«نسبت‌سنجی ایمان و عمل» در منظومه فکری رهبر شهید

منشوری برای زیست مؤمنانه

آیت‌الله خامنه‌ای به «ایمانِ آگاهانه و بصیرت‎مندانه» تأکید داشتند

انسان امروز گاه در دوگانه‎های ناروا گرفتار می‎شود و «ایمان» و «عمل» را دو ساحت مجزا می‌پندارد. در حالی که رهبر شهید، حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‎ای، همواره تأکید به همراهی این دو داشتند. رساله موجز اما عمیق ایشان، «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» گویای همین نگاه است. این رساله که حاصل جلسات تدریس رهبر شهید برای نسل جوان در سال‌های پیش از انقلاب است، الگویی نوین در مواجهه با نسبت ایمان و عمل به شمار می‌رود. در این نگاه، ایمان نقشی دوگانه دارد؛ هم «نقش‌بند زندگی» است و هم «زاینده عمل». مقاله پیش‌رو می‌کوشد تا با واکاوی این رساله، نشان دهد چگونه رهبر شهید از چهار رکن ایمان، توحید، نبوت و ولایت، شبکه‌ای مفهومی ترسیم می‌کنند که در آن هر مؤمنی به مثابه یک «عامل مسئول» تعریف می‌شود.

دکتر همایون همتی
استاد ادیان و عرفان دانشگاه تهران

رهبر شهید، سالیانی پیش از پیروزی انقلاب برای جوانان تدریس و تقریرهایی داشت که در رساله کوتاهی با عنوان «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» گردآوری شده است. در این رساله کم‌حجم و فشرده، زعیم سفرکرده ما با زبانی پاکیزه و آشکار از ایمان آغاز نموده، توحید را به منزله یک جهان‌بینی کامل و تمام‌عیار مطرح کرده، از بعثت و نبوت سخن گفته و بحث‌ها را با ولایت به پایان برده است و دین اسلام را همچون یک ایدئولوژی پویا و سرشار از حیات، به جامعه و نسل جوان شناسانده است.
طرحی نو در اندیشه اسلامی
در کتاب‌های سنت علم کلام اسلامی، شیوه بر آن است که غالباً از «امور عامه» آغاز می‌کنند؛ یعنی مباحثی همچون «بداهت وجود»، «بساطت وجود»، «اشتراک معنوی وجود»، «زیادت وجود بر ماهیت»، «اصالت وجود»، بحث‌هایی درباره امتناع اعاده معدوم، مباحث مربوط به علیت، وجوب و امکان، حدوث و قدم، جواهر و اعراض و شبیه این موضوعات و بدین منوال راه را بر مباحث الهیات «بالمعنی الاخص» گشوده می‌سازند. خود این مباحث را نیز «الهیات بالمعنی الاعم» می‌نامند. پیش از ورود به امور عامه یا همین الهیات عام، مباحثی درباره «وجوب شکر منعم» و «لزوم دفع ضرر و جلب منفعت» می‌آورند تا ضرورت پرداختن به بحث خداشناسی و اعتقادات دینی را مسجل سازند. اما این رساله موجز رهبر شهید، طرح اندیشه اسلامی را در خود قرآن بازمی‌جوید و به همین سبب به هیچ یک از مباحث یاد شده نمی‌پردازد و در واقع می‌توان آن را مدلی تازه و طرحی نو برای اعتقادات اسلامی بر اساس قرآن مجید دانست.

ایمان؛ سرآغاز سیر وجودی آدمی
 در این رساله، سخن از «ایمان» آغاز می‌شود که بسیار شبیه بحث‌های «کلام جدید» یا «الهیات نوین» در روزگار ماست. در کلام جدید معاصر نیز بحث‌ها با «نیازهای بشر» آغاز می‌شود که یکی از مهم‌ترین آنها نیاز به ایمان است. ایمان‌ورزی، نیازی اصیل و تمایلی سرشتی و بنیادین در ضمیر آدمی است که در پی معبودی اصیل و صاحب کمال می‌گردد. رساله مورد بحث ما نیز ایمان را حقیقتی اصیل، ریشه‌دار و نیاز همیشگی انسان معرفی می‌کند و آن را آغازگاه سیر وجودی آدمی و فلسفه بودن او می‌شمارد که معنا‌بخش زندگی است.
در فرازی از این رساله آمده است: «ایمان یعنی باور، پذیرش و پایبندی به آنچه برای آن و در راه آن به تلاش و جدّ و جهد نیاز است و به راهی که وی را به آن سرمنزل می‌رساند و بالاخره به خود همین تلاش و حرکت. بدون ایمان، هر حرکت و پویشی ناپایدار و بی‌فرجام است و هر پوینده‌ای دل‌مرده و بی‌نشاط و سرانجام، خاموش و راکد و بی‌حرکت...» تکیه قرآن بر «ایمان» و «مؤمن» و معرفی این خصلت به عنوان برترین ارزش‌ها و سرآمدترین خصلت‌های انسان، از این واقعیت سرچشمه می‌گیرد.

انتقاد به مؤمنان گسسته از عمل
رهبر شهید در این رساله از ایمانی آگاهانه و متکی به اصول و مبانی عقیدتی و دنباله‌روی بصیرت‎مندانه از پیامبر خدا سخن می‌گوید و به آیات زیادی در قرآن کریم استناد می‌کند. ایشان به ایمان گسسته از عمل و نازا و عقیم اعتقادی ندارد، بلکه ایمان را از این جهت که «نقش‌بند زندگی» و «زاینده عمل» است معتبر می‌داند؛ یعنی ایمانی توأم با عمل و تعهدات عملی.
سپس از نویدها سخن می‌گوید که در واقع بحث از آثار و خواص ایمان داشتن و ایمان آوردن است؛ دل آرام و نورانی، بشارت‌های راستین و اموری همچون اطمینان، سکون، امن و هدایت‌یافتگی آشکاری که قرآن به ایمان‌داران می‌دهد. این بحث هرچند بسیار کوتاه و فشرده مطرح گشته است، اما مدلی تازه در این باب است.

ایمان مبتنی بر جهان‎بینی توحیدی
در این رساله رهبر شهید، «توحید» و «جهان‌بینی توحیدی» نیز به گستردگی و با ابعاد گوناگون مورد بحث قرار گرفته است. خدا همچون قدرت برتر و آفریننده کل جهان و جهانیان که به همه خصلت‌های نیک همچون علم، قدرت، اراده، حیات و... آراسته است معرفی شده و عالم از ذره تا افلاک و کهکشان‌ها و جهان‌های ناشناخته همه بندگان و مخلوق و مقهور اویند. او فرزند، همسر و هم‌شأنی ندارد و همه موجودات در دایره عبودیت او قرار دارند. این قاعده توحید است که جهان بر آن استوار است و اساس همه طرح‌ها و برنامه‌ها و افکار و اعمال و سبک زندگی در اسلام است.
توحید با بیان‌ها و تعبیرات مختلف در قرآن معرفی شده است. همه جهان بر اساس جهان‌بینی توحیدی به یک قدرت برتر یعنی خدا وابسته است. او نه تنها آفریدگار جهان و جهانیان است بلکه بر همه موجودات، «سیطره تکوینی» دارد و زمام قانونگذاری و تشریع نیز تنها از آن اوست و همه موجودات، ملزم به تبعیت از او هستند. عبودیت یکسان و همگانی موجودات عالم در برابر خدا مستلزم آن است که هیچ‌یک از بندگان او خودسر و مستقل، حق تحکم و فرمانروایی بر بندگان دیگر نداشته باشد (نفی طاغوت) و زمامدار و مدیر و مدبر امور زندگی انسان‌ها فقط کسی است که خدا خود به حکومت برگزیده است (یا به شخص، مانند امامان معصوم و یا به علائم و ملاک‌ها مانند حاکم اسلامی در زمان غیبت امام معصوم). بدین‌سان خدا هم دارای «الوهیت انحصاری» و هم «ربوبیت انحصاری» است.
در این رساله رهبر شهید، روح توحید، نفی عبودیت غیرخدا دانسته شده است و این تأکیدی بر بُعد اجتماعی و سیاسی توحید است که ما امروز بدان سخت محتاجیم. نفی ستم، تبعیض و نظام طبقات ظالمانه از توابع و آثار عقیده به توحید است.

پذیرنده دعوت نبی
در فصلی دیگر، رهبر شهید، به بحث نبوت و هدف آن و بعثت پیامبران پرداخته است. دعوت به خدا و ایمان و هدایتگری جامعه و مردم و مبارزه با گروه‌های ستمگر و جامعه‌ستیز، تحت عنوان طاغوت، مَلأ، مترفین، احبار و رهبان در این فصل همراه با استناد به آیات قرآنی مورد بحث قرار می‌گیرد. پیامبران، راهنمایان جامعه‌اند و به بالا بردن سطح اندیشه و روحیه انسان‌ها و آماده‌سازی آنها اهتمام می‌ورزند. پذیرنده دعوت نبی باید همان راهی را که نبی در آن گام نهاده تعقیب کند و در انجام مسئولیتی که او به عهده گرفته وی را یاری دهد. فلسفه نبوت و مفاد و روح و معنای آن، قبول دعوت نبی و قبول تعهدی حتمی و اجتناب‌ناپذیر است. بدین‌سان در جهان‌بینی دینی و در بحث نبوت، مسأله «مسئولیت اجتماعی» و مسئولیت همگانی تجلی می‌یابد که امروز از مباحث مهم رشته‎های «فلسفه اخلاق» و «فلسفه سیاسی» است.

مرزبندی فکری و عملی با دشمن
در آخرین بخش این رساله، بحث «ولایت» مطرح می‌شود که از مباحث ریشه‌دار و دامنه‌گستر معارف اسلامی است. بحث ولایت، هم از دوستی و تبعیت سخن می‌گوید و هم از رهبری و زعامت جامعه. لازمه ولایت داشتن، مرزبندی با دشمنان و جبهه‌گیری و صف‌آرایی فکری و عملی در برابر آنان است که در قرآن گاهی «موالات» یا «تولی» نامیده شده است. همچنین ولایت، مقتضی تشکیل یک امت و جامعه نیرومند ایمانی است که موجب حفظ وحدت و یکپارچگی و جلوگیری از نفوذ و اخلال دشمنان است. ولی، یعنی راهبر جامعه اسلامی که به اذن خداوند، جامعه را به سمت آرمان‌ها و هدف‌های الهی راهبری می‌کند. پس ولایت، تنها بعد عاطفی ندارد، بلکه حقیقتی است تابناک و هدایتگر و ضرورتی است که ضامن پایداری و بقا و اعتلای جامعه است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و هفت
 - شماره نه هزار و شصت و هفت - ۱۷ تیر ۱۴۰۵