همینگوی؛ هنوز و همیشه

شیوا مقانلو
 نویسنده، مترجم و مدرس دانشگاه


 ارنست همینگوی را می‌توان قطب و مراد و حتی بزرگ‌ترِ نویسندگان نسل‌های پس از او دانست. جمله مشهور و جالبی از همینگوی به یادگار مانده که می‌گوید: «بعد از کتاب هاکلبری فین مارک تواین دیگر هیچ رمانی به آن حد از کمال و درستی در ادبیات آمریکا نوشته نشده است.» این جمله، به‌گمانم، نشان‌دهنده فروتنی و خشوعی است که همینگوی نسبت به تواین، نویسنده پیش از خود دارد؛ و شاید بتوان آن را نتیجه‌ سبک و سیاق   خاصی دانست که به آن معتقد بود: تمرکز بر داستان‌نویسی سرراست و شفاف، رفتن به میان آدم‌های معمولی جامعه و استفاده از دیالوگ‌هایی کاملاً موجز و ساده‌. این سبک که نشان‌دهنده روند کاری همینگوی است، به نظر من همچون اسلحه‌ای است که مستقیماً مخاطب را نشانه می‌رود. با این شیوه ساده‌نویسی، او در جایگاه نویسنده - روزنامه‌نگاری که از آمریکا به قلب اروپای ملتهب و مملو از جنگ اوایل قرن بیستم رفته است، دست به آفرینش آثاری ماندگار می‌زند. سبک داستان‌نویسی همینگوی از زیست سال‌های روزنامه‌نگاری او برآمده است. همینگوی در کسوت یک روزنامه‌نگار، خودخواسته به جو پرالتهاب اسپانیا، ایتالیا و... در میانه جنگ‌های جهانی اروپا قدم می‌گذارد؛ چرا که ماجراجوست و در زندگی‌اش به دنبال خبر می‌رود و در پی تجربه زندگی در تمامی ابعاد ممکن است. به دلایل مختلفی چون نبود خطوط و دفاتر تلگرافی مطمئن در فواصل دور و در نتیجه هزینه بالای تلگراف کردن واژه‌ها و از سویی آوار توپ‌های جنگی و بمباران، همینگوی و دیگر روزنامه‌نگاران ناچار بودند با کمترین تعداد واژگان، بیشترین مضامین مورد نظر را مخابره کنند و خب، این مسأله‌ای است که در سبک داستان‌نویسی ارنست همینگوی نمودی بارز یافته و حتی منشأ آن به شمار می‌آید. همینگوی با کمترین واژه‌ها، بیشترین مفاهیم و مضامین را به مخاطب منتقل می‌کند و به همین دلیل است که در آثار او به داستان‌هایی رئال می‌رسیم. کلمات در نوشته‌های او، اغلب مواقع قدرت‌شان را از آنچه به قالب کلمات درنیامده می‌گیرند تا آنچه به وضوح گفته شده است؛ برای او ناگفته‌ها همان‌قدر مهم‌اند که گفته‌ها. این کار را بسیار استادانه انجام می‌دهد و همین شیوه سبب دشواری بسیار در ترجمه آثار همینگوی می‌شود. درست برخلاف آنچه در ابتدا مترجمان جوان را می‌فریبد و ترجمه کتاب‌های همینگوی را کاری سهل و ممتنع می‌پندارند، اما همین‌که قدم در وادی ترجمه‌ آثارش می‌گذارند، آنها را دشوار می‌یابند! همینگوی با استفاده از کلمات ساده و کم‌تعداد، دست به توصیف‌هایی شگرف می‌زند؛ برای نمونه، اینکه یک موج چگونه برمی‌خیزد و به‌یک‌باره فرومی‌نشیند. اینها در زبان اصلی به‌راحتی قابل درک هستند، اما در ترجمه و برای مترجم، کار بازگردان را دشوار می‌کنند؛ چرا که خیلی سخت است با چهار-پنج کلمه و در یک جمله، این تصویرسازی‌ها را به فارسی منتقل کرد. در کنار این سبک خاص نوشتاری، او هرآنچه به قالب آثارش آورده را زیسته است؛ چرایی توصیف شگفت‌انگیزش در به تصویر کشیدن صحنه گاوبازی را باید در تجربیات و مشاهدات شخصی‌اش جُست. او در جنگ اسپانیا حضور داشته، فجایع آن را دیده و از سویی، کشتی جنگی را از نزدیک دیده، قایقرانی هم کرده است و همین است که توصیف‌هایی باورپذیر از آنها ارائه کرده است. همینگوی تجربه زیسته و استفاده ماهرانه از کلمات به‌ظاهر ساده را به خدمت داستان‌نویسی می‌گیرد و همین مسأله است که آثارش را در چنان جایگاهی قرار می‌دهد. زندگی در قاره‌های مختلف و ماجراجویی‌هایی که تجربه کرده، تصویرسازی و توصیف‌های او را قدرتمند و باورپذیر ساخته است.
 
رویکردهایی نو به زندگی همینگوی
خصوصیت دیگر و بسیار مهم نوشته‌های همینگوی را می‌توان در پروبال دادن‌های اغراق‌آمیز و لاف‌زدن زیاد او دانست. همینگوی حتی در شرح وقایعی که بر او گذشته هم دست از این کار برنمی‌دارد؛ بگذارید در این رابطه به ترجمه‌ام از کتاب «آشنایی با همینگوی» نوشته پل استراترن اشاره کنم که اواخر دهه هشتاد نشر مرکز آن را منتشر کرد. این کتاب که به زندگینامه همینگوی پرداخته، ویژگی‌های جالبی را درباره زندگی، خصوصیات اخلاقی و سبک زندگی‌اش، شرح داده که از سبک زندگینامه‌نویسی محققان غربی نشأت گرفته است. منتقدان و محققان غربی، هرچند سال یک‌بار با نگاه تازه‌ای به سراغ زندگینامه‌نویسی بزرگان‌شان می‌روند؛ به دلایل مختلفی، از جمله آنکه ممکن است به مدارک تازه‌ای دست یافته باشند و دیگر آنکه دائم رویکردهای جدیدی به جهان اضافه می‌شود که دریچه‌های تازه‌ای را به سوی بررسی و تحقیق باز می‌کند. پل استراترن، در کتاب خود نمونه‌هایی از لاف‌زنی همینگوی را برای مخاطبان رو کرده است؛ او ثابت کرده مواردی از جمله سخن گفتن ارنست همینگوی درباره زندگی فقیرانه‌اش در پاریس، خیالی بیش نیست! برای آن سند و مدرک هم آورده است. همینگوی از این می‌گفته که در آن دوران، ناچار به حمل زغال‌سنگ تا چند طبقه از ساختمان محل زندگی‌اش بوده است؛ نقل‌قولی که استراترن آن را کذب خوانده، او هزینه‌های زندگی همینگوی را با قیمت‌های آن سال‌های پاریس مقایسه کرده و نشان داده همینگوی برخلاف ادعاهای خود، زندگی راحت و مرفهی داشته و دائم در رفت‌وآمد میان کافه‌های مختلف و شرکت در میهمانی‌ها بوده است، در صورتی که هزینه‌های این سبک زندگی از عهده‌ هر کسی برنمی‌آمده! البته این مستندات نباید سبب نقد به او شود؛ اگر همینگوی اغراق نکند، چه کسی مجاز به این کار است؟ او با همین شیوه است که عادی‌ترین وجوه زندگی را به خواندنی‌ترین شکل ممکن به قالب داستان‌های کوتاه و رمان‌های خود می‌آورد. البته کتاب «آشنایی با همینگوی» تنها به این موارد محدود نمی‌شود؛ استراترن این زندگینامه را با تولد همینگوی آغاز می‌کند و نگاه جالبی هم در مواجهه با برهه‌های مختلف زندگی‌اش، از جمله روابط خانوادگی‌ او داشته است. استراترن در کنار آنکه شرح زندگی همینگوی را تمام و کمال با مخاطب در میان گذاشته، به ارتباط و چگونگی اثرگذاری آنها در داستان‌ها و آثارش نیز پرداخته است. بنابراین در این کتاب، ما صرفاً با یک زندگینامه ساده روبه‌رو نیستیم و تحلیل‌های نویسنده را درباره ارتباط زندگی همینگوی و اتفاقات آن با آثارش نیز می‌خوانید؛ در عین حال، دیدگاه خوبی درباره سبک کارها و زندگی‌اش ارائه می‌کند. از همه خواندنی‌تر، شاید همان مسأله‌ای باشد که اشاره شد؛ استراترن نکات تازه‌ای را درباره شخصیت، زندگی و آثار همینگوی کشف کرده که همه آنها در این کتاب آمده است. در کنار مطالعه این زندگینامه تحلیلی، علاقه‌مندان می‌توانند کتابی را که انتشارات نیماژ چند سال قبل منتشر کرده نیز بخوانند؛ کتاب «چهار روز با روح همینگوی» نوشته  تام وینتون  که با ترجمه خوب و روان مهسا خراسانی منتشر شده است. داستان این رمان از زبان نویسنده‌ای روایت می‌شود که طی حادثه‌ای، دچار ضربه مغزی شده و چهار روز به کما می‌رود؛ و در آن چند روز کما، با روح همینگوی به سفر و میهمانی و... می‌رود. با اینکه رمان «چهار روز با روح همینگوی» در بستری خیالی و داستانی شکل می‌گیرد اما زندگی واقعی همینگوی را با مخاطب به اشتراک می‌گذارد؛ به گمانم مطالعه این کتاب نیز برای افرادی که خواهان آشنایی بیشتر با ارنست همینگوی باشند، لطف زیادی دارد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و هشت
 - شماره نه هزار و هفتاد و هشت - ۲۹ تیر ۱۴۰۵