اجیر کردن سارق برای انتقام از فروشنده نقشه گنج قلابی
گروه حوادث: مرضیه همایونی/ مردی که برای پولدار شدن نقشه گنج خریده بود، وقتی فهمید رو دست خورده و نقشه قلابی است، دو سارق اجیر کرد تا از فروشنده نقشه، انتقام بگیرد.
به گزارش «ایران»، اوایل یکی از آخرین روزهای خرداد، دو مرد جوان راهی خانهای در پایتخت شدند. آنها میدانستند کسی در خانه نیست و با تخریب در ورودی وارد آپارتمان مورد نظر شدند. دو مرد جوان که صورتهایشان را با ماسک و کلاه پوشانده بودند مقدار زیادی طلا و دلار به همراه وسایل عتیقه و گرانبها سرقت و فرار کردند. اما همین که پایشان به خیابان رسید، متوجه خودروی پلیس شدند.
دو مرد جوان با دیدن مأموران پا به فرار گذاشتند، مأموران پلیس نیز با بیسیم درخواست کمک کرده و پای پیاده به تعقیب سارقان پرداختند.
پس از طی مسافتی سارقان کیف دستی را به زمین انداختند، اما این مانع تعقیب آنها نشد و درنهایت مأموران موفق شدند دو مرد را بازداشت کنند.
دو مرد نقابدار که چارهای جز اعتراف به سرقت نداشتند، گفتند: «آخرین باری که از زندان آزاد شدیم با خودمان عهد کردیم به خاطر زن و بچههایمان دیگر خلاف نکنیم. سر قولمان نیز ماندیم تا اینکه چند روز قبل یکی از دوستانمان به نام کاوه سراغمان آمد و پیشنهاد وسوسهکنندهای داد. او آدرس خانهای را داد و گفت، هر چه دلتان میخواهد سرقت کنید و لازم نیست حتی یک ریال هم به من بدهید. حتی زمان سرقت و خالی بودن خانه را به ما گفت. ماهم چون پیشنهاد خوبی بود آن را قبول کردیم، اما تصور نمیکردیم صاحبخانه آنقدر خوششانس باشد که هنوز از خانهاش خارج نشدهایم، پلیس ما را دستگیر کند. »
سرقت در شب مسابقه فوتبال
صاحبخانه که به دعوت یکی از دوستانش شب حادثه به رستورانی رفته بود تا فوتبال تماشا کند زمانی که مطلع شد خانهاش مورد سرقت قرار گرفته خود را به اداره آگاهی رساند. او با شنیدن نام کاوه، خیلی تعجب کرد و به افسر پروندهاش گفت: «کاوه را میشناسم، او خودش مرا به میهمانی در رستورانی زیرزمینی دعوت کرده بود؛ رستورانی که بازیهای جام جهانی در آنجا نمایش داده و برسر برد و باخت تیمها شرطبندی میشد.» با اطلاعاتی که یاشار، صاحب ملک در اختیار مأموران قرار داد، کاوه بازداشت شد و به اجیر کردن دو سارق برای اجرای سناریوی سرقت اعتراف کرد.
سرقت 7 میلیاردی ناکام
کاوه، طراح و گرداننده سرقت 7 میلیاردی مدعی است، برای انتقامگیری دو سارق را اجیرکرده است. او از انگیزهاش چنین گفت: «یاشار بچهمحل ما بود. اهل شرطبندی و خیلی خوششانس بود، روی هر چیزی که شرط میبست، میبرد. بعد از چند ماه یاشار پولدار شد و ما که از این ماجرا خیلی تعجب کرده بودیم پیگیر ماجرا شدیم و فهمیدیم که یاشار در کار خرید و فروش زیرخاکی است.»
بعد چه اتفاقی افتاد؟
من که بر عکس او در قمار و شرطبندی زندگیام را باخته بودم از او خواستم کمکم کند، او هم گفت نقشه گنجی دارد که میتواند آن را به من بفروشد. نقشه را 80 میلیون تومان خریدم و راهی یکی از شهرهای غربی کشور شدم. باورتان نمیشود با چه ترس و اضطرابی سه ماه روی نقشه و منطقهای که مدعی بود در آنجا گنج است، کار کردم. چند قسمت بیابانی که نقشه آنجا را نشان میداد حفاری کردم اما بیفایده بود و دست از پا درازتر به تهران برگشتیم.
به خاطر همین خواستی انتقام بگیری؟
بله، چون وقتی به او گفتم نقشه قلابی بوده مدعی شد که از ماجرا بیخبر بوده است. تا اینکه چند شب قبل در بزمی دوستانه شنیدم که یاشار گفته از ماجرای قلابی بودن نقشه گنج با خبر بوده و میخواسته مرا سرکار بگذارد. من که از شنیدن این ماجرا بشدت عصبانی شده بودم تصمیم به انتقام گرفتم.
دو سارق را چطور پیدا کردی؟
از دوستانم بودند که سابقه سرقت داشتند. به آنها آدرس خانه یاشار را دادم و شب حادثه به بهانه دیدن بازیهای جام جهانی یاشار را از خانه بیرون کشیدم تا آنها سرقتشان را انجام دهند. من پول نمیخواستم، فقط میخواستم یاشار را نقرهداغ کنم که با کسی چنین کاری نکند. من میخواستم انتقام بگیرم اما خودم گرفتار شدم.

