«ایران» دفاعیه سرمربی تیم ملی فوتبال بعد از ناکامی در جام جهانی ۲۰۲۶ را بررسی می‌کند

واقعیت با کلمات احساسی پاک نمی‌شود

سینا حسینی / در آستانه آغاز مرحله یک‌چهارم‌نهایی جام جهانی ۲۰۲۶، سرانجام سکوت طولانی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران با انتشار متنی در صفحه شخصی‌اش در فضای مجازی شکسته شد؛ متنی که انتظار می‌رفت پاسخی روشن، دقیق و مبتنی بر تحلیل‌های فنی به پرسش‌ها و دغدغه‌های شکل‌گرفته پیرامون عملکرد تیم ملی باشد. اما آنچه منتشر شد، بیش از آن‌که در مسیر روشن‌سازی ابعاد فنی ناکامی حرکت کند، تلاشی بود برای پیوند زدن این ناکامی به مجموعه‌ای از عوامل بیرونی و بدشانسی‌ها.

گریز از مسئولیت پذیری
این نوع مواجهه با یک رویداد مهم ملی، در شرایطی قابل تأمل است که در بسیاری از تیم‌های حذف‌شده از رقابت‌های جام جهانی، رویکردی متفاوت مشاهده شد؛ جایی که سرمربیان با پذیرش صریح مسئولیت نتایج، نه‌تنها عملکرد تیم خود را به‌طور شفاف نقد کردند، بلکه در مواردی با کناره‌گیری، مسیر بازسازی فنی را هموار ساختند. در مقابل، سرمربی تیم ملی بدون ارائه نشانه‌ای مشخص از پذیرش مسئولیت در سطحی عملی، تلاش کرده با اتکا به ادبیاتی احساسی و تا حدی تدافعی، روایت متفاوتی از عملکرد تیم ملی ارائه دهد؛ روایتی که بیش از تحلیل، بر توجیه استوار است.

تقلیل یک مسأله پیچیده
جملاتی مانند «شاید فوتبال همیشه به‌اندازه زحمتی که می‌کشی پاداش ندهد»، «کاش می‌توانستم چند سانتی‌متر آفساید را پاک کنم» یا «توپ‌هایی که به تیر خوردند را به گل تبدیل کنم»، بیش از هر چیز بر نقش شانس و اتفاقات لحظه‌ای تأکید دارند. هرچند این شاخصه‌ها در فوتبال انکارناپذیرند، اما برجسته‌سازی آنها در سطح یک تورنمنت بزرگ نظیر جام جهانی، می‌تواند به نوعی ساده‌سازی مسأله تعبیر شود. در فوتبال حرفه‌ای، تیم‌های موفق دقیقاً با کاهش اثر همین جزئیات غیرقابل کنترل و ارتقای کیفیت تصمیم‌گیری‌های فنی، مسیر موفقیت را هموار می‌کنند. تأکید بیش از انداره به مقوله بدشانسی، این شائبه را ایجاد می‌کند که سهم برنامه‌ریزی و آماده‌سازی فنی در این تحلیل، به حاشیه رانده شده است.

احساسات به جای پاسخ فنی
عبارت «کاش این جام جهانی، یک صعود به مردم ایران بدهکار نمی‌شد» نیز دارای بار احساسی قابل توجهی است و تلاش دارد ناکامی را در قالب یک حسرت جمعی بازتعریف کند. اما چنین  تعریفی پاسخی روشن به این پرسش کلیدی ارائه نمی‌دهد که این «بدهکاری» چگونه شکل گرفت و چه تصمیماتی می‌توانست مانع از وقوع آن شود؟ نبود پاسخ صریح و روشن به این «چرا»ها، همچنان خلأ اصلی این روایت را برای افکارعمومی باقی می‌گذارد.

جای خالی پذیرش مسئولیت
در بخشی از متن منتشر شده از سوی سرمربی تیم ملی آمده است: «سهم خودم از نتایج را هم می‌پذیرم... هیچ مربی‌ای بی‌اشتباه نیست.» این جمله را می‌توان نزدیک‌ترین نقطه به پذیرش مسئولیت دانست؛ اما این پذیرش، بلافاصله با یک گزاره کلی درباره خطاپذیری مربیان، از ورود به مصادیق مشخص فاصله می‌گیرد. در ادبیات حرفه‌ای فوتبال، پذیرش مسئولیت زمانی معنا پیدا می‌کند که با شفاف‌سازی درباره نوع اشتباهات، چرایی وقوع آنها و درس‌های آموخته‌شده همراه باشد. در غیراین صورت، این پذیرش در سطحی کلی باقی می‌ماند و کارکردی در اقناع افکار عمومی و جامعه کارشناسی نخواهد داشت.

خطر تثبیت خطا
شاید مهم‌ترین بخش این اظهارات، جمله پایانی سرمربی تیم ملی باشد: «اگر قرار باشد دوباره به روز اول برگردم، باز هم همین مسیر را انتخاب می‌کنم.» این اظهارنظر صریح و شفاف عملاً هرگونه نقد بنیادین به تصمیمات گذشته را نفی می‌کند و این پیام را مخابره می‌سازد که مسیر طی‌شده از دیدگاه سرمربی، اساساً صحیح بوده و نتیجه، محصول عوامل خارج از کنترل است. چنین نگاهی با اصول تحلیل عملکرد در ورزش حرفه‌ای همخوانی ندارد؛ جایی که بازنگری، اصلاح و یادگیری از اشتباهات، پیش‌شرط پیشرفت محسوب می‌شود.

عبور از پرسش‌های کلیدی
اما نکته تأمل‌برانگیز در اظهارات سرمربی تیم ملی، سکوت معنادار او در قبال نقدهای فنی و ایرادهایی است که طی این مدت بارها از سوی کارشناسان و صاحب‌نظران مطرح شده است. در حالی‌ که انتظار می‌رفت این نقدها دست‌کم به‌صورت اجمالی مورد توجه قرار گیرد، متن منتشرشده عملاً از کنار آنها عبور کرده و ترجیح داده است وارد این حوزه نشود؛ رویکردی که بیش از پیش بر فاصله میان روایت ارائه‌شده و مطالبات فنی موجود می‌افزاید.
ابهام در فرآیند انتخاب بازیکنان
یکی از مهم‌ترین محورهای نقد، به فرآیند انتخاب و دعوت بازیکنان بازمی‌گردد. در هر تورنمنت بزرگ، ترکیب نهایی باید بر پایه یک منطق تاکتیکی روشن و با در نظر گرفتن سناریوهای مختلف مسابقه شکل بگیرد. اما در ترکیب تیم ملی ایران نشانه‌هایی از عدم انسجام در این فرآیند دیده می‌شود. حضور بازیکنانی که در طول مسابقات حتی یک دقیقه نیز فرصت بازی پیدا نکردند، این پرسش را ایجاد می‌کند که آیا این انتخاب‌ها بر اساس نیازهای فنی بوده یا تحت تأثیر ملاحظات دیگر.نمونه‌ای روشن در این زمینه، حضور دنیس اکرت در فهرست نهایی است؛ بازیکنی که بدون استفاده در جریان مسابقات، عملاً یکی از سهمیه‌های ارزشمند تیم را بیهوده اشغال کرد.

مدیریت ریسک؛ پرونده چشمی
وضعیت روزبه چشمی را نیز می‌توان از زاویه مدیریت منابع انسانی و پزشکی بررسی کرد. دعوت از بازیکنی که از آمادگی کامل برخوردار نبوده و در نهایت نیز در ترکیب قرار نگرفته، نشان‌دهنده ضعف در ارزیابی دقیق شرایط بدنی و سطح ریسک‌پذیری کادر فنی است. در سطح جام‌جهانی، چنین خطاهایی می‌تواند به‌طور مستقیم بر کیفیت نهایی ترکیب تیم اثرگذار باشد.

جوانان نیمکت‌نشین
بی‌اعتمادی به بازیکنان جوان، یکی دیگر از نقاط مبهم عملکرد کادر فنی محسوب می‌شود. بازیکنانی مانند امیرمحمد رزاقی‌نیا و دانیال ایری، با وجود ظرفیت بالقوه، عملاً فرصت حضور در میدان را پیدا نکردند. این در حالی است که در تورنمنت‌های فشرده، بهره‌گیری از انرژی، انگیزه و ریسک‌پذیری بازیکنان جوان، یک مزیت رقابتی مهم به شمار می‌رود.

اصرار بر باتجربه‌ها؛ بدون خروجی مشخص
در نقطه مقابل، استفاده مستمر از برخی بازیکنان باتجربه مانند علیرضا جهانبخش و شهریار مغانلو، بدون ارائه توضیح فنی شفاف درباره نقش و کارکرد آنها، به ابهامات موجود افزوده است. در فوتبال حرفه‌ای، تداوم حضور یک بازیکن در ترکیب باید با خروجی قابل اندازه‌گیری و نقش تاکتیکی مشخص همراه باشد؛ در غیراین صورت، این انتخاب‌ها به‌طور طبیعی در معرض نقد قرار می‌گیرند.

ضرورت واقعیت پذیری
اگرچه نمی‌توان تأثیر عوامل بیرونی و شرایط خاص پیش از مسابقات  نظیر کارشکنی‌های سریالی میزبان، عدم آمادگی صحیح و استاندارد تیم ملی قبل از مسابقات جام جهانی را نادیده گرفت، اما تقلیل یک ناکامی چندلایه و پیچیده به «بدشانسی» و «اتفاقات پیش‌بینی‌ناپذیر»، نه‌تنها به روشن شدن افکار عمومی کمکی نمی‌کند، بلکه مانع از شکل‌گیری یک آسیب‌شناسی دقیق و ضروری می‌شود. آنچه امروز فوتبال ایران بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد، نه روایت‌های احساسی، بلکه شفافیت در بیان، پذیرش مسئولیت همراه با ذکر مصادیق، و ارائه تحلیلی صادقانه و فنی از عملکرد تیم ملی است؛ مسیری که تنها از دل آن می‌توان به اصلاح ساختاری و پیشرفت واقعی دست یافت.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و هفتاد
 - شماره نه هزار و هفتاد - ۲۰ تیر ۱۴۰۵