مدیرکل حفاظت محیط زیست سمنان در خصوص چالش‌ها در زیستگاه‌های حیات وحش هشدار می‌دهد

آخرین فرصت نجات یوز آسیایی

نادر نینوایی
گروه زیست بوم


جمعیت یوز آسیایی در ایران به پایین‌ترین سطح خود طی دهه‌های اخیر رسیده و کارشناسان هشدار می‌دهند فرصت برای نجات این گونه ارزشمند به سرعت در حال از دست رفتن است. گونه‌ای که زمانی در گستره وسیعی از قاره آسیا زندگی می‌کرد، امروز تنها بازمانده آن در ایران حضور دارد و بقای آن به مجموعه‌ای از تصمیم‌های فوری، سرمایه‌گذاری مستمر و همکاری همه دستگاه‌های مسئول وابسته شده است. در سال‌های اخیر، مرگ یوزها بر اثر تصادفات جاده‌ای، کاهش منابع آب و طعمه، خشکسالی‌های پی‌درپی، تخریب زیستگاه‌ها و کمبود امکانات حفاظتی، شرایط را به نقطه‌ای رسانده که بسیاری از متخصصان از «وضعیت بحرانی» برای توصیف آینده این گونه استفاده می‌کنند. اگرچه طی سال‌های گذشته اقداماتی مانند تکثیر در اسارت، انتقال گونه‌های طعمه، خرید پروانه‌های چرای دام، فنس‌کشی بخشی از محور عباس‌آباد ـ میامی و اعمال محدودیت سرعت در این جاده انجام شده، اما کارشناسان معتقدند این اقدامات هنوز با نیازهای واقعی حفاظت از یوز فاصله دارد. 
از سوی دیگر، وسعت بسیار زیاد زیستگاه‌ها در برابر تعداد اندک محیطبانان، فرسودگی تجهیزات حفاظتی و تأخیر در اجرای پروژه‌های زیرساختی، روند حفاظت را با چالش‌های جدی مواجه کرده است.در چنین شرایطی، بسیاری از فعالان محیط زیست بر این باورند که نجات یوز آسیایی دیگر تنها یک موضوع زیست‌محیطی نیست، بلکه به مسأله‌ای ملی تبدیل شده است؛ چراکه ایران آخرین زیستگاه طبیعی این گونه در جهان به شمار می‌رود و از دست رفتن آن، به معنای انقراض کامل یوز آسیایی خواهد بود. در گفت‌وگوی پیش‌رو، سعید یوسف‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، با تشریح مهم‌ترین تهدیدهای پیش روی یوز آسیایی، از اقدامات انجام‌شده، کاستی‌های موجود و راهکارهایی می‌گوید که به اعتقاد او، آخرین فرصت برای جلوگیری از انقراض این گونه ارزشمند محسوب می‌شوند.

یوز آسیایی در آستانه انقراض
فرصت نجات بسیار کوتاه است
سعید یوسف‌پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست استان سمنان، در گفت‌وگو با خبرنگار روزنامه ایران با هشدار نسبت به وضعیت بحرانی یوز آسیایی گفت: «این گونه اکنون نادرترین گربه‌سان جهان است و در آستانه انقراض قرار دارد.  زمان باقی‌مانده برای نجات یوز بسیار محدود است و اگر اقدام‌های مؤثر و گسترده‌ای انجام نشود، حتی بقای این گونه در دهه آینده نیز با تردید جدی روبه‌رو خواهد بود.»
او تهدیدهای اصلی یوز را در دو بخش کلی شامل مشکلات زیستگاهی و تصادفات جاده‌ای دانست و افزود: «تغییرات اقلیمی و خشکسالی‌های سال‌های اخیر مهم‌ترین عامل تخریب زیستگاه‌هاست. کاهش منابع آب و پوشش گیاهی باعث افت جمعیت علف‌خواران و در نتیجه کاهش منابع غذایی یوز شده است.»
یوسف‌پور با اشاره به فشارهای انسانی بر زیستگاه‌های یوز گفت: «چرای بی‌رویه دام، حضور سگ‌های گله و شترها از دیگر عوامل تخریب زیستگاه هستند. شترها علاوه بر مصرف پوشش گیاهی و منابع محدود آب، موجب افزایش فشار بر زیستگاه‌های حساس می‌شوند. به همین دلیل برنامه‌هایی برای خروج شترها از مناطق اصلی زیست یوز در دست اجراست.» وی افزود: «یکی دیگر از برنامه‌های سازمان، استفاده از سامانه‌های جمع‌آوری آب باران برای جبران بخشی از کمبود منابع آبی در زیستگاه‌هاست. همچنین خرید پروانه‌های چرای دام که در سال‌های گذشته آغاز شده، باید ادامه یابد تا تعارض میان دامداری و حیات‌وحش کاهش پیدا کند.» مدیرکل حفاظت محیط زیست سمنان با اشاره به نقش مردم محلی گفت: «همکاری ساکنان مناطق توران و دیگر زیستگاه‌های یوز بسیار مطلوب بوده و برخلاف گذشته، شکار در این مناطق دیگر تهدید اصلی این گونه محسوب نمی‌شود.»
کمبود طعمه و محیطبان
یوسف‌پور یکی دیگر از مشکلات جدی را کاهش جمعیت طعمه‌های یوز عنوان کرد و گفت: «خشکسالی و تخریب زیستگاه‌ها باعث افت شدید جمعیت گونه‌هایی مانند آهو، جبیر و گورخر ایرانی شده است؛ موضوعی که بویژه در منطقه توران شرایط نگران‌کننده‌ای ایجاد کرده است.»
به گفته او، برای بهبود این وضعیت انتقال گونه‌های طعمه به توران آغاز شده و سال گذشته تعدادی جبیر از پارک ملی کویر به این منطقه منتقل شدند. انتقال گونه‌های بیشتر نیز در دستور کار قرار دارد. وی کمبود نیروی انسانی را از دیگر مشکلات اساسی حفاظت از یوز دانست و اظهار کرد: «در حال حاضر به دلیل کمبود محیطبان، چند پاسگاه حفاظتی در توران تعطیل شده‌اند و امکانات و خودروهای محیطبانی نیز فرسوده هستند. این شرایط مدیریت مؤثر زیستگاه را با دشواری جدی مواجه کرده است.»

جاده‌ای که به «جاده مرگ» تبدیل شد
مدیرکل حفاظت محیط زیست سمنان با اشاره به محور عباس‌آباد ـ میامی گفت: «این جاده از میان مهم‌ترین زیستگاه‌های یوز عبور می‌کند و یوزها برای جابه‌جایی میان زیستگاه‌های مختلف ناچار به عبور از آن هستند.» به گفته وی، یوزهای ماده برای زادآوری، یوزهای جوان برای یافتن قلمرو جدید و یوزهای نر برای جابه‌جایی میان زیستگاه‌ها بارها از این محور عبور می‌کنند و همین موضوع احتمال تصادف را افزایش می‌دهد. یوسف‌پور افزود: «طی یک دهه گذشته چندین یوز آسیایی بر اثر تصادف در این جاده تلف شده‌اند؛ موضوعی که این محور را به یکی از مهم‌ترین عوامل مرگ یوز در ایران تبدیل کرده است.»

ایمن‌سازی هنوز کامل نشده است
او درباره اقدامات انجام‌شده برای کاهش تلفات جاده‌ای گفت: «اعمال محدودیت سرعت، نصب دوربین‌های کنترل سرعت، ایجاد روشنایی در نقاط حادثه‌خیز و فنس‌کشی بخشی از مسیر از جمله اقداماتی بوده که تاکنون اجرا شده است. همچنین وزارت راه متعهد شده بخش دیگری از مسیر را فنس‌کشی کند.» با این حال، یوسف‌پور تأکید کرد که این اقدامات به تنهایی کافی نیست و ایمن‌سازی واقعی تنها با اجرای مجموعه‌ای از اقدامات شامل تکمیل فنس‌ها، ایجاد خاکریز و خندق و مهم‌تر از همه احداث روگذرها و زیرگذرهای استاندارد برای عبور حیات‌وحش امکان‌پذیر خواهد بود. او افزود: «در تعطیلات و زمان افزایش سفرها، محیط‌زیست با کمک نیروهای داوطلب و همکاری ادارات کل حفاظت از محیط زیست استان‌های مختلف، محور عباس‌آباد ـ میامی را به صورت شبانه‌روزی پایش می‌کند، اما این اقدامات تنها راهکاری موقت است و جایگزین ایمن‌سازی کامل جاده نخواهد شد.»

تکثیر در اسارت؛ امیدی که هنوز 
به شکل کامل به نتیجه نرسیده است
یوسف‌پور درباره مرکز تحقیقات و تکثیر یوز آسیایی در توران گفت: «این مرکز در سال‌های اخیر توسعه‌یافته و امکانات آن از نظر فضای نگهداری، تجهیزات نظارتی و شرایط زیستی بهبود یافته است.» با وجود این، برنامه تکثیر در اسارت هنوز به نتیجه ایده‌آل نرسیده است. تنها تجربه موفق باروری مربوط به جفت‌گیری یوز ماده «ایران» و یوز نر «فیروز» بود که هرچند سه توله متولد شدند، اما هیچ‌یک زنده نماندند. وی افزود: «اکنون چند یوز ماده جوان در مرکز نگهداری می‌شوند، اما نبود یک یوز نر جوان و مناسب برای تولیدمثل، روند تکثیر را با مشکل روبه‌رو کرده است.» به گفته مدیرکل حفاظت محیط زیست سمنان، سازمان حفاظت محیط زیست در حال بررسی اجرای الگوی تکثیر نیمه‌طبیعی یا «فراجمعیت» با استفاده از تجربیات موفق کشورهای دیگر از جمله آفریقای جنوبی است، اما اجرای چنین طرحی نیازمند اعتبارات قابل توجه خواهد بود.

نجات یوز نیازمند عزم ملی است
یوسف‌پور در پاسخ به این پرسش که تا چه اندازه به آینده یوز آسیایی امیدوار است، گفت: «بقای این گونه بیش از هر چیز به تأمین اعتبارات و نیروی انسانی وابسته است. اگر این دو نیاز اساسی برطرف شود، هنوز می‌توان برای نجات یوز امیدوار بود، اما در غیراین صورت آینده این گونه بسیار نگران‌کننده خواهد بود.» او با اشاره به وسعت بیش از دو و نیم میلیون هکتاری زیستگاه‌های اصلی یوز در سمنان و خراسان شمالی افزود: «مجموع نیروهای حفاظتی این مناطق حتی به ۵۰ نفر هم نمی‌رسد و این تعداد برای حفاظت از چنین وسعتی به هیچ عنوان کافی نیست.»
مدیرکل حفاظت محیط زیست سمنان در پایان تأکید کرد:« ایران پیش از این دو گربه‌سان ارزشمند خود یعنی شیر ایرانی و ببر مازندران را از دست داده است و اگر برای حفاظت از یوز آسیایی اقدام جدی صورت نگیرد، سومین گربه‌سان بزرگ کشور نیز منقرض خواهد شد.»
به گفته او، نجات یوز آسیایی تنها وظیفه سازمان حفاظت محیط زیست نیست و همه دستگاه‌های اجرایی، مجلس، قوه قضائیه، وزارت راه، جوامع محلی و مردم باید در این مسیر مشارکت کنند. یوز آسیایی امروز به یکی از نمادهای ملی ایران تبدیل شده و حفاظت از آن نیازمند عزم ملی، تأمین بودجه، تقویت نیروی انسانی و اجرای کامل برنامه‌های حفاظتی است. تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد حفاظت از گونه‌های به‌شدت در معرض انقراض، بیش از آن‌که یک پروژه محیط‌زیستی باشد، آزمونی برای هماهنگ کردن سیاست‌های توسعه با الزامات حفاظت از طبیعت است. بررسی برنامه‌های موفق حفاظت از گوشتخواران بزرگ در آفریقا و آمریکای شمالی نشان می‌دهد هر جا دولت‌ها توانسته‌اند کریدورهای حیات‌وحش را حفظ کنند، جوامع محلی را به بخشی از فرآیند حفاظت تبدیل کنند و بودجه‌ای پایدار برای پایش و مدیریت زیستگاه اختصاص دهند، روند کاهش جمعیت گونه‌ها متوقف یا حتی معکوس شده است. در مقابل، تجربه‌های ناموفق ثابت می‌کند اتکا به اقدامات مقطعی و واکنشی، بدون برنامه‌ای بلندمدت و مبتنی بر علم، نتیجه‌ای جز ادامه روند انقراض ندارد.
یوز آسیایی نیز از این قاعده مستثنا نیست. این گونه تنها بخشی از تنوع زیستی ایران نیست، بلکه آخرین بازمانده یک زیرگونه منحصربه‌فرد در قاره آسیاست و از دست رفتن آن، یک خسارت جهانی خواهد بود. به همین دلیل، آینده یوز را نباید صرفاً با تعداد افراد باقی‌مانده سنجید، بلکه باید آن را در چارچوب کیفیت مدیریت زیستگاه، تداوم سرمایه‌گذاری، استفاده از دانش روز و مشارکت اجتماعی ارزیابی کرد. در نهایت، آنچه درباره سرنوشت یوز تصمیم می‌گیرد، نه صرفاً توان زیستی این گونه، بلکه اراده انسان برای حفاظت از آن است؛ اراده‌ای که اگر امروز شکل نگیرد، فردا شاید دیگر فرصتی برای جبران باقی نمانده باشد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و سه
 - شماره نه هزار و هفتاد و سه - ۲۳ تیر ۱۴۰۵