مسیر پیشرفت ایران؛ توازن میان آرمانها و واقعیتها
سیدعلی حمیدهکیش
پژوهشگر حوزه دفاعی
در مطالعه نظامهای سیاسی، گاهی نقش ساختارها برجسته میشود و گاهی نقش شخصیتهای تاریخی. در مورد جمهوری اسلامی ایران، فهم تحولات چهار دهه و نیم گذشته بدون بررسی نقش دو رهبر اصلی آن، یعنی امام خمینی و آیتالله خامنهای، ممکن نیست. این دو شخصیت در دو مقطع متفاوت از تاریخ ایران مسئولیت هدایت کشور را بر عهده داشتهاند؛ یکی در دوران تأسیس و انقلاب، و دیگری در دوران تثبیت، بازسازی، مواجهه با تحریمها، تحولات منطقهای و ورود به قرن جدید.
امام خمینی؛ معمار انقلاب و بنیانگذار نظم جدید سیاسی
۱- نقش تاریخی
بزرگترین نقش امام خمینی را باید در تبدیل یک جریان اعتراضی به یک انقلاب فراگیر جستوجو کرد. او توانست میان طیفهای مختلف اجتماعی، مذهبی و سیاسی پیوند ایجاد کند و نظام سلطنتی را به یک نظام مبتنی بر جمهوری اسلامی تغییر دهد.
۲- ویژگیهای برجسته رهبری
توان بسیج اجتماعی گسترده
قدرت ایجاد انسجام در شرایط بحرانی
تأکید بر استقلال سیاسی
مقاومت در برابر فشار قدرتهای بزرگ
تبدیل دین از یک امر صرفاً فردی به یک نیروی اجتماعی و سیاسی
۳- مهمترین میراث امام خمینی
مهمترین میراث امام خمینی، تثبیت اصل استقلال سیاسی ایران بود. پس از انقلاب، سیاست خارجی ایران بر اصل«نه شرقی، نه غربی» استوار شد؛ شعاری که در فضای دوقطبی جنگ سرد، معنای راهبردی داشت.
۴- درسهای تاریخی
هیچ تحول بزرگی بدون پشتوانه مردمی پایدار نمیماند.
مشروعیت سیاسی نیازمند پیوند با جامعه است.
استقلال سیاسی هزینه دارد، اما وابستگی نیز هزینههای خاص خود را تحمیل میکند.
آیتالله خامنهای؛ رهبر دوران گذارهای بزرگ
آیتالله خامنهای در شرایطی رهبری را بر عهده گرفت که کشور با چند بحران همزمان، پایان جنگ هشتساله، بازسازی اقتصادی، فروپاشی بلوک شرق، تغییر نظم بینالمللی و گسترش فشارهای آمریکا مواجه بود.
مهمترین نقشهای تاریخی
۱- حفظ ثبات سیاسی. یکی از مهمترین ویژگیهای دوران رهبری ایشان، حفظ انسجام ساختار سیاسی در دورههای پرتنش بوده است.
۲- تأکید بر خودکفایی و توان داخلی. در طول دهههای گذشته، موضوع تولید علم، فناوری، صنایع دفاعی و کاهش وابستگی خارجی به یکی از محورهای اصلی سیاستگذاری تبدیل شد.
۳- توسعه قدرت بازدارندگی. ایران در این دوره توانست ظرفیتهای دفاعی و بازدارندگی خود را به شکل قابل توجهی توسعه دهد.
۴- گسترش نقش منطقهای ایران. نفوذ و حضور منطقهای ایران در غرب آسیا در دهههای اخیر افزایش یافت و به یکی از مؤلفههای مهم سیاست خارجی کشور تبدیل شد.
جمهوری اسلامی و چالش با ایالاتمتحده
۱- ریشههای اختلاف؛ اختلاف میان جمهوری اسلامی و ایالاتمتحده صرفاً به یک دولت یا یک مقطع تاریخی محدود نیست. این اختلاف ریشه در موضوعاتی مانند استقلال سیاست خارجی ایران، نوع نظم منطقهای مورد نظر دو طرف، پرونده هستهای، تحریمها و برداشتهای متفاوت از امنیت منطقه دارد.
۲- نگاه موافقان؛ طرفداران سیاست مقاومت معتقدند، ایستادگی در برابر فشارهای خارجی موجب حفظ استقلال کشور و افزایش قدرت بازدارندگی شده است.
۳- نگاه منتقدان؛ منتقدان معتقدند، بخشی از هزینههای اقتصادی و محدودیتهای بینالمللی ناشی از تداوم این تقابل بوده و باید راههایی برای کاهش تنش و افزایش تعامل جستوجو شود.
۴- واقعیت تاریخی؛ واقعیت آن است که جمهوری اسلامی توانسته بهرغم فشارها و تحریمهای گسترده به حیات سیاسی خود ادامه دهد؛ اما همزمان هزینههای اقتصادی و اجتماعی این تقابل نیز قابل انکار نیست.
تأثیرات منطقهای و جهانی
۱- دستاوردها؛ افزایش نقش ایران در معادلات منطقهای، ارتقای توان دفاعی و بازدارندگی، تثبیت جایگاه ایران به عنوان یکی از بازیگران مهم غرب آسیا و توسعه برخی ظرفیتهای علمی و فناوری اهم دستاوردهای جمهوری اسلامی است.
۲- چالشها؛ از اهم چالشهای جمهوری اسلامی، استمرار تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای مالی و تجاری، تشدید رقابتهای منطقهای و افزایش هزینههای ژئوپلتیکی را میتوان برشمرد.
درسها و عبرتهای راهبردی
۱- استقلال بدون کارآمدی کافی نیست. استقلال سیاسی یک دستاورد مهم است، اما برای حفظ آن باید با کارآمدی اقتصادی و رضایت عمومی همراه شود.
۲- قدرت ملی چندبعدی است. قدرت صرفاً نظامی یا سیاسی نیست؛ اقتصاد، علم، فناوری، فرهنگ و سرمایه اجتماعی نیز بخش مهمی از قدرت ملی هستند.
۳- سرمایه اجتماعی زیربنای همه موفقیتهاست. هیچ نظام سیاسی بدون اعتماد عمومی و مشارکت مردم نمیتواند در بلندمدت موفق باشد.
۴- آینده نیازمند ترکیب مقاومت و تدبیر است. تجربه چهار دهه گذشته نشان میدهد که نه انفعال در برابر فشارهای خارجی راهگشاست و نه بیتوجهی به هزینههای اقتصادی و اجتماعی تصمیمات.
جمعبندی نهایی: اگر امام خمینی را باید معمار تأسیس جمهوری اسلامی دانست، آیتالله خامنهای را میتوان معمار دوران تثبیت و استمرار آن در شرایط پیچیده منطقهای و جهانی تلقی کرد. نقش این دو رهبر را نمیتوان صرفاً در چارچوب سیاست داخلی ایران تحلیل کرد؛ زیرا آثار تصمیمات و رویکردهای آنان بر معادلات منطقهای و بخشی از مناسبات بینالمللی نیز تأثیرگذار بوده است. با این حال، مهمترین درس تجربه جمهوری اسلامی آن است که استقلال، امنیت، توسعه، عدالت، کارآمدی و رضایت عمومی باید در کنار یکدیگر قرار گیرند. هرگاه میان این مؤلفهها توازن برقرار شده، کشور پیشرفت کرده است و هرگاه این توازن آسیب دیده، چالشها افزایش یافتهاند. آینده ایران بیش از هر چیز به توانایی آن در حفظ این توازن میان آرمانها و واقعیتها وابسته خواهد بود.

