کاهش توقف ناوگان با اتصال پایانههای مرزی به مراکز لجستیکی پیگیری میشود
تشریفات گمرکی از نقطه صفر مرزی عقب مینشیند
صفهای طولانی کامیونها در برخی مرزهای زمینی، از جمله بازرگان، بار دیگر نشان داده است که تسهیل تجارت فقط با ایجاد مرزهای جدید یا توسعه فیزیکی پایانهها ممکن نیست. کاهش زمان توقف ناوگان، حذف تشریفات زائد، هماهنگی میان دستگاههای مستقر در مرز و انتقال بخشی از فرآیندها به مراکز لجستیکی، حالا به محور اصلی برنامههای سازمان راهداری برای افزایش ظرفیت عملیاتی پایانههای مرزی تبدیل شده است. در همین چارچوب، اجرای طرح جامع پایانههای آستارا و کلاله و بازنگری طرح جامع پایانههای جلفا، نوردوز، بازرگان، رازی، تمرچین، دوغارون، سرخس و باشماق در دستورکار قرار گرفته و کمیته حملونقلی ـ گمرکی میان ایران و ترکیه نیز برای حل مشکل ماندگاری کامیونها در پایانه بازرگان ـ گوربلاغ تشکیل شده است.
استفاده از ظرفیت مرزهای موجود در اولویت
حسین حسینی، سرپرست دفتر ترانزیت و حملونقل بینالمللی سازمان راهداری و حملونقل جادهای، در گفتوگو با «ایران» درباره نحوه فعالیت پایانههای مرزی و برنامههای جدید تسهیل تجارت، گفت: «اولویت اصلی کشور ایجاد مرزهای جدید نیست؛ هرچند تعدادی پروژه مرتبط با ایجاد یا تکمیل برخی مبادی مرزی در مراحل مختلف مطالعه، اجرا یا آمادهسازی قرار دارند.»
او افزود: «رویکرد حاکم بر برنامههای توسعهای، استفاده حداکثری از ظرفیتهای موجود و رفع گلوگاههای عملیاتی در پایانههای فعال کشور است. بر همین اساس، تمرکز اصلی بر بهینهسازی فرآیندهای تردد، کاهش زمان توقف ناوگان، ارتقای هماهنگی میان دستگاههای مستقر در مرز، توسعه زیرساختهای پشتیبان و بهرهگیری از سامانههای هوشمند مدیریتی قرار دارد.» به گفته حسینی، این اقدامات میتواند بدون نیاز به ایجاد زیرساختهای جدید گسترده، ظرفیت عملیاتی پایانههای مرزی را به شکل قابلتوجهی افزایش دهد و زمینه تسهیل تجارت خارجی، توسعه ترانزیت و ارتقای جایگاه کشور در کریدورهای بینالمللی حملونقل را فراهم کند.
وی با اشاره به برنامههای در دست اقدام، گفت: «در حال حاضر اجرای طرح جامع پایانههای مرزی آستارا و کلاله و بازنگری طرح جامع پایانههای مرزی جلفا، نوردوز، بازرگان، رازی، تمرچین، دوغارون، سرخس و باشماق در دستورکار قرار دارد.»
افزایش ظرفیت فقط با توسعه فیزیکی ممکن نیست
افزایش ظرفیت پایانههای مرزی به عنوان بخشی از راهبرد تسهیل تجارت، با مجموعهای از تمهیدات دنبال میشود. سرپرست دفتر ترانزیت و حملونقل بینالمللی سازمان راهداری در اینباره توضیح داد: «سازمان راهداری و حملونقل جادهای در سالهای اخیر با اتکا به طرحهای مصوب، زیرساختها و امکانات مورد نیاز برای تسهیل حملونقل و تجارت در پایانههای مرزی کشور را منطبق با سیاستهای ابلاغی شورای ساماندهی فراهم و تکمیل کرده است.»
این زیرساختها شامل توسعه فضاهای عملیاتی، بهبود دسترسیهای جادهای، ارتقای تجهیزات و فراهمسازی بسترهای خدماتی مورد نیاز ناوگان و کاربران جادهای است. با این حال، تجربه عملیاتی نشان میدهد افزایش ظرفیت واقعی پایانههای مرزی صرفاً تابع توسعه فیزیکی زیرساختها نیست، بلکه بیش از هر چیز به اصلاح فرآیندها و مدیریت جریان کالا و ناوگان وابسته است.
حسینی گفت: «در همین راستا، مجموعهای از اقدامات اصلاحی در دستورکار قرار دارد که محور اصلی آنها حذف گلوگاههای اجرایی، سادهسازی رویههای اداری و کاهش مراحل غیرضرور در مبادی مرزی است.»
او انتقال بخشی از تشریفات و کنترلهای غیرضروری از نقطه صفر مرزی به پسکرانهها و مراکز لجستیکی داخلی، توسعه هماهنگی میان دستگاههای ذیربط، استقرار نظام مدیریت یکپارچه و هوشمند جریان تردد و تسهیل تبادل داده میان سازمانهای مستقر در مرز را از مهمترین راهکارهای افزایش ظرفیت پایانهها عنوان کرد. به گفته وی، این رویکرد موجب میشود بدون نیاز به توسعه قابل توجه زیرساختی، توان عملیاتی پایانهها افزایش یابد و زمان توقف ناوگان به حداقل برسد. حسینی تأکید کرد: «راهبرد اصلی سازمان، حرکت از «مدیریت مبتنی بر زیرساخت» به سمت «مدیریت مبتنی بر فرآیند و بهرهوری» است؛ رویکردی که میتواند نقش تعیینکنندهای در روانسازی تجارت خارجی و تقویت جایگاه ترانزیتی کشور در کریدورهای منطقهای ایفا کند.»
تردد در مرز بازرگان روانتر میشود
با وجود تمهیدات انجامشده برای تسهیل تجارت در پایانههای مرزی، ماندگاری کامیونها در مرز بازرگان در روزهای اخیر نگرانیهایی برای صاحبان بار و کامیونداران ایجاد کرده است. سرپرست دفتر ترانزیت درباره اقدامات انجامشده برای حل این مشکل گفت: «موضوع ماندگاری کامیونها در مرز بازرگان یکی از چالشهای دورهای در کریدور شرق-غرب است که در مقاطع مختلف و با شدتهای متفاوت تجربه شده و محدود به شرایط فعلی نیست.»
او افزود: «بازسازی و مدرنیزاسیون مرز گوربلاغ در طرف ترکیه موجب کاهش محسوس پذیرش روزانه از سوی طرف ترکیهای شده بود. بر اساس نشستها و رایزنیهای انجامشده در سطوح فنی و همچنین سطوح عالی سیاسی دو کشور، برای افزایش تردد از پایانههای مرزی بازرگان-گوربلاغ تفاهم شده است.»
حسینی از تشکیل کمیته حملونقلی-گمرکی میان ایران و ترکیه خبر داد و گفت: «این کمیته به صورت مستمر و مشترک، مشکلات را احصا میکند و راهکارهای مشترکی برای افزایش پذیرش و روانسازی تردد در پایانههای مرزی بازرگان-گوربلاغ اتخاذ خواهد شد.»
ضرورت تصمیمگیری واحد در مرزها
هماهنگی میان دستگاههای متولی تجارت و حملونقل در مرزها، محور دیگری از برنامههای اصلاحی پایانههای مرزی است. حسینی با تأکید بر اهمیت این موضوع گفت: «هماهنگی میان دستگاههای مستقر در پایانههای مرزی یکی از الزامات بنیادین برای بهبود عملکرد شبکه حملونقل جادهای و تسهیل جریان تجارت خارجی کشور محسوب میشود.»
به گفته او، ماهیت چندوجهی فرآیندهای مرزی که شامل حوزههای گمرکی، مرزبانی، قرنطینه، استاندارد و سایر نهادهای حاکمیتی است، ایجاب میکند تصمیمگیری و اجرا در این نقاط به صورت یکپارچه و همافزا انجام شود.
با این حال، حسینی اذعان کرد که بخش مهمی از این الزامات هنوز به طور کامل در سطح اجرا محقق نشده است. او گفت: «اهمیت این هماهنگی در کاهش گلوگاههای عملیاتی، حذف فرآیندهای موازی، تسریع در انجام تشریفات مرزی و در نهایت کاهش زمان توقف ناوگان و هزینههای لجستیکی نمود پیدا میکند.»
وی تأکید کرد: «تجربه بینالمللی نشان میدهد کارآمدی پایانههای مرزی بیش از آنکه تابع ظرفیت فیزیکی باشد، به میزان یکپارچگی نهادی، سطح تبادل داده و تصمیمگیری مشترک میان سازمانها وابسته است. بر همین اساس، رویکرد حاکم بر مدیریت پایانههای مرزی کشور، حرکت به سمت استقرار نظام هماهنگی عملیاتی، تبادل الکترونیکی دادهها و همافزایی نهادی است.»
به گفته او، هدف این است که فرآیندهای مرزی از حالت جزیرهای خارج شود و به یک زنجیره منسجم و کارآمد در خدمت توسعه ترانزیت و تجارت بینالمللی تبدیل شود.
انتقال تشریفات
از مرز به مراکز لجستیک
حسینی در ادامه با تأکید بر اهمیت اتصال پایانههای مرزی به مراکز لجستیک گفت: «بازتعریف ارتباط میان پایانههای مرزی و مراکز لجستیک، در واقع به معنای عبور از مدل سنتی «تجمیع و انجام همه تشریفات در نقطه صفر مرزی» و حرکت به سمت یک الگوی شبکهای و یکپارچه لجستیکی است.» او توضیح داد: «در این الگو، پایانه مرزی صرفاً نقش نقطه ورود و خروج کنترلشده را ایفا میکند و بخش عمده فرآیندهای اداری، گمرکی و عملیاتی به پسکرانهها و مراکز لجستیک تخصصی منتقل میشود.»
به گفته وی، انجام تشریفات قطعی گمرکی در مراکز لجستیک داخلی یکی از محورهای کلیدی بازطراحی فرآیندهاست. این رویکرد موجب میشود زمان توقف ناوگان در مرز به حداقل برسد و به جای تمرکز عملیات زمانبر در نقطه صفر مرزی، جریان کالا با سرعت و پیشبینیپذیری بیشتری مدیریت شود.
حسینی افزود: «اتصال سیستمی و تبادل برخط داده میان پایانههای مرزی، گمرک، شرکتهای حملونقل و مراکز لجستیک نقش تعیینکنندهای در تحقق این مدل دارد. در چنین ساختاری، اطلاعات پیش از ورود ناوگان به مرز پردازش میشود و بخش قابلتوجهی از کنترلها به صورت پیشاظهاری و در مراکز داخلی انجام خواهد شد؛ بهگونهای که مرز صرفاً به عنوان نقطه تأیید نهایی و عبور فیزیکی عمل کند.» او تأکید کرد: «این تغییر رویکرد در عمل به کاهش صفهای مرزی، افزایش ظرفیت عملیاتی پایانهها، کاهش هزینههای حملونقل و ارتقای بهرهوری زنجیره تأمین منجر میشود. بنابراین، توسعه مراکز لجستیک و پیوند هوشمند آنها با پایانههای مرزی، نه یک اقدام مکمل، بلکه یکی از ارکان اصلی گذار به نظام حملونقل کارآمد و رقابتپذیر در سطح منطقهای است.»

