در حافظه موقت ذخیره شد...
نظریهپرداز جمهوریخواهی مدنی
ویرولی در سال ۱۹۷۶ مدرک کارشناسی فلسفه خود را از دانشگاه بولونیا دریافت کرد، سپس در سال ۱۹۸۵ دکترای علوم سیاسی و اجتماعی را از مؤسسه دانشگاهی اروپا اخذ کرد. رساله دکترای او نیز درباره اندیشه سیاسی ژان ژاک روسو بود که بعداً به صورت کتاب توسط انتشارات کمبریج منتشر شد. پس از دورههای پژوهشی در دانشگاه کمبریج و مؤسسه دانشگاهی اروپا در فلورانس، ویرولی در سال ۱۹۸۷ به هیأت علمی دانشگاه پرینستون پیوست. او در سال ۱۹۹۳ به مرتبه دانشیاری و در سال ۱۹۹۷ به استادی کامل ارتقا یافت و بیش از ۲۶ سال در پرینستون تدریس کرد. علاوه بر پرینستون، در دانشگاهها و مؤسسات متعددی تدریس یا پژوهش کرده است، از جمله در دانشگاه تگزاس، دانشگاه کمبریج، دانشگاه جرج تاون، اسکول نرمال سوپریورا و دانشگاه تورنتو. علایق پژوهشی ویرولی عبارتاند از: نظریه سیاسی، تاریخ اندیشه سیاسی، جمهوریخواهی کلاسیک و نوجمهوریخواهی، اندیشههای ماکیاولی، افکار روسو، رابطه دین و سیاست، نسبت میهندوستی و ملیگرایی، قانون اساسیگرایی، بلاغت (رتوریک) سیاسی و ارتباطات سیاسی، شهروندی و آموزش مدنی.
ویرولی علاوه بر فعالیت دانشگاهی، در عرصه عمومی و سیاسی ایتالیا نیز نقش فعالی داشته است. او مشاور فرهنگی رئیسجمهوری ایتالیا، کارلو آدزلیو چیامپی، بین سالهای ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۶ بود، با رئیس مجلس نمایندگان ایتالیا، لوسیانو ویولانته، همکاری مشورتی داشت، هماهنگکننده کمیته ملی ارتقای فرهنگ جمهوریخواهی در وزارت کشور ایتالیا بوده و در پروژههای متعدد آموزش شهروندی و مدنی در مدارس ایتالیا مشارکت داشته است. در سال ۲۰۰۱ دولت ایتالیا نشان لیاقت جمهوری ایتالیا را به او اعطا کرد. همچنین در طول دوران فعالیتش جوایز متعددی در حوزه علوم انسانی و آموزش دانشگاهی دریافت کرده است.
ویرولی بیش از سه دهه از مهمترین نویسندگان حوزه اندیشه سیاسی در اروپا بوده است و آثار متعددی از او به زبانهای فارسی، انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، اسپانیایی، عربی، چینی، ژاپنی، کرهای و پرتغالی ترجمه و چاپ شدهاند. برخی از مشهورترین آثار او عبارتاند از: ژان ژاک روسو و جامعه منظم (۱۹۸۸)، از سیاست تا خرد دولت (۱۹۹۲)، برای عشق به میهن (۱۹۹۵)، ماکیاولی (۱۹۹۸)، لبخند نیکولو: بیوگرافی ماکیاولی (1998)، چگونه ماکیاولی بخوانیم؟ (۲۰۰۸)، جمهوریخواهی (۱۹۹۹)، ایده جمهوری (2003)، خدای ماکیاولی (۲۰۱۰)، آزادی بندگان (۲۰۱۱)، گویی خدا وجود داشت (۲۰۱۲)، و رستگاری شاهزاده (۲۰۱۳).
ویرولی که از مهمترین نمایندگان سنت جمهوریخواهی مدنی (Civic Republicanism) در جهان معاصر محسوب میشود، در آثارش کوشیده است میراث فکری ماکیاولی، روسو و جمهوریخواهی ایتالیایی را با مسائل مدرن مانند آزادی، شهروندی، میهندوستی، هویت ملی و دموکراسی پیوند دهند. بسیاری از پژوهشگران او را در کنار چهرههایی مانند فیلیپ پتیت و کوئنتین اسکینر از برجستهترین نظریهپردازان نوجمهوریخواهی معاصر میدانند.

