بررسی تنش‌های نظامی اخیر در گفت‌وگو با محمد ایرانی، دیپلمات پیشین

هرمز را « دارایی ژئوپلتیک» کنیم نه « برگ مذاکراتی»

فاطمه غریبی / گروه دیپلماسی- با آغاز دور جدید تبادل آتش میان ایران و آمریکا که در پی اقدامات و کارشکنی‌های واشنگتن بار دیگر به بسته شدن تنگه هرمز از سوی کشورمان انجامید، یکی از حساس‌ترین گلوگاه‌های انرژی جهان دوباره به کانون تنش نظامی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، نحوه مدیریت این گذرگاه راهبردی بیش از هر زمان دیگری به یکی از مؤلفه‌های تعیین‌کننده در معادلات سیاسی و امنیتی منطقه بدل شده است. «ایران» در گفت‌وگو با محمد ایرانی دیپلمات پیشین، ابعاد این تحولات را بررسی کرده است. به اعتقاد این دیپلمات پیشین، آمریکا با اتکا به ظرفیت‌های منطقه‌ای، به‌ویژه عمان، در پی کاهش کارکرد ژئوپلتیکی تنگه هرمز و کاستن از قدرت چانه‌زنی ایران است؛ از این ‌رو تهران باید این ظرفیت را از یک اهرم مقطعی مذاکراتی به یک دارایی راهبردی و پایدار تبدیل کند.

در روزهای اخیر، تنگه هرمز به یکی از اصلی‌ترین کانون‌های تنش نظامی و امنیتی میان ایران و امریکا تبدیل شده است. با توجه به این تحولات آیا باید انتظار تشدید تنش‌ها و گسترش دامنه درگیری‌ها را داشت؟
به اعتقاد من، روندی که از هفته گذشته در تنگه هرمز آغاز شده، چشم‌انداز امیدوارکننده‌ای برای منطقه 
ترسیم نمی‌کند. 
طبیعی بود که پس از امضای یادداشت تفاهم، انتظار بر این باشد که همه طرف‌ها با مسئولیت‌پذیری بیشتری از این دستاورد صیانت کنند. 
با این حال، آمریکا در ارزیابی تحولات اخیر، بدون توجه به زمینه‌های شکل‌گیری بحران و نقش اقدامات خود، تمام مسئولیت را متوجه ایران کرده و تاکنون نشانه‌ای از بازنگری در رفتارهایش نشان نداده است. در چنین شرایطی، از نگاه تهران حفظ بازدارندگی و جلوگیری از تغییر موازنه امنیتی در تنگه بخشی از الزامات تأمین امنیت ملی محسوب می‌شود. 
اگر از ابتدا سازوکاری روشن برای مدیریت اختلافات، کنترل بحران و جلوگیری از تشدید تنش‌ها میان طرف‌ها پیش‌بینی شده بود، احتمالاً امروز نه این سطح از تنش شکل می‌گرفت و نه منطقه تا این اندازه در معرض رویارویی قرار می‌گرفت.

با توجه به اوج گیری دوباره تنش در تنگه بویژه پس از دستیابی به تفاهم، آمریکا چه اهدافی را در شرایط کنونی دنبال می‌کند؟
تداوم این روند به هیچ‌وجه به نفع طرفین نیست و باید از هر ظرفیتی برای مهار آن استفاده شود. آمریکا به‌طور طبیعی پس از جنگ تلاش می‌کند ابزارهای قدرت و اهرم‌های راهبردی جمهوری اسلامی ایران را محدود یا از کارکرد مؤثر خارج کند. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران نیز همواره کوشیده است ظرفیت‌های قدرت و ابزارهای فشار طرف مقابل را تضعیف کند. این بخشی از منطق رقابت میان دو طرف است. 
در این میان، تنگه هرمز یکی از مهم‌ترین اهرم‌های ژئوپلتیکی ایران محسوب می‌شود. آنچه اکنون قابل مشاهده است، این است که آمریکا با بهره‌گیری از ظرفیت عمان، درصدد ایجاد مسیری برای تردد شناورهاست؛ مسیری که بدون هماهنگی با ایران در حال پیگیری است. 
چنین اقدامی را می‌توان بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر برای کاهش اثرگذاری تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین برگ‌های ژئوپلتیکی ایران تلقی کرد. نمونه‌ای از این رویکرد را پیش‌تر در پرونده لبنان نیز مشاهده کردیم. 
با وجود آنکه در بند نخست تفاهم‌نامه بر توقف کامل درگیری‌ها تأکید شده بود و این موضوع مورد توافق قرار گرفته بود، پس از آن آمریکایی‌ها تلاش کردند در واشنگتن با طرف‌های لبنانی و اسرائیلی، چارچوبی موازی را تحت عنوان چارچوب توافق دنبال کنند. از نگاه من، این شیوه بخشی از الگوی رفتاری آمریکاست. بر همین اساس، تصور می‌کنم آمریکا به‌صورت همزمان، هم روند جنگ و هم مسیر گفت‌وگو را وارد یک فرآیند فرسایشی کرده است.

بنابراین نحوه مدیریت تحولات از سوی ایران اهمیت تعیین‌کننده‌ای پیدا کرده است.  ایران برای جلوگیری از تداوم این روند و مدیریت تحولات پیش‌رو چه رویکردی را باید در حوزه‌های نظامی و دیپلماتیک در دستور کار قرار دهد تا ضمن حفظ بازدارندگی از تشدید بحران نیز جلوگیری شود؟
نخستین نکته‌ای که باید مورد توجه قرار گیرد، این است که تنگه هرمز تاکنون یکی از مهم‌ترین و مؤثرترین ابزارهای مذاکراتی ایران بوده و در مقاطع مختلف نیز کارکرد خود را نشان داده است. با این حال، نگاه به این ظرفیت نباید صرفاً در چارچوب یک ابزار مذاکراتی محدود باقی بماند، بلکه لازم است تنگه هرمز به‌عنوان یک منبع ژئوپلتیکی پایدار و راهبردی مورد توجه قرار گیرد که در حال حاضر حساسیت آن چندین برابر شده است.
این رویکرد از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است، زیرا در چنین شرایطی، نحوه مواجهه با تنگه هرمز نیز باید از یک نگاه مقطعی و مبتنی بر استفاده موردی از یک اهرم، به یک نگاه بلندمدت و به عنوان دستاورد راهبردی و دائمی تغییر کند. به بیان دیگر، این ظرفیت باید از یک «برگ مذاکراتی» به یک «دارایی ژئوپلتیکی پایدار» برای کشور تبدیل شود.
نکته دوم این است که نباید در هر موضوع و هر مقطعی، این ظرفیت را هزینه کرد. به اعتقاد من، باید با مجموعه‌ای از اقدامات هماهنگ و همه‌جانبه مانع از آن شد که برای این اهرم ژئوپلتیکی، کارکردی محدود یا تاریخ مصرف تعریف شود. 
این در حالی است که این تنگه باید همچنان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین دستاوردهای ژئوپلتیکی ایران در دوره پس از جنگ حفظ شود و جایگاه خود را در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی از دست ندهد. از همین رو، در شرایط کنونی بیش از هر چیز به تدبیر، درک دقیق از صحنه تحولات، نگاه آینده‌نگر و اولویت‌بندی هوشمندانه نیاز داریم؛ رویکردی که باید بر مبنای اصل الاهم فی الاهم و با در نظر گرفتن منافع کلان کشور دنبال شود. تصمیم‌گیرندگان کشور که در مقاطع گذشته نیز نشان داده‌اند با تکیه بر عقلانیت و محاسبه دقیق، در مسیر تأمین حداکثری منافع ملی حرکت کرده‌اند، در این مقطع حساس نیز باید با همان رویکرد عمل کنند.

در همین راستا تفاهمنامه ایران و آمریکا که الان با چالش اجرا بویژه در زمینه تنگه هرمز مواجه شده، چه کارکردی می‌تواند داشته باشد؟
دستاوردهایی که در قالب تفاهمنامه اخیر میان ایران و آمریکا حاصل شده است، باید تثبیت و وارد مرحله اجرا شود. لازم است موانع پیش روی اجرای آن مدیریت شود و تلاش‌های احتمالی برای ایجاد اخلال یا طرح بهانه‌های جدید از سوی طرف مقابل، با تدبیر و هوشمندی خنثی شود. تجربه تحولات منطقه نشان می‌دهد هرگاه شرایط میدانی به سمت خشونت، درگیری و تقابل نظامی حرکت کند، بازگشت به وضعیت عادی و ایجاد دوباره فضای آتش‌بس و گفت‌وگو، دشوارتر خواهد شد. از این منظر، حفظ مسیر دیپلماسی و جلوگیری از بازگشت به چرخه تنش، اهمیت اساسی دارد. در این میان، نباید از نقش رژیم صهیونیستی در تحولات منطقه غافل شد. این نقش باید به‌عنوان یکی از متغیرهای مهم در تحلیل رفتارهای منطقه‌ای و ارزیابی روندهای پیش‌رو، همواره مورد توجه قرار گیرد.
به اعتقاد من، باید تلاش شود روند اجرای تفاهمنامه میان ایران و آمریکا ادامه یابد. بعید نیست که رژیم صهیونیستی نه‌تنها در فرآیندهای تصمیم‌گیری آمریکا، بلکه در طراحی‌های مرتبط با آینده منطقه نیز نقش‌آفرینی و مداخله کند و تلاش داشته باشد مانع از پیشرفت این تفاهمنامه و تحقق نتایج آن شود.
 
در این میان، نقش کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ بویژه کشورهایی مانند قطر، امارات و دیگر بازیگران عرب منطقه در شرایط کنونی چه راهبردی را دنبال خواهند کرد؟ آیا این کشورها تلاش می‌کنند تنش‌ها را مهار و مسیر دیپلماسی را حفظ کنند یا ممکن است با توجه به ملاحظات امنیتی و روابطشان با قدرت‌های فرامنطقه‌ای رویکرد متفاوتی در پیش بگیرند؟
بر همین اساس، تلاش می‌کنند روند تحولات به شکلی مدیریت شود که منافع و نقش‌آفرینی آنها در ساختار امنیتی منطقه حفظ شود. در همین چارچوب، با مشارکت بازیگران فرامنطقه‌ای از جمله کشورهای اروپایی و آمریکا، به دنبال طراحی ترتیباتی هستند که همکاری‌های امنیتی موجود را حفظ کرده و حتی آن را در سطوح جدیدی توسعه دهند.
در واقع کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس در پی آن هستند که موقعیتی را که در مقاطعی تحت تأثیر تحولات منطقه‌ای با چالش مواجه شده بود، بار دیگر تثبیت و بازسازی کنند. 
ایران نیز باید با شناخت دقیق این رویکرد، تحولات را با دقت و واقع‌بینی دنبال کند. هرچند این کشورها در سال‌های اخیر همکاری‌های نزدیکی را میان خود شکل داده‌اند، اما در عین حال، استمرار تعامل و گفت‌وگو با آنها باید به‌عنوان یک ضرورت در دستور کار قرار گیرد. مدیریت این روابط و ایجاد کانال‌های ارتباطی پایدار می‌تواند به ایران امکان دهد روندهای آینده منطقه را درک و بخشی از تحولات پیش‌رو را مدیریت کند.
در غیر این صورت، این احتمال وجود دارد که برخی از کشورهای عربی به سمت شکل‌دهی یک رویکرد هماهنگ و جمعی حرکت کنند؛ رویکردی که ممکن است با مشارکت بازیگران دیگری از جمله رژیم صهیونیستی همراه شود. از این منظر، مدیریت این روند باید به‌طور جدی در دستور کار دستگاه دیپلماسی کشور قرار گیرد.
خوشبختانه دستگاه دیپلماسی نیز در همین چارچوب، مسیر گفت‌وگو و تعامل را از طریق رایزنی‌های مستمر، مذاکرات، تماس‌های رسمی و غیررسمی و رفت‌وآمدهای دیپلماتیک دنبال می‌کند. استمرار این تلاش‌ها می‌تواند از شکل‌گیری سناریوهایی که برخی بازیگران منطقه‌ای در پی تحقق آن هستند، جلوگیری کند.
در کنار مدیریت شرایط جاری، ایران باید با نگاهی بلندمدت برای آینده روابط خود با کشورهای عربی برنامه‌ریزی کند. واقعیت این است که ظرفیت‌های اقتصادی، تجاری و همچنین پیوندهای انسانی و اجتماعی میان ایران و این کشورها زمینه‌ای مهم برای توسعه همکاری‌ها، کاهش سوءتفاهم‌ها و تقویت ثبات منطقه‌ای 
محسوب می‌شود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد و دو
 - شماره نه هزار و هفتاد و دو - ۲۲ تیر ۱۴۰۵