فعالان سیاسی در یادداشت‌هایی برای «ایران» از پیام اخیر رهبر انقلاب استقبال کردند

اعتماد به مسئولان ضرورت ملی در شرایط جنگی

در این روزها که کشور در وضعیت رویارویی همه‌جانبه با دشمن قرار دارد و عرصه سیاسی و رسانه‌ای محمل بیان دیدگاه‌های مختلف و بعضاً متعارض است؛ تأکید رهبر انقلاب بر «وحدت کلمه» و «اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوه» در پیامی که شامگاه شنبه در رسانه‌ها منتشر شد حجت را بر منتقدان تمام کرد. مخاطب این پیام بویژه آن معدود چهره‌هایی می‌توانند باشند که انتقادها و مخالفت‌هایشان به اتهام‌زنی و دوقطبی‌سازی مذموم آلوده شده بود. چه آنکه، در پیام اخیر رهبر انقلاب به‌صراحت گفته شده است که «از جمله اصولی‌ترین امور در این برهه، اصرار بر وحدت کلمه و اتحاد مقدّس در همه سطوح مردم و مسئولان… خصوصاً در برابر دشمن جنایتکار و حیله‌گر آمریکایی است» و «اعتماد به مسئولان هر سه قوه که تلاش ایشان برای رفاه و سعادت ملت، مشهود است» تداوم دارد. بیان صریح این تعابیر به‌کار رفته یعنی وحدت و اعتماد، یک توصیه حاشیه‌ای نیست، بلکه در متن راهبرد دفاع ملی قرار دارد. پیام رهبر انقلاب همچنین مرز روشنی میان «نقد» و «تخریب» ترسیم می‌کند. رهبر انقلاب با آنکه انتقاد دلسوزانه را «سرمایه ارزشمند» و «فی‌نفسه امری مطلوب» می‌دانند، هشدار می‌دهند که منتقدان مراقب باشند تا رویکرد آنان «اوّلاً ظلمی را بر بی‌گناهی روا ندارد… و ثانیاً موجب شکست در وحدت و انسجام اجتماعی نگردد»؛ چرا که در صورت رعایت این جهات، «انتقادها موجب رونق و شکوفایی امور خواهد شد.» در شرایطی که دشمن در صدد شکار هر «علامت ضعف» از درون ایران است، ایشان تأکید می‌کنند: «دشمن نباید هیچ علامت ضعفی و از جمله این ضعف را از ما دریافت کند؛ که هرگاه ما این مراقبت‌ها را به طور کامل مراعات نماییم، او به ناچار رو به هزیمت خواهد گذاشت.» این خط راهبردی، در موضع‌گیری روز گذشته رئیس مجلس شورای اسلامی نیز بازتاب یافت. محمدباقر قالیباف در حساب شخصی خود در شبکه ایکس نوشت: «اصرار بر اتحاد مقدس، فقط یک توصیه اخلاقی یا اجتماعی نیست؛ بلکه شرط ضروری پیروزی در میدان مبارزه با دشمن است» و بلافاصله اضافه کرد: «اطاعت از این حکم شرعی و ملی رهبر انقلاب را بخش مهمی از نقش‌آفرینی تاریخی خود در این مقاومت ملی و در اداره کشور تلقی کنیم.» ناگفته پیداست، منطق شرایط جنگی ایجاب می‌کند که مسئولان ارشد با بیشترین توان، ظرفیت فکری و اجرایی خود را بر «اداره کشور» و «مقاومت ملی» متمرکز کنند. واضح است که هر نوع حاشیه‌آفرینی و اتهام‌زنی داخلی این تمرکز را مختل می‌سازد و حاصلی جز هزینه‌کردن انسجام ملی در پای اختلافات سیاسی در پی ندارد. بر این اساس، تأکید رهبر انقلاب بر «تداوم اعتماد به مسئولان دلسوز در هر سه قوّه» که تلاش آنان برای رفاه و سعادت ملت را «مشهود» می‌داند، ناظر به همین ضرورت است که در دوران فشار حداکثری و تهدیدات شبه‌جنگی، مدیریت کشور و مقابله هوشمندانه با دشمن، نباید قربانی فضای اتهام و بی‌اعتمادی شود. حفظ مرز میان نقدِ سازنده و تخریبِ اتهام‌زای بی‌ضابطه، امروز نه فقط یک توصیه اخلاقی، بلکه بخشی از راهبرد صیانت از منافع ایران اسلامی و انسجام جبهه داخلی است.

زیر سؤال بردن تصمیمات ضربه به وحدت ملی است 
رسول منتجب نیا 
دبیر کل حزب جمهوریت ایران اسلامی

قرآن کریم در سوره بقره به این حقیقت اشاره می‌کند که مردم در آغاز، امت واحدی نبودند. سپس خداوند پیامبران را به عنوان بشارت‌دهنده و هشداردهنده فرستاد و کتاب‌های آسمانی را نازل کرد تا در میان مردم درباره آنچه بر سر آن اختلاف داشتند داوری کنند. با این حال، گروهی حتی پس از دریافت کتاب الهی نیز، از روی انگیزه‌های نادرست، اختلاف و چنددستگی را دامن زدند. اول باید میان «اختلاف» و «تفرقه» تفاوت قائل شد. تفاوت سلیقه، گرایش، اندیشه و برداشت، امری طبیعی و لازمه حیات اجتماعی است. هیچ جامعه‌ای وجود ندارد که همه افراد آن یکسان بیندیشند. حتی در دوران پیامبران نیز اختلاف دیدگاه‌ها وجود داشت، اما رسالت پیامبران این بود که اختلافات را مدیریت و بر اساس حق میان مردم داوری کنند. یکی از مهم‌ترین فلسفه‌های وجودی حکومت، بویژه حکومت دینی، نیز همین است؛ یعنی بررسی دیدگاه‌های مختلف، بهره‌گیری از نظر کارشناسان و نخبگان و در نهایت اتخاذ تصمیمی که تأمین‌کننده مصالح عمومی باشد. تا پیش از تصمیم‌گیری، اظهار نظر، نقد و بیان دیدگاه‌ها باید آزاد باشد و همه بتوانند نظر خود را مطرح کنند؛ اما هنگامی که تصمیم نهایی بر اساس سازوکار قانونی اتخاذ شد، احترام به آن و تبعیت از آن لازمه حفظ نظم و منافع عمومی است. ادامه اختلاف‌افکنی و طرح سلایق شخصی پس از تصمیم حاکمیت، بویژه در مسائل کلان ملی، اقدامی صحیح و قابل دفاع نیست. این ضرورت، در شرایطی که موجودیت کشور با تهدیدهای جدی مواجه است، اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. دشمنانی همچون رژیم اسرائیل، آشکارا از تضعیف ایران سخن می‌گویند و در پی آسیب رساندن به کشور هستند. در چنین شرایط استثنایی، گرچه همه دیدگاه‌ها و سلیقه‌ها محترم‌اند، اما دامن زدن به اختلافات داخلی و مخالفت علنی با تصمیمات کلان حاکمیت، نه توجیه عقلانی دارد و نه با منافع ملی سازگار است. بارها نیز از سوی مقامات آمریکایی، از جمله دونالد ترامپ، این ادعا مطرح شده که نیازی به حضور نظامی گسترده در ایران نیست، زیرا اختلافات داخلی می‌تواند زمینه تضعیف کشور را فراهم کند. این تحلیل، هرچند بر شناختی نادرست از جامعه ایران استوار است، اما نشان می‌دهد دشمنان تا چه اندازه روی شکاف‌های داخلی حساب باز کرده‌اند. امروز، هنگامی که مسئولان عالی کشور درباره موضوعات مهمی مانند مذاکرات تصمیم گرفته‌اند و این مسیر مورد تأیید رهبری قرار گرفته است، زیر سؤال بردن این تصمیمات و ایجاد دوگانگی در افکار عمومی، هیچ دستاوردی جز تضعیف وحدت ملی و فراهم کردن زمینه سوءاستفاده دشمنان ندارد.
در چنین شرایطی، همه جریان‌های سیاسی، از هر گرایش و سلیقه‌ای، در یک اصل مشترک‌اند و آن دفاع از ایران، استقلال کشور و تمامیت ارضی آن است. اختلاف‌های سیاسی را می‌توان و باید در زمان مناسب و در فضایی آرام و آزاد مطرح کرد، اما امروز اولویت کشور، حفظ انسجام و همبستگی ملی است.

 

انسجام ملی، ضرورت همیشگی نه مقطعی 
ناصر ایمانی
تحلیلگر مسائل سیاسی

در شرایط کنونی، مهم‌ترین نیاز کشور حفظ همدلی و اتحاد میان مردم و مسئولان در همه عرصه‌هاست تا آرمان‌های والای انقلاب اسلامی، عزت ملی و استقلال ایران عزیز تحقق یابد، بویژه در برابر دشمن فریبکار و جنایت‌پیشه آمریکا. همان‌گونه که رهبرمان هم دوروز گذشته تأکید داشتند، پرهیز از تفرقه، نزاع‌های سیاسی و برجسته‌سازی اختلافات اجتماعی وظیفه‌ای همگانی است. در این میان، مسئولان و دلسوزان انقلاب، امام و رهبر شهید، نقشی حساس‌تر در حفظ انسجام ملی دارند. ملت ایران نیز با اعتماد به مسئولان متعهد سه قوه، برای پاسداری از منافع کشور همچنان هوشیار، متحد و فعال خواهد ماند.موضوعی که از منظر سیاسی، چه در حوزه سیاست داخلی و چه در عرصه سیاست خارجی در مراسم تشییع رهبر شهیدمان هم دیده شد. رخدادی که به اعتقاد بسیاری، ارزش و اهمیت سیاسی آن کمتر از پیروزی در جنگ ۴۰ روزه نبود. این مراسم نه تنها جلوه‌ای از انسجام ملی را به نمایش گذاشت، بلکه پیام‌های مهمی برای افکار عمومی داخلی، کشورهای منطقه و دشمنان ایران به همراه داشت و جایگاه سیاسی کشور را در سطح داخلی و خارجی تقویت کرد. دلیل این ارزیابی آن است که دستاوردهای جنگ، بیش از هر چیز، در عرصه نظامی و بر پایه توان موشکی، پهپادی، پدافندی و قدرت دفاعی کشور تعریف می‌شد. اگرچه در آن مقطع نیز مردم با حضور در میادین شهرها از نیروهای مسلح حمایت کردند اما دامنه این حضور به ظرفیت محدود فضاهای شهری وابسته بود. در مقابل، مراسم تشییع رهبر شهید به صحنه حضور گسترده میلیون‌ها نفر از مردم در شهرهای مختلف، از جمله تهران، قم و مشهد تبدیل شد. حضوری که از نظر کمّی و کیفی ویژگی‌های کم‌نظیری داشت.مجموع این تحولات، پیام روشنی برای دشمنان ایران داشت. اگر تصور می‌شد که حمایت اجتماعی از نظام محدود به برخی تجمع‌های مقطعی است، حضور گسترده مردم در این مراسم تصویری متفاوت ارائه کرد. تصویری که از وجود ظرفیت بالای بسیج اجتماعی و انسجام ملی حکایت دارد.در مجموع، این تحلیل بر آن است که مراسم تشییع رهبر شهید، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه به رویدادی با ابعاد گسترده سیاسی، اجتماعی و منطقه‌ای تبدیل شد. رخدادی که از منظر حامیان این دیدگاه، هم انسجام داخلی را به نمایش گذاشت، هم پیام بازدارندگی برای دشمنان داشت و هم جایگاه و نفوذ سیاسی و فرهنگی ایران را در سطح منطقه برجسته‌تر کرد. با این حال این انسجام و همبستگی ملی را نباید به حال خود رها کرد و آن را محدود به یک مقطع یا چند روز تشییع رهبر شهید دانست. رهبر انقلاب اسلامی هم در پیام اخیر خود همگان را به صیانت و تقویت وحدت توصیه و تأکید کردند که نقدها به جای خود محفوظ اما نباید اعتماد عمومی به مسئولان کشور را تخطئه کرد. طبیعی است که همین مسئولان، کشور را در شرایط بحرانی جنگ مدیریت کرده‌اند و حالا هم در چارچوب‌های قانونی به انجام وظایف خود مشغول هستند. 

 

القای بی‌اعتمادی به مسئولان همراستا با پروژه تفرقه‌افکنی است
مصطفی هاشمی طبا
معاون رئیس‌جمهور  در دولت‌های ششم و هفتم

ما همواره نیازمند انسجام هستیم و باید همیشه برای حفظ وحدت و انسجام تلاش کنیم. اگر کسی انتقادی دارد، باید آن را با زبانی درست، منطقی و در چارچوب مناسب بیان کند، نه اینکه با جوسازی به فضای جامعه آسیب بزند. متأسفانه امروز برخی از کسانی که مدعی طرح انتقاد هستند، از ادبیات توأم با هیجان و به‌دور از منطق استفاده می‌کنند. این روند باید اصلاح شود و به نظر من، قوه قضائیه باید در این زمینه نقش فعال‌تری ایفا کند. افرادی که برخلاف رهنمودهای رهبر انقلاب، برخلاف مصالح کشور و در تعارض با جوهره انسجام ملی، به فضاسازی و التهاب‌آفرینی می‌پردازند، باید مورد برخورد قانونی قرار گیرند. نمی‌شود از یک سو بر انسجام تأکید کرد و از سوی دیگر، عده‌ای به اخلال در این انسجام دامن بزنند. اگر سیاست‌های کلی نظام بر موضوعی استوار است، همه باید از آن پیروی و حمایت کنند. همچنین تفاوتی نمی‌کند که مخالفان در لباس دفاع از انقلاب باشند یا در لباس منتقد سیاست‌های رسمی. اگر نتیجه عملکرد هر دو از بین بردن انسجام و وحدت ملی باشد در عمل تفاوتی میان آنها وجود ندارد. به قول معروف اینها دو لبه یک قیچی هستند که می‌خواهند وحدت ملی را از بین ببرند. بنابراین، اگر کسی این اصل را رعایت نکند، قوه قضائیه باید این اقدامات را به عنوان اخلال در امور کشور مورد پیگیری قرار دهد. در عین حال باید این امکان فراهم باشد که اگر کسی انتقاد یا نظری دارد، آن را به‌صورت منطقی و در جایگاه مناسب بیان کند، نه اینکه در میانه میدان یا خیابان، با بلندگو، هر شعار یا سخن توهین‌آمیزی را علیه مسئولانی مطرح کند که در شرایط جنگی با تمام توان و با گذشتن از جان خود در حال انجام مسئولیت‌های خود هستند. روشن است که چنین رفتارهایی خوشایند مخالفان جمهوری اسلامی ایران و بخصوص رژیم صهیونیستی است که ایجاد تفرقه در داخل کشور را دنبال می‌کنند و مصداق تفرقه‌افکنی است. چرا که انتقاد جایگاه خود را دارد و انتقاد از مسئولان نیز امری پذیرفته‌شده است. مردم مطمئن باشند که صدای منتقدان به مسئولان می‌رسد و آنان از دیدگاه‌ها و نقدهای مطرح‌شده آگاه می‌شوند. من افرادی را دیده‌ام که به‌راحتی امکان برقراری ارتباط با مسئولان و تصمیم‌گیرندگان کشور را دارند و می‌توانند انتقادهای خود را مستقیماً منتقل کنند، اما به جای استفاده از این ظرفیت، در جامعه به ایجاد هیاهو و جنجال می‌پردازند. از نگاه من چنین رفتاری در راستای تقویت وحدت و انسجام داخلی نیست. مسئولان جمهوری اسلامی در قالب سازوکارهای تعبیه شده قانونی تصمیم‌گیری می‌کنند بنابر این انتقاد از مسئولان یک بحث است و القای بی‌اعتمادی به آنان یک بحث جدای دیگر است. اولی اگر چه قابل دفاع است اما رویکرد دوم به هیچ وجه پذیرفته شده نیست. 

 

نسخه پیچیدن بیرون گود، هنر نیست 
غلامعلی دهقان
پژوهشگر تاریخ و سیاست 

در آخرین پیام رهبر انقلاب اسلامی، چند محور اساسی مورد تأکید قرار گرفت؛ از بی‌اعتمادی به دولتمردان آمریکایی گرفته تا ضرورت حفظ وحدت ملی و حمایت از مسئولان و دست‌اندرکاران نظام سیاسی کشور. اگرچه هر یک از این محور‌ها در جای خود از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند، اما تأکید ایشان بر انسجام داخلی و حمایت از مسئولان کشور، در شرایط کنونی بیش از هر زمان دیگری معنا و اهمیت پیدا می‌کند.
واقعیت آن است که جمهوری اسلامی ایران امروز با شرایطی متفاوت از گذشته روبه‌روست. روزگاری تهدیدها عمدتاً در قالب احتمال یک حمله نظامی خارجی مطرح می‌شد، اما تجربه ماه‌ها و سال‌های اخیر نشان داده که دشمن از مرحله تهدید عبور کرده و وارد فاز عملیاتی در عرصه‌های مختلف شده است. هدف این اقدامات نیز صرفاً یک رویارویی نظامی نیست؛ بلکه از ایجاد شکاف اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی گرفته تا فروپاشی انسجام ملی، تجزیه سرزمینی و در نهایت براندازی نظام سیاسی را دنبال می‌کند. از همین رو، مقابله با چنین پروژه‌ای تنها با ابزار نظامی ممکن نیست و نیازمند همبستگی ملی و اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان است.
در چنین شرایطی، مسئولان کشور وظیفه‌ای سنگین بر عهده دارند. از یک‌سو باید با تمام توان از نیروهای مسلح، که با بهره‌گیری از تجربه و آمادگی‌های دفاعی ضامن امنیت کشور هستند، حمایت کنند و از سوی دیگر، مطالبات و مشکلات مردمی را که در سخت‌ترین شرایط، شجاعانه در کنار مدافعان وطن ایستاده‌اند، مورد توجه قرار دهند. اداره کشور در وضعیت فشارهای خارجی، جنگ روانی و تهدیدهای امنیتی، مسئولیتی دشوار است و کسانی که در متن این مسئولیت قرار دارند، سختی‌های آن را با تمام وجود لمس می‌کنند.از همین منظر، تأکید رهبر انقلاب بر حمایت از مسئولان، سخنی دقیق و واقع‌بینانه است. همواره افرادی وجود دارند که از بیرون میدان، نسخه می‌پیچند و عملکرد دیگران را نقد می‌کنند، اما هنگامی که خود در معرض مسئولیت قرار می‌گیرند، درمی‌یابند که اداره یک کشور در شرایط بحرانی تا چه اندازه پیچیده و دشوار است. نقد، لازمه پیشرفت است، اما نقدی که به تضعیف جبهه داخلی در میانه نبرد بینجامد، ناخواسته در خدمت اهداف دشمن قرار خواهد گرفت.امروز بیش از هر زمان دیگری لازم است همه اقشار جامعه، از نخبگان دانشگاهی و حوزوی گرفته تا کارآفرینان، فعالان اقتصادی، اصحاب فرهنگ و هنر و همه صاحب‌نظران، با حسن‌نیت به عملکرد مسئولان بنگرند. این به معنای نفی نقد یا نادیده گرفتن کاستی‌ها نیست، بلکه به معنای آن است که مدیران کشور را فرزندان همین سرزمین بدانیم؛ افرادی که هر یک سابقه‌ای روشن در خدمت به ایران دارند و در بزنگاه‌های حساس، مسئولیت‌های سنگینی را بر دوش گرفته‌اند.نگاهی به سوابق مدیران ارشد کشور نیز این واقعیت را تأیید می‌کند. رئیس هیأت مذاکره‌کننده ایران از فرماندهان و رزمندگان دوران دفاع مقدس بوده، رئیس‌جمهوری سال‌ها در جبهه بهداشت و درمان جنگ خدمت کرده و وزیر امور خارجه نیز سابقه حضور در مجموعه سپاه پاسداران را در کارنامه خود دارد. درباره بسیاری دیگر از مسئولان نیز می‌توان از سوابق خدمت و تلاش آنان برای کشور سخن گفت. این پیشینه نشان می‌دهد که مدیران امروز، برخاسته از متن همین ملت و شریک رنج‌ها و دغدغه‌های مردم هستند.از سوی دیگر، نباید از این واقعیت غافل شد که جنگ امروز تنها در میدان نظامی جریان ندارد. جنگ روانی، عملیات رسانه‌ای، شایعه‌سازی، القای ناامیدی و تلاش برای ایجاد شکاف میان مردم و حاکمیت، به یکی از اصلی‌ترین ابزارهای دشمن تبدیل شده است. شاید بتوان گفت که شدت این جنگ ترکیبی در سال‌های اخیر به بالاترین سطح خود پس از پیروزی انقلاب اسلامی رسیده است. طبیعی است که در چنین فضایی، انسجام ملی، وفاق اجتماعی و هماهنگی میان مردم و مسئولان، به یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌های قدرت ملی تبدیل می‌شود.به نظر می‌رسد تأکید رهبر انقلاب بر ضرورت حمایت از مسئولان نیز از همین تحلیل راهبردی نشأت می‌گیرد. ایشان پیش‌تر نیز تصریح کرده بودند که حتی اختلافات موجه نیز در شرایط کنونی نباید به مسأله اصلی کشور تبدیل شود. این سخن، نافی تضارب آرا یا گفت‌وگوی انتقادی نیست؛ بلکه یادآور این حقیقت است که هر موضوعی زمان و جایگاه خود را دارد. اختلاف‌نظرها در دوران آرامش و امنیت می‌توانند به پویایی اندیشه و اصلاح امور کمک کنند، اما هنگامی که کشور با تهدیدهای همه‌جانبه روبه‌روست، اولویت اول، حفظ وحدت و جلوگیری از تحقق اهداف دشمن است.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و هشت
 - شماره نه هزار و هفتاد و هشت - ۲۹ تیر ۱۴۰۵