پایان سرخ فراق ۶۹ ساله در اقیانوس عتبات

روایت پنجم مسافر جاده اندوه از طوفان ۳.۸ میلیونی نجف و حلقه حماسی عشایر کربلا

ساعت از هشت شب گذشته است و من، مسافر دست‌به‌قلم و چشم‌انتظارِ این جاده مه‌گرفته، روی سنگ‌فرش‌های داغ و باران‌خورده بین‌الحرمین نشسته‌ام؛ جایی که بوی گلابِ نابِ ایرانی و خنکای مه‌پاش‌های عراقی، در تلاقی با نفس‌های داغِ میلیون‌ها شیفته، اتمسفری ساخته که جز «خیابان بهشت» نمی‌توان نامی بر آن نهاد. عقربه‌ها در کربلا به وقت تموز شتابان می‌دوند، اما جغرافیا در حوالی عمود ۹۰۰ جاده اندوه قفل شده است. قرار بود طبق دستور اجرایی کاروان، ساعت ۱۶ عصر، سینه چهارراه «سیدة جودة» شکافته شود و کاروان سرخ شهدا پس از عبور از خیابان «المحافظة» و شاهراه «ابومهدی المهندس» وارد حرم سیدالشهدا(ع) شود، اما اینجا «کربلا»ست؛ جغرافیایی که حساب‌وکتاب زمان در مواجهه با جنون وفاداری عشایر و قبیله‌های فرات اوسط فرو می‌ریزد. پیکر فقیه صبور، در حصار سنگین و چند ده کیلومتری بیرق‌های برافراشتهٔ قبایل عراق و در فواصل عمودهای جاده اندوه، فرسنگ‌به‌فرسنگ روی دست می‌چرخد. پیرمردان کفیه ‌به ‌سر جنوب، تابوت را رها نمی‌کنند. تا این لحظه که قلم بر کاغذ می‌کشم، کاروان هنوز به گیت‌های ورودی باب‌القبله نرسیده است. کربلا در آستانه یک انفجار عاطفی ۷ میلیونی است و درهای حرم امام حسین(ع) برای مدیریت این سیل خروشان و بی‌سابقه انسانی، موقتاً بسته شده‌اند. همه‌چیز مهیای آخرین طوافِ مسافری است که ۶۹ سال، حسرت آغوش این خاک مقدس را در سینه زاهدانه خود به امانت داشت.

مریم رحیمی

همه چیز از ساعت ۲۲:۳۳ شامگاه سه‌شنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شد؛ زمانی که چرخ‌های هواپیمای حامل پیکر قائد شهید امت، بر باند فرودگاه بین‌المللی نجف اشرف نشست. آسمان فرودگاه از اولین دقایق ورود، صحنه یک عزاداری شگفت‌انگیز و فراملی بود.
 
طنین «بامان الله» پای پلکان فرودگاه
 عراقی‌ها، پای پلکان هواپیما به استقبالِ مردی آمده بودند که نیم‌قرن تمام، تکیه‌گاه استراتژیک، معنوی و ژئوپلتیک جغرافیای مقاومت بود. وقتی پیکر رهبر شهید روی دستان دلدادگان عراقی به سمت جایگاه ویژه حرکت کرد، مداحِ سرشناس عراقی با نوایی سوزناک و لحنی مقتل‌گونه، تکرار ملکوتی «بامان‌الله یا ولی الله، بامان‌الله یا شهید الله» را در فضا آزاد کرد؛ مرثیه‌ای سرخ که در ثانیه‌ای کوتاه، اشک را بر چشمانِ مسعود پزشکیان رئیس‌جمهوری اسلامی ایران و علی فالح الزیدی نخست‌وزیر عراق جاری ساخت.  در جایگاه ویژه، قاب‌هایی از جنس اندوه مشترک و استراتژیک دو ملت شکل گرفت. نخست‌وزیر عراق با چشمان بارانی، مراتب تسلیت عمیق دولت و ملتِ عراق را به فرزند ارشد قائد شهید، ابراز کرد.  چهره‌های سرشناس ایران از جمله محسن رضایی، غلامعلی حدادعادل، علی نیکزاد، اسکندر مؤمنی و حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی‌گلپایگانی در کنار رهبران بزرگِ «چارچوب هماهنگی» عراق از نوری المالکی و هادی العامری تا قیس الخزعلی، عمار الحکیم و محمد الحلبوسی، حلقه وداعی را ساختند که پیام روشن آن، پیوند ناگسستنی دو ملت در این پیچ تاریخی بود. شاعر عراقی پشت تریبون رفت و با فریاد «أین خامنئی، أین...» ولوله‌ای در بارگاه بامدادی نجف به پا کرد؛ پیش‌درآمدی بر رستاخیزی که قرار بود چند ساعت بعد در پهنه جغرافیا رخ دهد.
 
دیپلماسی سوگ در غبار فرودگاه؛ تلاقی اراده بغداد و تهران
 فرودگاه نجف اشرف در آن ساعت پایانی شب، تنها یک پایانه مسافربری نبود؛ جغرافیای تلاقی اراده دو دولتی بود که سال‌ها در سنگرهای مشترک خون داده بودند. حضور همزمان مسعود پزشکیان و علی فالح الزیدی در پای پلکان هواپیما، حامل یک پیام استراتژیک و روشن به اتاق‌های فکر غربی و صهیونیستی بود. تعارفات مرسوم دیپلماتیک جای خود را به آغوش‌های برادرانه و هق‌هق‌های پنهان داده بود و وزرای حاضر، شانه به شانه سران عشایر فرات، بیعت پایتخت‌ها را در غبار شبانه نجف امضا می‌کردند.

 طواف سرخ کاظمین در مه بامداد
جاده اندوه پیش از آنکه به میعادگاه اصلی یعنی بارگاه امیرالمؤمنین(ع) چشم بدوزد، در اولین ساعات بامداد چهارشنبه، تصویری از یک وفاداری مکتوم و سوزناک را در آغوش دجله به تماشا نشست. کاروان پیکرهای مطهر اعضای خانواده رهبر شهید، در میان تدابیر شدید و هاله غلیظی از اندوه عمیق، وارد حریم کاظمین شد تا مضجع منور امام موسی کاظم(ع) و امام محمدتقی(ع)، اولین ایستگاه آیینی این هجرت سرخ در خاک عراق باشد.
صبح زود، صحن و سرای جوادین(ع) مملو از خیل سوگوارانی بود که غافلگیرانه خود را به حریم مرقد رسانده بودند. در این طواف بامدادی، زائران عراقی در میان تکبیرهای هق‌هق‌شده و تکان‌دهنده، ضریح منور را با پیکر کوچک نوه ۱۴ ماهه قائد امت شست‌وشو دادند؛ وداعی جانسوز و مه‌گرفته که تبار خاندان شهید را پیش از آغاز طوفان نجف، به آغوش پدربزرگ‌های غریب و موسی‌بن‌جعفری‌اش رساند.


 رمزگشایی از عدد طلایی حسرت ۶۹ ساله‌ای که تمام شد
شمارشگر جاده اندوه، امروز روی عدد شگفت‌انگیز و سنگین ۶۹ سال حسرت ممتد متوقف شده است. روایت غالب در شناسنامه تاریخ می‌گوید از همان سال ۱۳۳۶ که او در قامت جوانی ۱۸ ساله و فاضل، دل به ضریح امیرالمؤمنین(ع) سپرد و قصد اقامت در حوزه علمیه نجف را داشت، اما به تقدیر زمانه و دستور پدر از حجره‌های نجف دل کند و به مشهد بازگشت، دیگر هرگز پای عینی بر این خاک مقدس نگذاشته بود. هرچند در لابه‌لای اوراق مکتوم تاریخ مبارزه، روایت کم‌شنیده‌شده اما درخشانی از یک سفر چندروزه در غبار آبان‌ماه 1357 (همزمان با سالگرد شهادت حاج‌آقا مصطفی خمینی) نیز به چشم می‌خورد؛ هجرت کوتاهی به قلب نجف برای تکریم و دیدار با امام خمینی (ره).
اما چه آن سفر پیش از انقلاب را مبنا بگذاریم و چه حسرت ممتد ۶۹ ساله را، تقدیر قرن این‌طور رقم خورد که فقیه صبور، پس از قریب به نیم قرن تکالیف استراتژیک امت،  سرانجام بر دوش میلیون‌ها عراقی به وطن علمی خود بازگردد و حالا، نجف پیکر مسافر دیرین خود را پس از نزدیک به هفت دهه فراق 
در آغوش بگیرد.
 
 رستاخیز پل کوفه؛ خروش فراملی ۳.۸ میلیونی
سپیده‌دم چهارشنبه، قلب تاریخ در فاصله ۶ کیلومتری حرم علوی، روی پل کوفه تپید. کاروان پیکرها پس از انتقال به حرم و اقامه نماز اولیه، به این نقطه استراتژیک منتقل شد تا ابرتشییع مردمی آغاز شود. اقیانوس فراملی انسان، شاهراه کوفه تا نجف را در خطی مستقیم بلعید. سازمان حشدالشعبی عراق که در ساعات اولیه صبح آمار را ۲.۳ میلیون نفر اعلام کرده بود، با تداوم سیل خروشان جمعیت که از استان‌های جنوبی و عشایری روانه نجف می‌شدند، در بیانیه‌ای رسمی رقم نهایی و شگفت‌انگیز ۳ میلیون و ۸۰۰ هزار تشییع‌کننده را ثبت کرد. این بزرگراه عظیم، از تقاطع غیرهمسطح بیمارستان صدر تا صحن حضرت فاطمه(س) و حتی در امتداد مناطق دورتری مانند منطقه تاریخی «خان النص» لبریز از بدنه انسانی بود. بیش از ۴۳۰۰ خبرنگار داخلی و خارجی در میان تدابیر شدید امنیتی ساختار رسانه‌ای عراق به فرماندهی سپهبد سعد معن، این واقعه قرن را پوشش می‌دادند. حضور شیخ ابراهیم زکزاکی، رهبر جنبش اسلامی نیجریه در میان طلاب فراملی و اساتید کبار، جلوه‌ای عینی از امتداد جهانی مکتب آقای شهید بود.
 
روایت ۴ هزار دوربین از حقیقت اقیانوس فراملی
وقتی کمیته عالی مراسم تشییع از حضور خیره‌کننده ۴۳۰۰ خبرنگار عراقی و خارجی و استقرار بیش از ۲۰ خودروی پخش زنده در مسیر ۶ کیلومتری پل کوفه خبر داد، معنایش مشخص بود: غول‌های رسانه‌ای دنیا دیگر توان سانسور را نداشتند. فرکانس‌های رایگان و پاک که از قلب نجف به سمت ماهواره‌ها مخابره می‌شد، تصویری بی‌رتوش از وفاداری شیعه را به جهان مخابره کرد. لنز دوربین‌ها قاب‌هایی را شکار می‌کردند که در هیچ پروتکل رسانه‌ای پیش‌بینی نشده بود؛ طوافی سهمگین در مدار تفقه و جهاد. رسانه‌های عربی و بین‌المللی با بهت از این حضور بی‌سابقه عمومی یاد کردند؛ حضوری که فراتر از پیش‌بینی‌های یک میلیون نفری استانداری، سقف ۳.۸ میلیون نفر را لمس کرد تا تاریخ مطبوعات منطقه، طولانی‌ترین و متراکم‌ترین صف بدرقه را به نام فقیه صبور ایران ثبت کند.
 
ادای دین جوانان بصره و ذی‌قار
جوانان دهه‌های جدید عراق شانه‌به‌شانه زائرانی از پاکستان، سوریه و لبنان، خط عزای مستحکمی بستند. مواکب حسینی که از ساعت ۱۲ شب گذشته کار خود را آغاز کرده بودند، در تمام طول مسیر آب و اقلام خدماتی توزیع می‌کردند. در این میان، روایت‌های ثبت‌شده توسط رسانه‌های محلی، تکان‌دهنده 
بود.
محمدجواد که از فرسنگ‌ها دورتر، از استان بصره خود را به نجف رسانده بود، با چشمانی بارانی می‌گفت: تعداد حاضران غیرقابل شمارش است. ما راه را برای زائرانی باز کردیم که از کشورهای دیگر آمده‌اند تا همه‌چیز طبق نظم جلو برود...
 «علی البو دنین» از موکب انصارالعقیده ذی‌قار، در حالی که اشک‌هایش را با چفیه پاک می‌کرد، فریاد می‌زد: آمدیم بخش کوچکی از دینی را که بر گردن داریم به امام شهید و خانواده‌اش ادا کنیم.
 طنین «کلا کلا آمریکا» در ایوان طلای علوی
حوالی ساعت ۱۲ ظهر، خودروی حامل پیکر مطهر قائد شهید امت، سینه فشرده جمعیت در میدان الصدرین را شکافت و از میان دمام‌زنی مواکب و حلقه‌های اشک بی‌امان نیروهای امنیتی عراق، وارد صحن عظیم حضرت زهرا(س) در حرم مطهر علوی شد. با ورود پیکر به بارگاه علی بن ابی‌طالب(ع)، فریادهای سهمگین «مرگ بر آمریکا» و «کلا کلا آمریکا» سقف ایوان طلا و صحن‌های مطهر را لرزاند. شرکت‌کنندگان با در دست داشتن پرچم‌های قرمز خونخواهی (یا لثارات الحسین)، پرچم‌های ایران، عراق و گردان‌های حزب‌الله، بر ادامه راه مقاومت تأکید کردند. زائران با تکان دادن تصاویر آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای و سر دادن شعار حماسی «لبیک سید مجتبی»، بیعت ژئوپلتیک پایتخت‌های مقاومت را از نجف به تهران مخابره کردند. در یکی از تصاویر منتشرشده در السومریه، یکی از اعضای ارشد نیروهای امنیتی عراق، سر روی شیشه خودروی حامل پیکر گذاشته بود و زارزار گریه می‌کرد؛ تصویری که پیوند عمیق خونی دو ملت را به رخ جهان می‌کشید.
 
 رجزخوانی حشدالشعبی در سایه‌سار فتوای علوی
در جریان طواف پیکرها در صحن حضرت زهرا(س)، اهتزاز پرچم‌های سرخ «یا لثارات الحسین» در دستان رزمندگان حشدالشعبی و گردان‌های حزب‌الله عراق، معنایی فراتر از یک سوگواری مذهبی داشت؛ این یک رجزخوانی رسمی و نظامی در جغرافیای ژئوپلتیک منطقه بود. نیروهای امنیتی و مجاهدان عراقی تابوت پشتیبان قدیمی خود را همچون نگینی در میان گرفته بودند. شعارهای حماسی جوانان عراقی و فریادهای «مرگ بر آمریکا»، تبدیل به بیانیه‌ای عملیاتی شد. 
 
 همبستگی مراجع؛ نماز فرزندان بیت آیت‌الله سیستانی
قاب تاریخی و سرنوشت‌ساز این وداع علوی، حضور سید محمدرضا و سید محمدباقر سیستانی، فرزندان مرجع عالی‌قدر شیعیان عراق در آیین تشییع و اقامه نماز بر پیکر قائد شهید بود. این حضور بی‌نظیر که تصویر آن فوراً صدر رسانه‌های جهان تشیع را فتح کرد، نشان‌دهنده قدردانی عمیق، جایگاه منحصربه‌فرد و والای حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در محافل دینی و حوزوی نجف اشرف بود. نماز بر پیکر امام شهید و اعضای خانواده‌اش، به امامت آیت‌الله محمدتقی حکیم و با حضور مراجع، فضلای تراز اول و طلاب کبار اقامه شد. در گوشه‌ای دیگر از صحن، حضور سید مقتدی صدر، رهبر جریان صدر که پیش‌تر در پیامی حماسی، به زائران و تشییع‌کنندگان خوشامد گفته و عراق را پایتخت شفاعت و مأمن شهدا خوانده بود در میان تشییع‌کنندگان، نشان داد که داغ این فقیه صبور، تمام خط‌کشی‌های سیاسی بغداد و نجف را ذوب کرده است. در این میان، سیمای آیت‌الله سید مصطفی خامنه‌ای، فرزند ارشد قائد شهید که به نشانه عزا عمامه از سر برداشته و سر بر تابوت پدر داشت، قلب عاطفی بارگاه علوی را به آتش کشید.
 
بیعت ۷ میلیونی عشایر در جاده کربلا
با پایان آیین شکوهمند نجف، اداره فرودگاه اعلام کرد، پیکرها پس از تشییع کربلا روانه مشهد خواهند شد؛ اما جاده اندوه، خیال به پایان رسیدن ندارد. در خط سیر پیاده‌روی تاریخی نجف تا کربلا - با آن ۱۴۵۲ ستون خاطره‌انگیز که فاصله هر کدام ۵۰ متر است- حماسه‌ای دیگر تفهیم شد. از ساعت ۱۶ عصر که قرار بود مراسم کربلا آغاز شود، به دلیل هجوم سیل‌آسای عشایر و قبایل فرات اوسط با بیرق‌ها و هوسات (رجزهای) اختصاصی‌شان، حرکت کاروان متوقف شد. ساعت از ۱۸ عصر گذشته و پیکرها هنوز در «عمود ۹۰۰» جاده اندوه، روی دستان عشایر دست‌به‌دست می‌شوند.
تمام محدوده بین‌الحرمین و خیابان‌های منتهی به عتبات، مملو از زائرانی از ایران، ترکیه، پاکستان و عراق است که ظرفیت مکان را تکمیل کرده‌اند. متولیان عتبات، درهای حرم حسینی را موقتاً بسته‌اند تا سیل جمعیت ۷ میلیونی محاط در بین‌الحرمین را مدیریت کنند. بوی گلاب و مه‌پاش‌ها، مسیر را به خیابان بهشت بدل کرده است.
 
راز عمودهای هزار و چهارصدگانه
ریاضیات مسیر نجف تا کربلا با ۱۴۵۲ ستونش، همیشه هندسه دلدادگی شیعه بوده است؛ اما امروز این ستون‌ها شاهد سنگین‌ترین ترافیک عاطفی تاریخ خود بودند. عمود 1407 که در روزهای اربعین به «عمود سلام» و نقطه رؤیت گنبد قمر بنی‌هاشم(ع) معروف است، امروز از ساعت‌ها پیش از غروب، توسط دسته‌های سینه‌زنی زائران ایرانی، ترکیه‌ای و پاکستانی تسخیر شده بود. زنجیره مواکب که از عمود ۹۰۰ تا عمود ۱۴۵۲ چسبیده به بارگاه عباسی امتداد دارد، مه‌پاش‌ها را با گلاب ناب شارژ کردند تا در خیابانی که به بهشت می‌مانست، نفس‌های داغ میلیون‌ها منتظر را التیام بخشند. قفل شدن کاروان پیکرها در عمود ۹۰۰، نشان داد که این جاده، امروز مسافری را در آغوش کشیده که خود سال‌ها، معمار اصلی این پیاده‌روی تمدن‌ساز بود و حالا توده‌های مردم، او را در شاهراه انتظار به غنیمت گرفته‌اند.
حاج ابوعلاء الولایی، دبیرکل گردان‌های سیدالشهدا، در آستانه ورود پیکر به باب‌القبله، فرماندهی مواکب استقبال را بر عهده دارد؛ جایی که قرار است تا ساعاتی دیگر، عبدالمهدی الکربلایی نماینده مرجعیت عالی دینی، آخرین نماز را بر پیکر مسافر ۶۹ ساله کربلا اقامه کند. کاروان سرخ شهدا امشب در کربلا بیتوته کرده است؛ فردا مشهدالرضا(ع) منتظر است، اما امشب عتبات عالیات، مسافر دیرین خود را پس از ده‌ه‌ها حسرت، رها نمی‌کند.
اما امشب عتبات عالیات، مسافرِ دیرینِ خود را پس از دهه‌ها حسرت، رها نمی‌کند.
فردا جاده روایت دیگری خواهد داشت...

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و هشت
 - شماره نه هزار و شصت و هشت - ۱۸ تیر ۱۴۰۵