نبردی که سرنوشت امپراطوری عثمانی را تغییر داد

در دیگر نقطه جغرافیایی امپراطوری، رأس خلیج فارس، دو نگرانی استراتژی بریتانیا را شکل می‌داد: یکی ضرورت دائمی دفاع از مسیرهای دسترسی به هند و دیگری حفاظت از میادین نفتی ایران. مورد اول سنگ بنای سیاست بریتانیا بود و دومی با تبدیل سوخت کشتی‌های نیروی دریایی این کشور از زغال‌سنگ به نفت در سال ۱۹۱۲، به همان اندازه اهمیت یافته بود. بنابراین، حتی پیش از آغاز نبردهای عثمانی-روسی در شرق آناتولی، ارتشی از هند بریتانیا در اواخر ۱۹۱۴ شهر بندری بصره را اشغال کرده و به سوی بغداد پیشروی کرد. با این حال، فرمانده اکتشافی بریتانیایی-هندی که از موفقیت‌های اولیه خود فریب خورده بود، منابع و ابتکار عمل ارتش عثمانی را دست‌کم گرفت. در سال ۱۹۱۵، ضدحمله عثمانی‌ها نیروهای بریتانیایی را به روستای کات بازگرداند و پس از محاصره‌ای طولانی، آنها در سال ۱۹۱۶ با شکست و تحقیر تسلیم شدند. با این حال، جبهه بین‌النهرین برای بریتانیا اهمیت استراتژیک بالایی داشت و نمی‌توانستند از آن چشم‌پوشی کنند. در مارس ۱۹۱۷، نیروی اعزامی بریتانیایی بغداد را تصرف کرده و بخش جنوبی عراق را تحت کنترل خود درآورد.
جبهه دیگری که اهمیت ویژه‌ای داشت و در نهایت به جبهه‌ای تعیین‌کننده تبدیل شد، مرز میان سوریه عثمانی و مصر تحت اشغال بریتانیا بود. همه طرف‌های درگیر در جنگ این جبهه را از نظر استراتژیک حیاتی می‌دانستند، زیرا کنترل آن کلید دسترسی به کانال سوئز به شمار می‌رفت. در ژانویه ۱۹۱۵، در حالی که انور پاشا در آناتولی سرگرم اجرای کارزار پرهزینه‌ای بود، جمال پاشا فرماندهی ارتش عثمانی را برعهده گرفت و با ۸۰ هزار نفر از شبه‌جزیره سینا عبور کرد تا حمله‌ای سریع به کانال سوئز انجام دهد. هرچند از نظر نظامی، حمله به دفاع‌های ناآماده بریتانیا منطقی به نظر می‌رسید، اما این طرح به‌طور ضعیف هماهنگ شد و نیروهای عثمانی پیش از رسیدن به کانال مجبور به عقب‌نشینی شدند. با نگرانی از موفقیت نزدیک این حمله، بریتانیایی‌ها اقدام به بسیج ارتشی بزرگ در مصر کردند. تا اوایل ۱۹۱۷، پس از گردآوری نیروهای فراوان، بریتانیا حمله‌ای جدید را آغاز کرد. تحت فرماندهی ژنرال ادموند آلنبی، ارتش بریتانیا از جبهه‌ای وسیع به نیروهای عثمانی در فلسطین حمله کرد و این عملیات با حمایت نیروهای غیرمنظم جنبش انقلاب عربی که در جناح راست ارتش بریتانیا فعالیت می‌کردند و در پشت خطوط عثمانی عملیات چریکی انجام می‌دادند، تقویت شد. اگرچه قدس در دسامبر ۱۹۱۷ به دست بریتانیایی‌ها افتاد، کارزار سوریه هنوز ادامه داشت. مقاومت عثمانی‌ها در سال ۱۹۱۸ شدت گرفت و تنها خطوط تأمین عالی آلنبی از مصر مانع فرسودگی ارتش بریتانیا می‌شد. در پاییز همان سال، بریتانیایی‌ها حمله خود را از سر گرفتند و سقوط نیروهای عثمانی با شتاب آغاز شد. در اول اکتبر، نیروهای انقلاب عرب دمشق را تصرف کردند؛ چند روز بعد، ناوگان فرانسه بیروت را به دست گرفت و در پایان ماه، ارتش‌های عثمانی به آناتولی عقب‌نشینی کردند تا خود را برای دفاعی دیگر آماده سازند.
صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و شش
 - شماره نه هزار و هفتاد و شش - ۲۷ تیر ۱۴۰۵