مقاومت و صبوری برای ایران قوی
مرتضی جوادی آملی در گفتوگو با «ایران» از میراث رهبر شهید میگوید
گروه سیاسی/ میلیونها ایرانی در هفته جاری با آیتالله سید علی خامنهای وداع میکنند. شخصیتی که در نزدیک به ۴۰ سال رهبری بر جمهوری اسلامی، میراث ماندگاری را به جای گذاشته که حالا نقشه راه کارگزاران نظام برای ادامه طریق خواهد بود. حجت الاسلام والمسلمین مرتضی جوادی آملی، مدرس حوزه و دانشگاه در گفت و گو با « ایران» اگر چه اشاراتی به دستاوردهای مختلف رهبری شهید در این دوران دارد اما مهمترین میراث به جای مانده را نهادینه کردن فرهنگ مقاومت می داند فرهنگی که زمینه ساز « ایران قوی» شده است. این گفت و گو را در ادامه بخوانید.
اولین مرجع دینی که همزمان بهعنوان مرجع سیاسی و رهبر ایران به شهادت رسید، چه معنایی در تاریخ تشیع دارد؟ حضور مردم در مراسم تشییع رهبری چه پیام داخلی و خارجی میتواند داشته باشد و از چه میزان اهمیتی برخوردار است؟
رهبر شهید و عزیز امت اسلامی حدود چهار دهه بر این کشور حکمرانی داشتند و مسئولیت حاکمیت دینی را در راستای اندیشههای امام راحل، معمار بزرگ انقلاب اسلامی، بر عهده داشتند. باید گفت دوران رهبری ایشان از جهات متعددی قابل توجه و تأمل است. به هر حال، این دوره هم فرصتهای فراوانی را در اختیار کشور قرار داد و هم شرایط خاص و پیچیدهای بر ایران حاکم بود. در این دوران امتیازات و دستاوردهای فراوانی برای کشور و نظام حاصل شد که از جهات مختلف نیازمند بررسی و تحلیل است.
اکنون که مراسم تشییع این رهبر شهید برگزار میشود، باید دانست که این رویداد را میتوان از چند منظر تبیین و تفسیر کرد. رهبری نظام اسلامی، با توجه به اینکه بر اساس یک نگاه الهی شکل گرفته و یک نظام مبتنی بر ارزشهای دینی تلقی میشود، دارای ابعاد و جهات مختلفی است که هم برای داخل کشور اهمیت دارد و هم برای نظام منطقهای و عرصه بینالمللی. در جامعه ما، با وجود تفاوتها و تنوعهای فراوان از نظر مذهبی، دینی، قومی، فرهنگی و گرایشهای مختلف، یک اصل اساسی مورد باور و پذیرش قرار گرفته است؛ اصلی که در طول سالهای پس از انقلاب اسلامی همواره بر آن تأکید شده و آن، وحدت و انسجام جامعه بر محور «حکمرانی الهی» است.
این باور، یکی از عوامل مهم حفظ و ماندگاری نظام و انسجام جامعه اسلامی محسوب میشود. رهبری شهید نیز همواره بر این نکته تأکید داشتند که جامعه ما، علیرغم تفاوتها و ویژگیهای ظاهری، یک جامعه الهی و توحیدی است و این تفاوتها نمیتواند موجب شکنندگی نظام و جامعه شود؛ بلکه انسجام، اتحاد و همبستگی، از مهمترین شئون و امتیازات نظام اسلامی به شمار میآید. اکنون که بحث تشییع و وداع با پیکر این رهبر شهید مطرح است، قطعاً این انسجام و وحدت بهعنوان یک معیار اصلی در بدنه جامعه اسلامی نمود و ظهور بیشتری خواهد داشت.
ما این موضوع را ارج مینهیم و خداوند را شاکریم که این باور نسبت به محوریت ارزشهای دینی، توانسته است در طول بیش از چهار دهه، عامل حفظ انسجام و وحدت باشد و امروز نیز ضامن بقای نظام جمهوری اسلامی و جامعه ما محسوب شود.
هر عاملی که بتواند این معیار الهی و انسانی را تقویت کند، مورد توجه و اهمیت جامعه اسلامی خواهد بود. به هر حال، نمیتوان کشوری با این گستردگی و تنوع دینی و فرهنگی داشت و انتظار داشت که هیچ تفاوت و تمایزی در آن وجود نداشته باشد. این تفاوتها حتی میتوانند زمینهساز یک اختلاف سازنده و ممدوح باشند؛ اختلافی که تا زمانی که به تخالف و دشمنی منجر نشود، میتواند عامل رشد، پیشرفت و سعادت جامعه باشد.
ما نباید از اختلاف نظرها هراس داشته باشیم؛ بلکه نگرانی اصلی باید از تبدیل اختلاف به تخالف و تعاند باشد. وجود دیدگاههای متفاوت، حتی در دوران رهبری این رهبر شهید نیز وجود داشت و باید پذیرفت که تا زمانی که این تفاوتها در چارچوب گفتوگو و ارائه دیدگاههای مختلف باقی بمانند، میتوانند برای کشور مفید و سازنده باشند.
جهت دیگری که در تحلیل این تشییع باید مورد توجه قرار گیرد، این است که رهبری معظم انقلاب همواره معیارهایی برای حضور در عرصه سیاست و اجتماع داشتند. یکی از این معیارها، شناخت درست دشمن و پرهیز از نزدیک شدن به جریانهایی بود که دشمنی را بهعنوان یک اصل در رفتار خود قرار دادهاند؛ مانند نظام استکباری و نظام صهیونیستی. این نگاه بر این باور استوار بود که تعامل با قدرتهایی که ذاتاً ظلم و تعدی را بهعنوان یک مؤلفه اساسی در رفتار خود دنبال میکنند، نمیتواند معنای واقعی دوستی داشته باشد. ایشان در طول دوران رهبری خود بر این موضوع تأکید داشتند که دشمن را باید دشمن شناخت و نباید راه ارتباط و دوستی با دشمن را در دستور کار قرار داد. این دیدگاه بر اساس همان منطقی است که در آموزههای دینی نیز بر شناخت دشمن و پرهیز از اعتماد به دشمنی که ماهیت خصمانه دارد، تأکید شده است. بر همین اساس، ایشان نظام استکباری و صهیونیستی را جریانی میدانستند که باید با نگاه هوشیارانه و بر اساس شناخت ماهیت آن با آن برخورد کرد.
۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی که در رأس آن یک فقیه قرار دارد، گذشته است. در این میان، ۳۷ سال از این مدت، آیتالله خامنهای بر جامعه اسلامی ایران رهبری داشتند. شما مهمترین دستاورد ایشان در این مدت را چه میدانید؟
یکی از مهمترین دستاوردها تقویت ایران بود. ایشان همواره نسبت به ایران بزرگ و ایران قوی و اینکه این کشور بتواند سرآمد شود، نگاه ویژهای داشتند. در همه زمینههایی که موجب رشد و شکوفایی یک کشور میشد، تلاش و کوشش کردند. با این حال، به مباحث نظامی که یک امر اولویتدار بود، توجه ویژهای داشتند و در این زمینه تلاش کردند تا به دستاوردهای برتری دست پیدا کنیم؛ بهگونهای که هیچکس نتواند بر ما سلطه داشته باشد. چرا که رهبری شهید بر این باور بودند که قوت، غلبه و اقتدار باید از آنِ نظام اسلامی باشد. اگرچه ایشان یک فقیه بودند، اما در عین حال یک رهبر سیاسی و یک زعیم اجتماعی نیز به شمار میرفتند و همواره در ابعاد مختلف یک حکومت جامع، تلاششان این بود که جامعه از غنا و قوت شایسته برخوردار باشد. در حوزه فرهنگی نیز تلاش فراوانی داشتند تا فرهنگ غنی ایرانی هرگز تحت سلطه فرهنگهای بیگانه، بویژه فرهنگ غربی، قرار نگیرد؛ بلکه امتیازات و برجستگیهای والای فرهنگ ایرانی ـ اسلامی همواره مورد توجه و حاکم باشد. حتی در حوزه علم، چه در علوم طبیعی، چه در علوم ریاضی و چه در علوم انسانی، تلاش ایشان بر این بود که کشور در مسیر رشد علمی حرکت کند. همواره با مسئولان این بخشها، اساتید دانشگاه و حوزه جلسات متعددی برگزار میکردند و تلاش داشتند کشور را به این سمت هدایت کنند. با دانشجویان، نخبگان و همه جوانانی که جویای علم بودند نیز دیدار و گفتوگو داشتند.
ایشان یک فقیه جامعالشرایط بودند و ویژگیهایی همچون آگاهی به زمان، شجاعت، مدیریت، تدبیر و نظایر آن را دارا بودند. همین ویژگیها باعث میشد که رهبری بتواند در ابعاد مختلف یک نظام سیاسی حضور پیدا کند و بهعنوان یک رهبر جامع، همه جهات کشور را مورد توجه قرار دهد. درواقع رهبری شهید با اینکه جهات متعدد یک نظام سیاسی را مورد توجه و اهتمام قرار میدادند و تلاششان بر این بود که همه بخشهای کشور تقویت شود و هیچ بخشی دچار ضعف و نقص نباشد، اما در عین حال با توجه به وسعت کشور و تنوع جهات مختلف فرهنگی، علمی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و نظایر آن، شرایط خاصی نیز وجود داشت.
با وجود اینکه همه دشمنان تلاش میکردند به هر شکل ممکن، موفقیتی برای این نظام اسلامی در بخشهای مختلف حاصل نشود، تلاش ایشان قابل تقدیر است. موفقیتهایی که نظام در برخی بخشها توانست به دست آورد، مانند حوزههای نظامی، نشاندهنده این واقعیت است که کشور توانسته روی پای خود بایستد. در جنگهای اخیر نیز انصافاً قدرت و صلابت یک کشور قدرتمند در جهان به نمایش گذاشته شد. با وجود اینکه دشمنان قدرتمند، استکبار جهانی و صهیونیسم بینالملل در برابر کشور قرار داشتند، اما صلابت نیروهایی که تحت تربیت ایشان بودند از یک سو، و تجهیزاتی که توانستند با استقلال و اتکا به توان داخلی ایجاد کنند از سوی دیگر، از بزرگترین امتیازاتی بود که رهبری شهید برای کشور فراهم آوردند. با این حال میتوان گفت که یکی از بزرگترین دستاوردهایی که این فقیه جامعالشرایط توانست برای کشور فراهم کند، «فرهنگ مقاومت» بود. ایشان در تمام بخشها، از مسائل اقتصادی، امنیتی، نظامی و نظایر آن، یک سیاست را همواره دنبال میکردند و آن سیاست، مقاومت بود. آیتالله خامنهای بر این باور بودند که بر اساس بنیانهای ایمانی و اعتقاد به ذخایر معنوی و وحیانی، اگر یک جامعه مقاومت کند، صبوری کند و تابآوری خود را افزایش دهد، میتواند از موانع عبور کند و خود را به نقاط مرتفعتری برساند. تعبیر ایشان همیشه این بود که ما به سمت قله در حرکت هستیم و این مقاومت را در حقیقت تنها عاملی میدانستند که در هر بخشی از نظام باید بهعنوان قائمه و محور مورد توجه قرار گیرد.
بنابراین، مسأله مقاومت در همه ابعاد، خصوصاً در مباحث نظامی، توانست کشور را حفظ کند و کارآمد نگه دارد. این از جمله مواردی است که میتوان بهعنوان ودیعه و امانتی از سوی ایشان در میان مردم، امت اسلامی و نظام اسلامی حفظ کرد و دانست که اگر مقاومت در ابعاد مختلف وجود داشته باشد، در همان ابعاد نیز پیروزی دستیافتنی خواهد بود. در واقع اگر بخواهیم در میان خدماتی که ایشان برای نظام اسلامی انجام دادند، سرآمدترین آنها را معرفی کنیم، مسأله مقاومت در ابعاد مختلف است.
البته یکی دیگر از جهاتی که رهبری شهید بر آن اصرار داشتند، مسأله امید بود. به گونهای که همواره به مسئولان تأکید میکردند که این امید را در جامعه منتشر کنند و ایران را از یأس، ناامیدی و امثال آن برحذر میداشتند. اینها از جمله ابعاد فرهنگی بود که رهبری شهید بر آن تأکید داشتند.
نگاه فقاهت، مرجعیت و حوزه علمیه به «ایران» چیست و به نظر شما رهبر شهید چه نقشی در برجستهسازی و تحکیم پیوند اسلام و ایران داشتند؟
بحث پیشرفت و توسعه ایران یکی از مهمترین جهات رهبر شهید بود که بر آن اصرار داشتند و تلاششان این بود که آن را در تمام قلمرو ایران اسلامی گسترش دهند. درواقع تعبیر «ایرانی-اسلامی» از سوی ایشان این معنا را به ذهنها منتقل میکند که اسلامی که در ایران وجود دارد، یک اسلام پرورشیافته خاص است که بر اساس مکتب اهلبیت علیهمالسلام استقرار پیدا کرده و با آنچه در سایر کشورهای اسلامی وجود دارد، تفاوتی جوهری دارد.
هم ایرانیت این سرزمین، خود یک گوهر و جوهره ارزشمند است و هم آمیختگی آن با آموزههای وحیانی که بر اساس مکتب اهلبیت علیهمالسلام شکل گرفته است. ایشان این معنا را بهخوبی درک کرده بودند و تلاششان این بود که این اسلام موجود در ایران، با همه گستردگی و ظرفیتهایی که دارد، در کنار هویت ایرانی بتواند یک مکتب قوی و غنی ایجاد کند. لذا همواره علمی که ایشان بر آن تأکید داشتند، علم ایرانی- اسلامی بود و اگر از پیشرفت سخن میگفتند، آن را در قالب پیشرفت ایرانی- اسلامی مطرح میکردند. بنابراین، گرچه ایشان یک رهبر فقیه بودند و فقاهت و مرجعیت داشتند، اما این فقاهت و مرجعیت هرگز ایشان را از اندیشیدن نسبت به ایران، توسعه و پیشرفت و تعالی ایران در منطقه و جهان غافل نکرد؛ بلکه تمام اهمیت را به این موضوع میدادند. تلاششان این بود که دانشگاهها، اساتید و نخبگان دانشگاهی در ابعاد مختلف بتوانند ایران را به جایگاهی که شایسته و لایق آن است، برسانند. بنابراین، نهتنها فقاهت و مرجعیت و حضور در حوزههای علمیه مانع از این نبود که ایشان به ایران بیندیشند و به توسعه و پیشرفت ایران فکر کنند، بلکه همان را مایه توسعه و استقرار بیشتر این کشور میدانستند. در همین راستا میتوان گفت این دو بعد در ایشان بسیار غنی و قوی بود: نخست، باور به ایران اسلامی؛ دوم، بیباوری و عدم وابستگی نسبت به دیگر کشورها، چه کشورهای همسایه و چه کشورهای دوردست.
رهبر شهید انقلاب همواره بر استقلال و خوداتکایی تأکید داشتند و تلاششان این بود که همه محصولاتی که در ایران عزیز تولید میشود، مورد توجه قرار گیرد. غنای کشورهای بیرونی نباید چشم ایرانیها را پر کند؛ بلکه آن چیزی که میتواند دل و جان انسان ایرانی را خشنود کند و باعث عزت او شود، این است که تولیدات خود را قدر بداند و تلاش کند این تولیدات در تراز برتری قرار گیرد. به گونه ای که این امتیازات همه و همه در طول حدود چهار دهه حکمرانی این رهبر شهید اتفاق افتاد. البته شرایط کشور در ادوار مختلف تغییرات اساسی داشت و ملاحظات فراوانی نیز در این رابطه وجود داشت که باید به آنها رسیدگی شود، در موردشان اندیشید و آنها را مدنظر قرار داد. اما اگر جنبههای مثبت این نظام سیاسی در دوران حکومت و حکمرانی رهبر شهید را مورد توجه قرار دهیم، امتیازات فراوانی وجود داشت که به برخی از آنها اشاره شد و امید است در فرصتهای مناسبتر، مسائل به شکل روشنتر و دقیقتر بیان
شود.

