قدرت مذاکره در دیپلماسی ایرانی
محسن دهقانی
کارشناس مسائل سیاست خارجی
سالها از وقتی که مأموران ساواک احتمالاً با ریشخند از آقا روحالله پرسیدند «یارانت کجا هستند» و آن مرد خدا با توکل و ایمان و اطمینانی غیرقابل تصور و با دلی آرام و قلبی مطمئن پاسخ داد «سربازان من در گهوارهها هستند»، میگذرد و بعد از این سالها، برای همه ثابت شد که یاران خامنهای به خیل یاران خمینی پیوستند و ادامهدهنده مسیر عزت و سربلندی ایران عزیز و دفاع از تمامیت سرزمینی و حاکمیت ملی و صیانت از امنیت و منافع ملی شدند.
یک سال گذشته، نقطه عطفی در تحولات ایران در قرن گذشته است؛ سالی که ایران عزیز دو جنگ تحمیلی و تجاوز نظامی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی را با حمایت بسیاری از کشورها در منطقه و جهان پشت سر گذاشت؛ سالی که دشمنان به طمع سیطره و نابودی ایران، شنیعترین جنایات جنگی را با ترور رهبر شهید و همزمان پرپر کردن غنچههای نوشکفته و معصوم مینابی مرتکب شدند و دلیرترین و شجاعترین فرماندهان و مقامها و شخصیتهای نظامی و سیاسی از زمره بهترین پاسداران و مدافعان این مرز و بوم کهن و بسیاری از مردم بیگناه از مردان و زنان و کودکان را ناجوانمردانه به شهادت رساندند. اما فرزندان خامنهای با تکیه بر میراث ارزشمند فرزندان خمینی، این جنگ را به فرصتی برای سرافرازی و برخاستن ایران تبدیل کردند و هر پرچمی از دست سربازی به زمین افتاد، سرباز دیگری با شجاعت آن پرچم را برافراشت تا متجاوزان بدانند دریغ است ایران ویران شود.
ایرانیان چالش بزرگ تجاوز گسترده نظامی و جنگ همهجانبه نظامی از سوی دو ابرقدرت و قدرت مسلح به سلاح اتمی را به فرصتی برای دفاع میهنی همهجانبه و مشروع از کیان ایران تبدیل کردند و در کنار هم قرار گرفتن اضلاع «میدان-خیابان-دیپلماسی» موجب تبلور اقتدار ایران در شکست و ناکامی متجاوزان در تحقق اهداف شومشان برای ایران عزیز شد. ایران پیروز از میدان نبرد نظامی، وارد جنگ و مبارزه در عرصه دیپلماسی شد تا دستاوردهای خود در این دفاع مقدس را تثبیت کند و در این مبارزه، قدرت مذاکره ایرانی تجلی یافت؛ مذاکرهای که مذاکرهکنندگان آن مستحضر به قدرت دلیرمردان شجاع ایران در نیروهای مسلح در میدان و مردم مبعوث شده در خیابان انقلاب بوده و هستند. قطعاً هیچ روندی در دیپلماسی و مذاکره بدون پشتوانه قدرت در عرصههای مختلف آن بهخصوص قدرت دفاعی و نظامی حرفی برای گفتن ندارد و با تکیه بر همین این پشتوانه، مذاکره شرافتمندانه به صحنه پیروزی یک ملت و ناکامی دشمن متجاوز تبدیل میشود.
این مبارزه نفسگیر همزمان با تداوم عرضاندام و قدرتنمایی «میدان» و «خیابان»، فرزندان خامنهای را به پیروزی دیگری در عرصه دیپلماسی رهنمون کرد و دشمنی که شکست و تسلیم ایران در سه روز را در تصور خام و در زبان هتاک خود میپروراند، ناگزیر بر نشستن بر سر میز مذاکرهای برابر شد تا برایش مسجل شود مذاکرهکنندگان نهتنها قصد تسلیم شدن ندارند، بلکه به دنبال گرفتن نه امتیاز، بلکه احقاق حقوق غصب شده و به غارت رفته و تضییع شده ملت خود هستند؛ مذاکراتی که نتیجه آن یادداشت تفاهمی است که دشمن به احترام حاکمیت ملی و تمامیت سرزمینی ایران و عدم توسل به زور و شروع مجدد جنگ در همه جبههها به شمول لبنان متعهد شد؛ یادداشت تفاهمی که دوست و دشمن، آن را «پیروزی ایران» و «شکست آمریکا» میدانند و دشمن متجاوز بدعهد شکست همزمان در میدان و دیپلماسی را تاب نیاورد و شروع به نقض مجدد عهد کرد، ولی به گواه تاریخ، سرنوشت تجاوزگری و اشغالگری بهخصوص وقتی با اقتدار در هماهنگی بین میدان و دیپلماسی به پشتوانه مردم در خیابان مواجه شود، چیزی جز شکست و عقبنشینی نخواهد بود. بعد از آیین باشکوه بدرقه و ادای احترام و تشییع باشکوه آقای شهید ایران، از تهران تا قم، از نجف تا کربلا و مشهد این پیروزی بیش از پیش تبلور یافته است تا جایی که رئیس دولت متجاوز آمریکا، شرکت میلیونها ایرانی باشرف در این مراسم را غیرقابل باور میداند و این گواه این حقیقت است که آمریکا نه خمینی و نه خامنهای شناخت و نه ملت ایران را.
هیأتهای متعدد از کشورهای مختلف برای شرکت در آیین باشکوه ادای احترام و تشییع رهبر مجاهد شهید ایران به تهران آمدهاند و با مسئولان ایرانی از جمله مذاکرهکنندگان ارشد ایرانی دیدار و گفتوگوهای صمیمانهای داشتند.
شنیدن برخی کلمات و جملات از زبان رؤسا و اعضای برخی این هیأتها بهخصوص از گروههای مقاومت، شیرین و دلنشین است؛ وقتی که «پیروزی ایران در میدان و دیپلماسی» را نهتنها «پیروزی و سربلندی ایران»، بلکه «پیروزی و سربلندی مسلمانان و جبهه مقاومت» توصیف کردند؛ آنها که از «قدرت و فن دیپلماسی و قدرت مذاکره» ایرانیان در مقابل آمریکا ابراز شگفتی و تحسین کردند و امیدوارند که دیگر مسائل مرتبط با صلح و ثبات و امنیت در منطقه و جهان اسلام به یمن اقتدار ایران در میدان و دیپلماسی و به دست ایران مقتدر گرهگشایی شود.
لازم است دیوان «اقتدار میدان» و «قدرت مذاکره» فرزندان خمینی و خامنهای را یکبار دیگر بخوانیم و به قدرت و توان فرزندان ایران در شکست و انتقام از دشمنان باور و ایمان داشته باشیم؛ آنها که به بیان حکیمانه رهبر انقلاب، از سر دلسوزی و با حُسن نظر، تلاشهای زیادی را به عمل آوردند تا دشمن متجاوز و مستأصل را بعد از میدان و خیابان، در دیپلماسی هم مقهور هوشمندی و ذکاوت ایرانیان کنند و این نبرد و مبارزه برای دفاع از ایران در میدان و دیپلماسی و خیابان با قدرت، عزت و حکمت ادامه دارد. هر چند صحبت از دیپلماسی و مذاکره در میانه جنگ و تجاوز دشمن دشوار است، ولی دیپلماسی یک ضرورت است و همواره در طول تاریخ، از دیپلماسی برای حل مسائل و مشکلات یک کشور استفاده شده است و میتوان از ابزار دیپلماسی نیز همراستا با میدان در مقابله با دشمن در صیانت از امنیت و منافع ملی بهره گرفت. سه کلیدواژه اساسی در دیپلماسی ایرانی بهعنوان میراث ارزشمند امامین انقلاب اسلامی و مورد تأکید رهبر شهید ایران، «عزت»، «حکمت» و «مصلحت» است.
در تعریف روشن رهبر شهید، عزت یعنی نفی «دیپلماسی التماسی» و تکیه و پافشاری بر اصول و منافع ملی، حکمت یعنی در همه تعاملهای دوجانبه و چندجانبه، خردمندانه، اندیشیده و محاسبه شده عمل کرده و از اظهارنظرهای دفعی و ارتجالی و حساب نشده پرهیز کنیم و هر طراحی و اقدامی، دارای پشتوانه فکری و عقلانی و اندیشیده و محاسبه شده باشد و مصلحت یعنی شناختن موارد انعطاف و یافتن راه عبور از کنار صخره و موانع و ادامه راه بدون عقبنشینی.
از زمانی که سید کمال خرازی خاطرهای از دوران نبرد دیپلماتیک خود در نیویورک، مقر سازمان ملل متحد برای دانشجویان روابط بینالملل بهعنوان درس دیپلماسی ایرانی تعریف میکرد هم سالها میگذرد. وقتی کمال دیپلماسی ایران با عجله میخواست محفلی دیپلماتیک را ترک کند و وزیر یا سفیری از یکی از کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس با خنده همراه با مزاح خطاب به او گفت «جناب وزیر چرا عجله میکنید و بیشتر بمانید...» و سید با لحنی آرام و مؤدب، اما خیلی جدی گفت که «ما دیپلماتهای ایرانی باید خودمان کشورمان را نگاه داریم و حفظ کنیم و نمیتوانیم منتظر باشیم وقتی کشورمان اشغال شد، بیگانهای بیاید و آن را به ما بازگرداند.»

