پیام‌های جهانی یک مراسم ملی

گروه سیاسی/ مراسم وداع با رهبر شهید  و تشییع پیکر ایشان، باشکوه و در حد و اندازه شأن و جایگاه ایشان در تهران برگزار شد. تهران در این چند روز تبدیل به یک ایران کوچک تر شده بود. ایرانیان از اقصی نقاط کشور با گویش‌ها ، پوشش‌ها و سلایق متفاوت به پایتخت آمده بودند که ادای احترام کنند به رهبر شهیدشان. این حضور گسترده مردم همزمان که یک سوگ جمعی بود همراه با احساسات و عواطف بسیار، یک رویداد ملی با پیامدها و بازتاب‌های جهانی هم بود. نمایشی از یک وحدت و انسجام بزرگ، ارادت به رهبر شهید و پاسداشت دهه‌ها مجاهدت‌های ایشان. در حقیقت آنچه در سه روز گذشته در تهران مشهود بود، محدود و محصور در عزاداری و افسوس بابت فقدان یک شخصیت بزرگ نبود، بلکه تجدید عهدی دوباره بود با همان آرمان‌ها و راهی که آیت‌الله خامنه‌ای جان خود را بر سر آن داد؛ راهی که هدفش رسیدن به یک تمدن نوین اسلامی- ایرانی بود. حال آنگونه که کارشناسان و فعالان سیاسی در گفت و گوها و یادداشت‌هایشان برای «ایران» مطرح کرده‌اند، حماسه حضور مردمی، واجد این معنا هم هست که این حماسه به نوعی استقبال از اندیشه خامنه‌ای است؛ اندیشه‌ای که باید بیش از پیش در شرح و تبیین آن کوشید. مراسم وداع و تشییع نباید در شکل و ظاهر و غلیان احساسات مردمی محدود بماند و به پایان برسد، بلکه باید آغازی باشد برای جهانی کردن اندیشه استقلال خواهی و ایستادگی در برابر زیاده‌خواهی‌های جهانی. بدون تردید طی این مرحله از مسیر حفظ و تقویت وحدت ملی می‌گذرد. مراسم تشییع رهبر شهید که نمادی از وحدت و انسجام بود، حالا می‌تواند و باید محرک و مقوم تشریح و تبیین راه و اندیشه آن بزرگمرد شود.

وقتی یک اندیشه تکثیر می‌شود
عباس سلیمی نمین
پژوهشگر سیاست و تاریخ 


 
یکی از خطاهای راهبردی قدرت‌های سلطه‌گر، این تصور است که با حذف فیزیکی یک شخصیت می‌توان مسیر یک اندیشه را متوقف کرد. تجربه‌های تاریخی اما بارها نشان داده است که ترور، بیش از آنکه پایان یک جریان باشد، آغاز مرحله‌ای تازه از حیات آن است. هر گاه شخصیتی که حامل یک گفتمان فکری، سیاسی یا فرهنگی است هدف ترور قرار می‌گیرد، جامعه او را دیگر صرفاً یک فرد نمی‌بیند، بلکه به نماد یک آرمان تبدیل می‌کند. از همین‌جاست که دشمن، برخلاف هدف اولیه خود، نه‌تنها دستاوردی به دست نمی‌آورد، بلکه زمینه گسترش همان اندیشه را فراهم می‌کند.
تجلیل گسترده مردم از مقام رهبر شهید نیز در همین چارچوب تحلیل می‌شود. این تجلیل صرفاً یک واکنش عاطفی یا احساسی نیست؛ بلکه اعلام این حقیقت است که اندیشه با حذف صاحب آن از میان نمی‌رود. ایشان در حافظه تاریخی ملت‌ها به الگوهای ماندگار تبدیل می‌شوند؛ الگوهایی که نه‌تنها فراموش نمی‌شوند، بلکه مسیر فکری و عملی آنان بیش از گذشته مورد توجه قرار می‌گیرد و به مرجعی برای نسل‌های بعدی تبدیل می‌شود.
اگر تا پیش از شهادت رهبر معظم انقلاب، دشمن از نفوذ و اثرگذاری یک شخصیت احساس خطر می‌کرد و او را مانعی در برابر منافع نامشروع خود می‌دانست، پس از شهادت ایشان با واقعیتی پیچیده‌تر مواجه خواهد شد. اکنون دیگر با یک فرد روبه‌رو نیست، بلکه با میلیون‌ها انسانی مواجه است که آن اندیشه را بازخوانی و بازتولید می‌کنند. به همین دلیل، حذف فیزیکی نه‌تنها از دامنه نفوذ آن شخصیت نمی‌کاهد، بلکه آن را چندین برابر می‌کند. رهنمودها، مواضع و جهت‌گیری‌های ایشان به الگویی برای رفتار اجتماعی و سیاسی جامعه تبدیل می‌شود؛ واقعیتی که طراحان ترور معمولاً از درک آن ناتوان هستند.شهادت، ویژگی دیگری نیز دارد؛ اینکه صداقت یک اندیشه را به اثبات می‌رساند. هنگامی که جامعه می‌بیند فردی برای باورها و آرمان‌های خود حاضر است از جان خویش بگذرد، رابطه مردم با آن اندیشه وارد مرحله‌ای تازه می‌شود. در این مرحله، پیوندی عاطفی، اعتقادی و ارزشی شکل می‌گیرد که بسیار عمیق‌تر از ارتباطی است که در دوران حیات آن شخصیت وجود داشت. این پیوند، به‌ویژه هنگامی که بر پایه آرمان‌های الهی، عدالت‌خواهی و استقلال‌طلبی استوار باشد، ظرفیت آن را دارد که تحولات اجتماعی را سرعت ببخشد و اراده جامعه را برای مقابله با سلطه تقویت کند.
حضور شخصیت‌های مذهبی، سیاسی و فرهنگی از کشورهای مختلف در آیین‌ بزرگداشت رهبر شهید نیز نشانه دیگری از همین واقعیت است. این حضور بیانگر آن 
است که مرزهای جغرافیایی هرگز نتوانسته‌اند اندیشه‌های ریشه‌دار را محدود کنند. اندیشه استقلال، عزت و مقاومت، زمانی که بر فطرت و کرامت انسانی استوار باشد، به یک جغرافیای خاص محدود نمی‌ماند و در دیگر ملت‌ها نیز مخاطب پیدا می‌کند.
در حقیقت، از زمانی که سلطه‌گری قدرت‌های زیاده‌خواه در منطقه ما گسترش یافت، در برابر آن نیز اندیشه‌ای شکل گرفت که بر بازگشت ملت‌ها به خویشتن، اعتماد به ظرفیت‌های داخلی و اتکا به توانایی‌های بومی تأکید داشت. این اندیشه بر آن است که اگر ملت‌ها در عرصه‌های علمی، اقتصادی، سیاسی و مدیریتی به توان خود تکیه کنند، می‌توانند روند سلطه‌گری را متوقف و استقلال واقعی خود را حفظ کنند. بزرگداشت شخصیت‌ والا مقام رهبر شهید، صرفاً تجلیل از یک فرد نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی و بازتولید اندیشه‌ای است که  نمایندگی می‌کردند. هرچه مطالعه درباره دیدگاه‌ها، آرمان‌ها و تجربه‌های این شخصیت‌ها بیشتر شود، احتمال تبدیل شدن آن اندیشه به یک الگوی منسجم برای دیگر جوامع نیز افزایش می‌یابد. از همین رو، حتی در کشورهایی که ارتباطات سیاسی یا فرهنگی محدودی با ایران داشته‌اند، این گفتمان توانسته بر افکارعمومی و جریان‌های فکری اثر بگذارد.
برآیند همه این واقعیت‌ها آن است که ترور، برخلاف تصور طراحانش، قادر به خاموش کردن اندیشه نیست. اندیشه‌ای که در جان مردم ریشه دوانده باشد، با شهادت حامل خود نه‌تنها از میان نمی‌رود، بلکه ماندگارتر، فراگیرتر و اثرگذارتر می‌شود. 
 

 

رهبر شهید؛ میراثی ماندگار در سیاست، مقاومت و تمدن‌سازی

علی جنتی
وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی

برگزاری باشکوه تشییع رهبر شهید انقلاب حاوی پیام‌های چندگانه سیاسی، فرهنگی و اعتقادی است و نشان از پیوند عمیق و عاطفی و قدردانی و حمایت یکپارچه ملت ایران از خدمات برجسته و ماندگار آن شهید دارد. شخصیتی که با سابقه درخشان مبارزاتی، سیاسی و اجرایی، پس از بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران امام خمینی، مهم‌ترین نقش را در شکل‌گیری و تحکیم نظام جمهوری اسلامی ایران ایفا نمود و در راه مقابله با استکبار جهانی و رژیم صهیونیستی تا پای جان ایستاد و در این راه به شهادت رسید. این مراسم عظیم فرصتی است برای نمایش وحدت ملی و تثبیت جایگاه نظام و به نمایش گذاشتن اقتدار ملی، سیاسی و بین‌المللی ایران و یکی از باشکوه‌ترین صحنه‌ها در تاریخ معاصر است که رهبر محبوب ایران با حضور میلیون‌ها نفر از مردم ایران و سایر ملت‌های مسلمان تشییع و به خاک سپرده می‌شود. حضور هیأت‌های عالیرتبه و مشارکت مقامات کشورهای مختلف در این رویداد، نوعی ابراز رسمی همبستگی سیاسی رهبران و سیاستمداران جهان با جمهوری اسلامی محسوب می‌شود و این مراسم را از یک رویداد ملی به یک نماد بین‌المللی تبدیل می‌کند و در تثبیت جایگاه رهبری جدید در سطح جهانی نقش مؤثری خواهد داشت. برگزاری مراسم تشییع پیکر رهبر شهید در نجف و کربلا و دفن در حرم مطهر حضرت رضا(ع)، جایگاه رهبر فقید را به عنوان یک مرجع دینی در جهان اسلام و بویژه در بین شیعیان جهان تثبیت کرده و حرم او به مکانی برای زیارت و ابراز ارادت وفاداران و علاقه مندان نظام جمهوری اسلامی تبدیل خواهد شد.
رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی در طول 45 سال خدمت صادقانه در دوران ریاست جمهوری و رهبری نظام اسلامی، همواره با اشراف بر مسائل داخلی و خارجی و آینده‌نگری و شناخت و درک صحیح واقعیات زمانه، افق‌های آینده را مورد توجه قرار می‌داد. او با آگاهی بخشی به اقشار مختلف جامعه و روشنگری نسبت به توطئه‌های دشمنان نظام جمهوری اسلامی، اندیشه استقلال طلبی، خود باوری و خود اتکایی را در بین نخبگان و توده‌های مردم نهادینه نمود و با شجاعت و تدبیری کم نظیر کشتی انقلاب و نظام اسلامی را در میان دریای متلاطم حوادث زمانه، جنگ‌ها، فتنه‌ها و بحران‌های پیچیده به شایسته‌ترین شکل هدایت کرد و در عرصه‌های گوناگون، به جایگاهی ممتاز در سطح منطقه و جهان ارتقا بخشید و در صحنه دیپلماسی سه اصل حکمت، عزت و مصلحت را مبنای تعامل سازنده و مؤثر با جهان قرار داد. او وحدت و بیداری اسلامی در میان ملت‌های مسلمان را مهم‌ترین مسأله جهان اسلام می‌دانست و با طرح گفتمان «تمدن نوین اسلامی» تلاش کرد تا مسیر تاریخی انقلاب را از سطح نظام سیاسی به سطح تمدن جهانی ارتقا دهد.
تدابیر وی برای تشکیل و تقویت نیروهای مقاومت در کشورهای اسلامی توانست بیداری اسلامی را در دنیای اسلام گسترش دهد و جهان اسلام را نسبت به جنایات و توسعه طلبی رژیم صهیونیستی آگاهی بخشد. بدون شک مقاومت قهرمانانه ملت ایران در طول جنگ چهل روزه را می‌توان ثمره آینده‌نگری و تدبیر آن رهبر شهید دانست که فرهنگ مقاومت در برابر دشمن را در جامعه ایران و کشورهای اسلامی تثبیت کرد.
رهبر شهید انقلاب با عنایت ویژه به پیشرفت علمی و فناورانه کشور و استقلال و آبادانی ایران همواره بر استفاده هدفمند از فناوری‌های نوین در حل مسائل کلیدی کشورتأکید می‌کرد. تقویت و تشکیل نهادهای تمدن ساز از جمله توسعه دانشگاه‌ها، تأسیس مدارس و دانشگاه‌های وابسته به حوزه‌های علمیه، مراکز فرهنگی و اندیشکده‌ها و توجه به نهادهای علمی به عنوان مراکز تمدن ساز، بخش اصلی میراث فرهنگی رهبری است.
رهبر فقید انقلاب ایران را هویتی ممتاز در جهان اسلام می‌دانست و برخلاف نگاه‌های ناسیونالیستی افراطی، ایران‌گرایی را در بستر اسلام ناب محمدی تعریف می‌کرد و تمرکز بر ایران به عنوان یک سرزمین تمدنی با ظرفیت‌های والای تاریخی، فرهنگی و اخلاقی، همواره یکی از ارکان مکتب فکری او بود.
مسلماً نام آیت‌الله شهید سید علی خامنه‌ای به عنوان رهبری مقتدر و شکست ناپذیر در تاریخ سیاسی و حکمرانی ایران جاودانه خواهد ماند.
 

 

 نمایش سرمایه اجتماعی و اعتبار بین‌المللی
محسن پاک‌آیین 
دیپلمات پیشین

مراسم باشکوه عزاداری و تشییع پیکر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با حضور میلیونی مردم، صرفاً یک آیین سوگواری نبود، بلکه به صحنه‌ای برای نمایش جایگاه و تأثیر شخصیت ایشان در عرصه داخلی و بین‌المللی تبدیل شد. حضور گسترده اقشار مختلف مردم، همراه با شرکت هیأت‌ها و مقامات بلندپایه کشورهای گوناگون در آیین‌های ادای احترام، نشان داد که برخلاف تلاش‌های چند دهه‌ای مخالفان جمهوری اسلامی ایران، به‌ویژه ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونیستی، برای القای تصویری منزوی از ایران، واقعیت‌های میدانی مسیر دیگری را روایت می‌کند. این حضور، در حقیقت بیانگر آن است که جمهوری اسلامی ایران همچنان از ظرفیت اثرگذاری سیاسی و دیپلماتیک قابل توجهی برخوردار است و شخصیت رهبر شهید انقلاب نیز فراتر از مرزهای ایران، مورد توجه و احترام بسیاری از ملت‌ها و دولت‌ها قرار گرفته است.
بی‌تردید، ادای احترام شخصیت‌های سیاسی و مذهبی کشورهای مختلف به رهبر شهید انقلاب را می‌توان نشانه‌ای از مخالفت با یک‌جانبه‌گرایی و سیاست‌های سلطه‌طلبانه قدرت‌هایی دانست که همواره کوشیده‌اند نظم مطلوب خود را بر جهان تحمیل کنند. این رویداد، افزون بر آنکه جایگاه جمهوری اسلامی ایران را در عرصه بین‌المللی تقویت می‌کند، زمینه‌ای فراهم می‌آورد تا افکار عمومی جهان با نگاه دقیق‌تری به مردم ایران، ساختار حکمرانی کشور و اندیشه‌های سیاسی و دینی رهبر شهید بنگرند. طبیعی است که پس از این، توجه پژوهشگران، دانشگاهیان، اندیشمندان علوم سیاسی و علمای دینی به تجربه حکمرانی جمهوری اسلامی و مبانی نظری آن بیش از گذشته افزایش یابد؛ تجربه‌ای که طی نزدیک به پنج دهه، با وجود فشارها، تحریم‌ها، تهدیدها و بحران‌های متعدد، توانسته استقلال و اقتدار کشور را حفظ کند.
در تأیید این واقعیت، خاطره‌ای از دوران مأموریت دیپلماتیک در تایلند قابل تأمل است. در آن زمان، انجمن بوداییان آسیا که مجموعه‌ای با رویکردهای سیاسی و مطالعاتی به شمار می‌رفت، از من دعوت کرد تا درباره انقلاب اسلامی ایران و ساختار سیاسی آن سخنرانی کنم. پس از پایان نشست، دریافتم که اعضای این انجمن مطالعات گسترده‌ای درباره قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و شیوه حکمرانی آن انجام داده‌اند. سخنگوی انجمن توضیح داد که آنان چهار انقلاب بزرگ جهان، یعنی انقلاب فرانسه، انقلاب کوبا، انقلاب شوروی و انقلاب اسلامی ایران را به صورت تطبیقی بررسی کرده‌اند. نتیجه مطالعاتشان این بود که فارغ از تفاوت‌های اعتقادی و فرهنگی، الگوی حکمرانی جمهوری اسلامی ایران می‌تواند برای بسیاری از کشورها الهام‌بخش باشد؛ زیرا در رأس آن رهبری قرار دارد که با وجود برخورداری از اختیارات گسترده سیاسی، به استبداد نمی‌گراید و با وجود دسترسی به امکانات فراوان، گرفتار فساد نمی‌شود؛ مساله‌ای که به باور آنان در بسیاری از انقلاب‌های دیگر، سرانجام رهبران را به دیکتاتوری یا فساد کشانده است.
واقعیت آن است که اگرچه برخی دولت‌های منطقه در مقاطعی سیاست‌هایی همسو با آمریکا اتخاذ کرده‌اند، اما اکثریت همسایگان ایران وارد مسیر تقابل فراگیر با جمهوری اسلامی نشدند و تلاش برای ایجاد اجماع منطقه‌ای علیه ایران به نتیجه نرسید. این مساله بیانگر آن است که ایران، علاوه بر برخورداری از توانمندی‌های دفاعی، در عرصه دیپلماسی منطقه‌ای نیز جایگاهی مؤثر و تعیین‌کننده دارد. روابط عمیق میان ملت‌های ایران و عراق، که در سال‌های اخیر با رخدادهایی همچون راهپیمایی عظیم اربعین بیش از پیش تقویت شده است، نمونه‌ای روشن از این سرمایه اجتماعی و فرهنگی به شمار می‌رود. از همین رو، برگزاری مراسم بزرگداشت رهبر شهید در عراق را باید نمادی از استمرار این پیوندهای راهبردی و نشانه‌ای از شکست تلاش‌هایی دانست که در پی ایجاد شکاف میان دو ملت بودند؛ پیوندی که امروز بیش از هر زمان دیگری، خود را در صحنه‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و اجتماعی به نمایش می‌گذارد.

 

از سوگ فردی تا پیوند جهانی حقیقت‌خواهان
محمد صادق جوادی حصار
عضو شورای مرکزی حزب اعتماد ملی

مراسم وداع و تشییع پیکر یک انسان، در نگاه اول، جلوه‌ای از فوران احساسات و اندوهی عمیق است که در پی فقدان یک عزیز بر دل‌ها می‌نشیند. این اندوه می‌تواند متعلق به یک فرد، یک خانواده، یک قوم، یک ملت و حتی بخشی از جهان باشد. در چنین لحظاتی، انسان‌ها با همراهی پیکر عزیز از دست‌رفته، درد فراق و رنج جدایی را به نمایش می‌گذارند و با حضور خود، پیوند عاطفی‌شان را با او آشکار می‌سازند. این بعد احساسی، اگرچه ارزشمند و طبیعی است اما تنها بخش کوچکی از حقیقت نهفته در یک تشییع بزرگ را تشکیل می‌دهد.
بخش مهم‌تر و ماندگارتر این رویداد، زمانی آشکار می‌شود که پیوند میان انسان‌ها از مرز روابط شخصی و عاطفی فراتر رود و به عرصه باور، اندیشه، آرمان و حقیقت قدم بگذارد. هنگامی که افراد نه صرفاً به دلیل خویشاوندی یا دوستی، بلکه به واسطه همدلی در مسیر یک مکتب، یک اندیشه و یک هدف مشترک گرد هم می‌آیند، آن‌گاه سوگ آنان معنایی عمیق‌تر پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، فقدان یک شخصیت، تنها از دست دادن یک فرد نیست. بلکه غم دوری از یک جریان فکری و یک الگوی معنوی است که دل‌های بسیاری را به یکدیگر پیوند داده است.
در تاریخ اسلام نیز نمونه‌ای روشن از این حقیقت دیده می‌شود. نقل شده است که پس از رحلت پیامبر اکرم(ص)، ستونی که آن حضرت پیش از ساخت منبر به آن تکیه می‌داد، از فراق ایشان ناله سر داد. مولانا این روایت را با بیانی شاعرانه چنین توصیف می‌کند که «استن حنانه از هجر رسول، ناله می‌کرد همچو ارباب عقول». این روایت، صرفاً حکایتی تاریخی نیست؛ بلکه نمادی از آن است که هرگاه پیوندی بر پایه حقیقت، ایمان و عشق شکل گیرد، حتی جماد نیز در فراق آن حقیقت به ناله درمی‌آید. بدیهی است که در چنین مرتبه‌ای، انسان‌های آگاه و حقیقت‌جو بیش از هر موجود دیگری، فقدان آن شخصیت را با تمام وجود احساس خواهند کرد.
از همین منظر، اهمیت یک تشییع باشکوه تنها در گستردگی جمعیت یا شکوه ظاهری آن خلاصه نمی‌شود، بلکه در توانایی آن برای ایجاد همدلی، همسویی و هماهنگی میان دل‌های حقیقت‌طلب در سراسر جهان است. اگر این همگرایی بتواند جان‌های مشتاق حقیقت را با آرمان‌ها و اندیشه‌های شهید پیوند دهد، آنگاه این مراسم به نقطه آغاز یک حرکت فرهنگی و تمدنی تبدیل خواهد شد؛ حرکتی که از مرزهای جغرافیایی عبور می‌کند و سرمایه‌ای معنوی برای آینده خواهد بود.
در منظومه فکری انقلاب اسلامی، آگاهی‌بخشی، حقیقت‌جویی و استکبارستیزی همواره از مهم‌ترین اصول به شمار آمده است. تشییع رهبر شهید، تنها یادبود یک شخصیت نبود، بلکه محرکی بود برای زایش دوباره اندیشه‌ای که بر عدالت‌خواهی، عزت، استقلال و دفاع از مظلومان استوار است.
ملت ایران بارها نشان داده است که در بزنگاه‌های تاریخی توانایی خلق صحنه‌های بزرگ وحدت و همبستگی را دارد. از این‌رو این سرمایه اجتماعی نیز در چنین رویدادی به بهترین شکل نمایان شد. حقیقت، متعلق به همگان است و سرمایه‌های معنوی یک ملت نیز باید به صورت فراگیر و ملی حفظ شوند. هرگونه نگاه انحصارطلبانه می‌تواند از اثرگذاری چنین حرکت‌هایی بکاهد و دامنه نفوذ آن را محدود سازد.
شهیدی که عمر خود را در مسیر آرمان‌های اسلامی و انقلابی سپری کرده است، تنها با نام و تصویرش شناخته نمی‌شود؛ بلکه آنچه باید به جامعه و جهان معرفی شود، منظومه فکری، منش اخلاقی، شیوه زیست، نوع کنش اجتماعی، بینش سیاسی، ایمان، اخلاص و روحیه ایثار اوست. اگر این ابعاد به‌درستی بازخوانی و تبیین شوند، شخصیت او به الگویی الهام‌بخش برای نسل‌های آینده تبدیل خواهد شد و پیام او فراتر از یک مقطع زمانی، در حافظه تاریخی ملت باقی خواهد ماند.
در نهایت، اگر آرمان‌های شهید و منویات رهبری، همراه با رفتار مسئولانه و آگاهانه پیروان این مکتب، به شکلی صحیح به جهانیان عرضه شود، حلقه‌ای مستحکم از همبستگی میان ملت‌های منطقه و حتی برخی دولت‌ها در مسیر عدالت‌خواهی و استکبارستیزی شکل خواهد گرفت. این همان معنایی است که قرآن کریم از آن با عنوان «حبل‌الله» یاد می‌کند؛ ریسمانی الهی که انسان‌ها را به وحدت، همدلی و همبستگی دعوت می‌کند و اعتصام به آن، مایه اقتدار، انسجام و عزت امت اسلامی خواهد بود.
 

سیاست‌های محیط زیستی رهبر شهید؛ برای امروز و آینده

شینا انصاری
معاون رئیس‌جمهور  و رئیس سازمان حفاظت‌محیط زیست

سیاست‌های ابلاغی محیط زیستی رهبر شهید در سال ۱۳۹۴؛ نقطه عطفی در سیاست‌گذاری‌های محیط زیستی کشور بود. ایجاد نظام یکپارچه ملی محیط زیست، مدیریت هماهنگ و نظام‌مند منابع حیاتی، جرم انگاری تخریب محیط زیست، تهیه اطلس زیست‌بوم کشور، تقویت دیپلماسی محیط زیست، گسترش اقتصاد سبز و نهادینه‌سازی فرهنگ و اخلاق محیط زیستی از جمله محورهای پانزده گانه سیاست‌های ابلاغی رهبر شهید است.
سیاست‌های کلی محیط زیست در حقیقت یکی از عالی‌ترین سطوح تعیین کننده خط مشی و سیاست‌های کلان کشور است. نگاه ویژه رهبری به «محیط زیست» به عنوان مسأله‌ای فرابخشی؛ این سیاست‌ها را به مثابه نقشه راهی جامع برای محیط زیست کشور قرار داد. سیاست‌هایی که نه فقط قوه مجریه که سایر قوا و حتی نیروهای مسلح را نیز شامل می‌شد. از این رو ابلاغ این سیاست‌ها از سوی رهبری یک اتفاق بسیار مهم و ارزنده برای محیط زیست کشور بود.
گرچه با گذشت بیش از یک دهه از ابلاغ سیاست‌های کلی محیط زیست، بخش‌های زیادی از آن اجرایی نشده، اما این امر نافی جامعیت، شمول و کارایی آنها نیست و این سیاست‌ها همچنان راهبردی قوی در حل مسائل محیط زیست کشور محسوب می‌شود. چراکه در نظام مسائل محیط زیستی، هم راستایی میان قوه مجریه، مقننه، قضائیه و دیگر بخش‌ها مانند نیروهای مسلح، رسانه‌ها و آحاد مردم، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. از محورهای قابل تأمل در سیاست‌های ابلاغی رهبری، توجه به نقش بارز و اثرگذار مردم در حفظ محیط زیست است. گسترش سطح آگاهی، دانش و بینش محیط زیستی جامعه و تقویت مسئولیت‌پذیری اجتماعی در تمام سطوح و اقشار جامعه و به عبارتی جریان‌سازی اجتماعی برای بهبود وضعیت محیط زیست کشور از محورهای هوشمندانه و دقیق در سیاست‌های ابلاغی محیط زیست رهبر شهید است که جا دارد با نگاهی موسع‌تر به آموزه‌ها و بیانات ایشان در موضوع حفاظت از طبیعت بدان پرداخته شود.
تأکیدات رهبر شهید بر اینکه «محیط زیست مربوط به این دولت و آن دولت نیست و همه باید در حفظ آن تلاش کنیم»، «تخریب محیط زیست بلای بزرگی است که آینده بشر را نابود می‌کند، بنابراین مسئولان و مردم باید در مقابل آن بایستند»، «مسئولان براى ارتقای سطح آگاهى و حساسیت عمومى در رابطه با محیط زیست تلاش کنند»، «دستگاه هاى مسئول با دقت نسبت به اجراى قوانین مراقبت نمایند و قوه قضائیه با سازوکار مناسب به تخلفات محیط زیستی رسیدگى کند» و بسیاری از نکته نظرات صریح و مؤکد ایشان در حوزه محیط زیست حاکی از ضرورت پرهیز از بخشی نگری در محیط زیست، اجماع و عزم ملی برای حفاظت از سرمایه‌های طبیعی و برخورد قاطع با تخلفات محیط زیستی است.
امروز ما به پاس خون شهدای دو جنگ تحمیلی ناجوانمردانه بویژه رهبر شهید و با اتکا و پشتوانه سیاست‌های کلی محیط زیست، که کماکان به عنوان سندی فراگیر و همه شمول باید مبنای فعالیت و محور همکاری نهادهای حاکمیتی، اجرایی و مردمی قرار گیرد، می‌بایست با باور و اعتقادی بیش از پیش برای حفاظت از طبیعت ارزشمند این سرزمین تلاش کنیم.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • گزارش
  • گفت و گو
  • کتاب
  • ایران زمین
  • فرهنگی
  • قاب
  • ورزشی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و شش
 - شماره نه هزار و شصت و شش - ۱۶ تیر ۱۴۰۵