ابوالقاسم علیدوست، محقق اسلامی و عضو جامعه مدرسین در گفت‌وگو با «ایران»:

امت منصور؛ مسئولیت‌شناسی تاریخی است

پرهیز دادن جامعه از دوگانه‌سازی‌های نادرست مورد توجه رهبر شهید بود

گروه سیاسی/ جامعه ایران این روزها در حال برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید خود است؛ رهبری که در طول دوران زعامت خود بر جمهوری اسلامی، با عبور از بحران‌ها و چالش‌های متعدد داخلی و خارجی، تلاش کرد انسجام کشور را حفظ کند و با تقویت پیوندهای اجتماعی، تصویری از وحدت ملی و یکپارچگی را به نمایش بگذارد. در ادامه این مسیر، شناخت و تبیین اندیشه‌ها، دیدگاه‌ها و رویکردهای ایشان برای جامعه، یکی از مهم‌ترین ضرورت‌های پیش‌ روی کشور است، چراکه تداوم یک مسیر فکری و تاریخی، نیازمند فهم دقیق مبانی و نگاه‌های شکل‌دهنده آن است. اکنون که جامعه ایران یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخی خود را تجربه می‌کند، موضوعاتی همچون نقش مردم، انسجام اجتماعی، نسبت میان دین و هویت ملی و همچنین میراث فکری رهبران انقلاب اسلامی بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. در همین زمینه، با آیت‌الله ابوالقاسم علیدوست یکی از صاحب‌نظران دینی و سیاسی و عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم درباره مفهوم «امت مبعوث»، نسبت آن با حضور مردم در صحنه، ضرورت حفظ وحدت اجتماعی، نگاه به فقه پویا و همچنین میراث فکری آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای به گفت‌وگو نشسته‌ایم. علیدوست رئیس کرسی‌های نظریه‌پردازی (علوم نقلی) و رئیس انجمن فقه و حقوق اسلامی حوزه علمیه است.

شما در سخنرانی هفتم خرداد در میدان توحید درباره ویژگی‌های «امت مبعوث» سخن گفتید. موضوع مبعوث شدن مردم در آخرین بیانات رهبر شهید نیز مطرح شده بود و خیلی زود شاهد تحقق این موضوع و جلوه‌های بعثت مردم در خیابان‌ها و مراسم وداع با رهبر شهید بودیم. بفرمایید شأن نزول این مفهوم از سوی رهبر شهید چه بود؟ ایشان با توجه به چه واقعیت‌هایی چنین قاطعانه گفتند که در برابر تجاوز دشمن، مردم مبعوث شده و کار را تمام می‌کنند؟
من همه جا توضیح داده‌ام که منظور از «مبعوث» این نیست که خداوند امت را به همان معنایی که مثلاً پیامبر را مبعوث می‌کند، برگزیده باشد. یعنی نباید از این تعبیر چنین برداشت شود که یک امت دارای جایگاه ویژه‌ای مانند جایگاه پیامبر(ص) است یا برای آن امت نوعی عصمت در نظر گرفته شود. مبعوث شدن در اینجا معنای دیگری دارد؛ یعنی جامعه‌ای که در یک مقطع تاریخی، با توجه به شرایط، مسئولیت خود را احساس می‌کند و برای انجام وظیفه تاریخی خود وارد میدان می‌شود. به همین دلیل من امروز بیشتر تعبیر «امت منصور» را به کار می‌برم، چون این تعبیر ریشه قرآنی دارد. امت منصور یعنی امتی که خداوند او را یاری می‌کند و سرانجام برای متقین، پاکان و کسانی است که مسیر درست را طی می‌کنند. البته این یاری و نصرت الهی بدون شرط نیست. جامعه زمانی می‌تواند چنین جایگاهی پیدا کند که همان ویژگی‌هایی که اشاره کردم در آن وجود داشته باشد؛ یعنی شریعت‌مداری، سیاست‌مداری و ولایت‌مداری. بنابراین استفاده از واژه «امت مبعوث» اشکالی ندارد، اما باید با همین نگاه فهم شود. نباید تصور کرد همان‌طور که پیامبر(ص) از سوی خداوند مبعوث شده، یک ملت یا کشور نیز به همان معنا مبعوث شده است؛ چنین برداشتی درست نیست. رهبر شهید نیز وقتی این تعبیر را مطرح کردند، منظورشان همین بود که مردم در یک شرایط حساس تاریخی، با ایمان، شناخت، مسئولیت‌پذیری و حضور خود وارد میدان می‌شوند و نقش‌آفرینی می‌کنند. این همان چیزی است که در بزنگاه‌های تاریخی خودش را نشان می‌دهد.
 
رهبر جدید انقلاب، آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای، در پیام‌های مختلف خود بر ضرورت حفظ وحدت و انسجام اجتماعی تأکید کرده‌اند. به نظر شما چگونه می‌توان در ادامه این نقش‌آفرینی ملت مبعوث، مراسم تشییع رهبر شهید را به سرمایه‌ای اجتماعی و فرصتی ملی برای تقویت وحدت تبدیل کرد؟
 مراسم تشییع، وداع و نماز، به معنای واقعی تبدیل به میدان حضور مردم شد. این اتفاق می‌تواند یک پیام بسیار مهم داشته باشد. این حرکت می‌تواند یک سرمایه بزرگ اجتماعی ایجاد کند. این پیام نه فقط برای داخل کشور، بلکه برای منطقه و حتی در کشورهایی مانند عراق نیز می‌تواند بسیار مهم باشد.  گاهی شرایط به گونه‌ای پیش می‌رود که برخی افراد بدون توجه به مصلحت‌های بزرگ‌تر، میدان پیدا می‌کنند؛ نه مصلحت اسلام، نه مصلحت شیعه و نه مصلحت کشور را در نظر نمی‌گیرند. در برنامه‌های صداوسیما هم، با وجود برنامه‌های مثبت، باید دقت شود چه کسانی دعوت می‌شوند و چه ادبیاتی به جامعه منتقل می‌شود. اگر این فضا مدیریت شود و اجازه داده نشود جریان‌هایی که به دنبال اختلاف هستند میدان‌دار شوند، این مراسم می‌تواند بازتاب بسیار بزرگی داشته باشد. اصل نمایش یک وحدت بزرگ است که با حضور گسترده مردم محقق شد و شایسته است که از این وحدت حفاظت شود. 

آیت‌الله خامنه‌ای جزو فقهای معتقد به فقه پویا بودند. اساساً این نوع فقه ناظر به چه واقعیت‌ها و مصلحت‌هایی است و رهبر شهید چگونه مسیر پویایی فقه پس از رحلت بنیانگذار انقلاب اسلامی را دنبال کردند؟
همان‌طور که اشاره کردید، خود من در ملاقات‌هایی که گاهی با ایشان داشتم، کاملاً احساس می‌کردم که ایشان معتقد به فقه پویا هستند. به نظر من اصلاً ما دو نوع فقه نداریم که بگوییم یک فقه پویاست و یک فقه غیرپویا. آن چیزی که پویا نیست، در واقع فقه حقیقی نیست، بلکه فقه‌نماست. فقه واقعی باید بتواند هم مبانی، اصول و چارچوب‌های خودش را حفظ کند و هم نسبت به مسائل جدید، نیازهای جامعه و حوادث واقعه پاسخگو باشد. من خاطرات متعددی از ایشان دارم. یکی از اقداماتی که نشان‌دهنده این نگاه بود، توجه به کرسی‌های نظریه‌پردازی، نقد و نوآوری بود. این موضوع نشان می‌دهد که ایشان باور داشتند فضای علمی باید باز باشد و امکان طرح دیدگاه‌های جدید وجود داشته باشد. در همایش فقه هنر که ما در محضر ایشان بودیم، ایشان صریحاً تأکید کردند که باید ضمن حفظ انضباط فقهی، هنجارها و چارچوب‌ها، امکان نوآوری نیز وجود داشته باشد. ایشان نگاهشان این نبود که حفظ اصول به معنای توقف و ایستایی باشد، بلکه معتقد بودند فقه باید زنده بماند و با مسائل روز ارتباط داشته باشد. به خاطر دارم در جلسه‌ای درباره عدالت صحبت شد و من چند دقیقه درباره آن موضوع صحبت کردم. ایشان فرمودند این بحث بسیار مهم است؛ بحث عدالت و نقش عدالت در فقه. البته ممکن است در برخی مقاطع، در انتخاب بعضی افراد برای مسئولیت‌ها این نگاه به طور کامل رعایت نشده باشد و افرادی در جایگاه‌هایی قرار گرفته باشند که این نگاه را نداشته‌اند، اما در مجموع نگاه نظری و عملی ایشان همان فقه پویا بود؛ فقهی که هم هنجارهای خود را حفظ می‌کند و هم ناظر به مسائل زمانه است.

در تاریخ معاصر ایران شاهد دوگانه‌هایی در حوزه‌های مختلف بوده‌ایم؛ از دوگانه سنت و تجدد تا ایران و اسلام و تلاش برای تفکیک میان استقلال و آزادی. شما اندیشه‌ها و سلوک رفتاری رهبر انقلاب را در مواجهه با این دوگانه‌ها چگونه ارزیابی می‌کنید؟
شما به موضوع مهمی اشاره کردید. من از فرصت استفاده کنم و بگویم شاید کمتر جامعه‌ای را بتوان پیدا کرد که به اندازه امروز ما گرفتار دوگانه‌سازی شده باشد. دوگانه فقه پویا و فقه غیرپویا، سنت و تجدد، ملیت و مذهب، عقل و نقل و حتی ارتباط و گفت‌وگو در برابر عزت و استقلال، نمونه‌هایی از این موضوع هستند. گاهی این‌گونه مطرح می‌شود که انسان باید یکی را انتخاب کند و دیگری را کنار بگذارد، در حالی که بسیاری از این دوگانه‌ها واقعی نیستند. برای مثال، امروز بعضی‌ها می‌گویند یا عزت و استقلال یا گفت‌وگو و مذاکره؛ در حالی که این دو الزاماً مقابل هم نیستند. همین مسأله ایران و اسلام نیز از ابتدا یک دوگانه‌سازی اشتباه بود. کسانی که این تفکیک را ایجاد کردند، نگاه درستی نداشتند. به نظر من هنر ما نباید دوگانه‌سازی باشد؛ بلکه باید بتوانیم میان ارزش‌ها و نیازهای جامعه جمع کنیم. هر فردی می‌تواند هم استقلال و عزت کشور را بخواهد و هم بر ارزش‌های دینی و اعتقادی خود تأکید کند. البته باید مراقب افراط بود. گاهی به نام ملی‌گرایی، ارزش‌های دینی کنار گذاشته می‌شود و گاهی به نام دفاع از ارزش‌ها، هویت ملی و منافع کشور نادیده گرفته می‌شود. این دوگانه‌سازی‌ها یکی از مشکلات امروز کشور است و رهبر شهید نیز تلاش داشتند با آن مقابله کنند.

شما مهم‌ترین میراث آیت‌الله خامنه‌ای برای ایران و جهان اسلام را چه می‌دانید؟ و چرا این مورد را مهم‌ترین میراث می دانید؟
میراثی که من می‌توانم به آن اشاره کنم، تلاش برای جلوگیری از دوگانه‌سازی و حرکت به سمت نگاه متعادل است. ایشان هر زمان احساس می‌کردند در موضوعی افراط در حال شکل‌گیری است، تلاش می‌کردند جلوی آن را بگیرند. به نظر من اعتدال و اندیشه معتدل، چه در مسائل فقهی و چه در مسائل سیاسی و اجتماعی، می‌تواند یک میراث مهم باشد. امروز متأسفانه افراطی‌ترین سخنان از دو طرف به نام ایشان ثبت می‌شود. اگر یک اراده جمعی وجود داشته باشد که اجازه ندهد از برخی سخنان و مواضع ایشان برای اهداف خاص استفاده شود، این می‌تواند به حفظ میراث واقعی ایشان کمک کند. در غیر این صورت، ممکن است چیزی که قرار است میراث باشد، به ضد میراث تبدیل شود.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • اجتماعی
  • گفت و گو
  • اندیشه
  • گزارش
  • ایران زمین
  • فرهنگی
  • قاب
  • ورزشی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و شصت و پنج
 - شماره نه هزار و شصت و پنج - ۱۵ تیر ۱۴۰۵