شهید چمران و منطق «انسان مسئول»

شهید دکتر مصطفی چمران از چهره‌هایی است که در متن پرآشوب تحولات معاصر ایران، از مبارزات دانشجویی در خارج از کشور تا حضور در صحنه‌های پیچیده جنگ تحمیلی، نقشی فعال و تعیین‌کننده ایفا کرد. چمران در کنار تجربه علمی و دانشگاهی، در میدان سیاست و جهاد نیز حضوری مستمر داشت و همین پیوند میان اندیشه و عمل، شخصیت او را به الگویی قابل تأمل در نسبت میان «آرمان» و «واقعیت» تبدیل کرد. او مسیر علمی و دانشگاهی را در کنار مبارزه سیاسی و حضور میدانی پیش برد. چمران با استعداد علمی چشمگیر خود وارد دانشگاه تهران شد و در رشته فیزیک به تحصیل پرداخت. سپس برای ادامه مسیر علمی به ایالات متحده رفت و در دانشگاه‌های معتبر، از جمله دانشگاه برکلی، در سطح بالای تحصیلات تکمیلی به پژوهش در حوزه فیزیک و الکترونیک پرداخت و مدارج علمی خود را تا سطح دکتری تکمیل کرد. این ترکیب کم‌نظیر از دانش آکادمیک از پیشرفته‌ترین مراکز علمی جهان، با تجربه مبارزه و کنش سیاسی در عرصه‌های مختلف، از لبنان تا ایران، شخصیت او را به نمونه‌ای خاص از پیوند علم و جهاد تبدیل کرد. سالروز شهادت او مجالی است برای فهم یک «منطق کنش»؛ منطقی که در آن سیاست، جنگ، علم و اخلاق در امتداد یک فهم واحد از انسان و مسئولیت او قرار می‌گیرند. اندیشه او درباره «انسانِ مسئول» موضوع این بررسی است.

در تجربه شهید چمران، سیاست و عمل اجتماعی در شرایطی معنا می‌یابد که کمبود منابع، فشارهای بیرونی و محدودیت‌های ساختاری، قاعده غالب میدان هستند؛ اما نحوه مواجهه او با مسائل، نکته‌ای قابل تأمل است. چمران در عرصه‌های گوناگون، از نهضت ملی‌شدن نفت تا فعالیت‌های دانشجویی در خارج از کشور، از تجربه لبنان تا میدان‌های جنگ تحمیلی، در موقعیت‌هایی قرار گرفت که «امکانات آماده» وجود نداشت. در چنین شرایطی، او به جای عقب‌نشینی و تسلیم در برابر وضع موجود، نوعی کنشگری مبتنی بر «خلق ظرفیت» را دنبال کرد؛ کنشی که در آن، امکانات به جای فراهم بودن، باید ساخته شوند.
در یک نگاه کلان‌تر، می‌توان نسبت میان اهداف و واقعیت‌ها را در سه الگوی فکری دسته‌بندی کرد؛ الگوهایی که هر یک به نوعی در سیاست‌ورزی و مدیریت اجتماعی قابل مشاهده‌اند:
نخست، رویکردی که می‌توان آن را «آرمان‌گرایی منفعل» نامید. در این نگرش، اهداف بسیار بلندپروازانه‌اند اما پیوندی با سازوکارهای تحقق ندارند. آرمان‌ها بیشتر در سطح شعار یا تخیل باقی می‌مانند و در نهایت، کنش مؤثری برای تبدیل آنها به واقعیت شکل نمی‌گیرد. این نوع نگاه، اگرچه از حیث ذهنی به آینده توجه دارد، اما در مقام عمل، از تولید قدرت و امکان ناتوان است.
در سوی دیگر، «محافظه‌کاری تکنوکراتیک» قرار دارد؛ جریانی که خود را کاملاً در چارچوب امکانات موجود تعریف می‌کند. در این نگاه، واقعیت موجود نه تنها نقطه آغاز، بلکه سقف حرکت نیز محسوب می‌شود. نتیجه طبیعی چنین رویکردی، نوعی انطباق‌گرایی مزمن است؛ یعنی سیاست‌ورز بیش از آنکه تاریخ را بسازد، خود را با آن تطبیق می‌دهد. در این چارچوب، نوآوری ساختارشکنانه جای خود را به مدیریت وضع موجود می‌دهد و جسارت عبور از مرزهای محدودکننده کاهش می‌یابد.
اما در میانه این دو، رویکردی سوم قابل شناسایی است: «آرمان‌خواهی واقع‌گرا». این همان نقطه‌ای است که تجربه چمران در آن قابل تبیین است. در این نگاه، آرمان‌های بزرگ نه تنها نفی نمی‌شوند، بلکه نقطه آغاز حرکت‌اند؛ اما مسیر تحقق آنها با شناخت دقیق واقعیت و تلاش برای تغییر آن همراه است. به بیان دیگر، واقعیت نه به عنوان قید نهایی، بلکه به عنوان میدان عمل تلقی می‌شود.
در این منظومه فکری، کمبود امکانات به معنای توقف نیست، بلکه به معنای ضرورت «افزایش سطح مجاهدت اجتماعی و سیاسی» است. به همین دلیل، در تجربه‌های چمران، از جمله شکل‌گیری ساختارهای دفاعی در جنگ، شاهد نوعی نوآوری در سازمان‌دهی نیروها هستیم؛ نوآوری که دقیقاً از دل فقدان ساختارهای کلاسیک و امکانات متعارف زاده شد.
در پس این رویکرد، یک اصل بنیادین نیز دیده می‌شود: نقش مردم به عنوان منبع تولید امکان. از این منظر، بسیاری از بن‌بست‌های ظاهری، در صورت فعال شدن ظرفیت مردمی، قابل گشودن هستند. تفاوت اصلی این نگاه با رویکرد تکنوکراتیک در همین نقطه آشکار می‌شود: یکی امکان را مفروض و محدود می‌بیند، دیگری امکان را قابل تولید. یکی به داده‌های موجود تکیه می‌کند، دیگری به قابلیت تغییر همان داده‌ها می‌اندیشد.
البته آرمان‌خواهی واقع‌گرا به معنای نادیده گرفتن محدودیت‌ها نیست. برعکس، این نگاه محدودیت را به رسمیت می‌شناسد، اما آن را تعیین‌کننده نهایی نمی‌داند. در این معنا، سیاست‌ورزی به جای آنکه صرفاً هنر سازگاری باشد، به هنر «تغییر شرایط سازنده» تبدیل می‌شود.
از این منظر، چمران نمونه‌ای از یک عقلانیت عملی است که در آن، اخلاق، ایمان و عمل اجتماعی درهم تنیده می‌شوند. او نشان می‌دهد که می‌توان در سخت‌ترین شرایط، بدون سقوط در توهم‌گرایی یا تسلیم در برابر واقعیت، مسیر کنش مؤثر را گشود.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و چهار
 - شماره نه هزار و پنجاه و چهار - ۳۱ خرداد ۱۴۰۵