دستیابی به یادداشت تفاهم ایران و آمریکا اعلام شد و قرار است در ۲۹ خرداد به طور رسمی در سوئیس امضا شود
توافق در بامداد
مذاکرات ایران و آمریکا بامداد دوشنبه به وقت ایران به تفاهم پایان جنگ منتهی شد؛ تفاهمی که طبق برنامهریزی اعلامشده قرار است در ۱۹ ژوئن (۲۹ خرداد) به طور رسمی در ژنو امضا شود. این نتیجه در شرایطی حاصل شد که روند چندماهه درگیریها به شکلگیری نوعی موازنه تازه در میدان و سیاست انجامیده و همین موازنه مسیر گفتوگوها را از چارچوب اولیه خارج کرد. چه آنکه واشنگتن که در ابتدای بحران بر مجموعهای از مطالبات حداکثری و فشارهای مرحلهبندی شده تأکید داشت اما به تدریج با واقعیتهای تثبیتشده در صحنه مواجه شد و ناگزیر مواضع اولیه خود را بازتعریف کرد که زمینه را برای همگرایی محدود اما عملیاتی در سطح مذاکرات فراهم ساخت.
این چنین بود که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در ساعتهای پایانی شامگاه ۲۴ خرداد با صدور بیانیهای از نهایی شدن یادداشت تفاهم پایان جنگ میان ایران و آمریکا خبر داد. بنا بر این بیانیه و طبق تفاهم، تمامی عملیاتهای نظامی در همه جبههها از جمله لبنان از
دوشنبه شب به صورت فوری و دائمی متوقف میشود و محاصره دریایی علیه ایران نیز بلافاصله پایان مییابد. همچنین امضای رسمی این یادداشت تفاهم روز جمعه ۲۹ خرداد انجام خواهد شد و ادامه مذاکرات برای توافق نهایی به پس از اجرای تعهدات طرف مقابل موکول شده است. در پایان بیانیه از تلاشهای جمهوری اسلامی پاکستان و دولت قطر قدردانی شده است.
پنج محور اصلی مذاکرات آینده
کاظم غریبآبادی، عضو هیأت مذاکرهکننده ایران اعلام کرده قرار است امضای رسمی متن یادداشت تفاهم پایان جنگ روز جمعه در سوئیس انجام شود. او در توضیح روند دیپلماتیک گفته است که در مرحله بعدی نیز میانجیگران و تسهیلکنندگان از جمله پاکستان و قطر در روند گفتوگوها حضور خواهند داشت اما محور اصلی مذاکرات مستقیماً میان ایران و آمریکا دنبال میشود. به گفته غریبآبادی رؤسای هیأتهای دو طرف در روز امضای رسمی علاوه بر امضا درباره چارچوب کلی، ترتیبات اجرایی و همچنین تشکیل کارگروههای تخصصی مذاکراتی نیز گفتوگو خواهند کرد. غریبآبادی تأکید کرده است آغاز مذاکرات ۶۰ روزه منوط به اجرای تعهدات فوری آمریکا خواهد بود که به گفته او شامل رفع محاصره دریایی علیه ایران، پایان کامل جنگ و عملیاتهای نظامی و نیز آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران است. او افزوده است: در صورت وجود اراده سیاسی بازه ۶۰ روزه میتواند برای رسیدن به توافق نهایی کافی باشد، هرچند امکان تمدید آن با توافق طرفین نیز وجود دارد. غریب آبادی همچنین در ادامه پنج محور اصلی مذاکرات آینده را «رفع کامل تحریمهای یکجانبه و چندجانبه»، «پایان محدودیتهای بینالمللی»، «موضوعات هستهای»، «سازوکارهای همکاری در بازسازی و توسعه اقتصادی» و «نظارت بر اجرای تعهدات» عنوان کرده است.
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه نیز در توضیح روند مذاکرات گفته است: جزئیات گفتوگوها هنوز نهایی نشده اما مواضع ایران در موضوع برنامه هستهای روشن است و بر اساس آن، رفع همه تحریمها از جمله قطعنامههای مرتبط با شورای حکام آژانس در کنار مباحث هستهای از موضوعاتی است که قرار است پس از امضای یادداشت تفاهم در دستور کار قرار گیرد و ظرف ۶۰ روز درباره آنها تفاهم حاصل شود. او همچنین درباره بندهای مرتبط با لبنان گفته است پایان جنگ در لبنان بخش جداییناپذیر تفاهم خاتمه جنگ است و به گفته او تکرار سه باره نام لبنان در متن یادداشت تفاهم نشاندهنده جایگاه راهبردی این موضوع در چارچوب توافق است.
بقایی در بخش دیگری از سخنانش به حمله اخیر اسرائیل به بیروت اشاره کرد و گفت این اقدام اسرائیل علیه لبنان نهتنها روند دیپلماتیک را متوقف نکرد بلکه در نهایت به فرصتی برای تأمین منافع ایران، جبهه مقاومت و لبنان تبدیل شده است. او تصریح کرد که آیندگان خواهند دید که ایران و متحدانش اجازه ندادند این اقدامات تمرکز بر منافع عالیه ایران و لبنان را برهم بزند.
دستور لغو محاصره دریایی
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا در پی نهایی شدن تفاهم با تهران اعلام کرد که بازگشایی بدون عوارض تنگه هرمز را بهطور کامل مجاز میداند و همزمان دستور لغو فوری محاصره دریایی ایالات متحده را صادر کرده است. در همین حال، جیدی ونس، معاون ترامپ نیز در واکنش به اعلام تفاهم گفته است که در داخل اسرائیل نیز افرادی وجود دارند که این توافق را میپذیرند. او با اشاره به روند مذاکرات افزوده است که بخشهایی از توافق بهصورت دیجیتالی از روز گذشته امضا شده است.
ونس همچنین گفته است انتظار میرود در مراسم امضای رسمی توافقنامه، رئیس مجلس ایران، وزیر امور خارجه و برخی نمایندگان ایرانی حضور داشته باشند. او در ادامه تأکید کرده است که توافق با ایران به شکل الکترونیکی نهایی شده و اکنون در مسیر تکمیل مراحل رسمی خود قرار دارد.
یادداشت
دیپلماسی بیهیاهو، دستاورد بزرگ
علی اکبر فرازی
دیپلمات پیشین ایران در اروپا
تفاهمنامه پایان جنگ پس از هفتهها تنش و درگیری نشانه عبور از مرحله تقابل و ورود به مرحله دیپلماسی است. طبیعی است که درباره این تفاهمنامه دستکم سه روایت مختلف شکل بگیرد؛ روایت مسئولان ایرانی، روایت آمریکا و شخص دونالد ترامپ و در نهایت روایتی که از برآیند این دو قابل استخراج است. با این حال، فارغ از تفاوت روایتها یک واقعیت غیرقابل انکار وجود دارد: جنگ، پایان یافته است و این اتفاق به خودی خود یک دستاورد مهم محسوب میشود. آنچه در این مدت نقش تعیینکننده داشت، انسجام و همبستگی ملی بود که هم پشتوانه مقاومت در برابر فشارها شد و هم قدرت چانهزنی کشور را در مذاکرات افزایش داد. در کنار این وحدت ملی، نیروهای نظامی با دفاع از امنیت و تمامیت ارضی کشور زمینه لازم را برای ورود دیپلماسی به مرحله تثبیت دستاوردها فراهم کردند.
در این میان، دستگاه دیپلماسی نیز رویکردی متفاوت را دنبال کرد. برای اولین بارمذاکرات، هوشمندانه و بدون تبلیغات و هیاهوی رسانهای و اعلام دستاوردهای مقطعی پیش رفت و تمرکز اصلی بر تحقق اهداف نهایی قرار گرفت که اگرچه با انتقادهایی همراه بود اما در نهایت به نتیجه رسید. اکنون این تفاهمنامه را باید آغاز یک فصل جدید دانست. کلیدواژه این دوره جدید «تعامل» است؛ تعامل با جهان، تعامل با منطقه و مهمتر از همه تعامل در داخل کشورتا سرمایه ارزشمند وحدت ملی حفظ و به یک ظرفیت پایدارتبدیل شود. مهمترین شرط بهرهبرداری از فرصتهایی است که در دوران پس از جنگ پیش روی ایران قرار گرفته است.
این در حالی است که تحولات اخیر فرصتی فراهم کرد تا ایران تصویری متفاوت از سیاستها و اهداف خود به منطقه و جهان ارائه کند. برخلاف برخی روایتها، تهران در عمل نشان داد که به دنبال ایجاد اختلال در تجارت جهانی یا بستن شریانهای اقتصادی نیست، بلکه از ثبات، امنیت و جریان آزاد فعالیتهای اقتصادی برای همه کشورها حمایت میکند. این رویکرد را میتوان نشانهای از حسن نیت ایران برای گسترش تعامل با همسایگان، آسیا، اروپا و دیگر بازیگران بینالمللی دانست.
در این میان، اروپا نیز نشانههایی از آمادگی برای توسعه همکاریها بروز داده است، هرچند عملکرد سالهای گذشته نشان میدهد که این قاره در قبال تحولات خاورمیانه اغلب با تأخیر و محافظهکاری عمل کرده و گاه حتی منافع راهبردی خود را نادیده گرفته است. اکنون فرصت آن فراهم شده که اروپا با رویکردی مستقلتر، نقش مؤثرتری در معادلات منطقهای و بینالمللی ایفا کند. با این حال، مهمترین آزمون پیش رو در داخل کشور قرار دارد. اگر در سیاست خارجی فصل جدیدی از تعامل آغاز شده، در عرصه داخلی نیز باید همین منطق دنبال شود. سرمایه اصلی این دوره، مردمی هستند که در روزهای دشوار در کنار کشور ایستادند و فارغ از گرایشهای سیاسی، پشتوانه انسجام ملی شدند. از این رو، بازسازی و توسعه کشور نیازمند مشارکت همه ظرفیتهای اجتماعی است.
دوره جدید بیش از هر زمان دیگری مستلزم عبور از برخی دوگانه سازی های بی مورد است. به رسمیت شناختن تنوع دیدگاهها به معنای چشمپوشی از اختلافات نیست، بلکه به معنای قرار دادن همه ظرفیتها در مسیر یک هدف مشترک، یعنی ساختن ایرانی قویتر و توسعهیافتهتر است. آینده کشور نه با حذف و طرد که با همبستگی ملی، مشارکت فراگیر و تعامل سازنده تضمین خواهد شد.
یادداشت
ارتقای تراز موقعیت بین المللی ایران
محمدرضا دهشیری
رئیس دانشکده روابط بین الملل
تفاهمنامه میان ایران و آمریکا پس از دو ماه درگیری نظامی و تنشهای فشرده نقطه پایانی بر جنگی بود که ابعاد آن از میدان نظامی فراتر رفته و به حوزههای راهبردی، اقتصادی و ژئوپلتیک نیز کشیده شده بود. اهمیت این تفاهمنامه بیش از آنکه در توقف درگیریها باشد، در پیامدهایی نهفته است که میتواند بر موازنه قدرت در منطقه و جایگاه ایران در نظام بینالملل برجای بگذارد.
یکی از مهمترین نتایج این تفاهم، پایان یافتن محاصره دریایی ایران است؛ موضوعی که طی ماههای گذشته به یکی از چالشهای اصلی امنیت و اقتصاد کشور تبدیل شده بود. رفع این وضعیت نه تنها به معنای کاهش فشارهای مستقیم بر ایران است بلکه مسیرهای ارتباطی و تجاری کشور را نیز در شرایطی باثباتتر قرار میدهد. در کنار این مسأله، تفاهمنامه مزبور حق اعمال حاکمیت ایران بر تنگه هرمز را در چارچوب مسئولیتهای شناخته شده بینالمللی در حوزه ایمنی دریانوردی، خدمات کشتیرانی و حفاظت از محیط زیست تثبیت و تضمین کرده است. این موضوع از منظر راهبردی اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا تنگه هرمز همچنان یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان محسوب میشود و تثبیت نقش ایران در این منطقه میتواند آثار بلندمدتی بر معادلات امنیتی خلیج فارس داشته باشد.
از سوی دیگر، پایان جنگ و ایجاد فضای جدید سیاسی، فرصت اجرای یک استراتژی منطقهای تازه را در اختیار تهران قرار میدهد. در شرایطی که بخش مهمی از ظرفیت کشور طی ماههای اخیر صرف مدیریت بحران و مواجهه با تهدیدهای مستقیم شده بود، اکنون امکان تمرکز بر اهداف بلندمدتتر منطقهای و بینالمللی فراهم شده است.
در سطح کلان نیز این تفاهم به ارتقای تراز موقعیت بینالمللی ایران منجر میشود. دستیابی به توافقی که پس از یک دوره تقابل مستقیم حاصل شده، نشان میدهد که ایران توانسته است با حفظ مؤلفههای قدرت و بازدارندگی خود وارد مرحلهای جدید از تعاملات بینالمللی شود. همزمان، این روند جایگاه رژیم صهیونیستی را در معادلات منطقهای بشدت تضعیف میکند؛ چراکه یکی از مهمترین اهداف تلآویو، تداوم فضای تقابل و جلوگیری از شکلگیری ترتیبات جدید منطقهای بود؛ هدفی که اکنون با چالشهای جدی مواجه شده است.

