فوکویاما تحلیل کرد؛ ترامپ چگونه در برابر ایران تسلیم شده است؟

آمریکا در سراشیبی

فرانسیس فوکویاما، فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی آمریکایی و پژوهشگر ارشد دانشگاه استنفورد، در یادداشتی در مجله تحلیلی پرسویژن، توافق دونالد ترامپ با ایران را «تسلیم کامل آمریکا» توصیف کرده و می‌گوید این توافق نشان‌دهنده ناتوانی واشنگتن در تحقق اهداف اعلامی جنگ و ناچار شدن آن به عقب‌نشینی و بازگشت به وضعیت پیش از درگیری است. از نظر او، فشارهای اقتصادی و سیاسی داخلی، به‌ویژه در حوزه انرژی و افزایش قیمت نفت، ترامپ را وادار کرده عملاً به شرایط پیش از آغاز جنگ بازگردد؛ هرچند دولت او این عقب‌نشینی را به‌عنوان یک دستاورد و پیروزی سیاسی معرفی کند. فوکویاما پیش‌تر و در ابتدای همین جنگ نیز در مقاله‌ای در همین مجله، سیاست آمریکا در قبال ایران را «به‌غایت کوتاه‌فکرانه و آشفته» ارزیابی کرده بود. از نظر فوکویاما از زمان شروع جنگ در ۲۸ فوریه، سیاست خارجی آمریکا به شکلی کم‌سابقه دچار سردرگمی شده است؛ جایی که ترامپ با این تصور وارد درگیری شد که یک «ضربه اولیه» به ساختار فرماندهی ایران می‌تواند منجر به فروپاشی حکومت ایران شود. ترامپ در طراحی این راهبرد احتمالاً الگوی ونزوئلا را در نظر داشته است. به گفته فوکویاما، دلیل اتخاذ این راهبرد از سوی رئیس‌جمهوری آمریکا و تیمش دست کم گرفتن ظرفیت ایران برای واکنش بود. ظرفیتی که با موج‌های موشکی و پهپادی علیه متحدان و پایگاه‌های آمریکا در منطقه، اختلال در اقتصاد کشورهای خلیج فارس و افزایش قیمت سوخت در ایالات متحده خود را نشان داد.

فرانسیس فوکویاما
فیلسوف و نظریه‌پرداز سیاسی

دونالد ترامپ در هشتادمین سالگرد تولدش از توافقی خبر داد که بر اساس آن آتش‌بسی ۶۰ روزه برقرار خواهد شد. اما طبق گزارش‌ها، این توافق شامل توقف حملات در لبنان، بازگشایی تنگه هرمز (که به گفته ترامپ «برای همیشه بدون عوارض» خواهد بود) و لغو محاصره دریایی بنادر ایران از سوی ایالات متحده است. او این توافق را یک پیروزی مهم معرفی کرد و در همین راستا، از شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهوری چین و ولادیمیر پوتین، رئیس‌جمهوری روسیه، به خاطر کمک به تحقق آن تمجید کرد.
با این همه این «توافق» در عمل هیچ یک از ویژگی‌های یک توافق واقعی را نداشت. اگر گزارش‌ها درست باشند، این تفاهم در عمل به معنای عقب‌نشینی کامل ایالات متحده در برابر ایران بود. این توافق عملاً شرایط را به ماه فوریه برمی‌گرداند؛ زمانی که تنگه هرمز باز بود و ایالات متحده و اسرائیل هنوز حملات هوایی علیه ایران را آغاز نکرده بودند. در واقع، این اقدام صرفاً مشکلی را حل کرد که خود ترامپ و بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، با آغاز جنگ در وهله اول ایجاد کرده بودند.
در حال حاضر تمام اهدافی که دولت ترامپ طی سه ماه گذشته برای توجیه جنگ مطرح کرده بود، تحقق نیافتند و برخی از آنها به مذاکرات آینده موکول شده‌اند:
-هیچ تعهدی از سوی ایران برای تحویل ذخایر اورانیوم غنی‌شده وجود ندارد.
-هیچ تعهدی برای توقف غنی‌سازی اورانیوم، چه فوری و چه در تاریخی مشخص در آینده، داده نشده است.
-هیچ تعهدی درباره پایان دادن به حمایت ایران از متحدانش در منطقه وجود ندارد.
این «یادداشت تفاهم» (MOU) این مسائل حساس را به مذاکراتی موکول می‌کند که قرار است در طول همان آتش‌بس ۶۰ روزه انجام شود. ترامپ طوری از این موارد صحبت می‌کرد که انگار از قبل پذیرفته شده‌اند، اما اگر واقعاً این‌طور بود، چرا در این یادداشت نیامده‌اند؟ بسیار بعید است ایران در دو ماه آینده عقب‌نشینی کند، چون این موضوعات دقیقاً به هویت اصلی این کشور مربوط می‌شوند.
ترامپ ادعا کرده است که اگر ایران با شروط باقی‌مانده موافقت نکند، او جنگ را دوباره آغاز خواهد کرد و ممکن است در ازای ۲۰ درصد درآمدهای منطقه، ایالات متحده را به «نگهبان خاورمیانه» تبدیل کند. دشوار است بتوان گفت چنین طرحی بیشتر از نگاه کشورهای خاورمیانه (از جمله متحدان آمریکا مثل عربستان سعودی یا امارات متحده که حالا باید به‌طور صریح برای حفاظت آمریکا پول بپردازند) مضحک است یا از منظر افکارعمومی داخل ایالات متحده که خواهان خروج کشورشان از این منطقه هستند.
واقعیت این است یادداشت تفاهمی که ترامپ آن را یک دستاورد بزرگ معرفی کرده، حتی از توافق سال ۲۰۱۵ اوباما هم ضعیف‌تر است؛ توافقی که ترامپ در گذشته بارها آن را به‌شدت مورد انتقاد قرار داده بود. توافق اوباما غنی‌سازی اورانیوم ایران را برای ۱۵ سال به ۳.۶۷ درصد محدود می‌کرد و همچنین سازوکارهای مشخصی برای خارج کردن اورانیوم غنی‌شده از ایران در نظر گرفته بود. همه این مفاد تحت نظارت بازرسان خارجی اجرا می‌شد و ایران تا زمانی که ترامپ از توافق خارج شد، به آن پایبند بود. انتقاد اصلی جریان‌های تندرو در آمریکا این بود که این توافق در همان ابتدای کار، کاهش تحریم‌ها را ارائه می‌داد.
در مقابل، یادداشت تفاهم گزارش‌شده ترامپ هیچ محدودیتی برای توان هسته‌ای ایران تعیین نمی‌کند و هیچ تعهدی درباره متحدان منطقه‌ای نیز ندارد. همچنین هیچ سازوکاری برای اعمال تحریم در صورت عدم پذیرش ایران تا پایان ۶۰ روز در آن دیده نشده است، در حالی که ایران اعلام کرده تا زمانی که کاهش تحریم‌ها انجام نشود، وارد مذاکرات نهایی نخواهد شد. بنابراین، توافق ادعایی ترامپ در عمل حتی از توافقی که اوباما انجام داده بود هم دستاورد کمتری برای آمریکا دارد.
واضح است که ترامپ تحت فشار داخلی ناشی از افزایش قیمت نفت و تورم، عملاً مجبور شده است تنگه هرمز را تقریباً به هر قیمتی دوباره باز کند. از آنجا که تمایلی به اعزام نیروهای زمینی به ایران ندارد، در شش هفته گذشته ابزارهای محدودی برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران در اختیار داشته است. بنابراین تصمیم گرفته عقب‌نشینی کند و بازگشت به وضعیت پیش از ۲۸ فوریه، یعنی قبل از آغاز جنگ را بپذیرد.
در واقع باز شدن دوباره تنگه هرمز به نفع جهان خواهد بود. شاید بتوان برخی از حامیان سرسخت جنبش ماگا را متقاعد کرد که ترامپ به یک توافق بی‌نقص دست یافته و به پیروزی بزرگی رسیده است. اما دیگران درک خواهند کرد که قدرتمندترین کشور جهان توسط یک رئیس‌جمهوری بی‌کفایت و ناآگاه اداره می‌شود که اگر فکر کند به نفع خودش است، هزینه‌های عظیمی را هم بر دیگر کشورها و هم بر مردم خودش تحمیل خواهد کرد.
منبع: Persuasion

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • انرژی
  • اندیشه
  • خودرو
  • حوادث
  • ورزشی
  • زیست بوم
  • ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و چهار
 - شماره نه هزار و پنجاه و چهار - ۳۱ خرداد ۱۴۰۵