رابطه کارگر و کارفرما در اندیشه رهبر شهید: از تضاد به زوجیت
وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی
مقدمه
آخرین دیدار رهبر شهید با کارگران ایران، ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۴ بود. در این سخنرانی موضوعی را مطرح کردند که برای من تازگی داشت. ایشان گفتند تضاد دیالکتیکی مارکس را قبول ندارند و نظریه درست، زوجیت است. مخالفت ایشان با نظریه مارکس، تازه نبود، اما نظریه زوجیت، آن هم به عنوان یک بدیل، کاملاً تازه بود. رهبر شهید طول و عرض این نظریه را از یک جهانبینی تا یک برنامه عمل اجرایی بسط میداد. با جستوجو در بیانات ایشان متوجه شدم از دهه ۱۳۴۰ به این نظریه باور داشته و بارها به آن اشاره کردهاند. عین عبارت ایشان در اردیبهشت ۱۴۰۴ این است:
«ببینید، در فلسفه مارکسیستها و کمونیستها محیط کار محیط تضاد است، محیط دشمنی است، یعنی کارگر بایستی با آن صاحب کارخانه دشمن باشد. فلسفه این است. مجموعه حرکت جامعه، حرکت ضدیت با یکدیگر و تضاد است... اسلام درست نقطه مقابل این را میگوید. اسلام محیط زندگی را، محیط کار را، محیط تاریخ را، محیط ائتلاف و همراهی و همفکری میداند. آنهایی که اهل دنبالگیری و تحقیق در قرآن هستند، تعبیر «زوجیت» را، کلمه «زوج» را، «زوجیت» را در قرآن دنبال کنند: سُبحانَ الَّذی خَلَقَ الاَزواجَ کُلَّها مِمّا تُنبِتُ الاَرضُ وَ مِن اَنفُسِهِم وَ مِمّا لا یَعلَمون؛ یعنی در همهچیز عالم مسأله همراهی، همدلی، همکاری و همافزایی وجود دارد. راجع به محیط کار هم همینجور است؛ باید همافزایی بشود؛ بایستی از دو طرفْ صمیمانه، نه [فقط] با زبان، به یکدیگر کمک کنند.»
نگاه رهبر شهید به زوجیت در چند محور قابل مشاهده است:
این نظریه با نظریه تضاد و فلسفه مارکسیستها در تقابل است.
نظریه زوجیت یک نظریه فراگیر و به عبارت دیگر، جهانبینی است و در همه عالم وجود دارد؛ همانطور که در نظریه مارکس، تضاد در عالم فیزیک و در طبیعت نیز حاکم است.
نظریه زوجیت به همافزایی در همه عرصهها منجر میشود؛ همانطور که نظریه تضاد به ستیز در همه عرصهها.
سؤالات مختلفی مطرح بود: چه کسانی طرفدار این جهانبینی هستند و بنیانگذاران آن چه کسانی بودند؟ پذیرش آن چه تأثیری بر روابط کارگر و کارفرما دارد؟ پذیرش یا رد آن چه تاثیری بر سیاست در حوزههای گوناگون دارد؟
این سؤالات نقطه شروعی بود که در یک سال گذشته، هر قدر مشغله وزارت اجازه میداد به آن پرداختم. پاسخی که یافتم، به طور خلاصه این است: سهروردی، ابن سینا و ملاصدرا این جهانبینی را مدون کردند، مفسران مختلف قرآن به آن اذعان داشتهاند، در میان عرفا طرفداران بسیار دارد، مولوی بیش از همه این جهانبینی را به میان مردم برده، علامه طباطبایی و شهید مطهری در کتاب «اصول فلسفه و روش رئالیسم» در نقد مارکس و هگل آن را دوباره زنده کردند و امروز نیز در غرب تأثیر این جهانبینی بر فلسفه سیاسی مورد علاقه پژوهشگران است.
در عرصه عمل، این جهانبینی نه تنها روابط کار و قانون کار را تغییر خواهد داد، بلکه مبنای نظری برای مسائل سیاسی داخلی و روابط بینالملل است. در اینجا تنها به حوزه روابط کار میپردازیم.
زوجیت در قرآن
زوجیت در قرآن در آیههای مختلف آمده است. براین اساس، زوج بودن نهتنها مختص حیوانات است، بلکه در نباتات و همه اجزای هستی این اصل وجود دارد و همانطور که شرط بقای گونههای حیاتی است، همه اجزای هستی با ازدواج، حیات و تکامل مییابند. موضوع زوجیت در این آیهها بهروشنی آمده است:
سوره ذاریات، آیه ۴۹: «وَمِنْ کلِّ شَیءٍ خَلَقْنَا زَوْجَینِ لَعَلَّکمْ تَذَکرُونَ» (و از هر چیزی دو جفت آفریدیم، شاید که متذکر شوید.)
سوره یس، آیه ۳۶: «سُبْحَانَ الَّذِی خَلَقَ الْأَزْوَاجَ کلَّهَا مِمَّا تُنْبِتُ الْأَرْضُ وَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ مِمَّا لَا یعْلَمُون» (منزه است کسی که تمام جفتها را آفرید؛ از آنچه زمین میرویاند، و از خودشان، و از آنچه نمیدانند.)
سوره رعد، آیه ۳: «وَهُوَ الَّذِی مَدَّ الْأَرْضَ وَ جَعَلَ فِیهَا رَوَاسِی وَ أَنْهَارًا وَ مِنْ کلِّ الثَّمَرَاتِ جَعَلَ فِیهَا زَوْجَینِ اثْنَینِ» (و اوست کسی که زمین را بگسترد و در آن کوهها و رودها قرار داد و از هرگونه میوهای در آن جفتهای دوتایی پدید آورد.)
سوره شعراء، آیه ۷: «أَوَلَمْ یرَوْا إِلَى الْأَرْضِ کمْ أَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کلِّ زَوْجٍ کرِیم» (آیا به زمین ننگریستهاند که چه اندازه در آن از هر جفت ارزشمندی رویانیدهایم؟)
سوره لقمان، آیه ۱۰:«...خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِغَیرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا وَ أَلْقَى فِی الْأَرْضِ رَوَاسِی أَنْ تَمِیدَ بِکمْ وَ بَثَّ فِیهَا مِنْ کلِّ دَابَّةٍ وَ أَنْزَلْنَا مِنَ سَّمَاءِ مَاءً فَأَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کلِّ زَوْجٍ کرِیم» (... و در زمین از هر نوع جنبندهای پراکنده ساخت و از آسمان آبی فرو فرستادیم، پس در آن از هر جفت باارزشی رویانیدیم.)
سوره حج، آیه ۵: «... وَ تَرَى الْأَرْضَ هَامِدَةً فَإِذَا أَنْزَلْنَا عَلَیهَا الْمَاءَ اهْتَزَّتْ وَ رَبَتْ وَ أَنْبَتَتْ مِنْ کلِّ زَوْجٍ بَهِیج» (... و زمین را فسرده و مرده میبینی، پس چون آب بر آن فرو فرستیم، به اهتزاز درآید و رشد کند و از هر جفت بهجتانگیزی برویاند.)
سوره ق، آیه ۷: «وَ الْأَرْضَ مَدَدْنَاهَا وَ أَلْقَینَا فِیهَا رَوَاسِی وَ أَنْبَتْنَا فِیهَا مِنْ کلِّ زَوْجٍ بَهِیج» (و زمین را بگستردیم و در آن کوههای استوار افکندیم و در آن از هر جفت خرم و زیبایی رویانیدیم.)
سوره طه، آیه ۵۳: «الَّذِی جَعَلَ لَکمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَ سَلَک لَکمْ فِیهَا سُبُلًا وَ أَنْزَلَ مِنَ السَّمَاءِ مَاءً فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِنْ نَبَاتٍ شَتَّى» (همان کسی که زمین را برای شما گهوارهای ساخت و برای شما در آن راههایی پدید آورد و از آسمان آبی فرود آورد، پس به وسیله آن، جفتهایی از گیاهان گوناگون برآوردیم.)
حال سؤال این است که اگر جهان با زوجیت تکامل مییابد و به جای تضاد باید تفاوتها را مکمل بدانیم، در حوزه کارگر و کارفرما این جهانبینی چه تأثیر عملی خواهد داشت؟
تضاد یا زوجیت در روابط کار
مارکس و انگلس، قهرمانان نظری و عملی جهانبینی تضاد هستند. آنان بر این باور بودند که دنیای مادی و طبیعت (مانند اصل بقای اصلح داروین در طبیعت) بر اساس تضاد تکامل یافته، تاریخ بشر نیز بر اساس تضاد نیروهای اجتماعی شکوفا شده است، بنابراین باید بر تضاد «میان کارگر و کارفرما» دمید تا جامعه برابر زاده شود.
مارکس و انگلس در «مانیفست حزب کمونیست» (۱۸۴۸)، با زبانی پرشور، قاطع و هیجانی، این تضاد را بهعنوان یگانه موتور محرک تاریخ معرفی کردهاند:«تاریخ همه جوامعی که تاکنون وجود داشته، تاریخ مبارزه طبقاتی است... کمونیستها... آشکارا اعلام میدارند که اهداف آنها فقط از طریق سرنگونی قهرآمیز قابل حصول است. بگذار طبقات فرمانروا در پیشگاه انقلاب کمونیستی بر خود بلرزند. پرولترها (کارگران صنعتی) در این انقلاب چیزی جز زنجیرهای خود را از کف نخواهند داد، ولی جهانی را به چنگ میآورند. کارگران جهان، متحد شوید!»
در این پارادایم، هیچ فضایی برای همافزایی، تفاهم یا درهمتنیدگی منافع وجود ندارد و تنها نتیجه محتوم، فروپاشی سیستم سرمایهداری از طریق کینه و تضاد انباشته شده است. جهانبینی مبتنی بر تضاد در عرصه عمل به انقلاب و مبارزه بیوقفه کارگران با کارفرمایان میانجامید؛ چنانچه در قرن نوزدهم و بیستم الهامبخش بسیاری از جنبشها و انقلابهای خونین در بسیاری از کشورهای جهان بود.
بازتاب نظریه زوجیت در روابط کار
شاید روابط کار در ژاپن را بتوان نزدیکترین مدل به نظریه زوجیت دانست. در مدل ژاپنی، کارفرما و کارگر یک خانواده هستند، جابهجایی کارگر و همچنین اخراج او یک رفتار نابهنجار و منافع این دو با هم گره خورده است. برای درک مدلی که با نظریه زوجیت سازگار باشد، مقایسه سه الگو مفید است:
رابطه کارگر و کارفرما در ژاپن که به «مدل اشتغال ژاپنی« (Japanese Employment Model)معروف است، یکی از منحصربهفردترین الگوهای روابط کار در جهان است. این مدل به جای نگاه سرمایهداری سنتی، بر پایه وفاداری متقابل، روحیه تیمی و نگاه خانوادگی به سازمان بنا شده است. این الگو قرابت بسیار نزدیکی با «اندیشه زوجیت و تقابلهای مکمل» دارد. چرا که کارگر و کارفرما در این سیستم، نه دو ضلع متضاد و در حال جنگ (الگوی دیالکتیکی مارکسیستی)، بلکه دو جزء مکمل و وابسته به یکدیگرند که بقای یکی بدون دیگری غیرممکن است.
سیستم سنتی کار در ژاپن بر چند اصل استوار است که با وجود برخی اصلاحات مدرن، همچنان هسته سخت فرهنگ سازمانی این کشور را تشکیل میدهند:
۱. استخدام مادامالعمر (Shushin Koyo): وقتی فردی در یک شرکت ژاپنی (به ویژه شرکتهای بزرگ) استخدام میشود، شرکت متعهد میشود که او را تا زمان بازنشستگی حفظ کند. در عوض، کارمند نیز تمام توان و وفاداری خود را به شرکت اختصاص میدهد. اخراج در این سیستم یک خط قرمز اخلاقی و آخرین گزینه ممکن است.
۲. نظام ارشدیت و سابقه (Nenko Joryutsu): حقوق و رتبه افراد بر اساس «سن» و «سنوات خدمت» در شرکت بالا میرود، نه فقط بر اساس عملکرد فردیِ کوتاهمدت. این امر رقابت منفی و حسادت میان کارکنان را از بین برده و جایش را به همکاری صمیمانه میدهد.
۳. اتحادیههای شرکتی (Enterprise Unions): برعکس غرب که اتحادیهها «صنفی» هستند و روبروی کارفرما میایستند، در ژاپن اتحادیه متعلق به خودِ شرکت است. کارگران موفقیت خود را در گرو موفقیت و سودآوری شرکت میدانند؛ بنابراین اعتصابات خشن در ژاپن بسیار نادر است و اختلافات پشت میز مذاکره حل میشود.
گفته میشود این همآغوشیِ منافع، سبب شده که شرکتهای ژاپنی از حیث ثبات تیمی و وفاداری سازمانی، در جهان بیرقیب باشند.
تفاوت مدل ژاپنی با مدل اروپایی
درک تفاوت میان این دو مهم است. در مدل اروپایی، اصل تضاد انکار نمیشود و در ادامه اندیشه مارکس است که مبتنی بر تضاد منافع است، اما تلاش دارد با چارچوب حقوقی، تضاد را مدیریت کند. در حالی که مدل زوجیت اساساً بهدنبال تغییر نگاه و البته نیازمند چارچوب حقوقی خود است.
در مدل اروپایی، گروهی از مارکسیستها بدون رد تضاد منافع، نظریهای صلحآمیز برای مدیریت تضاد منافع کارگران و کارفرمایان دارند. پیشتاز این دیدگاه که از یک سو تضاد منافع را میپذیرفت اما شیوه انقلابی را مغایر با اهداف میدانست، «ادوارد برنشتاین» (Eduard Bernstein) آلمانی بود. او به عنوان پایهگذار و پدر رویزیونیسم (تجدیدنظرطلبی) در مارکسیسم، با رد تئوری فروپاشی قطعی سرمایهداری و نفی دیالکتیک تضادِ حاد، پیشنهاد داد که سوسیالیسم و عدالت اجتماعی میتواند نه از طریق انقلابهای خشونتآمیز، بلکه در بستر دموکراسیهای پارلمانی، نهادهای مدنی و با تکیه بر اصلاحات تدریجی محقق شود.
او تئوری مارکسیستی مبارزه طبقاتی را به شکل عملگرایانهای به «همکاری طبقاتی» و آشتی اجتماعی تبدیل کرد و به جای شعار انهدام دولت سرمایهداری، بهبود گامبهگام شرایط زندگی کارگران، گسترش نظام بیمههای اجتماعی و تقلیل ساعات کار را پیشنهاد کرد. جمله کلیدی و استراتژیک برنشتاین که جوهره این نگاه عملگرایانه را نشان میدهد، این است: «سوسیالیسم نقطه پایان نیست، بلکه یک راه و جنبش مداوم است.» اگر مارکس پدر انقلابهای خونین بود، هوادار او ادوارد برنشتاین «پدر سوسیالدموکراسی مدرن» بود. نظریه او را میتوان الهامبخش بسیاری از کشورهای اروپایی دانست و در عرصه عمل همچنان زنده و پویاست.
در مورد کشور خودمان، نمیتوان آن را مدلی مبتنی بر زوجیت دانست و آنچه پس از انقلاب اسلامی در عرصه قانون کار رخ داد، به نظریه تضاد و الگوی اول نزدیکتر است. هرچند بررسی دقیقتری میخواهد اما قانون کار و فضایی که همچنان در آن به سر میبریم مبتنی بر تضاد است. روزهای اول انقلاب مانند همه انقلابها فضای قهرآمیز حاکم بود و به نظر میرسد قانون کار در همین فضای قهر وستیز مدون شده است. با وجود این فرهنگ ایران با زوجیت عجین شده است.
پویشی برای عینیت بخشیدن به زوجیت در عرصه کار و تولید
در دو سال تجربه وزارت کار شواهدی دارم که روح زوجیت را در میان کارفرمایان و کارگران ایران نشان میدهد. در یزد نشستی با کارفرمایان داشتم که یکی از آنان گفت، «چرا مسکن کارگری را دوباره در برنامه وزارت کار قرار نمیدهید؟ کارگر اگر دغدغه مسکن نداشته باشد دلسوزتر و با مهارت بیشتری کار میکند. من به عنوان کارفرما، هر کمکی بتوانم برای مسکن کارگری میکنم.» از آن زمان تاکنون کارفرمایان زیادی از مسکن کارگری استقبال کردند و اگر جنگ تحمیلی نبود جهشی در مسکن کارگری رخ میداد. برای افزایش مهارت کارگران، سازمان آموزش فنی و حرفهای از کارفرمایان و انجمنهای آنان هرگاه کمک خواسته است کوتاهی نکردند و آماده همکاری بودند. برای کاهش حوادث ناشی از کار با کانون نظام مهندسی طرحی بزرگ آن هم به پیشنهاد آنان در دست تهیه است. کارفرمای معدن زغالسنگ طبس که 53 کارگر آن جان خود را از دست دادند به ایران آمده و اقدامات زیادی برای بازماندگان و کارگران انجام داده است. یا در ملارد، کارفرمایی میگفت وقتی کارخانه آتش گرفت، کارگران با خانوادههای خود برای خاموش کردن آمدند و وقتی آنان را از محیط دور کردم زارزار میگریستند. در ایرانول تهران که کارخانهای دولتی است، انتظار میرود کارگر مثل بخش خصوصی تعصب نداشته باشد، در حمله موشکی بدون ترس از موشکهای بعدی، کارگران مواد خطرناک را تخلیه میکردند. پس از آتشبس نیز بسیاری از کارفرمایان ازجمله بسیاری از هتلها که فروش خدمات آنان به 10 تا 20 درصد قبل از جنگ کاهش یافته بود کارگران را اخراج نکردند.
اینها گوشهای از لایه نهفته فرهنگ زوجیت در ایران است که ریشه در تاریخ این کشور دارد. آگاهی کاذب وارداتی و پیچیدگی زندگی جمعی موجب غفلت ما از آنچه ابنسینا عشق تکوینی، ابنعربی آن را نکاح تکوینی میدانند، گردید و نظام حقوقی ما را به بیراهه بردند. میتوانیم و باید روابط کار خود را بر مبنای زوجیت بازسازی کنیم. این بازسازی نهتنها ادای دین به رهبر شهید و همه اندیشمندان ایرانی و اسلامی بلکه ضرورتی برای ساخت یک اقتصاد مردمی و اجتماعی است.
باید به تعبیر شهید مطهری به قرآن فارسیزبان (مثنوی مولوی) ایمان داشت:
حکمت حــــــق در قضــــا و در قــــــدر
کــــــــــرد ما را عاشقــــــان یکدیگـــــــــر
جمله اجزای جهــــان زان حکم پیش
جفت جفت و عاشقان جفت خویش
هست هر جزوی ز عالم جفـــتخواه
راست همچــــــون کهــــــربا و برگ کاه
آسمــــــان گوید زمیـــــــــن را مرحبــــــا
با تـــوام چـــــــــون آهـــــن و آهــــــنربا
آسمان مرد و زمیـــــــــــــن زن در روش
هرچه آن انداخت این کندش پرورش
پس زمیــــــن و آسمان چفـــــت آمدند
رو به کار خـــــــــــود چو جفـــــت آمدند
گر نبودی با زمین این میل و چفــــت
کی جهــــــــان آبستنِ زادن گرفــــــت؟

