فارن افرز تحلیل کرد؛ چرا نظم هستهای در برابر جنگهای مدرن و پهپادی متزلزل شده است؟
فروپاشی بازدارندگی هستهای
رز گاتمولر یک دیپلمات آمریکایی است که از اکتبر ۲۰۱۶ تا اکتبر ۲۰۱۹ بهعنوان معاون دبیرکل ناتو فعالیت کرد. او پیش از آن نیز در وزارت خارجه ایالات متحده در سمت معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات و امنیت بینالملل، نقش محوری در سیاستهای کنترل تسلیحات هستهای و امنیت جهانی ایفا کرده بود. گاتمولر که از چهرههای برجسته در حوزه روابط امنیتی آمریکا و روسیه پس از جنگ سرد به شمار میرود در مقالهای که به تازگی در نشریه فارن افرز نوشته است؛ هشدار میدهد که بازدارندگی هستهای شکلگرفته پس از جنگ سرد بر پایه «سهگانه هستهای» و منطق تلافی قطعی میان آمریکا، روسیه و چین، امروز با تردیدهای جدی روبهرو شده است. او توضیح میدهد که تجربههای اخیر در اوکراین، خاورمیانه و جنوب آسیا نشان میدهد سلاحهای هستهای لزوماً مانع جنگهای متعارف نشدهاند و درگیریهای گسترده حتی در سایه وجود این زرادخانهها ادامه یافته است؛ همزمان، گسترش جنگهای پهپادی و الگوهای جنگ ترکیبی نشان میدهد قدرت بازدارندگی سنتی این سلاحها در برابر تهدیدهای نوین محدودتر از گذشته شده است. به باور او، این تحولات هم تصور «بازدارندگی مطلق» را تضعیف کرده و هم بحث اشاعه هستهای را در میان برخی کشورها و متحدان آمریکا دوباره زنده کرده است، در حالیکه افزایش زرادخانهها نیز لزوماً به امنیت بیشتر منجر نمیشود.
رز گاتمولر
دیپلمات آمریکایی
بعد از جنگ سرد، آمریکا و روسیه و سپس چین با اتکا به «سهگانه هستهای» شامل موشکهای قارهپیما، زیردریاییهای هستهای و بمبافکنهای راهبردی، توان بازدارندگی خود را حفظ کردند. این ساختار به هر طرف امکان میدهد حتی در صورت حمله، توان پاسخ هستهای داشته باشد و از «حمله اولین و نابودکننده» در امان بماند. همین قابلیت تلافی، اساس بازدارندگی هستهای و ثبات راهبردی میان قدرتهای بزرگ را شکل داده و در نتیجه، تعادل هستهای مانع اصلی استفاده از سلاحهای هستهای در روابط بینالملل محسوب میشود. با این حال، این گزاره در عمل با چالشهایی روبهرو شده است؛ زیرا در برخی مناطق مانند جنوب آسیا، وجود سلاح هستهای مانع جنگهای متعارف نشده است. هند و پاکستان هر دو دارای سلاح هستهای هستند، اما در مه ۲۰۲۵ وارد جدیترین درگیری متعارف خود از سال ۱۹۹۹ شدند. در چنین شرایطی، هرچند سلاح هستهای جنگ را متوقف نمیکند، اما ترس از استفاده از آنها به پایان سریع درگیری کمک میکند.
علاوه بر این، برای مدتی طولانی این تصور وجود داشت که هرگاه کشوری با دشمنی فاقد سلاح هستهای روبهرو شود، میتواند از «نمایش قدرت هستهای» برای بازدارندگی و ترساندن آن استفاده کند. اما در سالهای اخیر این گزاره بهطور جدی زیر سؤال رفته است. در ژوئن سال گذشته، سرویسهای امنیتی اوکراین حملهای جسورانه را در عمق خاک روسیه انجام دادند. آنها با نفوذ به داخل روسیه، پهپادهای تهاجمی کوتاهبرد را در کامیونهای باری و در نزدیکی چندین پایگاه هوایی پنهان کردند. بیشتر این پایگاهها محل استقرار بمبافکنهای سنگین راهبردی روسیه بودند؛ هواپیماهایی که قابلیت حمل سلاح هستهای را دارند. این عملیات که با نام «عملیات تار عنکبوت» شناخته میشود، یک قمار نظامی بیسابقه بود. بر اساس دکترین دیرینه روسیه، حمله متعارف به داراییهای راهبردی میتوانست به پاسخ هستهای منجر شود، اما این بازدارندگی نتوانست کییف را از اقدام بازدارد.
این روند تنها به جنگ اوکراین محدود نمیشود. حمله گسترده حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نیز نمونهای دیگر از نادیدهگرفتن بازدارندگی هستهای است. رخدادهای پس از آن نیز همین الگو را تقویت کردهاند؛ اسرائیل در سالهای اخیر و بویژه از زمان آغاز کارزار مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه، با موجی از حملات موشکی و پهپادی از سوی ایران، حزبالله در لبنان و انصارالله در یمن روبهرو شده است. در هیچیک از این موارد، توان هستهای اسرائیل مانعی برای حمله دولتها یا گروههای غیردولتی تلقی نشده است. حتی در مارس، ایران رآکتور تولید پلوتونیوم اسرائیل در دیمونا را هدف قرار داد؛ اقدامی که نشان میدهد بازدارندگی هستهای اسرائیل نهتنها کارکرد ادعایی خود را از دست داده، بلکه در برخی موارد به عاملی برای جسورتر شدن حملات نیز تبدیل شده است.
بحران بازدارندگی هستهای
رویدادهای اخیر روندهای متناقضی را درباره بازدارندگی هستهای نشان میدهند. ثبات هستهای میان دو ابرقدرت دوران جنگ سرد به نظر میرسد در اروپا و شرق آسیا هم از وقوع جنگ متعارف جلوگیری میکند. در مقابل، در جنوب آسیا جنگهای متعارف با وجود داشتن سلاح هستهای توسط هر دو طرف رخ میدهد. این واقعیتها نشان میدهد که قدرتهای هستهای موجود باید همچنان زرادخانههای خود را حفظ کنند، حتی در حالی که تهدیدهای متعارف از سوی بازیگران متعدد در حال افزایش است. برخی جنبههای بازدارندگی به تعادل پایدار هستهای وابستهاند و تا زمانی که سلاح هستهای وجود دارد، این وضعیت ادامه خواهد داشت. با این حال، همه دولتهای هستهای (چه عضو پیمان منع گسترش باشند و چه نباشند) باید در شرایط مناسب متعهد به محدود کردن و کاهش زرادخانههای خود شوند. هدف اساسی بشر همچنان حذف سلاحهای هستهای است.
فضای کنونی شاید این روند را تقویت کند، زیرا جنگهای جاری تردیدهایی درباره کارآمدی سلاحهای هستهای در حفظ صلح ایجاد کردهاند. ایران، اوکراین، حوثیهای یمن و دیگر گروهها عملاً طوری رفتار میکنند که گویی خطر پاسخ هستهای ناچیز است. در نهایت، «تابوی هستهای» تاکنون بسیار قدرتمند بوده و هیچ رهبری آن را نشکسته است. با افزایش دسترسی بازیگران دولتی و غیردولتی به موشکها و پهپادهای پیشرفته، آنها قادر خواهند بود حملات جسورانهتری انجام دهند، حتی علیه کشورهایی که پیشرفتهترین سلاحها را در اختیار دارند.
این «ناتوانی هستهای» باید برای متحدان آمریکا در اروپا و آسیا که به قابلاعتماد بودن تعهدات بازدارندگی هستهای گسترده واشنگتن تردید دارند و اکنون علناً درباره دستیابی به سلاح هستهای فکر میکنند، هشداردهنده باشد. رئیسجمهوری لهستان پیشنهاد کرده کشورش باید بمب هستهای داشته باشد و چندین سیاستمدار آلمانی نیز همین نظر را درباره کشور خود مطرح کردهاند. در شرق آسیا، نظرسنجیها نشان میدهد که افکار عمومی در کره جنوبی بهطور فزایندهای از توسعه زرادخانه هستهای توسط سئول حمایت میکند و حتی در ژاپن، تنها کشوری که هدف حمله هستهای قرار گرفته به نظر میرسد تمایل بیشتری برای بحث درباره دستیابی به سلاح هستهای وجود دارد.
اما افزایش سلاحهای هستهای در دست کشورهای بیشتر، مانع جنگ متعارف نخواهد شد. سلاحهای هستهای مانع نابودی بمبافکنهای راهبردی روسیه نشدهاند. از حملات شدید و مکرر موشکی به رژیم اسرائیل جلوگیری نکردهاند و هند و پاکستان را از وارد کردن خسارت گسترده به خاک یکدیگر بازنداشتهاند.
گسترش تسلیحات هستهای خطرات جدی به همراه دارد. هرچند «تابوی هستهای» از سال ۱۹۴۵ تاکنون پابرجا مانده، اما این موضوع تضمینی برای جلوگیری از تشدید هستهای نیست، بویژه در شرایطی که فناوریهایی مانند هوش مصنوعی در حال تغییر تصمیمگیری در جنگ هستند و ممکن است خطر تشدید ناخواسته را افزایش دهند. افزایش تعداد بازیگران هستهای، فرصتهای بیشتری برای استفاده غیرمجاز یا تصادفی از سلاح هستهای ایجاد میکند. دولتهای جدید هستهای به اندازه قدرتهای قدیمی تجربه کافی در ایمنسازی و حفاظت از این سلاحها نخواهند داشت.
راهحل این تهدیدها افزایش سلاحهای هستهای نیست، زیرا توان بازدارندگی آنها بهطور آشکار زیر سؤال رفته است.
منبع: Foreign Affairs

