گزارش اختصاصی خبرنگار «ایران» از مراسم تشییع رهبر شهید در عراق

اولین زائر اربعین در بین الحرمین

مختار حداد

خبرنگار اعزامی روزنامه ایران

دیروز، تاریخ در تقویم نجف اشرف و کربلای معلی، با خطی از نور و خون بازنویسی شد. نجف اشرف و کربلای معلی شاهد رخدادی بودند که نه تنها در حافظه‌ معاصر امت و آزادگان، که در تار و پود تاریخ مقاومت به عنوان «روز بیعت بزرگ» ثبت خواهد شد. پیکر مطهر رهبر مجاهد شهید و اعضای شهید خانواده‌ مکرم‌شان بر شانه‌های دریایی از عاشقانی تشییع شد که مرزهای جغرافیایی را در جوار حرم اهل ‌بیت(ع) و کشور برادر عراق ذوب کرده بودند.
 
اولین زائر اربعین، بر شانه‌های خادمان اربعین
روایت‌ها از این تشییع، با یک کلیدواژه‌ سوزناک آغاز شد: «بازگشت عاشق به آستان معشوق». همگان به یاد دارند که امام شهید، همواره پیشقراول دعوت و اهمیت به زیارت اربعین بود و پیش از هر زائر دیگری، عطر حسینی را در فضای این مسیر نورانی می‌پراکند. گویی تقدیر، این‌گونه رقم خورده بود که آخرین زیارت او نه به عنوان یک زائر معمولی، بلکه در قامت پدری باشد که فرزندان معنوی‌اش در عراق، چشم‌انتظار میزبانی از پیکر مطهر اویند. بسیاری از موکب‌داران عراقی که سال‌ها خاطره‌ تماشای سیمای نورانی تصاویر رهبر شهید انقلاب در مسیر نجف به کربلا را در سینه دارند، دیروز می‌گفتند: «او اولین زائر راهپیمایی جهانی اربعین بود و حالا کربلا آمده تا از او استقبال کند، هله بالزوار.»
 
حماسه‌ نجف؛ وداع در جوار مرقد حیدر کرار
نجف اشرف از ساعات اولیه بامداد به خروشی حماسی تبدیل شد که شهر را به لرزه درآورد. حرم امیرالمؤمنین(ع) نه فقط میعادگاه زائران، که تماشاگر صحنه‌ای بود که قلب امت را متصل به یکدیگر می‌دید. مردم و عشایر غیور عراق با لباس‌های سنتی و چفیه‌هایی که بوی جبهه‌های مقاومت می‌داد، پیشاپیش دسته‌های عزاداری، نام «شهید خامنه‌ای» را با سوز و گداز فریاد می‌زدند. در نجف، همه از نقش بی‌بدیل رهبر شهید در قدرتمند شدن مقاومت و شکست طرح‌های آمریکایی و صهیونیستی و ایجاد خودباوری برای امت سخن می‌گفتند. جوانانی که شاید تنها از طریق رسانه‌ها با او آشنا شده بودند، امروز با چنان شوری از او یاد می‌کردند که گویی سال‌ها در محضرش تلمذ کرده‌اند. یکی از جوانان عراقی که پرچمی منقش به تصویر رهبر شهید و شهید سلیمانی را در دست داشت، با چشمانی اشکبار گفت: «او به ما آموخت که چگونه در برابر استکبار، قد خم نکنیم. او نه فقط رهبر ایران که رهبر مستضعفان و آزادگان  جهان بود.»
 
کربلا؛ تکرار تاریخ در بین‌الحرمین
وقتی پیکر مطهر به کربلای معلی رسید، گویی زمان متوقف شد. بین‌الحرمین شاهد شکوهمندترین تشییعی بود که تا به حال به خود دیده است. سیل جمعیت از تمامی شهرهای عراق؛ از بصره و ناصریه تا بغداد و کرکوک و موصل و اربیل و... خود را به حریم حسینی رسانده بودند تا در کنار ضریح سید و سالار شهیدان امام حسین(ع) و سالار وفاداری حضرت ابوالفضل(ع) و سالار شهیدان، با رهبر خود وداع کنند. فریادهای «لبیک یا سید مجتبی» که در فضای کربلا و نجف طنین‌انداز بود، نشان از یک بیعت بزرگ با رهبر انقلاب اسلامی و ادامه راه امام شهید داشت. آنچه در این روز تاریخی بیش از هر چیز خودنمایی می‌کرد، پیوند ناگسستنی دو ملت ایران و عراق بود. امام شهید در طول دهه‌های گذشته، بزرگ‌ترین معمار این پیوند عمیق برادرانه بود. او بود که با بصیرت عمیق و درک صحیح از توطئه‌های دشمن، ایران و عراق را به دو بازوی یک پیکر تبدیل کرد. مردم عراق با حضور میلیونی خود به این معمار بزرگ وحدت، ادای احترام کردند و نشان دادند که قدردان حمایت‌های او از مقاومت در برابر تروریسم تکفیری و دخالت‌های خارجی هستند. آنچه دیروز پررنگ بود، نقش جوانان عراقی در این حماسه است؛ نسلی که در بطن حوادث سال‌های اخیر عراق بالیده، آیت‌الله خامنه‌ای را نه یک سیاستمدار، که یک «مرجع فکری » می‌داند. در موکب‌هایی که در مسیر تشییع برپا شده بود، جوانان با حرارت خاصی از «مکتب امام شهید» حرف می‌زدند. در میان جمعیت، کمتر کسی بود که اشکی در چشم نداشته باشد؛ نه فقط برای فقدان یک رهبر، بلکه برای غیرتی که امام شهید در جان‌های آنها کاشته بود.
 
روزی که تاریخ شد
خورشید در کربلای معلی غروب می‌کرد، پیکر رهبر شهید که صبح نزد حیدر کرار(ع) بود، در سیل جمعیت عاشقان در بین‌الحرمین شریفین در موج دریای عاشقان عراقی در حرکت بود تا سپس به مشهد مقدس برسد، اما آن چیزی که در کربلا و نجف باقی ماند، یک عزم راسخ بود. این حضور میلیونی، نه پایان یک مراسم، بلکه آغازی بود بر ادامه راه رهبر شهید. بیعت مردم عراق با رهبری معظم انقلاب و تأکید بر ادامه‌ راه رهبر شهید به معنای این است که ستون خیمه‌ مقاومت، استوارتر از همیشه باقی مانده است. این تنها توصیفی کوتاه بود از اقیانوسی که دیروز در عراق به تلاطم درآمده بود.

 

پیوند ناگسستنی دو ملت

رضا میرابیان
کارشناس مسائل غرب آسیا

  تشییع رهبر شهید در عراق، بی‌تردید پدیده‌ای استثنایی، کم‌سابقه و قابل تأمل در تاریخ روابط دو کشور به شمار می‌رود. اگر تنها چند دهه به عقب بازگردیم، خواهیم دید که ایران و عراق هشت سال جنگی سنگین را پشت سر گذاشتند. جنگی که هزاران کشته، شهید و خسارت برای هر دو ملت بر جای گذاشت. در آن مقطع، هیچ‌کس تصور نمی‌کرد روزی فرا برسد که همین ملت عراق با اصرار و استقبال گسترده، خواستار حضور پیکر رهبر جمهوری اسلامی ایران در سرزمین خود باشد تا در جوار مراقد مطهر برای او نماز اقامه کنند و با شکوهی کم‌نظیر او را بدرقه کنند.
این رخداد را به دشواری می‌توان با نمونه‌ای در تاریخ معاصر مقایسه کرد. در واقع، با پدیده‌ای کاملاً استثنایی روبه‌رو هستیم که بسیاری از ناظران، بویژه تحلیلگران غربی و آمریکایی را غافلگیر کرد. نباید فراموش کرد که عراق بیش از دو دهه تحت اشغال و سپس تحت فشار و نفوذ آمریکا قرار داشته و طبیعی بود که واشنگتن تمایلی به برگزاری چنین مراسمی نداشته باشد. از همین رو، این استقبال باشکوه را می‌توان «نه» بزرگی از سوی ملت عراق به سیاست‌های آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران دانست. پیامی روشن مبنی بر اینکه ایران را کشوری همسایه، برادر، هم‌دین و هم‌مذهب می‌دانند و حاضر نیستند تحت فشارهای سیاسی آمریکا علیه جمهوری اسلامی اقدام کنند.
این همراهی تنها به مراسم تشییع محدود نمی‌شود. در سال‌های اخیر، بویژه در نبردهای جبهه مقاومت، عراق یکی از درخشان‌ترین و اثرگذارترین نقش‌ها را ایفا کرده است. نیروهای مقاومت عراق در کنار جمهوری اسلامی ایران، چه در مقابله با گروه‌های ضدانقلاب مستقر در اقلیم کردستان عراق و چه در برابر تهدیدها و اقدامات خصمانه برخی کشورهای منطقه، حضوری فعال و تعیین‌کننده داشته‌اند. آنان در عمل نشان داده‌اند که در بزنگاه‌های حساس، تمام‌قد در کنار جمهوری اسلامی ایران ایستاده‌اند.
اگر این تحولات را در چارچوب معادلات رایج بین‌المللی تحلیل کنیم، شاید نتوان برای آن نمونه مشابهی یافت. آنچه رخ داده، فراتر از محاسبات معمول سیاسی است و به همین دلیل باید این سرمایه ارزشمند را قدر دانست. پیوندهای تاریخی، فرهنگی، مذهبی و اعتقادی میان دو ملت، امروز بیش از هر زمان دیگری خود را آشکار کرده و امید می‌رود این روابط روزبه‌روز مستحکم‌تر شود. حضورگسترده مردم عراق در این مراسم، نشان داد که آنان آینده و سرنوشت خود را با جمهوری اسلامی ایران پیوند خورده می‌بینند و این همگرایی را در رویارویی با سیاست‌های آمریکا در منطقه معنا می‌کنند.
اگر نگاهی به تاریخ روابط ایران و عراق بیندازیم، درمی‌یابیم که در مقاطع مختلف، بسیاری از حکومت‌های حاکم بر عراق تلاش کرده‌اند این کشور را در تقابل با ایران قرار دهند. این سیاست تنها به دوران صدام محدود نمی‌شود. حتی در دوره عثمانی و پس از آن نیز جنگ‌ها و تحریکات متعددی با هدف ایجاد شکاف میان دو ملت صورت گرفت. در دوران جنگ تحمیلی نیز، با وجود آنکه اکثریت مردم عراق را شیعیان تشکیل می‌دادند، حاکمان این کشور تلاش می‌کردند از همین جوانان عراقی در صفوف ارتش علیه جمهوری اسلامی ایران استفاده کنند. این رویکرد نشان می‌دهد که همواره قدرت‌های خارجی و حکومت‌های وابسته، به دنبال ایجاد تقابل میان دو ملت بوده‌اند.
با این حال، به برکت آگاهی ملت‌های منطقه، خون شهدا و رهبری شهید، بسیاری از این مرزهای ذهنی و سیاسی فرو ریخت. اگر سال‌ها پیش به رهبران رژیم بعث گفته می‌شد روزی مردم عراق با شور و اشتیاق رهبر جمهوری اسلامی ایران را تشییع خواهند کرد، بی‌تردید چنین سخنی را غیرقابل باور می‌دانستند. اما امروز این واقعیت تاریخی رخ داده و به نمادی از تحول عمیق در روابط دو ملت تبدیل شده است.
طبیعی است که چنین رخدادی برای آمریکا خوشایند نباشد. حتی پیش از برگزاری مراسم، گزارش‌هایی منتشر شد که نشان می‌داد وزارت خارجه آمریکا با ارسال بخشنامه‌هایی به برخی سفارتخانه‌های خود در منطقه، دولت‌ها را نسبت به حضور در این مراسم تحت فشار قرار داده و آنان را از مشارکت در سطح بالا برحذر داشته است. با وجود این فشارها، بسیاری از کشورها در مراسم حضور یافتند و مهم‌تر از آن، مردم عراق با مشارکتی گسترده و کم‌نظیر نشان دادند که اراده ملت‌ها، فراتر از فشارها و ملاحظات سیاسی قدرت‌های خارجی است. همین حضور گسترده، مهم‌ترین پیام این مراسم بود. پیامی که از استحکام پیوندهای تاریخی، مذهبی و راهبردی میان ایران و عراق حکایت دارد و نشان می‌دهد این روابط، امروز وارد مرحله‌ای تازه و تعیین‌کننده  شده است.

 

بدرقه‌ای تاریخی در نجف و کربلا؛ رژه اقتدار امت اسلامی
محمد میرزایی
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی
تشییع پیکر مطهر رهبر شهید در نجف اشرف و کربلای‌معلی صحنه‌ای بود کم‌نظیر در تاریخ امت اسلامی؛ گردهمایی میلیونی که فراتر از مرزها، جلوه‌ای از پیوند ناگسستنی ملت‌های مسلمان با جایگاه سترگ ولایت را به نمایش گذاشت. حضور پرشور زائران و دوستداران از عراق و کشورهای همسایه و آن بدرقه باشکوه در حریم اماکن مقدس، نه تنها نشان از ارادت قلبی به رهبر شهید داشت بلکه پیام روشنی به جهانیان فرستاد: این امت، در دفاع از آرمان‌ها و میراث او یک‌صدا و مصمم است. در بیان آنچه رخ داده اما اشاره به چند نکته قابل توجه است. نخست آنکه، تشییع رهبر شهید انقلاب در ایران چنان بود که حتی برخی رسانه‌های غربی آن را با تعابیری همچون «رژه پیروزی ملت ایران» توصیف و به بزرگی آن و پیام‌های سترگی که در خود مستتر داشت اقرار کردند. به این ترتیب دشمنان ایران هم اقرار دارند که عظمت این تشییع میلیونی، نشان پیوند عمیق مردم با آرمان‌های انقلاب، نظام جمهوری اسلامی و ولایت بوده است. در واقعیت هم فراتر از جریان‌های سیاسی، تشییع امام شهید به حماسه ملی و تاریخی ملت ایران تبدیل شد؛ حماسه‌ای که ادای احترامی بود به یک عمر خدمت رهبر شهید و میراث سترگی که از دوران ۳۷ ساله مدیریت سیاسی ایشان برای ایران بر جای مانده است. تشییع میلیونی، پیام اقتدار و انسجام ملت ایران را به جهانیان مخابره کرد و مردم همان‌طور که رهبر شهید نیز در آخرین هفته‌های عمر پربرکتشان بیان کرده بودند، این‌چنین مبعوث شدند و کار را تمام کردند. نکته دیگر اینکه، ملت‌های منطقه شاهد بوده‌اند که امامین انقلاب اسلامی ایران و بویژه امام شهید ما در دوران ولایتشان طوری نظام جمهوری اسلامی را پایه‌ریزی کردند که تحریم‌های اقتصادی و جنگ‌های تمام‌عیاری که به ایران تحمیل شد، نتوانست خللی به این مملکت وارد کند. در دوران مدیریت و رهبری شهید خامنه‌ای بود که ایشان از جایگاه فرمانده معظم کل قوا، امکان پیروزی در جنگ را آن هم با ارزان‌ترین تسلیحات ممکن برای ایران طراحی کردند. آنها دیدند که چگونه استکبار جهانی با تمام عده و عده به جنگ ایران آمد و چگونه جنگنده‌های صدها میلیون دلاری‌اش مقهور پهپادها و موشک‌های بسیار ارزان‌تر ساخته‌شده توسط جوانان همین مرز و بوم شد و دیدند که چگونه ناوهای هواپیمابر دشمن تاب باقی‌ماندن در نزدیکی آب‌های سرزمینی ایران را نداشتند و هیمنه پوشالی آمریکا در سراسر منطقه فروریخت. همه آن تدابیر و آن حکمرانی حکیمانه رهبر شهیدمان بود که سبب شد نه فقط ملت ایران سوگوار و عزادار شهادت آن رهبر حکیم و فرزانه شدند که داغ شهادت ایشان بر جان امت اسلامی و همه ملل مسلمان منطقه نیز نشست. آن‌چنان که نه فقط مردم آزادی‌خواه و شیعیان عراق، که اگر امکان داشت همه مسلمانان آزادی‌خواه منطقه در کشورهای مختلف، مراسم تشییع پرشکوهی را در کشورهای خود برگزار می‌کردند. از زاویه‌ای دیگر، تشییع عظیم و میلیونی پیکر مطهر آقای شهید ایران در شهر نجف مقدس و کربلای‌معلی امروز همچنین دارای ارجاعات و این‌همانی‌های تاریخی است. امام خامنه‌ای(ره) به تأسی از مولایش امام حسین(ع) و حسین‌وار عمل کرد؛ همان‌گونه که آن امام شهید هم در کربلا تحت تحریم و محاصره بود و نه درون خیمه که در میانه میدان به شهادت رسید. همچنان که رهبر شهید هم همچون امام حسین به همراه عزیزان خانواده‌اش به شهادت رسید و در مقابل قلدری‌های استکبار سر خم نکرد. چنین این‌همانی‌هایی در کنار آن زعامت تسلیم‌ناپذیر و اقتدارآفرینی که رهبر شهید ایران داشت، حالا نه فقط از سوی ملت ایران، که از سوی امت مسلمان و مردم عراق و دیگر کشورهای عربی منطقه که بعضاً توانسته‌اند خود را برای حضور در این مراسم تشییع به عراق برسانند، تجلی یافته است. چنان‌که در تهران نیز شاهد جمعیت قابل‌توجهی از خواهران و برادرانی بودیم که از هند و افغانستان و پاکستان و دیگر کشورهای همسایه خود را برای بدرقه امام خامنه‌ای به تهران رسانده بودند. همه این مردم به پاس تقدیر از زحمات امام شهید به تکلیفشان عمل کردند؛ اگر ملت ایران با حضور خود انقلاب و نظام و ولایت و این جمهوری اسلامی را بیمه کردند، در نجف و کربلا هم این تشییع به معنای فرو ریختن هیمنه توخالی استکبار بود. مقام معظم رهبری از یک پایگاه اجتماعی عظیمی نه تنها در ایران، بلکه در کشورهای منطقه برخوردار بوده است. آمریکایی‌ها امروز بیش از همه چهار ماه گذشته متوجه شدند که تا چه حد دچار اشتباه محاسباتی بودند و حالا باید تاوان کاری را که کردند، پس بدهند. حالا شهادت امام خامنه‌ای در منطقه بر دانایی و آگاهی همه ملت‌ها افزوده است و آمریکا دیگر جایی برای ماندن در خاورمیانه ندارد. این است که مردم عراق و همه مقلدان رهبر شهید ما در خاورمیانه هم‌صدا با ایرانیان در نجف و کربلا، پرچم «یا لثارات الحسین» به دست، خواستار انتقام خون این امام شهید شدند.  استقبال مردم عراق از امام شهید ایران واقعاً برازنده امام ما بود؛ واقعاً امام ما جایگاه و پایگاه بالاتری داشتند. تشییع و بدرقه‌ای که مردم عراق انجام دادند، عمق ارتباط امت با امام را به معرض نمایش گذاشت و جهانیان را در بهت فرو برد و با این پرسش مواجه کرد که این چه ارتباطی است که ملت‌های مسلمان عالم با رهبری امت خود دارند.

 

اشتراکاتی فراتر  از سیاست
محمدعلی ابطحی
عضو مجمع روحانیون مبارز

 

آیین تشییع رهبر شهید در عراق را می‌توان از دو منظر متفاوت اما مکمل یکدیگر، مورد بررسی قرار داد؛ نخست از منظر مذهبی و دوم از منظر سیاسی و راهبردی. هر یک از این دو زاویه، حامل پیام‌هایی است که اهمیت این مراسم را فراتر از یک بدرقه رسمی و تشریفاتی قرار می‌دهد.
از منظر مذهبی، تشییع و طواف پیکر رهبر در جوار حرم‌های مطهر ائمه اطهار(ع) در عراق، دارای بار معنایی ویژه است. در سنت دیرینه شیعه، همواره رسم بر این بوده است که پیکر علما و مراجع بزرگ، در صورت امکان، در کنار بارگاه ائمه اطهار(ع) طواف داده شود یا در جوار آنان به خاک سپرده شود. این سنت، نشانه‌ای از پیوند عمیق معنوی میان عالمان دین و اهل‌بیت(ع) به شمار می‌رود.
در عراق نیز این سنت سابقه‌ای طولانی دارد و سال‌هاست که پیکر بسیاری از مؤمنان و شخصیت‌های دینی از نقاط مختلف جهان اسلام برای طواف به حرم‌های مطهر نجف، کربلا، کاظمین و سامرا منتقل می‌شود. از این منظر، حضور پیکر رهبر شهید به عنوان مرجع تقلید، در این اماکن مقدس و سپس تدفین ایشان در جوار بارگاه امام رضا(ع) در مشهد، حلقه‌ای از همین سنت تاریخی و مذهبی محسوب می‌شود و از جایگاه ویژه ایشان در میان جامعه شیعی حکایت دارد. اما شاید پیام مهم‌تر این مراسم را باید در بعد سیاسی و روابط ایران و عراق جست‌وجو کرد. در اینجا دیگر موضوع صرفاً یک مرجع دینی نیست، بلکه سخن از رهبر جمهوری اسلامی ایران است؛ شخصیتی که سال‌ها برخی جریان‌های رسانه‌ای و سیاسی کوشیدند نفوذ و ارتباط ایران با عراق را صرفاً در قالب «نیروهای نیابتی» یا مداخلات سیاسی و نظامی تفسیر کنند. حضور گسترده مردم عراق در مراسم تشییع، تصویر دیگری از این روابط را به نمایش گذاشت. این حضور نشان داد که پیوند میان دو ملت بیش از آنکه محصول مناسبات سیاسی باشد، ریشه در باورهای مشترک دینی، فرهنگی و تاریخی دارد. استقبال مردمی از این مراسم، بیانگر آن است که بخش قابل توجهی از جامعه شیعی عراق، فارغ از تحلیل‌های سیاسی رایج، ارتباطی عمیق و اعتقادی با رهبر انقلاب اسلامی و جایگاه مرجعیت برقرار کرده است. نکته قابل تأمل دیگر، حضور جریان‌ها و گروه‌هایی بود که همواره در زمره حامیان رسمی سیاست‌های ایران شناخته نمی‌شدند. مشارکت این طیف‌ها در مراسم تشییع نشان داد که این رویداد، فراتر از مرزبندی‌های سیاسی و جناحی، به یک مناسبت وحدت‌بخش برای بخش‌های مختلف جامعه عراق تبدیل شده است. همین موضوع، ارزش سیاسی این مراسم را دوچندان می‌کند و نشان می‌دهد که سرمایه اجتماعی ایران در عراق، تنها به گروه‌های همسو محدود نیست. از سوی دیگر، حضور مقامات رسمی عراق در این مراسم نیز حامل پیامی روشن بود. هرچند بخشی از این حضور را می‌توان در چارچوب تشریفات دیپلماتیک و همزمانی سفر رئیس‌جمهوری ایران ارزیابی کرد، اما برگزاری مراسمی با این سطح از شکوه برای رهبر یک کشور دیگر در خاک عراق، اتفاقی معمول در روابط بین‌الملل نیست. این رویداد از روابط ممتاز و ویژه تهران و بغداد حکایت دارد؛ روابطی که بر پایه اشتراکات مذهبی، فرهنگی، تاریخی و امنیتی شکل گرفته و اکنون وارد مرحله‌ای عمیق‌تر شده است. تشییع رهبر شهید در عراق، در حقیقت، تنها بدرقه یک شخصیت برجسته نبود؛ بلکه نمایش پیوندهای ریشه‌دار دو ملت و دو کشور به شمار می‌رفت. پیوندی که می‌تواند در آینده نیز زمینه‌ساز همگرایی بیشتر، تقویت همکاری‌های سیاسی و امنیتی و افزایش همدلی میان ملت‌های ایران و عراق باشد. اگر این سرمایه اجتماعی و تاریخی به درستی حفظ و تقویت شود، بی‌تردید روابط تهران و بغداد وارد مرحله‌ای مستحکم‌تر خواهد شد و دستاوردهای آن، نه تنها برای دو کشور، بلکه برای جهان اسلام نیز قابل توجه خواهد بود.

 

ادای دین به رهبر شهید

محسن هاشمی رفسنجانی
رئیس شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی 

 

شهادت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای، ضایعه‌ای برای جهان اسلام و دلبستگان انقلاب اسلامی است. ایشان از شاگردان برجسته مکتب امام خمینی(ره) و از چهره‌های اثرگذار تاریخ معاصر ایران بودند که عمر خویش را در راه مبارزه و پاسداری از آرمان‌های انقلاب اسلامی سپری کردند. ایمان راسخ، استقامت در برابر دشواری‌ها، شجاعت در میدان‌های حساس و روحیه خستگی‌ناپذیر در انجام مسئولیت‌های خطیر، از ویژگی‌های برجسته شخصیتی ایشان بود. آیت‌الله خامنه‌ای نقشی تعیین‌کننده در حفظ ثبات، امنیت و اقتدار کشور ایفا کردند و نام خود را در حافظه تاریخی ملت ایران ماندگار ساختند. خاطرات فراوانی از آیت‌الله شهید خامنه‌ای در ذهن دارم. خاطراتی که هر یک گوشه‌ای از دغدغه‌مندی و مسئولیت‌شناسی ایشان را نشان می‌دهد. یکی از این خاطرات به اواخر سال ۱۳۶۹ باز می‌گردد. زمانی که بعد از پایان جنگ تحمیلی و آزادی اسرا در مسئولیت عضو هیأت ‌مدیره سازمان صنایع دفاع و معاون هماهنگی گروه موشکی برای ارائه گزارشی درباره وضعیت صنایع نظامی کشور به دیدار ایشان رفتم. در آن جلسه، درباره ضرورت توسعه توان دفاعی ایران، به‌ویژه در حوزه موشکی و اهمیت حمایت از این بخش راهبردی برای تأمین امنیت ملی کشور سخن گفتم.
آنچه بیش از هر چیز در ذهنم مانده، نگاه دقیق ایشان به مسائل راهبردی کشور بود. آیت‌الله خامنه‌ای با دقت به توضیحات گوش می‌دادند و پرسش‌هایی مطرح می‌کردند که نشان می‌داد نسبت به ابعاد مختلف موضوع، اشراف و حساسیت ویژه‌ای دارند. در آن مقطع، شاید کمتر کسی می‌توانست اهمیت جایگاه توان موشکی را در معماری دفاعی آینده ایران به روشنی امروز درک کند، اما ایشان با نگاهی فراتر از مسائل روز، به ضرورت تقویت زیرساخت‌های بازدارندگی کشور توجه داشتند. 
تاریخ انقلاب اسلامی، تاریخ پیوندها، اعتمادها و همراهی شخصیت‌هایی است که در بزنگاه‌های سرنوشت‌ساز، بار مسئولیت کشور را بر دوش کشیدند. در میان این پیوندهای اثرگذار، رابطه آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای و آیت‌الله اکبر هاشمی رفسنجانی جایگاهی ویژه دارد؛ دو یار دیرین که از سال‌های مبارزه علیه استبداد و استکبار تا دوران تثبیت نظام، دفاع مقدس و بازسازی کشور، در کنار یکدیگر نقش‌آفرینی کردند. در این رابطه پس از دوران انقلاب نیز چند خاطره ویژه از ایشان دارم، نخست زمان ترور ایشان در تیرماه سال ۱۳۶۰ بود که قبل از حادثه هفتم تیر اتفاق افتاد، آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آن موقع مشغول بازدید از معادن زغال سنگ کرمان بود، بلافاصله پس از اطلاع  به تهران برگشت و به بیمارستان رفتیم و مانند برادر و شاید نزدیک‌تر از برادر، به ایشان عشق می‌ورزید و نگران حالشان بود و پس از حادثه هفتم تیر یکی از چالش‌های روحی ایشان این بود که چگونه خبر شهادت آیت‌الله بهشتی و 72 تن را به آیت‌الله خامنه‌ای بدهد. برای خانواده ما، یادآوری نام آیت‌الله خامنه‌ای همواره با خاطره رفاقتی دیرینه گره خورده است. پدرم نقل می‌کرد که نخستین آشنایی او با آیت‌الله خامنه‌ای در درس خارج مرحوم آیت‌الله داماد شکل گرفت. دوستی‌ای که در سال‌های مبارزه علیه رژیم پهلوی و مخصوصاً در عراق عمیق‌تر و به برادری تبدیل شد و پس از پیروزی انقلاب اسلامی، در میدان‌های بزرگ مسئولیت و مدیریت کشور ادامه یافت. این دوستی صرفاً یک رابطه سیاسی نبود. ریشه در اعتماد، شناخت متقابل و سال‌ها مجاهدت مشترک داشت. هر دو از نزدیک‌ترین یاران امام خمینی(ره) بودند و در حساس‌ترین مقاطع تاریخ معاصر ایران، در کنار یکدیگر ایستادند و بسیاری از بحران‌های بزرگ کشور، با همفکری و همکاری با ایشان و در پرتو هدایت‌های امام راحل پشت سر گذاشته شد.
آیت‌الله شهید خامنه‌ای اکنون در میان ما نیست، اما میراث فکری، سیاسی و مدیریتی او همچنان در حیات جمهوری اسلامی و حافظه تاریخی ملت ایران جاری است؛ میراثی که در مقاومت در برابر تهدیدها، احساس مسئولیت در قبال سرنوشت کشور، تلاش مستمر برای حفظ ثبات و امنیت ملی و باور به آینده ایران تجلی یافته است. شخصیت‌هایی از این دست را نمی‌توان صرفاً در چارچوب منازعات و داوری‌های روزمره سیاسی سنجید. همان‌گونه که پدرم بارها تأکید می‌کرد، کارنامه رجال بزرگ تاریخ زمانی به درستی فهمیده می‌شود که در افق بلند تحولات ملی و در نسبت با شرایط و اقتضائات عصر خود مورد ارزیابی قرار گیرد. داوری نهایی درباره آنان را نه هیاهوی سیاست روز، بلکه گذر زمان و حافظه تاریخی ملت‌ها رقم می‌زند. ایران فراتر از جناح‌ها، سلیقه‌ها و رقابت‌های سیاسی است و بقای انقلاب اسلامی در گرو حفظ وحدت ملی، عقلانیت در تصمیم‌گیری و بهره‌گیری از ظرفیت همه نیروهای وفادار به کشور است. امروز، مهم‌ترین ادای دین به یاد و میراث او، تلاش برای ساختن آینده‌ای است که در آن وحدت ملی بر تفرقه، عقلانیت بر افراط، امید بر ناامیدی و منافع ملی بر منازعات زودگذر سیاسی غلبه کند. این همان آرمانی است که او و یار دیرینش آیت‌الله هاشمی رفسنجانی، با همه فراز و فرودهای تاریخ، سال‌ها برای تحقق آن کوشیدند؛ آرمان ایرانی مقتدر، ایمن و باثبات، توسعه‌یافته و پاک، برخوردار از همبستگی ملی که بتواند با اتکا به سرمایه انسانی و تاریخی خود، مسیر پیشرفت و سربلندی را ادامه دهد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و هشت
 - شماره نه هزار و شصت و هشت - ۱۸ تیر ۱۴۰۵