منزل چهارم و روایت مسافر جاده اندوه از بدرقه تاریخی قائد امت در شاهراه ۷ کیلومتری انتظار
آخرین دیدار فیضیه با سرو آزاد کوی پاستور
ساعت به وقت سحر حوزه؛ سکوت بامدادی قم با طنین یک تکبیر تاریخی شکست. سهشنبه ۱۶ تیرماه ۱۴۰۵، روز تجلی عهد در پناه کریمه اهلبیت(س) بود؛ روزی که قم نه در قامت یک شهر، بلکه به وسعت آغوش تمام جهان اسلام کش آمد تا اقیانوس انسان، شاهراه ۷ کیلومتری انتظار را از مسجد جمکران تا حرم حضرت معصومه(س) در برگیرد و بیسابقهترین ابرتشییع تاریخ را در میان پنج شهر جهان، به ایستگاه اجتهاد برساند. امروز طلاب غیرایرانی از سراسر گیتی در کنار غیورمردان اقوام ایرانی خط بستند تا آخرین قرار با «سفرهدار روضه زهرا(س)» و سرو آزاد کوی «پاستور» را به تکاندهندهترین قاب حوزههای علمیه تبدیل کنند. این پیشدرآمد روایتی است عینی و مستند از رستاخیز چند میلیونی شهر کریمه؛ از تکبیرهای هقهقشده و شهادتنامه سرخ آیتالله جوادی آملی در محراب بارانی مهدویت، تا خروش پرچمهای خونخواهی بر فراز عمودهای مهگرفته. این کدهای زنده، روایت فرسنگبهفرسنگ فرستاده ما از قلب بدرقهای است که در آن، تبار فقه و جوانان دهههای جدید، داغی آفتاب تیرماه را به زانو درآوردند تا فقیه صبور خود را تا آستان هجرت به نجف، کربلا و طواف عتبات عالیات مشایعت کنند.
تلاقی پاسپورتهای بینالمللی در عمودهای مرزی بلوار پیامبر اعظم(ص)، قم را به کانون یک مانور قدرت بیسابقه در تاریخ معاصر تبدیل کرد. در روزی که جهان، وداع چند میلیونی بافت حوزوی و مردمی را به نظاره نشست، پیر و جوان خط بستند تا فرجام سرخ رهبر شهید را به یکی از تکاندهندهترین قابهای قرن پیوند بزنند. این پارهروایت، قاب عینی و فرستادهشده از گذرگاهی است که در آن، دمامزنی زائرشهرها، حلقههای تبرک بسیج و فکتهای میدانی «المسیره» در هم آمیختند تا پیامی صریح از ثبات و بازدارندگی مطلق را از میعادگاه جمکران به پایتختهای مقاومت مخابره کنند.
حسرت حجرههای فیضیه و تمدید هجرت
هجرت کاروان سرخ به سمت قم، پایان یک دلتنگی سی و چند ساله است. برای آیتاللهی که سالها از لابهلای دیوارهای سنگی خیابان پاستور، دلش پر میکشید برای عطر کتابهای خطی کتابخانه آیتالله مرعشی و مباحثات شلوغ زیر گنبد طلا، قم همواره یک حسرت ممتد بود. رهبر شهید بارها در خلوت و جلوت اشاره کرده بود که بار سنگین تکالیف تهران، او را از مجاورت دائم با کریمه اهلبیت(س) و تنفس در هوای علمی حوزه محروم کرده است. حالا سهشنبه 16 تیرماه، او در قاموس شهید به شهری برمیگردد که ریشه فقاهت و مبارزهاش از خاک آن جان گرفت؛ بازگشتی تلخ اما شکوهمند که حجرهها و مدارس فیضیه و دارالشفاء را پس از دههها انتظار، به صاحب اصلیشان میرساند.
قم از اولین ساعات بامداد دیگر شباهتی به روزهای معمول نداشت؛ شهری که گویی تمام خیابانهایش به یک مقصد مشترک ختم میشدند و میلیونها دل سوگوار را شبانه به یک حریم میرساندند.
میعادگاه منتظران؛ آخرین خلوت در محراب جمکران
ساعت ۲۴ نیمهشب دوشنبه آستان مقدس مسجد جمکران در شبی آکنده از حزن و حماسه، میزبان جمعیتی از مردم است که بلافاصله پس از اعلام ورود پیکر مطهر، خود را به صحنها رساندهاند. این هجوم میلیونی منجر به پر شدن کامل صحن مسجد و بسته شدن درهای آن ساعتها قبل از زمان رسمی نماز شد؛ صحنهای که عمق احساسات مردم و عزم راسخ برای ادای احترام به امامشهید را نمایان میکرد. زائرانی که با چشمان اشکبار از دیشب در مسجد جمکران عزاداری کردند، آمدند تا در اقامه نماز و وداع با «رهبر شهید ایران» گرد هم آیند. ایشان که خود سالها در تاریکی شب، پنهانی و بیامان خط خلوت مناجاتش را به محراب مسجد جمکران میرساند و آخرین سفرش هنوز در خاطر تولیت و خادمان زنده است، حالا روی دست مردمی تشییع میشود که این حریم را با فرش سرخ اشکهایشان پوشاندهاند.
اقامه نماز بارانی و شهادتنامهای به زبان فقه
ساعت ۰۵:۰۰ بامداد سهشنبه اقامه نماز بر پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده ایشان توسط فقیه عالیقدر، آیتالله عبدالله جوادی آملی در مسجد جمکران برگزار شد. نماز با حضور مسئولین استانی، علما، روحانیون و اقشار مختلف مردم سرریز از اشک اقامه شد؛ نمازی که در آن تکبیرها با صدای هقهق گریه توأم شد تا یکی از ماندگارترین فرایض رقم بخورد.
این فریضه، یک نماز معمولی نبود؛ ریتم تکبیرها از همان ابتدا با لرزش شانه مفسر بزرگ قرآن گره خورد. فقیه تبار معرفت، عباراتی را به متن نماز تزریق کرد که ولوله در صفوف مأمومین انداخت؛ کلماتی که سند فرجام سرخ یک عمر دویدن بود.
آیتالله جوادی آملی، با بغضی چنگانداخته بر گلو و مکثهایی طولانی کلمات واجب نماز را به فرازهایی خاص و بیسابقه پیوند زد؛ عباراتی با معنای صریح شهادت که مستقیماً به عروج سرخِ رهبر انقلاب اشاره کرد:
«اللهم انه نزل مجاهدا موحدا»؛ خدایا، این مسافر در حالی به سوی تو آمده و بار سفر بسته که در تمام عمر، مجاهد خطمقدم و یکتاپرست بیتزلزل این طریق بود.
«اللهم اللهم اللهم انه نزل عندک شهیدا»؛ سه بار تکرار نام جلاله با صدایی که از هقهق به لرزه افتاده بود: خدایا، خدایا، خدایا، او نزد تو آمده و در پیشگاه تو، در قامت و شناسنامه یک «شهید» حاضر شده است.
«اللهم انه نزل عندک قتیلا للاسلام قتیلا لامه مسلما»؛ و اینجا بود که سقف جمکران از صدای گریه مردم لرزید؛ خدایا، او نزد تو آمده در حالی که برای اعتلا و دفاع از اسلام کشته شده و در راه امتی مسلمان جان باخته است.
این کلمات و گریههای بیامانِ پیر حوزه، بیدلیل نبود. همگان در حوزه و در محضر ایشان میدانستند که رهبر شهید، شیفته و دلداده تعبیر عظیمی بود که سراسر عمر بر آن مداومت داشت: «ای سفرهدار روضههای مادر». او که سالها در حسینیه امام خمینی(ره) و خلوت حجرهها، بساطکننده و خادم روضههای فاطمیه بود و چفیهاش بارها خیسِ اشکهای غربت مادر شده بود، حالا در خانه فرزند زهرا(عج) یعنی جمکران، مزد آن سفرهداری را با مدال سرخ «قتیلاً للاسلام» از دست فقه پویای اسلام گرفت.
نماز تمام شد، اما بهت مکثهای آیتالله جوادی آملی و گریه شدید مردم روی فرشهای جمکران، به عنوان سوزناکترین فراز رستاخیز قم در سینه تاریخ ثبت شد پس از نماز، گامها به سمت شاهراه انتظار جان گرفت.
۷ کیلومتر تجسم مهدویت
ساعت حوالی ۰۸:۰۰ صبح است و رژه سوگواران آغاز شده. مراسم تشییع پیکرهای رهبر شهید و شهدای خانواده ایشان طبق اعلام ستاد، از مسیر بلوار پیامبر اعظم(ص) به سمت حرم حضرت معصومه(س) آغاز شده است. مسیر تشییع بامدادی، از پهنه سازهای عبور میکند که خود داستانی شنیدنی دارد؛ بلوار پیامبر اعظم(ص). شاهراهی به طول ۷ کیلومتر و عرض نزدیک به ۱۰۰ متر که نه برای ترافیک شهری، بلکه با انگیزه خلق یک «پیادهراه آیینی و سلوکی» میان حرم تا جمکران طراحی شد تا جاده تجسمبخشِ پیوند ولایت و مهدویت باشد. خودروی حامل پیکرهای مطهر شهدا، آرامآرام و منظم در میان سیل عظیم عزاداران به حرکت درآمد؛ حرکتی که بارها با موج احساسات مردم، اشکهای بیاختیار و شعارهای «لبیک یا خامنهای» و «این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده» متوقف و همراه میشد. اینبار، جمکران نقطه آغاز است و کاروان پیکرها، برعکس ریتم همیشگی زائران، از سمت قبله انتظار به سوی مضجع شریف معصومه(س) حرکت میکنند.
قابهای عمود به عمود
ساعت ۰۹:۴۵ صبح پیکر مطهر «رهبر شهید ایران» در آغوش جمعیت گسترده عزاداران به عمود ۷۴ بلوار پیامبر اعظم رسید. در میان جمعیت، پرچمهای سهرنگ جمهوری اسلامی ایران بیش از هر چیز به چشم میآید. پرچمهای سرخ «یا لثارات الحسین(ع)» و پرچمهای مزین به نام حضرت صاحبالزمان(عج) نیز در دست بسیاری از حاضران دیده میشود و مانور خشم و خونخواهی میدهد. در دستان مردم تمثالهای رهبر شهید دیده میشود که بر شکوه مراسم افزوده است. طنین فریادهای «لبیک یا مهدی»، «ابوالفضل علمدار خامنهای نگهدار»، «لبیک یا حسین»، «حسین حسین شعار ما شهادت افتخار ماست» به گوش میرسد. زائرانی از کشورهای مختلف و غیرایرانیها از ملیتهای مختلف با خانواده به این مراسم میلیونی آمدهاند تا با مقتدای مسلمین تجدید میثاق کنند؛ حضور گسترده آنان نشان میداد اندوه این روز به مرزهای ایران محدود نیست. نوحهخوانی به زبانهای فارسی، عربی و اردو در بخشهایی از مسیر تشییع، فضای مراسم را کاملاً بینالمللی کرده است.
جلوه فراملی حوزه
قم دیروز پایتخت بدون مرز جهان اسلام بود. در لابهلای جمعیت پیاده بلوار، طلاب مجتمع آموزش عالی امام خمینی(ره) و جامعةالمصطفی العالمیه، یک پیادهروی فراملی را رقم زدند. زائرانی با پاسپورتهای غیرایرانی و چهرههایی از شرق آسیا، آفریقا و شبهقاره، شانه به شانه طلاب نجف و شامات حرکت میکردند.
مردی اهل نیجریه با لباس سنتی محلی و عرقچین سفید، تصویری از رهبر شهید را روی سینه چسبانده بود و به زبان هوسا مویه میکرد. کمی آنطرفتر، گروهی از جوانان پاکستانی با پرچمهای زینبی، ریتم سینهزنی تند شبهقاره را به پهنای ۱۰۰ متری بلوار تزریق کردند. این حضور ثابت کرد سیره علمی و مذهبی رهبر شهید، نخِ تسبیحی بود که فراتراز ناسیونالیسم ایرانی، جبههای به وسعت امت اسلامی خلق کرده است.
مقاومت زیر آفتاب تیرماه
ساعت 10:05 صبح در عمود 62، گرمای سوزان قم و گرد و غباری که در بخشهایی از مسیر برمیخاست، نه از تعداد جمعیت کاست و نه از شور عزاداری. مردم ساعتها زیر آفتاب ایستادند؛ برای رفاه حال تشییعکنندگان مهپاش و دستگاههای آبپاش تعبیه شده است. نیروهای امدادی، انتظامی، خدماتی و نیروهای جهادی در حوزههای پزشکی، پرستاری و امدادرسانی در نقاط مختلف مستقر بودند تا زائران با آرامش در این مراسم تاریخی حضور پیدا کنند. بسیجیان برای عبور راحت خودروی حامل پیکر شهدا حلقهای شکل دادند و در این میان چفیهها و لباسهای مردم را با پیکر شهدا متبرک میکردند. احساسات مردم دیدنی نه بلکه ستودنی بود و حاضر به ترک این بدرقه تاریخی نبودند. دیروز خانوادهها بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل میدادند.
حلقهای به رنگ خاک و چفیه
ساعت ۱۰:۱۵ صبح خط دفاعی بسیج در تراکم اسکلت کاروان شکل گرفت. هرچه خودروی حامل پیکرها به عمودهای میانی نزدیکتر میشد، فشار جمعیت کار هدایت لجستیکی را غیرممکنتر میساخت. اینجا بود که حلقههای چندلایه جوانان بسیجی و طلاب جوان فیضیه شکل گرفت. آنها دست در دست هم، سپری انسانی در برابر امواج عاطفی مردم ساختند تا خودروی حامل تابوتها بتواند در میان تنهای گرما دیده، مسیر را بشکافد.
دستان این سپر انسانی، خود واسطه توسل امت بود. هزاران چفیه، پیراهن مشکی، شال عزا و حتی تسبیحهای شاهمقصود از فواصل دور به سمت خودرو پرتاب میشد. جوانان مستقر روی سقف و دیواره خودرو، این پارچهها را به دیواره تابوت رهبر شهید و فرزندانش متبرک میکردند و با چشمانی خیس از اشک به میان جمعیت بازمیگرداندند. غبار خاک نشسته بر پیشانیبندها و عرق روی پیراهنهایشان، تصویری از وفاداری نسلی را ساخت که خستگی را در پهنای داغ این جاده روسیاه کرد.
خاتمه حماسه در قم
ساعت ۱۱:۳۰ صبح در انتهای بلواربغضها در هم گره خورد. هرچه کاروان به حرم مطهر نزدیکتر میشد، بغضها سنگینتر و اشکها جاریتر میشد. مراسم باشکوه تشییع با حضور چند میلیونی مردم از مسجد مقدس جمکران تا نزدیکترین نقطه به حرم مطهر حضرت معصومه(س) در حالی پایان یافت که جهان شاهد وداعی تاریخی بود. با ورود پیکرها به انتهای بلوار، اگرچه آیین تشییع به پایان رسید، اما سیل جمعیت همچنان در صحنها موج میزد و نگاهها هنوز در انتظار آخرین وداع بود.
اتاق رصد رسانهای
آنچه در جاده تهران و شاهراه قم اتفاق افتاد، از نگاه ناظران بینالمللی یک رویداد عاطفی صرف نبود. رسانههای فرامرزی و در رأس آنها شبکه «المسیره» یمن، با قطع برنامههای عادی خود و پخش زنده حضور چند میلیونی قم، کدهای استراتژیک این حضور را کالبدشکافی کردند. این رسانهها با تیتر «بزرگترین گردهمایی مردمی در تاریخ معاصر»، این ابرتشییع را به عنوان یک مانور قدرت و بازدارندگی مطلق در سطح بینالمللی تعبیر کردند.
حضور بیسابقه مردم ثابت کرد حاکمیت و استقلال ایران، متکی به یک پایگاه مردمی رسوخناپذیر است که با چالشها و فشارهای شدید، نهتنها سست نمیشود، بلکه منسجمتر پناهِ رهبری را فریاد میزند. این تصویر، یک پیام صریح و اطمینانبخش برای متحدان ایران در محور مقاومت داشت؛ اینکه جبهه ایستادگی در برابر پروژههای سلطهجویانه، با رفتن یک قائد، دچار گسست لجستیکی یا عقیدتی نخواهد شد و تبار فقه و جهاد در قم، پشتوانه آهنین این زنجیره است.
اگر قم امروز حرف میزد...
«من خاک فقاهتم؛ من صدف گوهرهای تبار مبارزهام. آسفالت بلوار پیامبر اعظم من امروز قدمهایی را چشید که سنگینی غصهشان را گنبد طلا هم نمیتوانست تاب بیاورد. سالها بود که از تهران، از لابهلای هیاهوی پاستور، عطر دلتنگی او را برای خلوت حجرههایم استشمام میکردم؛ او که مجاورت با کریمه را در دل داشت اما تکلیف، او را پاگیر پایتخت کرده بود و امروز به دنیا مخابره میکنم که قم، امانت سرخ پایتخت را تا آستان آسمانی عتبات با خون دل مشایعت کرد...»
قم اگر امروز حنجره داشت، به رسانههای جهان که حیرتزده پهنای ۱۰۰ متری انتظار را تماشا میکردند، میگفت این سیل چند میلیونی، یک رویداد عاطفی صرف نیست؛ این پیامی است با ابعاد استراتژیک، سیاسی و مذهبی از قلب حوزه که فراتر از مرزها ابلاغ میشود.
بهت صحن آینه در انتظار مسافران
ساعت ۱۱:۴۰ صبح اتمسفر صحن عتیق و آینه دیدنی بود. در حالی که بدنه اصلی کاروان هنوز در میدان آستانه و ورودیهای حرم متوقف بود، در داخل صحنهای مطهر حضرت معصومه(س)، بغضی تاریخی حاکم بود. پیرمردهای خطیب و خادمان قدیمی حرم با شالهای سبز ارادت، خط بسته بودند. صدای قرائت دستهجمعی زیارت عاشورا و حدیث کساء زیر گنبد طلا طنینانداز بود.
خیلی از مردم با قرآنهای جیبی بازشده بر سر، روی پلههای ورودی صحن طباطبایی رو به قبله نشسته بودند و صلوات خاصه زمزمه میکردند. این بخش از مراسم، نقطه اوج دلتنگی قمیها بود؛ شهری که سالها منتظر مجاورت ممتد با فقیه صبور خود بود، حالا در شرایطی او را در آغوش میکشید که کاروان برای سفری کوتاه به عتبات شتاب داشت. این بهت و اشک جاری در صحن آینه، قاب پایانی رستاخیز سهشنبه را تکمیل کرد.
فردا جاده روایت دیگری خواهد داشت...


