اهــواز؛ میراث ایستادگی درگذار از بحرانها
اینجا زندگی مثل کـارون جاری است
مرجان قندی
گروه گزارش
اهواز در روزهای «نه جنگ و نه صلح»، صحنه یک تناقض تاریخی بود؛ جایی که زندگی، در بمباران و تلاطم، با شدتی به مراتب پررنگتر از سایر شهرها جریان داشت. مردم این دیار، از هشت سال جنگ تحمیلی تا روزهای دشوار اخیر، آموختند که چگونه زیر سایه تجاوز دشمن، ایستادگی را نه در شعار که با حفظ روال عادی روزمرگی معنا کنند؛ روایتی که عکسهای منتشر شده، آن را ثبت کرده است.
اهواز در میان شهرهای ایران، همچون گرهای استراتژیک در قلب معادلات ایران، تصویری متمایز از زیستن را به نمایش میگذارد؛ شهری که فقط یک مرکز جغرافیایی در جنوب ایران نیست، این شهر گرهای استراتژیک در میان معادلات امنیتی، اقتصادی و زیستمحیطی به شمار میآید. مردمان این شهر آموختهاند که حتی در دشوارترین شرایط، مسیر حرکت رو به جلو را حفظ کنند و زندگی را درست مثل جریان بیوقفه کارون، پیش ببرند.
از خط مقدم جنگ تحمیلی تا جنگ رمضان، تجربه زیسته بحران در اهواز، نوعی سرمایه اجتماعی مبتنی بر مقاومت را در حافظه جمعی ساکنان شکل داده است که هویت آنها را از مردم یک شهر، به کنشگران ایستادگی بدل میکند. قاسم آلکثیر، فعال سیاسی و اجتماعی خوزستان، معتقد است که موقعیت جغرافیایی اهواز، فراتر از یک مختصات جغرافیایی ساده، نقش یک عامل هویتساز را ایفا کرده است. این دانش آموخته مردم شناسی با اشاره به جایگاه استراتژیک این شهر بهعنوان دروازه اصلی جنوب و جنوبغرب کشور، میگوید: «نزدیکی به مرزهای غربی، قرار گرفتن در نزدیکی حوزههای نفتی و مجاورت با رودخانه حیاتی کارون، نوعی آگاهی تاریخی از موقعیت حساس را در ذهن جمعی ساکنان این کلانشهر نهادینه کرده است.»
به گفته آلکثیر، این نزدیکی همیشگی به تحولات امنیتی، اقتصادی و سیاسی منطقه، باعث شده که مردم اهواز از همان ابتدا، خود را هم ساکن یک شهر و هم نگهبانان و شاهدان جریانهای بزرگ تاریخی بدانند. او با نگاهی جامعهشناختی به تجربه زیسته مردم این شهر میگوید: «دوران جنگ تحمیلی ۸ ساله، نقطه عطفی در شکلگیری این هویت مستحکم بوده است. قرار گرفتن در خط مقدم جنگ، باعث شد تا مفاهیمی چون شهادت، ایثار و مقاومت، از حالت انتزاعی خارج شده و به بخشی از روزمرگی و حافظه خانوادگی اهوازیها تبدیل شوند.»
وطندوستی از جنس زیستن
نه شعار
آلکثیر معتقد است که تجربه مشترک رنج و ایستادگی، به نوعی سرمایه اجتماعی تبدیل شده که فراتر از پیوندهای فرهنگی ساده است و بر پایه تجربه زیسته بحران شکل گرفته است. او دراین زمینه میگوید: «ویژگی موقعیت «دروازهای» و مواجهه مداوم با چالشها، از جنگهای مرزی تا حوادثی مانند سیل و زلزله، موجب شده که در اهواز نوعی همبستگی درونی و حس تعلق عمیق به سرزمین ایجاد شود. این همبستگی، عامل اصلی واکنشهای جمعی مردم در شرایط بحرانی است؛ واکنشهایی که همواره بر محور مقاومت، همیاری و حفظ بقا میچرخند و نشان میدهند که هویت مردم اهواز با جغرافیا پیوند خورده است.»
او میگوید: «ویژگی تجربهمحور بودن، موجب شده که حس همبستگی اجتماعی در اهواز به عنصری ملموس تبدیل شود. مردم اهواز نسبت به سرنوشت وطن، نوعی حساسیت خاص دارند؛ چرا که امنیت و بقای آن را در کوچهپسکوچههای شهر و در میان خاطرات مشترک جنگ و ایستادگی تجربه کردهاند، نه در کتابها و اسناد. اگر امروز وطندوستی در اهواز جلوهای خاص و متمایز دارد، به این دلیل است که مردم این دیار، وطن را به مثابه خانهای میبینند که بارها زیر آتش بوده و آنها با دستان خود دوباره آن را بنا کردهاند؛ پیوندی که از رنجهای مشترک جوشیده و در جان این مردم ریشه دوانده است.»
پاسداران بیادعای خاک
آلکثیر معتقد است جامعهشناختی حاکم بر شهرهایی که همواره در خط مقدم بحرانها زیستهاند، ساکنان خود را از جایگاه شهروند معمولی به پاسداران یک جغرافیای تاریخی ارتقا میدهد. او میگوید: «این حس مسئولیت، یک ادعای گذرا نیست، این حس محصول عینیتیافته تجربه زیسته مردم در دورانهای سخت، بویژه ۸ سال جنگ تحمیلی است.»
این فعال سیاسی و اجتماعی خوزستان برای تبیین این پایداری، به چهرههای ماندگاری در حافظه جمعی مردم اهواز اشاره میکند که هر کدام نمادی از یک سبک خاص ایستادگی هستند؛ افرادی که نامشان با تاریخ دفاع پیوند خورده است. او با یادآوری نامهایی مثل «شهیده فرحه دبات»، نانوای ایثارگری که تنور خانهاش گرمابخش جبههها بود و «عنکوش چنانه» در غرب کرخه، همان روستایی غیوری که خاک پدری را رها نکرد و به راهنمای رزمندگان بدل شد تا نامش بر «جبههای» ماندگار بماند، به عمق این پیوند مردمی با خاک اشاره میکند. آلکثیر همچنین از «سردار علی هاشمی» بهعنوان اسطوره مقاومت در هور یاد میکند که جایگاهی رفیع در حافظه تاریخی اهواز دارد.
آلکثیر میگوید: «حس نگهبانی از کشور، یک مفهوم انتزاعی نیست؛ این حس محصول بازنمایی اجتماعی همین روایتها و پیوندهای عمیق است. در واقع، هویت اجتماعی اهواز در بستر تاریخ معاصر به گونهای ساخته شده است که مردم آن، خود را حافظان این جغرافیای تاریخی میدانند؛ هویتی که در کوران حوادث و در مواجهه مستقیم با تهدیدات، صیقل خورده و تداوم یافته است.»
ایستادگی از ریشههای تاریخی
تا ساختار هویتساز
آلکثیر مفهوم ایستادگی را ویژگی ساختاری در هویت اهوازیها میداند و میگوید: «ایستادگی در خوزستان، محصول تصادفی شرایط نیست و نتیجه تلاقی تاریخ و ساختارهای اجتماعی منحصربهفرد است. از منظر ساختار اجتماعی، ایستادگی در جنوب ایران بویژه در خوزستان را میتوان نتیجه تداوم یک نظام فرهنگی-قبایلی هم دانست که در آن پیوند با زمین، قبیله و حیثیت جمعی نقش محوری دارد. دراین ساختار، مقاومت در برابر تهدید بیرونی بهعنوان یک کنش اجتماعی مشروع و حتی هویتساز تعریف میشود. این الگو فقط محدود به تجربه معاصر نیست و در حافظه تاریخی منطقه نیز ریشه دارد؛ از جمله در مقاومتهای عشایر عرب علیه نیروهای انگلیسی در جریان جهاد عشایر (جنگ المنیور) و همچنین مبارزات شیخ سلمان کعبی علیه متجاوزین خارجی.»
او با بیان اینکه این تجربههای تاریخی، در کنار شوک عظیم جنگ ایران و عراق، در هم تنیده شدهاند تا یک فرهنگ مقاومت تثبیتشده را در سطح هویت جمعی بازتولید کنند، میگوید: «درواقع، ایستادگی در اهواز، یک محصول تاریخی-اجتماعی است؛ یعنی چیزی که در طول گذشت زمان و از دل تعامل انسان با زمین و ساختار قبیلهایاش، ساخته و صیقل یافته است.»
برش
میهماننوازی اهوازیها سرمایه فرهنگی پایدار
آلکثیر با اشاره به جایگاه ویژه میهماننوازی در فرهنگ اهوازیها، میگوید: «این ویژگی هم صرفاً یک خصلت اخلاقی یا یک رفتار ساده نیست و ریشه در ساختارهای عمیق اجتماعی و تاریخی این منطقه دارد. از منظر جامعهشناسی فرهنگی، تداوم این سنت به پیوند ناگسستنی اهواز با ساختارهای قبایلی و عشایری نسبت داده میشود. در فرهنگهای عشیرهای جنوب غرب ایران، میهمان جایگاهی نمادین و بسیار محترم دارد و پذیرایی از او یک رفتار اجتماعی و یک هنجار اخلاقی و حیثیتی محسوب میشود. این الگوی فرهنگی درگذار به زندگی شهری نیز بهطور کامل از بین نرفته و در بافت اجتماعی اهواز، بهعنوان شهری با مهاجرتهای دروناستانی و پیوندهای قوی خویشاوندی، بازتولید شده است. در نتیجه، حتی در شرایط سخت اقتصادی و تجربه بحرانهایی مانند جنگ ایران و عراق، این ارزش فرهنگی در قالب یک سرمایه فرهنگی پایدار حفظ شده و در رفتار روزمره مردم ادامه یافته است.»
این فعال سیاسی و اجتماعی خوزستان به یکی از چالشبرانگیزترین موضوعات اجتماعی درخصوص رابطه نسل جدید با هویت تاریخی اهواز اشاره میکند و میگوید: «نسل جدید اهوازیها مانند سایر جوامع شهری، بهواسطه تأثیرپذیری از جهانیشدن، رسانههای دیجیتال، تغییر سبک زندگی و سطح بالای آموزش، دغدغهها و اولویتهای متفاوتی نسبت به نسلهای قبل دارد. با این حال، هویت تاریخی شهر بویژه تجربههای زیسته جنگ ایران و عراق و حافظه جمعی مقاومت، همچنان بهعنوان یک سرمایه فرهنگی مشترک در جامعه فعال است. به همین دلیل، پیوند با شهر و مفهوم وفاداری در نسل جدید لزوماً کاهش نیافته و فقط شکل آن تغییر کرده است. یعنی به جای بروز صرفاً سنتی و میدانی، بیشتر در قالبهای جدید فرهنگی، اجتماعی و مدنی خود را بازنمایی میکند.»

