امیر «جعفر زاهدی» فرمانده دانشگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) در گفت و گو با «ایران»:

همچنان برای دشمن غافلگیری داریم

رهبر شهید، نیروهای مسلح را در مسیر طراحی، ساخت و توسعه سامانه‌های بومی دفاعی سوق دادند

تجربه جنگ اخیر، بار دیگر اهمیت خودکفایی دفاعی و اتکا به توان داخلی را در عرصه امنیت ملی آشکار کرد؛ راهبردی که از ابتدای انقلاب اسلامی در دستور کار جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، در دوران زعامت رهبر شهید انقلاب اسلامی با تمرکز ویژه‌ای دنبال شد و امروز آثار آن در حوزه پدافند هوایی بیش از گذشته نمایان شده است. عملکرد شبکه پدافند هوایی در مقابله با جنگنده‌ها و پهپادهای پیشرفته دشمن، از جمله موضوعاتی است که ضرورت بازخوانی مسیر طی ‌شده و چشم‌انداز آینده این حوزه را برجسته می‌کند. ایام تشییع رهبر شهید انقلاب، به عنوان پرچمدار و پیشران اصلی بومی‌سازی تسلیحات نظامی-دفاعی کشور، بهانه‌ای شد تا با امیر «جعفر زاهدی» فرمانده دانشگاه پدافند هوایی خاتم‌الانبیاء(ص) ارتش جمهوری اسلامی ایران درباره نقش دانش بومی در توسعه توان دفاعی، دستاوردهای جنگ اخیر و برنامه‌های آینده این نیرو به گفت‌وگو بنشینیم.

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، موضوع خودکفایی دفاعی همواره یکی از راهبردهای اصلی جمهوری اسلامی ایران بوده است. بخصوص پس از آغاز رهبری رهبر شهید انقلاب اسلامی. این رویکرد چگونه شکل گرفت و چرا در حوزه دفاعی تا این اندازه اهمیت پیدا کرد؟
از همان روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی، شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» صرفاً یک شعار سیاسی برای سیاست خارجی کشور نبود، بلکه به‌ عنوان یک راهبرد بنیادین در تمامی عرصه‌های اداره کشور مورد توجه قرار گرفت. مفهوم اصلی این شعار، نفی هرگونه وابستگی به قدرت‌های سلطه‌گر و اتکا به ظرفیت‌های داخلی بود؛ رویکردی که هم در حوزه‌های کشوری و هم در حوزه‌های لشکری نمود پیدا کرد و در عرصه دفاعی و نظامی، به دلیل ارتباط مستقیم با امنیت ملی، اهمیت دوچندان یافت.
در حوزه دفاعی، اصل بر این است که هیچ کشوری نباید امنیت خود را به اراده و تصمیم دیگران گره بزند. تجربه‌های تاریخی نیز نشان داده است هر کشوری که در تأمین نیازهای راهبردی خود وابسته باشد، در بزنگاه‌های حساس با محدودیت‌های جدی مواجه  خواهد شد.
به همین دلیل، جمهوری اسلامی ایران از همان ابتدای مسیر تلاش کرد وابستگی خود را در حوزه‌های راهبردی کاهش دهد و در حوزه دفاعی، به سمت طراحی و تولید تجهیزات بومی  حرکت کند.
در حوزه پدافند هوایی، اتکا به تجهیزات بومی چه اهمیتی دارد و چرا استفاده از سامانه‌های خارجی می‌تواند مخاطره‌آمیز باشد؟
زمانی که سامانه‌های دفاعی بومی نباشند و تولیدکننده آنها کشوری باشد که احتمال تقابل یا حتی اختلاف منافع با آن وجود دارد، طبیعی است که بخش قابل توجهی از اطلاعات فنی، قابلیت‌ها، محدودیت‌ها و حتی راهکارهای مقابله با آن سامانه در اختیار همان تولیدکننده قرار داشته باشد. چنین شرایطی می‌تواند در زمان بحران به یک نقطه ضعف بزرگ تبدیل شود. هرچند جمهوری اسلامی ایران طی دهه‌های گذشته، پیش از جنگ اخیر، درگیری مستقیم با آمریکا نداشت، اما همواره احتمال چنین رویارویی‌ای در محاسبات راهبردی وجود داشت. از منظر ایدئولوژیک نیز این تقابل، صرفاً یک اختلاف سیاسی تلقی نمی‌شد، بلکه در چارچوب تقابل حق و باطل تعریف می‌شد و همین نگاه، ضرورت دستیابی به استقلال دفاعی را بیش از پیش برجسته می‌کرد.

هدایت‌های رهبر شهید انقلاب در مسیر دستیابی به خودکفایی دفاعی چه نقشی در توسعه توان پدافند هوایی کشور داشت؟
رهبر شهید، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نیز همواره بر همین اصل تأکید داشتند. جمله راهبردی ایشان که «هیچ منکری زشت‌تر از وابستگی به مستکبران نیست»، تنها یک توصیه اخلاقی نبود، بلکه نقشه راهی برای اداره کشور در حوزه‌های مختلف، بویژه در عرصه دفاعی محسوب می‌شد. بر همین اساس، سیاست خودکفایی دفاعی به یکی از اولویت‌های نیروهای مسلح تبدیل شد. هدف این بود که سامانه‌هایی طراحی و تولید شوند که دشمن نه از جزئیات فنی آنها اطلاع داشته باشد و نه بتواند با شناخت ساختار آنها، از طریق جنگ الکترونیک، عملیات سایبری یا روش‌های دیگر، کارایی این تجهیزات را کاهش دهد. هرچه میزان بومی‌سازی افزایش پیدا کند، امکان غافلگیری دشمن نیز بیشتر خواهد شد و ابتکار عمل در میدان نبرد در اختیار نیروهای خودی  قرار می‌گیرد.
تحریم ها چه تأثیری بر سرعت گرفتن این روند داشت؟
تنها عامل حرکت به سمت خودکفایی، ملاحظات امنیتی و راهبردی نبود. تحریم‌های گسترده‌ای که علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شد نیز این مسیر را به یک ضرورت اجتناب‌ناپذیر تبدیل کرد.
البته این محدودیت‌ها تنها به حوزه خرید تجهیزات نظامی ختم نمی‌شد. در حوزه علم و فناوری نیز فشارهای گسترده‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال می‌شد. دسترسی پژوهشگران و دانشمندان ایرانی به بسیاری از منابع علمی، مقالات معتبر و فناوری‌های روز دنیا با محدودیت مواجه بود و در برخی موارد حتی انتقال دانش نیز تحت تحریم قرار داشت. در چنین شرایطی، تنها راه پیش‌رو، اتکا به ظرفیت‌های داخلی، تربیت نیروی انسانی متخصص و سرمایه‌گذاری بر پژوهش و فناوری بومی بود. ضرورتی که رهبر شهید با درک بموقع آن، نیروهای مسلح کشور را در مسیر طراحی، ساخت و توسعه سامانه‌های بومی دفاعی و پدافندی سوق دادند. امروز می‌توان آثار این تصمیم راهبردی را به‌صورت ملموس مشاهده کرد. تجربه جنگ اخیر نشان داد هرجا بر توان داخلی تکیه شد و سامانه‌های بومی وارد میدان شدند، امکان غافلگیری دشمن فراهم شد و ابتکار عمل در بسیاری از صحنه‌ها در اختیار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت.

شما به تجربه جنگ اخیر اشاره کردید. این جنگ چه تصویری از توان واقعی پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران ارائه داد؟
نکته قابل توجه آن است که امروز حتی در بخشی از تحلیل‌های منتشر شده از سوی رسانه‌ها و کارشناسان طرف مقابل نیز می‌توان نشانه‌هایی از این واقعیت را مشاهده کرد. آنها اذعان می‌کنند که انتظار نداشتند جمهوری اسلامی ایران بتواند در برخی حوزه‌ها چنین عملکردی از خود نشان دهد و در مواردی محاسبات آنها را بر هم بزند. این موضوع نشان می‌دهد راهبرد خوداتکایی، صرفاً یک شعار یا یک انتخاب مقطعی نبود، بلکه سیاستی بلندمدت و مبتنی بر واقعیت‌های امنیتی کشور بود؛ سیاستی که با هدایت‌های امام راحل آغاز شد و با تأکیدهای مستمر رهبر شهید ادامه یافت و امروز نتایج آن در عرصه عملیاتی قابل مشاهده است.

یکی از مهم‌ترین موضوعاتی که در جریان این جنگ مورد توجه قرار گرفت، عملکرد شبکه پدافند هوایی در برابر جنگنده‌های نسل پنجم، به‌ویژه اف-۳۵ بود. این رخداد را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
یکی از روشن‌ترین مصادیق غافلگیری دشمن در جنگ اخیر، عملکرد شبکه پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران در برابر جنگنده‌های پیشرفته دشمن بود. در رأس این موارد، جنگنده اف-۳۵ قرار دارد؛ پرنده‌ای که از سوی سازندگان آن به ‌عنوان یکی از پیشرفته‌ترین جنگنده‌های نسل پنجم جهان معرفی می‌شود و همواره این ادعا درباره آن مطرح بوده که به دلیل برخورداری از فناوری‌های نوین، شناسایی، رهگیری و مقابله با آن برای سامانه‌های پدافندی غیرممکن است.
با این حال، جنگ اخیر نشان داد که این تصور، دست‌کم در برابر شبکه پدافند هوایی جمهوری اسلامی ایران، آن‌گونه که تبلیغ می‌شد، واقعیت ندارد. رهگیری این جنگنده و قرار گرفتن آن در تیررس سامانه‌های پدافندی جمهوری اسلامی ایران، از یک‌سو توانمندی متخصصان و نیروهای پدافند هوایی کشور را به نمایش گذاشت و از سوی دیگر، پیام روشنی برای دشمن داشت؛ پیامی مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی ایران طی سال‌های گذشته تنها به توسعه تجهیزات متعارف اکتفا نکرده، بلکه در حوزه کشف، رهگیری و مقابله با تهدیدات نوین نیز دستاوردهای قابل توجهی کسب کرده است.
از سوی دیگر، این اتفاق نشان داد جمهوری اسلامی ایران هنوز همه ظرفیت‌های دفاعی خود را آشکار نکرده است. در هر نبردی، حفظ بخشی از توانمندی‌ها و قابلیت‌ها برای شرایط حساس‌تر، یک اصل پذیرفته ‌شده نظامی است و جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین آنچه در جنگ اخیر به نمایش درآمد، تنها بخشی از توان شبکه دفاعی کشور بود و این موضوع خود می‌تواند به‌عنوان عاملی مؤثر در تقویت بازدارندگی تلقی شود. یعنی همچنان امکان غافلگیری دشمن را داریم. البته موفقیت‌های پدافند هوایی تنها به اف-۳۵ محدود نبود. در جریان این جنگ، هواپیماهای دیگری همچون اف-۱۵، اف-۱۶ و همچنین پهپادهای پیشرفته و گران‌قیمت دشمن نیز در تیررس سامانه‌های دفاعی جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته و منهدم شدند.

هر جنگی تجربه‌های ارزشمندی برای نیروهای مسلح به همراه دارد. جنگ اخیر از این منظر چه دستاوردهایی برای پدافند هوایی داشت؟
بدون تردید، هر جنگی مجموعه‌ای از تجربه‌های ارزشمند را در اختیار طرفین قرار می‌دهد. در هر رویارویی نظامی، نقاط قوت و ضعف آشکار می‌شوند، روش‌های عملیاتی مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و بسیاری از فرضیات پیشین در میدان عمل محک می‌خورند. از همین رو، نیروهای مسلح در سراسر جهان، جنگ را صرفاً یک درگیری نظامی تلقی نمی‌کنند، بلکه آن را فرصتی برای بازنگری در ساختارها، اصلاح تاکتیک‌ها و ارتقای توان رزمی نیز می‌دانند.
جمهوری اسلامی ایران نیز در طول چهار دهه گذشته بارها نشان داده است که از تجربیات میدانی برای افزایش قدرت دفاعی خود بهره گرفته است. نمونه روشن آن، دوران دفاع مقدس هشت‌ساله است. در آن مقطع، یکی از مهم‌ترین چالش‌های کشور، محدودیت در توان موشکی بود. همین تجربه باعث شد پس از پایان جنگ، توسعه صنعت موشکی به یکی از اولویت‌های اصلی کشور تبدیل شود؛ تصمیمی که امروز آثار آن در ایجاد بازدارندگی و افزایش قدرت دفاعی جمهوری اسلامی ایران به‌وضوح قابل مشاهده است.
جنگ‌های اخیر نیز از این قاعده مستثنی نیستند. این جنگ‌ها علاوه بر آنکه توانمندی‌های موجود را در میدان واقعی محک زدند، نقاطی را که نیازمند تقویت، بازنگری یا توسعه بیشتر هستند نیز آشکار کردند. اهمیت این موضوع در آن است که نیروهای مسلح، این تجربه‌ها را به‌عنوان سرمایه‌ای ارزشمند برای آینده تلقی می‌کنند؛ سرمایه‌ای که می‌تواند مسیر توسعه تجهیزات، تغییر تاکتیک‌ها و ارتقای آمادگی عملیاتی را دقیق‌تر و هدفمندتر کند.
البته نباید فراموش کرد که جنگ، ذاتاً پدیده‌ای خسارت‌بار است و هیچ ملتی خواهان وقوع آن نیست. جنگ امنیت، آرامش و زندگی عادی مردم را تحت تأثیر قرار می‌دهد و هزینه‌های سنگینی بر کشورها تحمیل می‌کند. اما اگر پس از پایان هر نبرد، تجربه‌های به‌دست‌آمده به‌درستی تحلیل و تبدیل به برنامه عملیاتی شوند، می‌توان بخشی از این تهدید را به فرصتی برای رشد و پیشرفت در حوزه دفاعی تبدیل کرد.
در حوزه پدافند هوایی نیز همین رویکرد دنبال می‌شود. اساس هر پیشرفت، تحقیق، توسعه و پژوهش است و بدون سرمایه‌گذاری مستمر در این بخش‌ها، حفظ برتری دفاعی امکان‌پذیر نخواهد بود. به همین دلیل، در ارتش جمهوری اسلامی ایران و به‌ویژه در نیروی پدافند هوایی، سازوکارهای مشخصی برای بررسی مداوم تهدیدات، تحلیل عملکرد تجهیزات، مطالعه فناوری‌های نوین و طراحی راهکارهای آینده وجود دارد.
این فرآیند تنها به یک مجموعه محدود نمی‌شود، بلکه بخش‌های اطلاعاتی، مطالعاتی، پژوهشی و مراکز علمی به‌صورت هماهنگ در آن نقش دارند. دانشگاه‌های تخصصی نیروهای مسلح، مراکز تحقیقاتی، صنایع دفاعی و متخصصان حوزه‌های مختلف، هر یک بخشی از این زنجیره را تشکیل می‌دهند و تلاش می‌کنند نیازهای آینده نیروهای مسلح را پیش از تبدیل شدن به یک چالش عملیاتی، شناسایی و برای آن راه‌حل طراحی کنند.

با توجه به تجربه جنگ اخیر، آینده توان بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران و مسیر توسعه پدافند هوایی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
جنگ اخیر حجم قابل توجهی از اطلاعات، تجربه و داده‌های عملیاتی را در اختیار این مجموعه‌ها قرار داده است. هر نوع تهدید جدید، هر شیوه عملیاتی دشمن، هر فناوری به‌کاررفته در میدان نبرد و حتی نحوه عملکرد تجهیزات خودی، اکنون در حال بررسی و تحلیل است تا نقاط قوت تثبیت شوند و نقاطی که نیازمند ارتقا هستند، با سرعت بیشتری توسعه پیدا کنند. این فرایند، بخشی جدایی‌ناپذیر از چرخه پیشرفت در نیروهای مسلح است و به همین دلیل، نتایج جنگ تنها به میدان نبرد محدود نمی‌شود، بلکه در آزمایشگاه‌ها، مراکز تحقیقاتی و صنایع دفاعی نیز ادامه پیدا می‌کند.
در کنار همه این موارد، نباید یک نکته مهم را از نظر دور داشت. آنچه دشمن در جریان جنگ مشاهده کرده یا تصور می‌کند از توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران می‌داند، الزاماً تمام ظرفیت‌های موجود نیست. در همه ارتش‌های حرفه‌ای جهان، حفظ بخشی از قابلیت‌ها، تجهیزات و تاکتیک‌های عملیاتی برای شرایط خاص، یک اصل پذیرفته‌شده است. جمهوری اسلامی ایران نیز بر همین مبنا عمل می‌کند و طبیعی است که همه توانمندی‌های خود را در یک مقطع زمانی یا در یک نبرد به نمایش نگذارد.
از این منظر، بخشی از تصویری که دشمن از توان دفاعی جمهوری اسلامی ایران در اختیار دارد، می‌تواند خود بخشی از یک عملیات فریب باشد؛ عملیاتی که هدف آن، ایجاد خطا در محاسبات دشمن و جلوگیری از دستیابی او به شناخت دقیق از ظرفیت‌های واقعی کشور است. همین مسأله یکی از مؤلفه‌های مهم بازدارندگی محسوب می‌شود؛ زیرا هرچه شناخت دشمن از توان واقعی طرف مقابل کمتر باشد، تصمیم‌گیری برای هرگونه اقدام نظامی با تردید و هزینه بیشتری همراه خواهد شد.
بر همین اساس، جمهوری اسلامی ایران همچنان ظرفیت‌های قابل توجهی در اختیار دارد که بنا به ملاحظات عملیاتی و امنیتی، تاکنون از آنها استفاده نکرده یا جزئیات آنها را آشکار نساخته است. همین موضوع نشان می‌دهد مسیر توسعه توان دفاعی کشور همچنان ادامه دارد و نیروهای مسلح با تکیه بر تجربه‌های میدانی، دانش بومی، پژوهش مستمر و اتکا به ظرفیت‌های داخلی، در حال برنامه‌ریزی برای ارتقای هرچه بیشتر قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران هستند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و سه
 - شماره نه هزار و هفتاد و سه - ۲۳ تیر ۱۴۰۵