ اگر دیگران نیاز دفاعی ما را تأمین نمیکنند، باید این نیاز را خودمان برطرف کنیم.
همین نگاه، موتور محرک طراحی و ساخت سامانه «باور ۳۷۳» شد. امروز، همین سامانه به یکی از نمادهای خودباوری و توان مهندسی دفاعی کشور تبدیل شده است.
البته در جریان جنگ اخیر، درباره عملکرد برخی سامانههای پدافندی نیز پرسشهایی مطرح شد. گاهی این سؤال مطرح میشود که اگر سامانهای مانند «باور ۳۷۳» از توانمندی بالایی برخوردار است، چرا در برخی حملات آسیب دید؟
پاسخ این پرسش، در ماهیت پدافند هوایی نهفته است. پدافند یک تجهیز منفرد نیست؛ بلکه یک شبکه چندلایه است که همه اجزای آن باید در کنار یکدیگر عمل کنند. هر سامانه برای مأموریت مشخصی طراحی میشود. سامانهای مانند «باور ۳۷۳» برای مقابله با اهداف راهبردی در بردهای بلند ساخته شده است، اما همانند نمونههای مشابه در دنیا، برای حفاظت از خود نیز به لایههای مکمل دفاع نزدیک نیاز دارد. اگر هر یک از این لایهها کامل نباشد، طبیعی است که امکان آسیبپذیری وجود داشته باشد.
بنابراین، ارزیابی یک سامانه صرفاً بر اساس اصابت یا عدم اصابت به آن، تحلیل دقیقی نیست. معیار اصلی، عملکرد کل شبکه پدافندی و توان آن در کشف، رهگیری، درگیری و حفظ پایداری عملیاتی است.
نکتهای که اهمیت بیشتری دارد، این است که امروز فناوری طراحی و تولید این سامانه بهطور کامل در اختیار متخصصان داخلی قرار دارد. به همین دلیل، هر تجربه عملیاتی به فرصتی برای ارتقای سامانه تبدیل میشود. این مزیت، دقیقاً همان تفاوت میان یک فناوری بومی و یک تجهیز وارداتی است؛ تجهیز وارداتی را تنها میتوان استفاده کرد، اما فناوری بومی را میتوان اصلاح، تکمیل و متناسب با تهدیدات جدید بازطراحی کرد.
نمونه دیگر این مسیر، پیشرفت صنعت پهپادی کشور است. جمهوری اسلامی ایران امروز در زمره معدود کشورهایی قرار دارد که توان طراحی و تولید طیف گستردهای از پهپادهای شناسایی، رزمی و پشتیبانی را در اختیار دارد. این موفقیت صرفاً به تولید یک پرنده بدون سرنشین محدود نمیشود، بلکه حاصل دستیابی به مجموعهای از فناوریهای پیشرفته در حوزه موتور، سامانههای هدایت و کنترل، الکترونیک، مخابرات، هوش مصنوعی و مواد پیشرفته است.
ویژگی مهم این دستاوردها آن است که هزینه دفاع را برای جمهوری اسلامی ایران کاهش داده و در مقابل، هزینه تهاجم را برای دشمن به شکل قابل توجهی افزایش داده است. در واقع، فلسفه خودکفایی دفاعی تنها تولید تجهیزات بیشتر نبود؛ بلکه طراحی سامانههایی بود که با کمترین هزینه، بیشترین بازدارندگی را ایجاد کنند.
تجربه جنگ اخیر نیز اهمیت این راهبرد را بیش از گذشته آشکار کرد. در هر جنگی، همه طرفها آسیب میبینند و هیچ سامانهای در جهان مصونیت مطلق ندارد. همانگونه که سامانههای دفاعی جمهوری اسلامی ایران هدف حملات قرار گرفتند، سامانههای چندلایه و پیشرفته دشمن نیز در برابر حملات موشکی ایران آسیبپذیر بودند. آنچه اهمیت دارد، توان بازسازی و بازیابی قدرت
است.
کشوری که دانش طراحی و تولید را در اختیار دارد، میتواند در کوتاهترین زمان، خسارتها را جبران کند، سامانههای خود را ارتقا دهد و متناسب با تجربیات میدان، نسخههای جدیدی را وارد چرخه عملیاتی کند. اما کشوری که صرفاً مصرفکننده تجهیزات خارجی باشد، ناچار است برای هر قطعه، هر ارتقا و هر جایگزینی، چشمانتظار تصمیم و اراده دیگران بماند.
از همین منظر، مهمترین میراث رهبر انقلاب در حوزه دفاعی، ساخت یک سامانه یا دستیابی به یک فناوری خاص نیست؛ بلکه تبدیل خودکفایی به یک ظرفیت پایدار ملی است. ظرفیتی که باعث شده جمهوری اسلامی ایران امروز بتواند نیازهای راهبردی خود را با اتکا به دانش، صنعت و نیروی انسانی داخلی تأمین کند و در برابر فشارها، تحریمها و تهدیدات، قدرت بازیابی و استمرار توان دفاعی خود را حفظ کند.

