اتاق بازرگانی و سازمان حفاظت محیط زیست در مسیر یک اقدام مشترک
خسارتهای جنگ به طبیعت ایران به کاپ ۳۱ میرود
زهرا کشوری
دبیر گروه زیستبوم
سازمان حفاظت محیطزیست در آستانه برگزاری اجلاس کاپ ۳۱ در ترکیه، پیگیری بینالمللی خسارتهای زیستمحیطی ناشی از جنگ تحمیلی اخیر را در دستور کار قرار داده؛ پیگیریای که به گفته شینا انصاری، رئیس این سازمان، نیازمند روایت مستند، گزارشهای فنی، آمار دقیق و همراهی وزارت امور خارجه است. همزمان محمود نجفیعرب، رئیس اتاق بازرگانی تهران، از آمادگی اتاق برای استفاده از ظرفیت مجامع بینالمللی از جمله ICC خبر داده و با اشاره به اجلاس پیش روی اتاقهای بازرگانی کشورهای اسلامی در آنکارا، از انصاری خواست یکی از معاونان سازمان حفاظت محیطزیست را برای طرح موضوع خسارتهای زیستمحیطی جنگ در این نشست همراه هیأت اتاق بازرگانی اعزام کند.
کارشناسان اتاق بازرگانی تهران دلنگرانند که کشورهای حاشیه خلیج فارس بتوانند از فرصتهای پیش آمده در مجامع بینالمللی علیه ایران استفاده کنند. آنها یادآور شدند برخی از کشورهای همسایه توانستهاند از نهاد بینالمللی مرتبط با ناوگان هوایی جهانی برای هدف قرار گرفتن هواپیماهای این کشورها در حمله دفاعی ایران، علیه کشور ما حکم بگیرند، در حالی که هواپیماهای غیرنظامی ایران نیز در حمله متجاوزانه رژیم آمریکایی-صهیونیستی مورد حمله قرار گرفت. دلنگرانی کارشناسان و مسئولان اتاق بازرگانی تهران و سازمان حفاظت محیطزیست کشور در نشستی که تشکیل دادند به همین جا ختم نمیشود؛ آنها در بازسازی جنگ خواستار جلوگیری از جانماییهای اشتباه شدند و تأکید کردند برخی از صنایع که در جنگهای
12 روزه و رمضان مورد حمله قرار گرفت، باید از شهر تهران خارج و در یک فاصله ایمن ساخته شود. خسارتهایی که آمارهای مطرح شده از سوی مسئولان شهری تهران در این جمع نشان از خسارت بالای جنگ تنها به تهران دارند. هرچند این خسارتها که تنها به شهر تهران محدود نمیشود و تمام وسعت کشور را دربرمیگیرد، باید در مجامع بینالمللی مطرح شود.
استفاده از فرصت کاپ 31
شینا انصاری، معاون رئیسجمهور، در واکنش به این دلنگرانیها، به موضوع حضور جمهوری اسلامی ایران در کاپ ۳۱ (COP31) که قرار است در آبانماه امسال در ترکیه برگزار شود، اشاره کرد و گفت:«دغدغهای که درباره آثار و پیامدهای زیستمحیطی جنگ تحمیلی اخیر در این اجلاس مطرح شد، کاملاً بجا و قابل توجه است. طبیعی است که کشور ما بخواهد مشکلات محیطزیستی ناشی از جنگ تحمیلی سوم را با صدای بلند بیان کند. البته طرف مقابل نیز روایتهای خود را دارد، بنابراین لازم است با آمادگی کامل و به صورت گزارشهای مستند و مستدل در این اجلاس حضور پیدا کنیم.»
ایجاد یک کارگروه مشترک
رئیس سازمان حفاظت محیطزیست تأکید کرد:«این موضوع مستلزم آن است که یک کارگروه مشترک میان سازمان حفاظت محیطزیست و اتاق بازرگانی شکل بگیرد تا بتوانیم به صورت هماهنگ و تخصصی این مسأله را دنبال کنیم.»
وی در ادامه گفت:«چندی پیش جلسهای با مستندسازان برگزار کردیم و از آنان خواستیم به صورت تصویری، بخشی از مشکلات و خسارات را روایت کنند؛ چرا که تصویر میتواند روایت را ملموستر و قابل درکتر کند. تهیه یک ویدیوی کوتاه و مستند از آنچه بر کشور گذشته و نمایش آن در اجلاس، میتواند بسیار مؤثر باشد.»
انصاری افزود:«علاوه بر روایت تصویری، لازم است گزارشهای ما دقیق، مستند، همراه با آمار و ارقام و پشتوانه کارشناسی باشد. این موضوع نیازمند کار فنی و تخصصی است و زمان نیز بسیار محدود است؛ بنابراین باید هرچه سریعتر این کارگروه مشترک تشکیل شود.»
وی همچنین بر ضرورت حضور وزارت امور خارجه در این فرآیند تأکید کرد و گفت:«وزارت امور خارجه بهعنوان یکی از بازیگران اصلی در این حوزه، حتماً باید در کنار ما باشد تا بتوانیم این موضوع را در سطح بینالمللی بهدرستی پیگیری کنیم و کار مشترکی را پیش ببریم.»
محمود نجفیعرب، رئیس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران نیز در تکمیل مباحث مطرح شده اظهار کرد:«از همان روزهای ابتدایی جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان، در اتاقهای بازرگانی به صورت فعال ورود کردیم و با تمام اتاقهایی که لازم بود مکاتبه شود، درباره خسارتهای ناشی از جنگ در حوزه اقتصاد، صنعت و تولید مکاتبه داشتیم.»
وی افزود:«نامههای متعددی درباره خسارتهای وارد شده به اقتصاد کشور، بویژه بخش تولید، تنظیم و ارسال شده است؛ از جمله از طریق اتاق بازرگانی بینالمللی (ICC) و سایر مجاری مرتبط. این نامهها امضا و ارسال و پیگیریهای لازم نیز انجام شده است. با این حال شاید در حوزه محیطزیست به آن معنا که باید، ورودی جدی نداشتهایم.»
نجفیعرب با اشاره به اجلاس پیشرو در آنکارا گفت:«اجلاس اتاقهای بازرگانی کشورهای اسلامی در آنکارا در پیش است و به نظر میرسد فرصت بسیار مناسبی باشد که در کنار مباحث تجاری، تولیدی و بازرگانی، موضوع آثارو خسارتهای زیستمحیطی جنگ نیز مطرح شود.» او از شینا انصاری خواست یکی از معاونان سازمان حفاظت محیطزیست را با هیأت اعزامی اتاق بازرگانی همراه کند تا موضوع تخریب محیطزیست ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر مطرح شود.
نجفیعرب تأکید کرد:«اگر سازمان حفاظت محیطزیست عناوین و تیترهای اصلی خسارات زیستمحیطی ناشی از جنگ را به صورت فنی، مستدل و حتی در قالب پیشنویس آماده کند، میتوانیم آن را از طریق ICC و سایر مجاری بینالمللی پیگیری کنیم. تجربه نشان داده است این مکاتبات بازتاب دارد.»
جنگ رمضان چقدر خسارت به محیط زیست تهران زد؟
سعید تاجیک، رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی تهران، با اشاره به آثار زیستمحیطی جنگ اخیر، گفت: «برآوردهای تازه نشان میدهد خسارتهای ناشی از این جنگ از نظر انتشار آلایندهها، معادل انتشار 5 میلیون تن گاز گلخانهای، یعنی به اندازه انتشار آلایندههای یک میلیون خودروی بنزینی در طول یک سال، مصرف برق حدود ۷۰۰ هزار واحد مسکونی و از بین رفتن حدود ۸۰ میلیون درخت است.»
وی با بیان اینکه ابعاد واقعی این خسارتها میتواند حتی فراتر از این ارقام باشد، افزود: «بسیاری از نهادها و سازمانهای بینالمللی برای کاهش انتشار، اهداف و استانداردهایی بسیار کمتر از این میزان را مبنا قرار میدهند، اما در عمل در برابر آثار زیستمحیطی این جنگ، واکنش قابلتوجهی نشان ندادند. مثلاً پروژه پر طمطراق عربستان یعنی «آرام کو» برای کاهش 9 میلیون تن گاز گلخانهای است.» تاجیک با اشاره به مفهومی که آثار محیطزیستی جنگ را توصیف میکند، تصریح کرد: «همانطور که از «نسلکشی» یا ژنوساید سخن گفته میشود، در حوزه محیط زیست میتوان از «کشتن زمین» یا اکوساید سخن گفت؛ مفهومی که بهخوبی نشان میدهد جنگ چه آسیب عمیقی به طبیعت و زیستبوم وارد میکند.»
رئیس کمیسیون انرژی و محیط زیست اتاق تهران ادامه داد: «در نتیجه این جنگ، تنها در شهر تهران نزدیک به ۴۱ هزار واحد مسکونی آسیب دیده و برآورد میشود حدود ۱۰ میلیون تن نخاله ناشی از تخریبها ایجاد شده باشد؛ موضوعی که از نظر محیطزیستی و مدیریتی بسیار جدی است.» وی با انتقاد از سکوت نهادهای بینالمللی در برابر این خسارتها گفت: «در سطح دنیا، نشستها و کمپینهای زیادی درباره کنترل آلودگی، کاهش کربن و تعهدات زیستمحیطی برگزار میشود و فشار زیادی هم بر کشورها وارد میکنند، اما در جریان این جنگ، هیچ بیانیه جدی یا محکومیتی از سوی نهادهای بینالمللی محیط زیستی صادر نشد.»
باران سیاه
تاجیک با اشاره به رخداد باران سیاه در تهران و آلودگی برخی سواحل جنوبی کشور در جریان جنگ، افزود: «با وجود این حوادث، واکنش بینالمللی درخور توجهی دیده نشد. او در عین حال از اقدام سازمان حفاظت محیط زیست و خانم انصاری، معاون رئیسجمهور، در ارسال نامه و اطلاعرسانی به نهادهای بینالمللی قدردانی کرد و گفت این پیگیریها ارزشمند بوده است.»
وی تأکید کرد: «مستندسازی دقیق خسارتها اهمیت زیادی دارد و میتواند در آینده برای کشور مفید باشد. باید گزارشی جامع و کامل از اتفاقات و خسارتهای زیستمحیطی این جنگ تهیه شود تا بتوان آن را بهعنوان سندی قابل اتکا در مجامع بینالمللی ارائه کرد.»
کدام مناطق پایتخت بیشتر هدف دشمن قرار گرفتند؟
علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران، با اشاره به ابعاد حملات صورتگرفته به پایتخت در جریان جنگ تحمیلی اخیر، گفت: «در جنگ تحمیلی سوم، پایتخت زیبای کشور، شهر تهران، با ۶۵۳ مورد اصابت مواجه شد. منظور از این عدد، تعداد پرتابهها نیست، بلکه دفعات حملات ثبتشده در سطح شهر تهران است. آمار پرتابهها را نداریم. این آمار دفعات حمله است. گاهی ممکن است در یک حمله 10 موشک پرتاب شده باشد.»
وی افزود: «در همین حملات اخیر (خرداد ماه جاری)، شهر تهران سه نوبت حمله را تجربه کرد و در مجموع، ۶۵۳ مورد اصابت در مناطق مختلف شهر تهران ثبت شد. در میان مناطق تهران، منطقه ۴ با 90 مورد اصابت در صدر قرار دارد. پس از آن، منطقه ۲۱ با ۶۳ مورد اصابت، منطقه یک با ۵۷ مورد اصابت، منطقه ۲۲ با ۵۵ مورد قرار دارند. در انتهای این فهرست، مناطق 17 با 3 اصابت، ۱۰ با ۵ اصابت و 16 با 6 مورد اصابت، ثبت شدهاند.» نصیری با تأکید بر گستردگی درگیری تهران در این جنگ اظهار کرد: «برخلاف جنگ ۱۲ روزه، در جنگ تحمیلی اخیر، هر ۲۲ منطقه شهر تهران درگیر شدند. در واقع، در وسعت مناطق شهرداری تهران، جایی نبود که به نوعی با جنگ مواجه نشده باشد. این نکته بسیار مهم است؛ چراکه جنگ ۱۲ روزه، بهنوعی برای ما تمرین و تجربهای برای جنگ دوم شد و در جنگ اخیر، دستگاههای عملیاتی و امدادی بسیار بهتر ظاهر شدند.»
اقامت 3 هزار خانوار در هتل
نصیری با اشاره به اسکان شهروندان آسیبدیده گفت: «در جریان این بحران، بیش از ۳ هزار خانوار(بیش از 9 هزار نفر) در ۴۶ هتل و مجتمع اقامتی اسکان داده شدند. حتی الان هم 1385 خانوار و 4 هزار و 450 نفر همچنان در همین ۴۶ مرکز اقامتی حضور دارند.»
او به خسارتهای ساختمانی واردشده به بخش غیرنظامی و غیردولتی (خانه مردم) اشاره کرد و گفت: «خسارتهای ساختمانی وارد شده به واحدهای غیرنظامی و غیردولتی در تهران، حدود ۵۱ هزار واحد مسکونی را شامل میشود. عدد دقیق آن ۵۰ هزار و ۸۴۹ واحد مسکونی است. البته منظور از واحد، یک واحد در آپارتمان است؛ برای برآورد تقریبی تعداد ساختمانها میتوان این عدد را حدوداً بر چهار تقسیم کرد.»
وی افزود: «از این تعداد، حدود ۴۰ هزار واحد تنها نیازمند تعمیرات و تغییرات جزئی بودند. آن اوایل که تهران تعطیل بود و شیشهبرها نبودند، به مردم پلاستیک داده میشد، بعد بازار سیاه شیشه را شکستیم و کارخانجات و اصناف وسط آمدند، اتاق بازرگانی کمک کرد و الان کار 98 درصد پیشرفته داشته است. نزدیک 8 هزار و 920 واحد نیازمند تعمیرات متوسط بودند که 89 درصد آنها تعیین تکلیف شده و تعمیر شدهاند. در این میان، ۴۵۵ واحد نیازمند مقاومسازی و اقدامات جدیتر بودند. 2002 واحد هم نیازمند تخریب و نوسازی هستند. افزون بر آمار اولیهای که در روزهای نخست اعلام شد، باید موضوع نخالههای ساختمانی نیز بهطور جداگانه محاسبه شود؛ چرا که این مسأله یکی از ابعاد مهم و بزرگ زیستمحیطی این بحران است.»
فقدان سایت استاندارد برای دفن زبالهها
نصیری با اشاره به چالش نخالههای ساختمانی در تهران گفت: «شهر تهران همین حالا نیز در زمینه نخالههای ساختمانی، محلهای دفن و سایتهای دفع، با مشکل مواجه است. این موضوع از چالشهای روزمره میان سازمان حفاظت محیط زیست، شهرداری و سایر دستگاههای مرتبط محسوب میشود. سایتهای استاندارد کافی برای دفع این حجم از نخاله وجود ندارد و با اضافه شدن نخالههای ناشی از تخریبهای جنگ، فشار بیشتری به این حوزه وارد شده است.»
فرآیند قضایی نخالهها
وی توضیح داد: «یکبار نخالهها و پسماندها جمعآوری و بهصورت موقت در فضاهای محلی دپو میشود. علت این موضوع آن است که در برخی موارد، فرآیندهای قضایی باید طی شود. برای مثال، ممکن است مدارک شهروندان، دلار، اسناد ملکی، شناسنامه، اسناد هویتی یا مدارک دیگر زیر آوار باقی مانده باشد یا درباره اموال و اسناد ادعاهایی مطرح شود. در چنین شرایطی، حسب نظر مراجع ذیربط، آوار و نخاله باید برای مدتی نگهداری شود تا خانوادهها و پروندهها بهتدریج تعیین تکلیف شده و سپس عملیات دفع نهایی در سایت اصلی(آبعلی یا غیره) انجام گیرد.»
نصیری تأکید کرد: «پسماند، یکی از ابعاد بزرگ زیستمحیطی ماجراست. از سوی دیگر، فرآیند بازسازی نیز در حال شکلگیری است و خود این ساختوسازها در شهر تهران، بار زیستمحیطی و مدیریتی دیگری ایجاد میکند.»
لزوم خروج انبارهای نفت از تهران
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران به مورد اصابت قرار گرفتن انبارهای نفت تهران نیز اشاره کرد و گفت: «یکی از موضوعات بسیار مهم در این جنگ، اصابت به انبارهای نفت تهران بود. در روز ۱۶ اسفندماه، حدود ساعت ۲۲ تا ۲۳ و در پنج دقیقه، تقریباً هر سه انبار نفت اصلی تهران مورد اصابت قرار گرفتند. در این حملات، ابتدا انبار نفت واقع در منطقه ۲۰ (ری) مورد اصابت قرار گرفت و همزمان، انبار نفت شهران و همچنین انبار نفت سوهانک نیز هدف قرار گرفتند. البته انبار نفت ری، در محدوده باقرشهر و حریم تهران قرار دارد؛ اما جنس انبارهای شهران و سوهانک بهگونهای است که در دل تهران و در مجاورت با بافت شهری قرار گرفتهاند و همین موضوع، اهمیت و حساسیت زیستمحیطی و ایمنی آنها را افزایش میدهد.»
نصیری در ادامه سخنان خود، با اشاره به سابقه پیگیریها درباره مخاطرات ناشی از استقرار برخی زیرساختهای پرخطر در محدوده شهری تهران گفت: «ما سالهاست در این زمینه جلسه برگزار میکنیم. برای موضوع انبارهای نفت شهران، یک ماتریس ۳۵ بندی تهیه شده بود و اقدامات متعددی نیز در این زمینه انجام گرفت. سازمان پدافند غیرعامل نیز به این موضوع ورود جدی داشت و وزارت نفت هم تا حدودی همراهیهایی انجام داد. البته در این زمینه حرفهای زیادی وجود دارد، اما همین اقدامات انجامشده باعث شد حادثه شهران سریعتر و بهتر از آن دو، مدیریت شود.»
اجازه ساخت انبار نفت شهران را در تهران ندهید
وی خطاب به رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اظهار کرد: «من عاجزانه از شما و از همه بزرگان کشور خواهش میکنم که به این موضوع توجه ویژه داشته باشید. تأسیسات نفتی شهران، زمانی بیرون شهر قرار داشتند؛ در سالهای ۱۳۵۳ و ۱۳۵۴، این نقاط خارج از محدوده شهری محسوب میشدند. اما در روند شهرسازی و توسعه شهری، به حریمها، فاصلههای ایمن و الزامات لازم کمتر توجه شده است. امروز دیگر این موضوع فقط یک مسأله محیط زیستی نیست، بلکه مسألهای است که مستقیماً با جان و سلامت انسانها ارتباط دارد.»
او به مکاتبههای پیشین درباره جا به جایی انبار نفت شهران اشاره کرد و گفت: «آن زمان به دلیل هزینهزا بودن با جا به جایی یا انتقال انبار نفت شهران از تهران مخالفت میشد اما الان انباری وجود ندارد، بنابراین حالا بروند و انبار را در جای دیگری خارج از شهر بسازند. سوهانک هم همین وضعیت را دارد.»
نصیری با اشاره به صحنههای ناشی از هدف قرار گرفتن این زیرساختهای نفتی گفت: «واقعاً صحنههایی که در برخی نقاط ایجاد شد، وحشتناک و آخرالزمانی بود. من پیشتر نیز در این باره مصاحبه کردهام. الان انبار نفتی به نام سوهانک وجود ندارد. البته برخی از این تأسیسات قابل حذف نیستند و باید در شهر باقی بمانند، اما درباره بعضی دیگر مثل سوهانک و شهران، امروز زمان تصمیمگیری و جابهجایی فرا رسیده است. برخی از این مراکز را میتوان از دل شهر خارج کرد و این موضوع باید بهطور جدی دنبال شود.»
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران سپس به چند نکته زیستمحیطی ناشی از موشکهای عمل کرده و نکرده اشاره کرد و گفت: «یکی از مسائل مهم، حجم باروت، گوگرد و ترکیباتی بود که در اثر حملات و انفجارها در هوای تهران آزاد شد. جاهایی که دشمن موشک سنگرشکن زد که تعداد آن زیاد نبود اما حجم گوگردی ایجاد کرد که بوی آن به راحتی استشمام میشد.» وی تأکید کرد: «به نظر من لازم است در این زمینه، مطالعات درازمدت سلامت انجام شود. باید بررسی شود که این حجم از مواد آزادشده در هوا چه پیامدهایی برای سلامت شهروندان، بویژه در بلندمدت، میتواند داشته باشد. چنین مطالعاتی باید سفارش داده شود و توسط مراجع تخصصی حوزه سلامت و محیط زیست دنبال شود.»
مهمات عمل نکرده
نصیری در ادامه به موضوع مهم مهمات عملنکرده اشاره کرد و گفت: «نکته بعدی، مسأله موشکها و مهمات عملنکرده است. ما چنین مواردی داشتهایم و همچنان هم داریم. مثلاً به تازگی وجود این مهمات در منطقه اوشان فشم گزارش شد.همچنان پارههای مهمات در دل محیط زیست مثل رودبار قصران نیز قرار دارد. این مسأله، علاوه بر جنبههای ایمنی و امنیتی، میتواند از منظر زیستمحیطی و مواد خطرناک نیز اهمیت داشته باشد.»
وی افزود: «موضوع مواد خطرناک در برخی اصابتها بسیار جدی بود. در برخی مراکز دانشگاهی که مورد اصابت قرار گرفتند، ما با مسأله مواد خطرناک مواجه شدیم؛ زیرا در آزمایشگاههای دانشگاهی، انواع مواد شیمیایی نگهداری میشود. وقتی چنین مراکزی مورد هدف قرار میگیرند، امکان انتشار مواد خطرناک و ایجاد آثار منطقهای نیز وجود دارد.»
نصیری برای نمونه به یکی از این موارد اشاره کرد و گفت: «در یکی از مناطق، دود آبیرنگی آزاد شده بود. نمیدانم دقیقاً منشأ آن چه بود، اما تا مدتی در آن محدوده، بویژه در منطقه ۱۵، بوی تند و تیز کلر یا ترکیبات مشابه(آب ژاول) در هوا احساس میشد. این موضوع نشان میدهد که مسأله مواد خطرناک و تمهیدات مربوط به آن، در حوزه محیط زیست کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ شاید چون وسیع نیست اما مردم را به صورت منطقهای تحت تأثیر قرار میدهد.»
فرصت پدیده آمده از دل تهدید
نصیری با اشاره به ضرورت تبدیل تهدید به فرصت اظهار کرد: «شاید اکنون فرصتی از دل این تهدید پدید آمده باشد که باید آن را جدی بگیریم. یکی از این فرصتها، جابهجایی بسیاری از ساختارها و مراکز مخرب یا خطرناک است. ما مجبور نیستیم همه مراکز حساس و پرخطر را در دل شهر نگه داریم. برای مثال، ضرورتی ندارد که مراکزی مانند انستیتو پاستور یا برخی مراکز مشابه، در میانه بافت شهری مستقر باشند، زیرا بسیاری از این مراکز میتوانند به نقاط مناسبتری منتقل شوند.»
احداث شهرهای زیرزمینی
وی در ادامه به توسعه فضاهای زیرسطحی در تهران اشاره کرد و گفت: «اکنون مدیریت شهری و مجموعه نیروهای مسلح، با جدیت در حال پیگیری و توسعه حوزه زیرسطحی هستند. موضوع فضاهای زیرسطحی و حتی احداث شهر زیرزمینی مثل پناهگاهها نیز در دستور کار قرار گرفته است. این مسأله، هم نیازمند پیوستهای محیط زیستی است و هم میتواند فرصتی ایجاد کند تا برخی فعالیتهایی که نباید روی سطح زمین و در معرض آسیب مستقیم باشند، در فضاهای امنتر و زیرسطحی ساماندهی شوند.» نصیری تأکید کرد: «در این زمینه نیز باید همزمان به موضوع پایداری و ملاحظات زیستمحیطی توجه شود. توسعه زیرسطحی نباید بدون ارزیابیهای لازم انجام گیرد و لازم است پیوستهای محیط زیستی، ایمنی و پدافندی برای آن دیده شود.»
ایجاد سامانه پنل خورشیدی
او تأکید کرد: «الان فرصت ایجاد سامانه پنل خورشیدی و استفاده از ظرفیتهای پاک تجدیدپذیر ضروری است. چون الان مردم معنای قطع برق را میدانند.»
نصیری با انتقاد از توصیه استفاده از موتورهای دیزل در زمان قطع برق هم گفت: «اول این که سوخت دیزل وجود ندارد، اگر هم وجود داشته باشد، همزمانی حجم بالای دیزلها محیط زیست را آلوده میکند. پنلهای خورشیدی الان امتیاز نیست، بلکه یک الزام است. ما باید پایداری را انجام بدهیم.»
لزوم آموزش به مردم
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران به موضوع آموزش عمومی اشاره کرد و گفت: «به نظر من در حوزه محیط زیست، تا اندازهای از موضوع آموزش عمومی غافل بودهایم. مردم باید بدانند در چنین شرایطی چه کاری باید انجام دهند؛ آیا باید در معرض هوای آلوده یا مواد منتشرشده قرار بگیرند یا نه و آیا باید از محل فاصله بگیرند، یا این که از چه نوع ماسکی باید استفاده کنند و آیا در مواردی ماسکهای معمولی کافی است یا ماسکهای خاص و شیمیایی لازم میشود.»
وی افزود: «اینها موضوعاتی است که باید از قبل برای آنها آموزش داده شود. مردم باید بدانند در زمان وقوع چنین حوادثی چگونه از خود و خانوادهشان محافظت کنند. آموزش عمومی، اطلاعرسانی درست و تدوین دستورالعملهای روشن میتواند بخش مهمی از تابآوری شهر در برابر چنین بحرانهایی باشد.»

