نبرد قانونگذاران با هوش مصنوعی
هوش مصنوعی دیگر صرفاً فناورانه نیست و بهدلیل تأثیرگذاری بر بازار کار، آموزش، امنیت و...، جهان به دنبال قانونمند کردن آن است
گروه علم و فناوری
با توسعه انواع مدلهای هوش مصنوعی و تأثیر گسترده آن بر بخشهای مختلف زندگی مردم، حالا دیگر لزوم قانونمند شدن این فناوری نوظهور بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار گرفته و بسیاری از کشورها در تلاشند با نظارت دولتها، چارچوبهایی مشخص برای این تکنولوژی مشخص کنند، هرچند تفاوتهایی در نگاهها وجود دارد. با وجود همه تفاوتها، صاحبنظران معتقدند نزاع کنونی بر سر هوش مصنوعی در واقع نبردی بر سر تعریف آینده است؛ چراکه تصمیمهای امروز، جامعه جهانی را در دو یا سه دهه آینده شکل خواهد داد. این موضوع در اتحادیه اروپا و برخی کشورهای جنوب شرقی آسیا از جمله سنگاپور مورد توجه قرار گرفته و بهعنوان مثال اروپا با قانون AI Act، تاکنون سختگیرانهترین چارچوب جهان را برای هوش مصنوعی ارائه داده است. همچنین حالا به نظر میرسد در آمریکا نیز دیگر دورهای که هوش مصنوعی میتوانست با کمترین مداخله دولتی رشد کند، رو به پایان است.
در سالهای اخیر، شرکتهای بزرگ فناوری که بخش عمده آنها در آمریکا حضور دارند، با سرعتی چشمگیر ابزارهای هوش مصنوعی را توسعه دادهاند اما با این حال، دولت این کشور تا همین اواخر، بیشتر تماشاگر این تحولات بوده و تنها ایالتها، آن هم به صورت پراکنده، به دنبال وضع مقرراتی محدود برای هوش مصنوعی بودند. حالا اما نشانههایی آشکار از تغییر دیده میشود. کاخ سفید، کنگره و شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی، هر یک طرحها و روایتهای متفاوتی درباره آینده تنظیمگری این فناوری ارائه کردهاند. پرسش اصلی، دیگر این نیست که آیا هوش مصنوعی باید تنظیم شود یا نه؛ پرسش این است که چه کسی، با چه اولویتهایی و به نمایندگی از کدام صداها این کار را انجام خواهد داد.
از نظارت اختیاری تا یک قانون الزامآور
در تازهترین تحول، دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا یک فرمان اجرایی امضا کرده که بر اساس آن، شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی میتوانند بهطور داوطلبانه مدلهای پیشرفته خود را برای یک بازه ۳۰ روزه در اختیار دولت قرار دهند تا مورد بررسی قرار گیرند. این اقدام هر چند هنوز با الزام قانونی سختگیرانه فاصله دارد، اما گامی معنادار در مقایسه با رویکرد پیشین دولت فدرال محسوب میشود؛ رویکردی که برخی آن را راهی برای حفظ برتری آمریکا در رقابت فناوری، بویژه در برابر چین میدانند. ترامپ همچنین در گفتوگو با رهبران صنعت هوش مصنوعی نشان داد نگاه دولت تنها به بعد نظارتی محدود نیست و به منافع اقتصادی حاصل از هوش مصنوعی هم توجه دارد و میخواهد در آن سهیم باشد. اندکی پس از این فرمان، سم آلتمن، مدیرعامل OpenAIنیز طرحی جامع برای قانونمند شدن هوش مصنوعی ارائه داد و از لزوم شکلگیری ساختاری روشن برای نظارت بر هوش مصنوعی سخن گفت.
یک نگرانی مشترک
اما چرا قانونمند شدن هوش مصنوعی تا این حد اهمیت دارد؟ در همه پیشنهادهای قانونمند شدن هوش مصنوعی، یک نگرانی مشترک دیده میشود؛ آن هم خطرهایی مانند سوءاستفاده بازیگران مخرب از مدلهای بسیار پیشرفته این فناوری برای حملات سایبری، عملیات اطلاعاتی یا تهدیدهای گسترده دیگر است. به همین دلیل برخی معتقدند مدلهای هوش مصنوعی باید قبل از عرضه عمومی، تحت فرآیندی مشخص، ارزیابی و بازبینی شوند. حامیان این رویکرد معتقدند اگر دولتها از هماکنون بر قدرتمندترین مدلها نظارت نکنند، ممکن است با نوعی فناوری روبهرو شوند که از کنترل ساختارهای موجود خارج شده است. به باور آنان، پیشگیری از خطرات فاجعهبار، اولین و فوریترین وظیفه سیاستگذاران است اما منتقدان هشدار میدهند که این نگاه محدود، بخش بزرگی از نگرانیهای واقعی مردم را نادیده میگیرد. بهعنوان مثال «آلوندرا نلسون» از چهرههای شناخته شده حوزه علم و سیاست فناوری، معتقد است آنچه امروز از سوی دولت آمریکا، شرکتهای بزرگ و بخشی از کنگره ارائه میشود، برداشتی محدود از مقررات است که کمتر به پیامدهای اجتماعی و انسانی این فناوری میپردازد. برای بسیاری از شهروندان آمریکایی، نگرانی اصلی نه حمله سایبری در مقیاس جهانی، بلکه از دست رفتن شغل، آسیب به نوجوانان، گسترش اطلاعات نادرست، فشار بر نظام آموزشی و تأثیر هوش مصنوعی بر سلامت روان و روابط اجتماعی است.
حمایت از کارگران آسیبدیده از هوش مصنوعی
اما این، همه ماجرا برای آمریکا نیست. در همین فضای پرتنش، کنگره نیز وارد میدان شده است و «جی اوبرنولت»، نماینده جمهوریخواه از کالیفرنیا و «لوری تراهان»، نماینده دموکرات از ماساچوست پیشنویس لایحهای را معرفی کردهاند که تاکنون جدیترین تلاش دوحزبی برای تدوین یک چارچوب ملی در حوزه هوش مصنوعی به شمار میرود. این لایحه، شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی را به انجام ممیزیهای اجباری ملزم میکند و در کنار آن، برای کارگرانی که ممکن است بر اثر گسترش این فناوری با بیکاری روبهرو شوند، حمایتهایی در نظر میگیرد. این نکته نشان میدهد حداقل بخشی از قانونگذاران کوشیدهاند از نگرانیهای صرفاً امنیتی عبور کرده و پیامدهای اجتماعی هوش مصنوعی را نیز در نظر بگیرند.
نزاع کنونی بر سر هوش مصنوعی در واقع نبردی بر سر تعریف آینده است و بسیاری از صاحبنظران هشدار میدهند که تصمیمهای امروز، جامعه جهانی را در دو یا سه دهه آینده شکل خواهد داد. اگر تنظیمگری تنها برای محافظت از زیرساختها و مدیریت رقابت ژئوپلتیک طراحی شود، ممکن است نتواند از انسانهایی محافظت کند که هر روز با اثرات این فناوری روبهرو میشوند. از سوی دیگر، اگر قانونگذاری بیش از حد پراکنده و متناقض باشد، هم اجرای مقررات دشوار میشود و هم راه برای فرار شرکتهای بزرگ از مسئولیت باز میماند.
با وجود همه این تلاشها و وجود موافقان و مخالفانی برای طرحهای مختلف نظارت بر هوش مصنوعی، یک نکته روشن است و آن هم اینکه جهان دیگر نمیتواند با هوش مصنوعی همچون پدیدهای صرفاً فناورانه و خودتنظیمگر برخورد کند. این فناوری اکنون به مسألهای مربوط به کل جامعه تبدیل شده است؛ مسألهای که بر بازار کار، آموزش، امنیت، حقوق مدنی و حتی کیفیت زیست جمعی تأثیرگذار است. از همین رو، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، نه فقط سرعت عمل، بلکه نوع تصمیمگیری در اینباره و این موضوع است که کشورها به این اجماع برسند که عصر بیتفاوتی در برابر هوش مصنوعی پایان یافته است.
منبع https://www.csmonitor.com/

