فرصتی برای تبدیل دستاوردهای سیاسی به نتایج اقتصادی

محمد عطریانفر
عضو شورای اطلاع‌رسانی دولت

 رهبر انقلاب اسلامی، با توجه به اعتمادی که به رئیس‌جمهوری و شورای عالی امنیت ملی داشتند و با رأی قاطع اعضای شورای عالی امنیت ملی (به‌جز یک نفر) به دولت و شخص رئیس‌جمهور پزشکیان اعتماد کردند. از همین رو، مسئولیت پیگیری این مسیر را به ایشان سپردند تا روند مذاکرات و سایر امور مرتبط، بر پایه مصالح و منافع ملی دنبال شود. بدین ترتیب، مطالبه‌ای که مردم مطرح می‌کردند در عمل مورد توجه و اجابت قرار گرفت و این مسیر فرصت یافت تا در عرصه عمل آزموده شود. اکنون که نتیجه این تجربه نیز در برابر افکار عمومی قرار گرفته است، برخی در داخل کشور می‌کوشند از آن برای ایجاد دوگانگی، تسویه‌حساب‌های سیاسی، برخوردهای جناحی، اختلاف‌افکنی و دامن زدن به شکاف‌های داخلی بهره‌برداری کنند. رویکردی که نه کمکی به تحلیل واقع‌بینانه شرایط می‌کند و نه در راستای منافع ملی است.
فراموش نکنیم که ترک تخاصم موقت وامضای یادداشت تفاهم میان جمهوری اسلامی ایران و آمریکا در ۲۸خرداد۱۴۰۵ صرفاً یک رویداد سیاسی مقطعی نیست. این رویداد حساس را باید یکی از طولانی‌ترین منازعات سیاسی عصر حاضر دانست. یادداشت تفاهمی که به امضای دورئیس‌جمهوری رسیده، علی القاعده به توافق قطعی وپایدار منجر خواهد شد، فارغ از ابعاد نظامی و امنیتی آن، حامل پیام‌هایی عمیق برای آینده منطقه، اقتصاد جهانی و نظم بین‌الملل خواهد بود.
در عرصه سیاست، برخی توافق‌ها پایان یک بحران و برخی دیگر آغاز مسیری تازه برای مدیریت بحران به شمار می‌آیند. به‌نظر می‌رسد تفاهم اخیر میان تهران و واشنگتن به احتمال زیاد از نوع دوم است. چرا که نه ایران از اصول و راهبردهای جدی خود دست کشیده و نه آمریکا از تمامی اهداف و نگرانی‌های خود عبور کرده است. از این رو، آنچه شکل گرفته گرچه یک مصالحه نهایی نیست اما تلاشی برای جلوگیری از تشدید تنش و گشودن پنجره‌ای به سوی گفت‌وگوهای گسترده‌تر به‌حساب می‌آید.
طی بیش از چهار دهه اختلاف، بی‌اعتمادی و رقابت، شکافی عمیق در روابط دو کشور ایجاد شده است. چنین گسستی با یک توافق آتش‌بس، به‌طور کامل ترمیم نخواهد شد. با این حال، اگر اراده سیاسی لازم در هر دو طرف وجود داشته باشد، می‌توان انتظار داشت روابط از مرحله تقابل مستقیم به مرحله ترک تخاصم وآغاز رقابت مدیریت‌شده و تعامل محدود اما هدفمند بینجامد.
با وجود اختلاف گسترده در دیدگاه‌ صاحبنظران درباره مذاکرات ایران و آمریکا، بخش قابل توجهی از تحلیلگران و ناظران مستقل معتقدند ارزیابی هر تفاهم باید به‌دور از فضای تبلیغاتی وسیاسی و بر اساس دستاوردهای عینی و قابل اندازه‌گیری صورت گیرد.
 اولین دستاورد مهم ایران در میان این منازعه طولانی مدت، تثبیت جایگاه برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز کشور در معادلات بین‌المللی است. در حالی که در گذشته اصل وجود این برنامه محل مناقشه بود، امروز مذاکرات عمدتاً بر سر سطح فعالیت‌ها، چارچوب نظارت‌ها و نحوه مدیریت اختلافات متمرکز است. این تغییر نشان می‌دهد که ایران توانسته بخشی از اهداف راهبردی خود را به واقعیتی معتبر وپذیرفته‌شده در عرصه بین‌المللی تبدیل کند.
دومین دستاورد را باید در کاهش خطر رویارویی مستقیم و مدیریت تنش‌های امنیتی جست‌وجو کرد. بدیهی است هر زمان کانال‌های دیپلماتیک فعال باشند، احتمال بروز بحران‌های پرهزینه برای طرفین و منطقه کاهش می‌یابند. لذا به‌باور من و از این منظر، حفظ روندگفت‌وگوها خود یک موفقیت سیاسی و امنیتی محسوب می‌شود.
در حوزه اقتصادی نیز به هر میزان فشارهای تحریمی کاهش یابد و دسترسی به منابع ارزی و گشایش در تجارت خارجی تسهیل شود، خواه ناخواه به عنوان دستاورد عملی قابل قبول ارزیابی می‌شود. ولو اینکه بسیاری از کارشناسان می‌گویند این دستاوردها هنوز با سطح انتظارات اقتصاد ایران فاصله دارد، اما نمی‌توان تأثیر آنها را بر ثبات نسبی بازار و کاهش عدم اطمینان اقتصادی نادیده گرفت.
 از سوی دیگر، تداوم گفت‌وگوها بیانگر این واقعیت است که ایران همچنان یکی از بازیگران تأثیرگذار در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی است و قدرت‌های جهانی ناگزیر از تعامل و مذاکره با تهران هستند. این مسأله نیز به عنوان سرمایه سیاسی و دیپلماتیک ارزشمندی برای کشورمان باید حفظ شود. با این حال، منتقدان، مهم‌ترین مطالبه ایران، یعنی رفع مؤثر تحریم‌ها و ایجاد امکان بهره‌مندی بلندمدت از مزایای اقتصادی توافق‌ها را درگرو‌ مذاکراتی می‌دانند که ثمربخش باشد و به ترک مخاصمه پایدار و ورود به عرصه همزیستی سیاسی مسالمت‌آمیز منجر شود. از این رو، قضاوت نهایی درباره هر تفاهم به نتایج حاصل از مذاکرات بستگی دارد.
درخصوص دورنمای دور جدید دو احتمال مقدّر است : احتمال اول که منطقی‌تر به‌نظر می‌رسد، دستیابی به یک توافق محدود و مرحله‌ای است؛ توافقی که در آن طرفین بدون ورود به همه اختلافات پیچیده و تاریخی، بر مجموعه‌ای از اقدامات متقابل و قابل اجرا تمرکز کنند. طبیعی است چنین رویکردی از تشدید بحران جلوگیری کرده و زمینه را برای مذاکرات گسترده‌تر در آینده فراهم می‌سازد.
احتمال دوم، براین پایه استوار است که ادامه گفت‌وگوها بدون دستیابی به توافق نهایی مطلوب به پایان برسد. در این حالت، مذاکرات به عنوان ابزاری برای مدیریت اختلافات باقی می‌ماند و طرفین تلاش می‌کنند از تبدیل شدن اختلافات به بحران لاینحل جلوگیری کنند. تجربه سال‌های گذشته روی این رویکرد قرار داشته و آینده هم نشان می‌دهد که ممکن است چنین سناریویی، پیش روی دوکشور باشد. البته بنا به تشخیص من با عنایت به یأس کامل آمریکا درپروژه براندازی نظام ایران حداقل در 10 سال آینده، این سناریو از دستور کار واشنگتن خارج خواهد بود.
درمقام توصیه به سیاستمردان ودیپلمات‌های مسئول برای افزایش شانس موفقیت، تأکید می‌شود ایران چند محور اساسی را مدنظر قرار دهد. اول آنکه تمرکز مذاکرات بر دستاوردهای اقتصادی ملموس و قابل سنجش باشد. افزایش دسترسی به منابع مالی، تسهیل صادرات، بهبود روابط بانکی و جذب سرمایه‌گذاری خارجی از جمله شاخص‌هایی هستند که ابعاد موفقیت توافق را مشخص می‌کنند. دوم، تجربه‌های گذشته اهمیت دریافت تضمین‌های عملی و اجرایی را پیش چشم ما قرار داده است. توافق بدون پشتوانه اجرای تعهدات کشور را در برابر تحولات سیاسی آسیب‌پذیر می‌کند. سوم، شکل‌گیری اجماع داخلی و حمایت نهادهای مؤثر از روند مذاکرات، قدرت چانه‌زنی تیم مذاکره‌کننده را افزایش می‌دهد و در نهایت، برای دستیابی به توافق مورد انتظار هرچه دامنه اختلاف محدودتر باشد نتیجه مطلوب دردسترس ترخواهد بود. هرچه دامنه اختلافات درمذاکرات گسترده‌تر باشد، احتمال دستیابی به توافق کاهش می‌یابد. بر این اساس، دور جدید گفت‌وگوها را می‌توان فرصتی مهم برای تبدیل دستاوردهای سیاسی به نتایج اقتصادی
 دانست.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اجتماعی
  • اقتصادی
  • حوادث
  • خودرو
  • اطلاع رسانی
  • ورزشی
  • علم و فناوری
  • اندیشه - ایران زمین
  • کتاب
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و پنجاه و سه
 - شماره نه هزار و پنجاه و سه - ۳۰ خرداد ۱۴۰۵