مرد اعدامی بعد از نجات ، عضو باند سرقت شد

پایان تبهکاری‌های «حامد مافیا»

گروه حوادث: مرضیه همایونی/ راز تبهکاری‌های سوداگر مرگ که بعد از رهایی از مجازات اعدام، عضو باند گوشی قاپی شده بود، با دستگیری دو همدستش در نقطه صفر مرزی برملا شد.
به گزارش «ایران»، چند روز قبل مأموران پلیس در نقطه صفر مرزی به دو مرد افغانستانی مشکوک شدند که چمدان‌هایی با خود حمل می‌کردند. مأموران به بازرسی چمدان‌ها پرداختند و تعداد زیادی گوشی تلفن همراه کشف کردند؛ تلفن‌هایی که احتمال می‌رفت سرقتی باشد.
تحقیقات از دو مرد نشان می‌داد که آنها گوشی‌های سرقتی را از مردی به نام حامد مافیا در تهران گرفته و به نقطه صفر مرزی منتقل کرده تا از آنجا به افغانستان برده و به فروش برسانند. بدین ترتیب حامد مافیا بازداشت شد و همدستان او نیز که در کار گوشی قاپی بودند شناسایی و دستگیر شدند. با دستگیری اعضای باند سرقت و ترانزیت گوشی‌های سرقتی، تحقیقات برای شناسایی مالباختگان و جرایم احتمالی این باند ادامه دارد.

همدستی با خلافکاران بین‌المللی
حامد، 50 ساله، پرونده‌ای پر از سوابق متعدد کیفری دارد و در زندان معروف به مافیا بوده است. او رابط بین سارقان و افرادی است که اموال سرقتی را از کشور خارج می‌کنند. متهم که با باندی بین‌المللی همدستی داشته از ورودش به دلالی و مالخری گوشی‌های تلفن همراه گفت: «سال‌ها بود که در کار خرید و فروش مواد مخدر بودم؛ موادی که از مرزهای شرقی وارد ایران شده بود را در تهران توزیع می‌کردم و یک روز مأموران مبارزه با مواد مخدر به خانه ویلایی‌ام در شمال تهران آمدند و مرا دستگیر کردند. به خاطر مواد زیادی که در خانه‌ام بود حکم اعدام برایم صادر شد.»

چه شد که نجات پیدا کردی؟
 توبه نامه نوشتم و از دادگاه تقاضای بخشش کردم. از آنجایی که مدعی بودم مواد برای دیگران بوده و با ابراز پشیمانی درنهایت حکم اعدامم شکسته شد و من بعد از مدتی حبس از زندان آزاد شدم. به قولم عمل کردم و دیگر سراغ مواد نرفتم اما زندگی برای مجرم سابقه‌دار بدون انجام کار خلاف خیلی سخت است.

چرا به مافیا معروفی؟
اسمی است که زندانی‌ها روی من گذاشته‌اند. در زندان برای خودم باندی تشکیل داده بودم و هر تازه واردی که به زندان می‌آمد باید عضو باند من می‌شد.

چطور وارد باند سرقت شدی؟
من در این باند نقش واسطه و دلال را اجرا می‌کردم حتی نمی‌توانم بگویم که مالخر هستم. یکی از دوستانم وقتی دید اوضاع مالی‌ام رو به راه نیست، پیشنهاد داد که بین خریداران گوشی و سارقان نقش رابط را اجرا کنم.

چقدر می‌گرفتی؟
 شاید باورتان نشود اما سارقان به من دستمزد می‌دادند حتی به کسانی که گوشی‌های سرقتی را به مرز می‌بردند هم دستمزد می‌دادند. اعضای باند که در افغانستان بودند مدل‌های گوشی را سفارش می‌دادند و اینجا سارقان طبق سفارش گوشی سرقت می‌کردند و به من می‌رساندند. من هم بعد از بسته‌بندی گوشی‌ها، آنها را به افرادی می‌رساندم که قرار بود گوشی‌ها را به مرز ببرند. آنها هم بعد از انتقال به آن طرف مرز، گوشی‌ها را به مالخرها می‌دادند.

همسر و بچه داری؟
داشتم اما اولین بار که به زندان افتادم همسرم از من جدا شد. به منم گفت این کار آخر و عاقبت ندارد و دور خلاف را خط بکش اما من گوشم بدهکار نبود. حالا که بعد از سال‌ها کار خلاف، فقط یک کارنامه سیاه و کلی سابقه مجرمانه برایم مانده با خودم می‌گویم کاش همان اولین بار که دستگیر شدم دور خلاف را خط کشیده بودم و الان زندگی خوبی داشتم.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گزارش
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هشتاد و یک
 - شماره نه هزار و هشتاد و یک - ۰۱ مرداد ۱۴۰۵