نگاهی به نوآوریهای تفسیری رهبر شهید
تبیین ظرفیتهای اجتماعی اسلام
بازخوانی میراث فکری و تفسیری قائد شهید، حضرت آیتالله سیدعلی خامنهای، بویژه آثاری که در دهههای پیش از پیروزی انقلاب اسلامی شکل گرفتهاند، از این جهت اهمیت دارد که میتوان در آنها ریشههای بسیاری از مفاهیم و کلاننگریهای بعدی ایشان درباره دین، جامعه، حکومت و امت اسلامی را جستوجو کرد. در میان این آثار، کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» رهبر شهید، جایگاهی ممتاز و بنیادین دارد؛ اثری که نه صرفاً یک تفسیر موضوعی قرآن، بلکه تلاشی برای ارائه اسلام بهمثابه یک منظومه فکری منسجم، یک مکتب اجتماعی و یک نظام جامع برای حیات فردی و جمعی انسان است. این کتاب در فضایی پدید آمد که بخش مهمی از مطالعات اسلامی، یا در قلمرو مباحث انتزاعی و فردی باقی مانده بود یا در رقابت با مکاتب رقیب، کمتر توانسته بود ظرفیتهای اجتماعی و تمدنی اسلام را بهصورت منظم و نظاممند عرضه کند. این اثر همچنین یکی از متون مرجع برای فهم اندیشه انقلاب اسلامی و بازشناسی مبانی فکری رهبر شهید بهشمار میرود. مکتوب حاضر، متن ویرایش و تلخیصشده «ایران» از سخنرانی حجتالاسلام دکتر نجف لکزایی، رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی است که در چارچوب سلسلهنشستهای «نوآوریهای تفسیری قائد شهید» در محل پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ارائه شده است.
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
کتاب «طرح کلی اندیشه اسلامی در قرآن» را باید یکی از مهمترین آثار فکری رهبر شهید دانست. اهمیت این اثر تنها در آن نیست که مجموعهای از مباحث قرآنی و تفسیری را دربر میگیرد، بلکه از آن جهت اهمیت دارد که در آن، اسلام بهعنوان یک مکتب جامع، یک منظومه فکری منسجم و یک نظام اجتماعی و تمدنی عرضه میشود. این کتاب حاصل ۲۸ جلسه سخنرانی رهبر شهید است که در ماه مبارک رمضان سال ۱۳۵۳ در مشهد مقدس ایراد شد. در همان زمان، چکیدهای از این مباحث منتشر شد، اما متن کامل سخنرانیها پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با پیدا شدن نوارهای صوتی جلسات توسط تیم «صهبا» پیاده و منتشر شد. از اینرو، کتابی که امروز در اختیار ماست، در حقیقت متن تنظیمشده همان جلسات سخنرانی است. برای فهم اهمیت این اثر، باید به مقدمهای که خود قائد شهید بر آن نوشتهاند مراجعه کرد. دغدغه اصلی ایشان در این مقدمه، ارائه اسلام بهعنوان یک «مکتب اجتماعی و جامع» است؛ مکتبی که دارای اصولی منسجم و هماهنگ و ناظر به زندگی جمعی انسانها باشد.
اسلام؛ فراتر از یک منظومه فردی
تمام تلاش رهبر شهید در این اثر، معطوف به پر کردن یک خلأ تاریخی در مطالعات اسلامی است. این خلأ عبارت است از فقدان ارائهای جامع از اسلام در مقام یک نظام اجتماعی و تمدنی. به تعبیر رهبر شهید، بخش مهمی از تحقیقات اسلامی موجود فاقد این ویژگی بودهاند. به همین دلیل، کسانی که اسلام را با مکاتب جدید مقایسه میکنند، گاه چنین میپندارند که مکاتب جدید برای مسائل اجتماعی و سیاسی پاسخهای روشنتری دارند، در حالی که اسلام نیز از ظرفیت عظیمی در این حوزه برخوردار است، اما این ظرفیت کمتر تبیین شده است. ایشان هدف خود را ارائه «طرح و نقشه یک مکتب متحدالاجزا و متماسک» میدانند؛ طرحی که اجزای مختلف اندیشه اسلامی را در نسبت با یکدیگر قرار دهد و نسبت آن را با سایر مکاتب روشن سازد.
نقد رویکردهای انتزاعی به دین
یکی از نقدهای مهمی که در این اثر مطرح میشود، نقد رویکردهای انتزاعی به دین است. بسیاری از آثار اسلامی، مسائل دینی را در سطح مفاهیم ذهنی و انتزاعی طرح میکنند، در حالی که دین باید دارای امتداد اجتماعی و سیاسی باشد و بتواند برای انسان و جامعه تکلیف، تعهد و برنامه عملی ایجاد کند. اسلام در این تلقی، صرفاً مجموعهای از گزارههای نظری نیست؛ بلکه مکتبی است که باید برای اداره زندگی فردی و اجتماعی انسان، راهحل و جهتگیری ارائه کند.
از سوی دیگر، رهبر شهید بر مرجعیت علمی قرآن کریم تأکید دارند. از نظر ایشان، فهم اصول اسلامی باید بر پایه متون اصلی دین و در رأس آنها قرآن کریم استوار باشد. براین اساس، ایشان سه ویژگی را برای مطالعات فکری اسلامی ضروری میدانند: خروج از تجرد و ذهنیت محض، نگاه منظومهای به معارف اسلامی و اتکا به منابع اصیل دینی، بویژه قرآن کریم.
ایمان؛ نقطه آغاز منظومه فکری اسلام
یکی از مهمترین شیوههای خوانش این اثر، خوانش ایمانمحور و ولایتمحور است. کتاب با بحث ایمان آغاز میشود و سپس به توحید، نبوت و ولایت میرسد. این ترتیب کاملاً معنادار است؛ زیرا در این نگاه، انسان موجودی پویاست و هر حرکت نیازمند نیرویی محرک است. موتور محرک انسان مسلمان، ایمان است؛ ایمان به خدا، پیامبران، قرآن و قیامت.
رهبر شهید از «ایمان آگاهانه» سخن میگویند. اگر انسان به خدا ایمان آورده است، باید جهان را با نگاه توحیدی ببیند و اگر جهانبینی او توحیدی شد، سبک زندگی او نیز باید توحیدی شود. از اینرو، ایمان به تعهد میانجامد؛ تعهد در برابر خداوند و التزام به اجرای فرمان او. اما این تعهد نیز پایان کار نیست. ایمان آگاهانه و متعهدانه، زاینده عمل است و ثمره آن، «عمل صالح» است. دراین تلقی، عمل صالح محصول طبیعی ایمان است. ایمان بدون عمل، به غایت و مقصد خود نرسیده است.
ایمان و اقامه دین
از منظر رهبر شهید، هدف صرفاً تبیین یا تبلیغ دین نیست، بلکه دعوت به «اقامه دین» است. ایمان و عمل صالح، در تعبیر دیگری، همان اقامه دیناند. به همین دلیل، مخاطب کتاب ایشان به این نتیجه میرسد که باید ایمان خود را آگاهانهتر و متعهدانهتر کند و خود را در برابر خدا، پیامبر و اولیای الهی مسئول بداند. کسی که میگوید «اشهد ان محمداً رسولالله»، در حقیقت متعهد میشود که از پیامبر اطاعت کند و کسی که به ولایت امیرالمؤمنین(ع) شهادت میدهد، باید خود را ملتزم به پیروی از آن ولایت بداند.
قرائتی نو از ولایت
یکی از نوآوریهای تفسیری قائد شهید در این اثر، پیوند میان ایمان، توحید و نبوت با مفهوم ولایت است. در این تلقی، انسان مؤمن اجازه نمیدهد میان او و ولایت الهی فاصلهای ایجاد شود؛ چه این ولایت، ولایت رسول خدا(ص) باشد، چه ولایت ائمه معصومین(ع) و چه ولایت فقیه جامعالشرایط. در اینجا یک ولایت طولی میان خدا، پیامبر، امام و امت شکل میگیرد و در کنار آن، یک ولایت عرضی میان خود مؤمنان پدید میآید. ضلع سوم این منظومه نیز دشمنشناسی و برائت از دشمن است.
رهبر شهید، ولایت را بر سه رکن «محبت»، «نصرت» و «سرپرستی» استوار میدانند؛ به این معنا که رابطه مؤمن با خداوند و اولیای الهی رابطهای مبتنی بر محبت متقابل است؛ محبتی که به نصرت و پذیرش سرپرستی میانجامد. همین منطق در روابط میان مؤمنان نیز برقرار است.
حکمرانی به مثابه ولایت
یکی دیگر از نوآوریهای این اثر، امکان خوانش آن از منظر حکمرانی است. در ذیل آیه شریفه: «إِنَّالله یأْمُرُکمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا» از ولایت بهعنوان یک امانت الهی یاد میشود. در این تلقی، هر کس باید در جایگاه خود قرار گیرد و مسئولیت خویش را بهدرستی انجام دهد. حکمرانی زمانی معنا پیدا میکند که مسائل پیچیده و چندوجهی جامعه با همکاری مردم و حاکمان و نهادهای رسمی حل شود و امت و رهبری ذیل ولایت الهی برای حل مسائل همکاری کنند. از نظر ایشان، در اینجا نیز ایمان نقش بنیادین دارد. هرچه ایمان جامعه عمیقتر باشد، همراهی مردم با رهبری در حل مسائل پیچیده بیشتر خواهد شد و نتیجه این همراهی، عمل صالح در مقیاس اجتماعی است.
رویکرد راهبردی و آیندهنگر
یکی از خوانشهای مهم این کتاب، «خوانش راهبردی» است. در این نگاه، «انسان راهبردی» انسانی است که به آینده میاندیشد و دغدغه دفع تهدیدهای آینده را دارد؛ تهدیدهایی که هم متوجه حیات دنیوی انساناند و هم حیات اخروی او. در تفکر قرآنی، انسان موجودی خودسامان و بینیاز از هدایت نیست. خداوند حامی انسان است و حمایت تشریعی او از طریق دین تحقق مییابد. اگر انسان از خدا اطاعت کند، از حمایت الهی نیز برخوردار خواهد شد و این اطاعت، در نهایت، به اقامه دین منتهی میشود.
رویکرد مسألهمحور
یکی از مهمترین آموزههای این کتاب، توجه به مسألههای راهبردی و اولویتدار است. رهبر شهید در این اثر، تصریح میکنند که بسیاری از سخنان درست هستند، اما باید دید در میان امور درست، کدام لازم است؛ در میان لازمها، کدام لازمتر است؛ و در میان لازمترها، کدام مسأله فوری و حیاتی است.
این اثر، روشی جدید در دینشناسی عرضه میکند. در این روش، فهم دین از ایمان آغاز میشود و سپس به توحید، نبوت و ولایت میرسد. این ترتیب، با ساختار متعارف کتابهای کلامی متفاوت است. ایمان در این نگاه، صرفاً یک گزاره اعتقادی نیست، بلکه منشأ یک سبک زندگی و یک روش زیستن است.
مفهومشناسی نو
این اثر در حوزه مفهومشناسی نیز نوآوریهای فراوانی دارد. مفاهیمی مانند ایمان، امنیت، تقوا، انفاق و نفاق در این اثر با نگاهی راهبردی بازخوانی میشوند. برای مثال، رهبر شهید درباره مفهوم انفاق میگویند صرف بخشیدن مال و پول ملاک نیست، بلکه انفاق حقیقی آن است که متوجه رفع نیازها و حل مسائل اولویتدار جامعه باشیم. در مفهوم تقوا نیز نوآوری مهمی در اندیشه رهبر شهید دیده میشود. تقوا صرفاً به معنای پرهیز و کنارهگیری نیست، بلکه به معنای حضور مسئولانه در میدان و حرکت آگاهانه در مسیر خطرها و دشواریهاست. از نظر ایشان، تقوا به معنای سپر گرفتن در مسیر انجام وظیفه است، نه ترک میدان.
فهم سیستمی از دین
از مهمترین نوآوریهای رهبر شهید در این اثر، ارائه فهمی سیستمی از آیات و روایات است. ایشان برای توضیح این مسأله به روایتی از امام باقر(ع) استناد میکنند که بر اساس آن، سرنوشت انسان با جهتگیری اجتماعی و سیاسی جامعهای که در آن زندگی میکند، پیوند دارد. ایشان با استفاده از مثال قطار توضیح میدهند که اگر انسان در مسیری قرار گیرد که مقصد آن نادرست است، صرف اعمال فردی نمیتواند او را به مقصد مطلوب برساند. مقصود این روایت، تقدم جامعه بر فرد نیست، بلکه توجه دادن به این حقیقت است که انسان نمیتواند خود را از سرنوشت اجتماعی و تاریخی جامعهاش جدا بداند.
تربیت مؤمن فعال
تمام تلاش رهبر شهید در این اثر، تربیت «مؤمن فعال» است. مؤمن در منظومه فکری ایشان، انسانی منزوی و منفعل نیست، بلکه انسانی است که در پیوند با دین، رهبری و دیگر مؤمنان تعریف میشود و رهبری نقطه اتصال میان آحاد مؤمنان است.

