بررسی گزارش مرکز پژوهشهای مجلس درباره الگوی مصرف گاز در دهکهای درآمدی
محـرومان، پرمصرفهای ناخواسته گاز
خانههای دهکهای پایین جامعه معمولاً عایق مناسبی ندارند و همین مسأله میتواند باعث شود برای گرمکردن فضای خانه گاز بیشتری مصرف کنند. اما آیا یک خانواده آسیبپذیر یا ساکن در منطقهای محروم میتواند هزینه عایقکاری خانه، تعویض پنجرههای فرسوده یا خرید وسایل گرمایشی استاندارد را بپردازد؟ اگر چنین توانی داشت، احتمالاً امروز در آن خانه زندگی نمیکرد.
مرکز پژوهشهای مجلس برای پاسخ به این پرسش که «چه کسانی بیشتر گاز مصرف میکنند؟» دادههای واقعی مصرف گاز مشترکان خانگی را در کنار اطلاعات رفاهی خانوارها قرار داده و الگوی مصرف را در اقلیمهای مختلف کشور بررسی کرده است. نتیجه این بررسی، برخلاف تصور رایج، نشان میدهد میان سطح رفاه و میزان مصرف گاز رابطه مستقیمی وجود ندارد. در واقع، مصرف بالاتر خانوارهای دهکهای پایین، بیش از آنکه الزاماً به شیوه مصرف آنها مربوط باشد، میتواند با کیفیت خانههایی که در آن زندگی میکنند مرتبط باشد؛ خانههایی با تجهیزات گرمایشی فرسوده، پنجرههای غیراستاندارد و عایقبندی نامناسب که بخش زیادی از گرما را هدر میدهند. بررسیها همچنین نشان میدهد میزان مصرف گاز به ازای هر مترمربع زیربنا در دهکهای پایین بیشتر از دهکهای بالای درآمدی است. طبق یافتههای این گزارش، اگر هدف کاهش مصرف گاز و رفع ناترازی است، راهحل صرفاً از افزایش فشار بر دهکهای پردرآمد یا سیاستهای شوکآور قیمتی نمیگذرد. بخشی از مسأله در خانههایی است که انرژی را هدر میدهند و خانوادههایی که توان مالی بهسازی آنها را ندارند. بنابراین، بهینهسازی ساختمانها، نوسازی تجهیزات گرمایشی و کاهش هدررفت انرژی، بویژه در میان دهکهای پایین، میتواند اثربخشتر از سیاستهای تنبیهی باشد.
چرا گاز کم میآوریم؟
ایران با وجود در اختیار داشتن یکی از بزرگترین ذخایر اثباتشده گاز طبیعی جهان، هر زمستان با ناترازی گاز روبهرو میشود. با کاهش دما، مصرف گاز در بخش خانگی بهسرعت افزایش مییابد و برای تأمین نیاز این بخش، گاز صنایع، نیروگاهها و حتی در برخی مقاطع صادرات گاز با محدودیت مواجه میشود. این چرخه تقریباً هر سال تکرار میشود.به همین دلیل، مدیریت مصرف گاز در بخش خانگی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین محورهای سیاستگذاری انرژی تبدیل شده است. با این حال، به نظر میرسد مصرف داخلی گاز در ایران به تناسب تولید، از ناموزونی بالایی برخوردار است؛ مسألهای که نشاندهنده مصرف بالا و هدررفت انرژی در داخل کشور است.
دادههای ۲۲ میلیون مشترک
چه میگویند؟
مرکز پژوهشهای مجلس، اطلاعات قبوض گاز ۲۲.۷ میلیون مشترک خانگی را در سال ۱۴۰۲ با اطلاعات رفاهی خانوارها در پایگاه رفاه ایرانیان تطبیق داده است. در این بررسی، دادههای مربوط به ۲۵.۹ میلیون واحد مسکونی نیز مورد استفاده قرار گرفته و پایگاه رفاه ایرانیان بیش از ۳۵.۱ میلیون رکورد اطلاعات رفاهی را دربرمیگیرد. این دادهها امکان مقایسه وضعیت اقتصادی خانوارها با میزان مصرف گاز آنها را فراهم کرده است.
نتایج این بررسی نشان میدهد میانگین مصرف سالانه گاز هر خانوار در سال ۱۴۰۲ حدود ۲ هزار و ۳۲۸ مترمکعب بوده است. اما مهمتر از این عدد، الگوی مصرف میان گروههای مختلف درآمدی است. بررسی مصرف از پایینترین تا بالاترین صدک درآمدی نشان میدهد تفاوت مصرف گاز میان خانوارها چندان چشمگیر نیست و میانگین مصرف در صدکهای مختلف تنها حدود ۱۰ درصد اختلاف دارد. دادههای این گزارش نشان میدهد خانوارهای کمدرآمد نهتنها مصرف کمتری ندارند، بلکه در مجموع اندکی بیشتر از خانوارهای برخوردار گاز مصرف میکنند. بر اساس این بررسی، خانوارهای قرارگرفته در صدکهای یک تا ۵۰ درآمدی، بهطور متوسط سالانه ۲هزار و ۴۰۴ مترمکعب گاز مصرف کردهاند؛ رقمی که از میانگین مصرف خانوارهای نیمه بالای جدول درآمدی بیشتر است.
به همین دلیل، گزارش نتیجه میگیرد که مصرف گاز در بخش خانگی، برخلاف تصور عمومی، رابطه معناداری با سطح رفاه خانوارها ندارد و نمیتوان صرفاً پردرآمد بودن را عامل مصرف بیشتر دانست.
مصرف بیشتر
همیشه به معنای رفاه بیشتر نیست
یکی از مهمترین یافتههای گزارش مرکز پژوهشهای مجلس، زیر سؤال بردن یک باور قدیمی درباره مصرف گاز است؛ اینکه هرچه درآمد یک خانوار بیشتر باشد، مصرف گاز آن هم بیشتر خواهد بود. بررسی دادههای مصرف گاز مشترکان خانگی در کنار اطلاعات دهکهای درآمدی و مقایسه آن با مطالعات پیشین، از جمله گزارش وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، نشان میدهد چنین رابطهای چندان وجود ندارد.در واقع، اختلاف میانگین مصرف گاز میان دهکهای مختلف درآمدی چشمگیر نیست و حتی با افزایش سطح رفاه، میزان مصرف گاز با شیبی بسیار اندک کاهش پیدا میکند. بهطوری که مصرف گاز خانوارهای دهک دهم، تقریباً با میانگین مصرف خانوارهای دهک ششم برابری میکند. این یافته نشان میدهد برخلاف تصور رایج، صرف پردرآمد بودن یک خانوار به معنای مصرف بسیار بیشتر گاز نیست.اما وقتی پای مصرف گاز به ازای متراژ خانه به میان میآید، تصویر متفاوتی دیده میشود. گزارش نشان میدهد خانوارهای کمدرآمد برای گرمکردن هر مترمربع از فضای خانه، گاز بیشتری نسبت به خانوارهای پردرآمد مصرف میکنند. بهطور متوسط، مصرف سالانه گاز به ازای هر مترمربع زیربنا در دهک اول حدود ۲۳ مترمکعب است، درحالیکه این رقم در دهک دهم به حدود ۱۷ مترمکعب میرسد.
خانههای فرسوده
عامل پنهان مصرف بالای گاز
بسیاری از خانوارهای دهکهای اول تا پنجم در خانههایی زندگی میکنند که عایقبندی مناسبی ندارند و همچنان از وسایل گرمایشی قدیمی و کمبازده استفاده میکنند. در نتیجه، بخش زیادی از گرمای تولیدشده پیش از گرمکردن فضای خانه هدر میرود و برای رسیدن به دمای مطلوب، ناچارند گاز بیشتری مصرف کنند.البته دادههای این گزارش، بهتنهایی نمیتواند همه عوامل مؤثر بر تفاوت مصرف را توضیح دهد، اما فرسودگی ساختمان، کیفیت پایین عایقبندی و ناکارآمدی تجهیزات گرمایشی از مهمترین توضیحهای احتمالی برای مصرف بیشتر گاز به ازای هر مترمربع در خانوارهای کمدرآمد است. بررسی دادههای مصرف نشان میدهد اگرچه در بالاترین سطوح مصرف، میزان استفاده از گاز به شکل محسوسی افزایش پیدا میکند و این موضوع عمدتاً به خانههای لوکس، ویلاها و استخرهای شخصی مربوط است، اما این گروه سهم بسیار کوچکی از مشترکان را تشکیل میدهند. تنها حدود ۰.۱ درصد از مشترکان خانگی در این گروه قرار دارند و مجموع مصرف آنها حدود ۰.۵ درصد از کل مصرف گاز بخش خانگی را شامل میشود.به همین دلیل، گزارش تأکید میکند که ناترازی گاز را نمیتوان تنها به این گروه نسبت داد. بخش عمده گاز کشور توسط میلیونها خانوار در دهکهای مختلف درآمدی مصرف میشود و اگر قرار است مصرف کاهش یابد، سیاستگذاری باید فراتر از برخورد با مشترکان بسیار پرمصرف باشد و به سمت کاهش هدررفت انرژی، بهسازی ساختمانها و نوسازی تجهیزات گرمایشی حرکت کند.در این میان، مسأله مستأجران نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از خانوارهای کمدرآمد در خانههای استیجاری زندگی میکنند و حتی اگر بخواهند، اختیار یا توان مالی لازم برای تعویض پنجرهها، عایقکاری یا نوسازی سیستم گرمایشی را ندارند. در چنین شرایطی، مصرفکننده انرژی مستأجر است، اما هزینه اصلی بهسازی باید از سوی مالک پرداخت شود؛ موضوعی که میتواند اجرای سیاستهای بهینهسازی را دشوار کند.
نسخه مرکز پژوهشها
برای کاهش ناترازی گاز
مرکز پژوهشهای مجلس در کنار بررسی الگوی مصرف، راهکارهایی نیز برای کاهش ناترازی گاز پیشنهاد کرده است. مهمترین تأکید گزارش این است که سیاستهای مدیریت مصرف باید به جای تمرکز صرف بر افزایش قیمت گاز یا برخورد با گروه کوچکی از مشترکان بسیار پرمصرف، به سمت کاهش هدررفت انرژی در بخش خانگی حرکت کند.یکی از پیشنهادهای گزارش، اصلاح تدریجی تعرفههای گاز است. به اعتقاد مرکز پژوهشها، افزایش ناگهانی قیمت انرژی نمیتواند به کاهش مؤثر مصرف منجر شود و در عین حال فشار اقتصادی بیشتری بر خانوارهایی وارد میکند که به دلیل فرسودگی ساختمان و تجهیزات گرمایشی، ناچار به مصرف بیشتر هستند. از این رو، هرگونه اصلاح تعرفه باید همزمان با اجرای برنامههای بهینهسازی مصرف و حمایت از خانوارهای کمبرخوردار انجام شود. گزارش همچنین بر اجرای طرحهای صرفهجویی مبتنی بر عملکرد یا «کارور گاز طبیعی» تأکید دارد؛ طرحی که در ماده ۴۶ قانون برنامه هفتم پیشرفت پیشبینی شده است. بر اساس این سازوکار، شرکتهای کارور میتوانند با نوسازی وسایل گرمایشی، بهسازی ساختمانها، ارتقای بهرهوری انرژی و ارائه مشوقهای مالی، به کاهش مصرف گاز کمک کنند.
گزارش تأکید میکند موفقیت این طرح در گرو تمرکز بر خانوارهایی است که توان مالی کافی برای نوسازی تجهیزات و بهسازی خانههای خود ندارند. در خانههای استیجاری نیز لازم است سازوکاری طراحی شود که بخشی از منافع حاصل از کاهش مصرف به مالک و بخشی به مستأجر برسد تا هر دو طرف برای اجرای طرحهای بهینهسازی انگیزه داشته باشند.
از سوی دیگر، اجرای کامل مقررات ملی ساختمان، بویژه الزامات مربوط به عایقبندی و بهینهسازی مصرف انرژی در ساختمانهای نوساز، از دیگر راهکارهای مؤثر است. رعایت استانداردهای انرژی در ساختوساز، استفاده از تجهیزات کممصرف و نظارت جدی بر اجرای این مقررات میتواند در بلندمدت، هم مصرف گاز خانوارها را کاهش دهد و هم بخشی از ناترازی گاز کشور را جبران کند.
برش
پایان یک تصور قدیمی
سیاستهای مدیریت مصرف، اگر تنها بر افزایش قیمت گاز یا برخورد با گروه کوچکی از مشترکان بسیار پرمصرف متمرکز شود، بعید است بتواند ناترازی گاز را بهطور مؤثر کاهش دهد. کاهش پایدار مصرف، بیش از هر چیز به نوسازی تجهیزات گرمایشی، بهبود عایقبندی ساختمانها، اجرای دقیق استانداردهای ساختوساز و حمایت از خانوارهایی وابسته است که به دلیل فرسودگی خانه و تجهیزات، ناخواسته گاز بیشتری مصرف میکنند.
بنابراین، در مسأله گاز، همه پرمصرفها یکسان نیستند. بخشی از مصرف بالا نه از سر رفاه، بلکه از دل خانههایی میآید که انرژی را بهراحتی هدر میدهند. اگر سیاستگذاری این تفاوت را نادیده بگیرد، بعید است نسخهای که برای کاهش ناترازی گاز پیچیده میشود، به نتیجه مطلوب برسد.

