تنگه هرمز همچنان مولفه تعیین کننده در بازار انرژی جهان است
آرامش شکننده در بازار نفت
گروه اقتصادی
با وجود افزایش ریسکهای ژئوپلتیکی، بازار نفت هنوز جهش قیمتی قابل توجهی را تجربه نکرده است؛ زیرا جریان انتقال نفت از تنگه هرمز ادامه دارد و هنوز نشانهای قطعی از کاهش عرضه جهانی مشاهده نمیشود.
تنشهای تازه در خلیجفارس بار دیگر نگاهها را به بازار جهانی نفت دوخته است. حمله به برخی کشتیهای تجاری و افزایش رویارویی میان ایران و آمریکا، نگرانیها درباره احتمال اختلال در تردد کشتیها از تنگه هرمز را تشدید کرده است.
با این حال، بازار نفت تاکنون واکنش هیجانی نشان نداده و قیمتها همچنان در محدودهای نوسان میکنند که از نگاه تحلیلگران، بیانگر انتظار معاملهگران برای تداوم جریان عرضه است. در این میان، تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین اهرمهای ژئوپلتیکی ایران به شمار میرود.
بسیاری از کارشناسان بینالمللی معتقدند ایران بیش از آنکه به دنبال بستن کامل این آبراه باشد، از ظرفیت راهبردی آن برای تقویت موقعیت خود در مذاکرات سیاسی و افزایش قدرت بازدارندگی استفاده میکند.
به گزارش «اکونومیک تایمز»، تا زمانی که تنشهای ژئوپلتیکی ادامه داشته باشد، «حق بیمه ریسک» در قیمت نفت باقی خواهد ماند. حتی بدون کاهش تولید، نگرانی درباره امنیت نفتکشها، افزایش هزینههای بیمه و حملونقل دریایی و احتمال اختلال در زنجیره تأمین میتواند نوسان قیمتها را تشدید کند.
با وجود این، افزایش تنشهای سیاسی لزوماً به معنای جهش حتمی قیمت نفت نیست. امیرمیثم نیکفر، کارشناس اقتصاد انرژی و استاد دانشگاه، در گفتوگو با «ایران» تأکید میکند که مسیر قیمت نفت را نه صرف وقوع بحرانهای سیاسی، بلکه تأثیر آن بحرانها بر عرضه واقعی نفت تعیین میکند. به گفته او، تا زمانی که جریان عبور نفتکشها از تنگه هرمز مختل نشود، بازار دلیل کافی برای تغییر جدی انتظارات و افزایش شدید قیمتها نخواهد داشت.
آیا قیمت نفت میتواند باز هم جهش کند؟
با وجود افزایش تنشهای ژئوپلتیکی در منطقه، بازار جهانی نفت هنوز واکنش تندی به این تحولات نشان نداده و قیمت نفت همچنان زیر مرز ۸۰ دلار در هر بشکه نوسان دارد. در نگاه اول، این رفتار بازار ممکن است با انتظار سرمایهگذاران از تشدید تنشهای منطقهای همخوان نباشد، اما بررسی سازوکار قیمتگذاری نفت نشان میدهد معاملهگران بیش از آنکه صرفاً به تحولات سیاسی واکنش نشان دهند، بر متغیرهای واقعی عرضه و تقاضا تمرکز کردهاند. امیرمیثم نیکفر، کارشناس اقتصاد انرژی و استاد دانشگاه، معتقد است مهمترین ریسک بازار نفت نه صرف وقوع تنشهای سیاسی، بلکه احتمال اختلال در جریان انتقال نفت از تنگه هرمز است؛ ریسکی که تاکنون به مرحله عملی نرسیده است.
در شرایط فعلی، نفتکشها همچنان از تنگه هرمز عبور میکنند و جریان صادرات نفت بهطور کامل متوقف نشده است. همین موضوع باعث شده بازار کاهش عرضه را بهعنوان یک سناریوی قطعی در نظر نگیرد. معاملهگران تا زمانی که نشانه روشنی از اختلال در تردد نفتکشها مشاهده نکنند، انتظارات خود را بهطور جدی تغییر نخواهند داد. در نتیجه، تعادل عرضه و تقاضای جهانی همچنان برقرار است و احتمال جهش شدید قیمت نفت در کوتاهمدت پایین ارزیابی میشود.
اهمیت ادامه تردد نفتکشها برای اقتصادهای مصرفکننده نیز به پیامدهای تورمی افزایش قیمت نفت بازمیگردد. در شرایطی که اختلافات سیاسی تشدید شده یا توافقهای موجود کنار گذاشته شود، بسیاری از بازیگران بینالمللی تلاش میکنند بحران بهگونهای مدیریت شود که مسیر انتقال نفت از تنگه هرمز با اختلال جدی مواجه نشود. افزایش قیمت نفت میتواند هزینه انرژی و فشار تورمی قابلتوجهی بر اقتصادهای مصرفکننده وارد کند. از این رو، حفظ امنیت مسیرهای انتقال نفت به یکی از اولویتهای مهم بازیگران بینالمللی تبدیل شده است.
اوپکپلاس و مسأله عرضه واقعی نفت
اوپکپلاس در تازهترین تصمیم خود توافق کرده است از ماه اوت ۲۰۲۶، تولید نفت هفت عضو اصلی این ائتلاف را روزانه ۱۸۸ هزار بشکه افزایش دهد و روند بازگرداندن تدریجی کاهش تولید داوطلبانه را ادامه دهد. این اقدام با هدف حفظ تعادل بازار، جلوگیری از جهش قیمتها و جبران بخشی از ریسکهای ناشی از تنشهای ژئوپلتیکی انجام شده است.
با این حال، نیکفر معتقد است اثرگذاری این سیاست به یک پیششرط اساسی وابسته است: نفت تولیدشده باید امکان رسیدن به بازار جهانی را داشته باشد. به گفته او، افزایش تولید زمانی معنا پیدا میکند که امکان عرضه نیز وجود داشته باشد. اگر تولیدکنندگان نفت بیشتری استخراج کنند، اما به دلیل محدودیتهای حملونقل یا اختلال در مسیرهای صادراتی نتوانند آن را به بازار برسانند، ناچار خواهند شد دوباره تولید خود را کاهش دهند. بنابراین، ظرفیت تولید بهتنهایی تعیینکننده نیست و آنچه اهمیت دارد، ظرفیت عرضه واقعی است.
او یادآور میشود که انتقال نفت تنها به تنگه هرمز محدود نیست و روزانه حدود هشت میلیون بشکه نفت از طریق خطوط لوله به بازارهای جهانی ارسال میشود. به همین دلیل، حتی اگر تعداد نفتکشهای عبوری از تنگه هرمز نسبت به اواخر اسفند ۱۴۰۴ حدود ۵۰ درصد کاهش پیدا کند، ممکن است میزان عرضه جهانی تغییر محسوسی نداشته باشد زیرا بخشی از صادرات از مسیرهای جایگزین انجام میشود.
از نگاه این کارشناس، مرز حساس بازار زمانی شکل میگیرد که کاهش تردد نفتکشها به حدی برسد که عرضه واقعی نفت در بازار جهانی را تحت تأثیر قرار دهد. به بیان دیگر، صرف کاهش تعداد کشتیهای عبوری، بدون کاهش متناسب در حجم نفت تحویلی به بازار، الزاماً به جهش قیمت منجر نمیشود.
نیکفر بر این باور است که اگر تردد نفتکشها همچنان بیش از نیمی از سطح پیشین حفظ شود و مسیرهای جایگزین نیز فعال بمانند، بازار لزوماً با کمبود واقعی عرضه مواجه نخواهد شد. در این شرایط، انتظار افزایش قابلتوجه قیمت نفت وجود ندارد و بازار احتمالاً در سطوح فعلی باقی خواهد ماند. اما اگر اختلال در تردد کشتیها به کاهش محسوس عرضه جهانی منجر شود، معادله بازار تغییر خواهد کرد و قیمتها میتوانند وارد روندی صعودی شوند.
هزینه پنهان تحریمها در درآمدهای نفتی ایران
هرچند تثبیت قیمت جهانی نفت در نگاه اول میتواند به معنای ثبات درآمدهای نفتی باشد، اما نیکفر معتقد است شرایط ایران از این قاعده بهطور کامل تبعیت نمیکند. به گفته او، حتی اگر قیمت جهانی نفت تغییر محسوسی نداشته باشد، عواملی مانند تحریمها، تخفیفهای صادراتی و افزایش هزینه مبادلات میتوانند درآمدهای نفتی کشور را کاهش دهند.
نیکفر یکی از عوامل اثرگذار بر این وضعیت را درآمدهای مرتبط با تردد کشتیها در تنگه هرمز میداند. به گفته او، ایران برای یک دوره ۶۰روزه هیچگونه عوارض یا هزینه خدماتی از کشتیهای عبوری دریافت نمیکند. بنابراین ادامه تردد نفتکشها اگرچه برای ثبات بازار جهانی اهمیت دارد، اما در این دوره درآمد مستقیمی از محل خدمات یا عوارض عبور برای ایران ایجاد نخواهد کرد. او همچنین تأکید میکند که محدودیتهای صادراتی نقش مهمی در کاهش درآمدهای نفتی دارند. به گفته این کارشناس، پیش از تشدید دوباره تحریمها، ایران نفت خود را با تخفیف کمتری عرضه میکرد، اما اکنون برای حفظ مشتریان ناچار است تخفیفهای بیشتری ارائه دهد. این موضوع حتی در صورت ثابت ماندن حجم صادرات، درآمد حاصل از فروش نفت را کاهش میدهد.
به باور نیکفر، مهمترین اثر تحریمها فقط کاهش صادرات نیست، بلکه افزایش هزینه انجام معاملات است. با محدود شدن دسترسی به شبکه بانکی و ابزارهایی مانند اعتبار اسنادی، انتقال پول دشوارتر شده و بخش قابلتوجهی از مبادلات از مسیرهای غیرمتعارف یا بهصورت نقدی انجام میشود.
این شرایط ریسک معامله را برای خریداران افزایش میدهد و ایران را ناگزیر به ارائه تخفیفهای بیشتر میکند. همزمان، نقش واسطهها در تجارت نفت ایران پررنگتر شده است. بسیاری از خریداران دیگر بهطور مستقیم از ایران نفت خریداری نمیکنند و واسطهها به حلقه اصلی ارتباط میان فروشنده و خریدار تبدیل شدهاند.
حضور این واسطهها علاوه بر افزایش هزینه مبادلات، بخشی از ارزش معامله را نیز به خود اختصاص و در نهایت درآمد نهایی صادرات نفت را کاهش میدهد. به این ترتیب، حتی در شرایطی که قیمت جهانی نفت ثابت بماند، درآمد خالص ایران میتواند تحت تأثیر تخفیفها، هزینههای انتقال پول، افزایش ریسک معامله و سهم واسطهها کاهش پیدا کند.
چشمانداز قیمت نفت خام
به نظر میرسد چشمانداز کوتاهمدت بازار نفت همچنان به تحولات سیاسی و امنیتی خاورمیانه گره خورده است. ادامه تنش در تنگه هرمز میتواند قیمت نفت را در سطوح بالا نگه دارد و بر نوسانات بازار بیفزاید، اما تجربه بازار نشان داده است که نگرانیهای ژئوپلتیکی بهتنهایی برای ایجاد جهش پایدار قیمت کافی نیست.
آنچه در نهایت مسیر بازار نفت را تعیین میکند، تأثیر این تحولات بر عرضه واقعی نفت است. تا زمانی که جریان صادرات از تنگه هرمز با اختلال جدی مواجه نشود و نفت تولیدشده بتواند از مسیرهای موجود به بازار برسد، واکنش بازار احتمالاً محتاطانه خواهد بود.
با این حال، اگر تنشها به مرحلهای برسد که عبور نفتکشها را بهطور جدی محدود کند، مسیرهای جایگزین ظرفیت جبران کاهش عرضه را نداشته باشند و حجم نفت تحویلی به بازار جهانی کاهش یابد، شرایط تغییر خواهد کرد. در چنین وضعی، بازار با کمبود واقعی عرضه مواجه میشود و قیمت نفت میتواند وارد دورهای تازه از افزایش و نوسان شدید شود. بنابراین تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین نقاط تعیینکننده در بازار انرژی جهان است؛ اما اثرگذاری آن بر قیمت نفت به میزان اختلال واقعی در جریان عرضه بستگی دارد، نه صرفاً سطح تنشهای سیاسی پیرامون آن.

