جلال چراغپور، کارشناس فوتبال در گفت‌و‌گو با«ایران»:

فوتبال مدرن امروز را با معیارهای ۱۵ سال پیش قضاوت نکنید

مهری رنجبر / جام جهانی ۲۰۲۶ از همان روزهای اول آغاز خود، علاوه بر هیجان همیشگی، بحث‌های فنی فراوانی را نیز به همراه داشته است. بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران فوتبال، کیفیت برخی دیدارهای ابتدایی و حتی بازی افتتاحیه را پایین‌تر از انتظار ارزیابی کرده‌اند و انتقادهای تندی نسبت به سطح فنی مسابقات مطرح شده است. اما همه نگاه‌ها در یک مسیر قرار ندارد. جلال چراغپور، مربی و مدرس باسابقه فوتبال ایران، معتقد است قضاوت درباره فوتبال امروز با معیارهای گذشته، می‌تواند گمراه‌کننده باشد. او در گفت‌وگو با «ایران» علاوه بر تشریح دلایل محبوبیت بی‌رقیب فوتبال در جهان و تأثیر آن بر اقتصاد، رسانه و حتی سیاست، به تحلیل فنی مسابقات جام‌جهانی ۲۰۲۶ نیز پرداخته است. متن کامل این گفت‌و‌گو را در ادامه می‌خوانید.

 فوتبال چه ویژگی یا «معجزه‌ای» دارد که تا این اندازه مورد توجه مردم جهان قرار گرفته است؟ چرا حتی برنامه زندگی بسیاری از مردم با زمان برگزاری جام جهانی تنظیم می‌شود؟
اگر بخواهیم ورزش‌های مختلف را با یکدیگر مقایسه کنیم، میزان محبوبیت و دلبستگی مردم به هر ورزش تا حد زیادی به این بستگی دارد که آن ورزش تا چه اندازه برای ذهن عموم جامعه قابل فهم و قابل لمس باشد. برای مثال، وقتی من به‌عنوان یک تماشاگر مسابقه کشتی فرنگی را نگاه می‌کنم، آیا می‌توانم خودم را جای کشتی‌گیر تصور کنم؟ آیا اتفاقی در آن مسابقه رخ می‌دهد که بتوانم آن را درک کنم و از آن لذت ببرم؟ یا در کشتی آزاد، آیا می‌توانم تصور کنم که با داشتن چنین بدنی و عضلاتی مانند قهرمانان کشتی مبارزه کنم؟
جاذبه یک ورزش از همین نقطه آغاز می‌شود. در بسکتبال، چه در آمریکا و چه در ایران، زمانی جذابیت ایجاد می‌شود که پاسخ پرسش
«آیا من هم می‌توانم؟» برای مخاطب مثبت باشد. آنجاست که تماشای ورزش لذت‌بخش می‌شود.
در فوتبال این ویژگی به شکل بسیار پررنگی وجود دارد. شما تماشاگران فوتبال را ببینید؛ مادری همراه فرزندش به ورزشگاه می‌آید یا پدری دست کودک خود را گرفته است؛ کودکی که حتی پیراهن تیم محبوبش را پوشیده و هنگام گل زدن تیمش فریاد شادی سر می‌دهد. فوتبال این قابلیت را دارد که افراد خود را جای بازیکنان تصور کنند. پدر و مادرها پیراهن بازیکنی مانند مسی را برای فرزندشان می‌خرند، چون آن کودک می‌تواند خود را در رویای آن بازیکن ببیند.
فوتبال در دسترس رویاهای مردم است. هرچه فرد رویاپردازی بیشتری داشته باشد، هنگام تماشای مسابقه بیشتر احساس می‌کند که خودش بخشی از بازی است. به همین دلیل است که هواداران پس از پیروزی تیم محبوب‌شان نمی‌گویند «استقلال پرسپولیس را برد» یا «پرسپولیس حریفش را شکست داد»؛ بلکه می‌گویند «ما بردیم» یا «ما شش گل زدیم». این همذات‌پنداری باعث می‌شود ورزشگاه‌ها مملو از جمعیت شوند و استادیوم‌های پنجاه، صد یا حتی دویست هزار نفری ساخته شوند.
در واقع هوادار فوتبال خود را در قالب آن تیم، آن رنگ و آن قهرمان می‌بیند. او با خود فکر می‌کند اگر امکانات بیشتری داشت، شاید فوتبالیست می‌شد؛ همان‌طور که در کودکی در محله خود فوتبال بازی می‌کرد. این جاذبه حتی خاطرات گذشته افراد را نیز زنده می‌کند.
همین استقبال گسترده سبب می‌شود رسانه‌ها به فوتبال توجه بیشتری نشان دهند، مسابقات را پوشش دهند و سرمایه به این ورزش وارد شود. سرمایه‌گذاری، گردش مالی و سهام‌داری شکل می‌گیرد. باشگاه‌های بزرگی مانند بایرن مونیخ و منچستر یونایتد به بازیگران مهم اقتصادی تبدیل می‌شوند و در اقتصاد کلان نیز نقش پیدا می‌کنند.

 جام جهانی ۲۰۲۶ پیش از آغاز با حاشیه‌ها و چالش‌های غیر ورزشی متعددی همراه بود. این وضعیت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این دوره از جام جهانی پیش از شروع مسابقات نیز رنگ‌وبوی غیرورزشی پررنگی داشت. زمانی که رئیس فیفا توپ و پیراهن را به یکی از چهره‌های غیرورزشی اهدا کرد و در کنار او ظاهر شد، فوتبال در عمل وارد عرصه سیاست شد.
حتی در مراسم قرعه‌کشی نیز اتفاقاتی رخ داد که بسیاری آن را توهین‌آمیز تلقی کردند. مواردی از رفتارهای نامناسب نسبت به برخی تیم‌ها و شخصیت‌های ورزشی مشاهده شد. چنین اتفاقاتی در رویدادی که ده‌ها هزار نفر را در ورزشگاه‌ها گرد هم می‌آورد، اهمیت زیادی پیدا می‌کند؛ زیرا اگر جمعیتی سی‌هزار نفری به هر دلیلی دچار هیجان یا خشم شود، ممکن است حوادث غیرقابل پیش‌بینی رخ دهد. به همین دلیل مسئولان برگزاری مسابقات ناچارند با حساسیت زیادی مسائل امنیتی را مدیریت کنند.

 آیا می‌توان گفت فوتبال در ابتدا این مسائل را پنهان می‌کند و بعدها پشت‌پرده‌ها آشکار می‌شود؟
معمولاً زمانی که مدیران قدرتمند هستند، بسیاری از مسائل پنهان باقی می‌ماند. اما هنگامی که قدرت آنها کاهش پیدا می‌کند، جریان‌های رقیب فرصت پیدا می‌کنند تا اطلاعات و پرونده‌های پشت‌پرده را افشا کنند. به همین دلیل بسیاری از واقعیت‌ها زمانی آشکار می‌شوند که توازن قدرت تغییر کرده باشد. تا زمانی که مدیران ارشد جایگاه خود را حفظ کنند، معمولاً پرونده‌های مهم کمتر به سطح افکار عمومی راه پیدا می‌کنند.

 جام جهانی ۲۰۲۶ را تا به امروز چگونه ارزیابی می‌کنید؟
با آغاز این جام جهانی دو اتفاق مهم رخ داده که هنوز بسیاری از کارشناسان تلویزیونی به آن توجه نکرده‌اند.
در دوره‌های گذشته تیم‌ها معمولاً مسابقات را با احتیاط آغاز می‌کردند. آمار بازی‌های دور اول نشان می‌داد که تعداد کارت‌های زرد و قرمز کم است، اخراج‌ها اندک هستند و نتایج غالباً با تنش پایین و حتی مساوی همراه می‌شود.
اما این دوره شرایط متفاوت است. مسابقات از همان ابتدا با شدت، تنش و فشار بالا آغاز شده‌اند. برای مثال تیم کانادا فراتر از انتظار ظاهر شد. من تصور نمی‌کردم بازیکنان این تیم بتوانند چنین فشاری را همزمان در فضا و زمان بر حریف وارد کنند و از نظر بدنی دوام بیاورند، اما این اتفاق رخ داد. دور اول مسابقات با شدت بسیار بالایی آغاز شده است.

 برخلاف نظر شما، برخی کارشناسان معتقدند مسابقات از کیفیت فنی بالایی برخوردار نیست. پاسخ شما به این انتقاد چیست؟
من این نقدها را شنیده‌ام؛ حتی برخی گفته‌اند مراسم افتتاحیه ضعیف بوده یا کیفیت مسابقات پایین است. به نظر من این قضاوت‌ها چندان منصفانه نیست. اگر میزان درگیری‌های بدنی، دویدن‌های انفجاری، سرعت واکنش و فشار مداوم بازیکنان را با دقت بررسی کنیم، متوجه خواهیم شد که فوتبال امروز بسیار متفاوت شده است. وقتی همه تیم‌ها با این شدت بازی می‌کنند، فضا و زمان برای تصمیم‌گیری بسیار محدود می‌شود. در چنین شرایطی ممکن است برخی از صحنه‌هایی که مخاطبان به دیدن آن عادت کرده‌اند کمتر رخ دهد، اما در مقابل پدیده‌های جدیدی شکل می‌گیرد. ما معمولاً در برابر تغییر مقاومت می‌کنیم و آن را ضعف می‌دانیم. فوتبال امروز پرتنش‌تر، پویاتر، سریع‌تر و مبتنی بر فشار مداوم است. برای درک این نوع فوتبال باید دانش تماشای آن را نیز داشت. همان‌طور که نمی‌توان اجرای یک ارکستر سمفونیک را بدون شناخت موسیقی قضاوت کرد، فوتبال مدرن را نیز نمی‌توان صرفاً با معیارهای گذشته سنجید.

 یعنی معتقدید فوتبال پیشرفت کرده اما نگاه بسیاری از ما همچنان به سبک‌های قدیمی عادت دارد؟
کسی که ده یا پانزده سال فوتبال آرام‌تر و کم‌فشارتر را دیده یا بازی کرده، طبیعی است که با فوتبال امروز احساس غریبی کند و آن را نامطلوب بداند. اما سال‌ها پیش فیفا اعلام کرده بود که فوتبال این دهه سریع‌تر خواهد شد؛ بازیکنان بلندقدتر، آماده‌تر و از نظر فنی پیچیده‌تر می‌شوند. امروز سرعت تصمیم‌گیری در زمین به حدی افزایش یافته که در بسیاری از مواقع حتی کارشناسان نیز برای تحلیل یک صحنه نیاز به بازبینی چندباره دارند. به نظر من نباید در قضاوت عجله کرد. آرام‌آرام چشم‌ها به سرعت جدید فوتبال عادت می‌کند و آن‌گاه بسیاری از ظرافت‌ها و زیبایی‌های این سبک بازی بهتر دیده خواهد شد.

 

دوئل در تاریکی

ساحل‌عاج       اکوادور

 دوشنبه 25 خرداد
ساعت 2:۳۰ بامداد

این مسابقه، بیش از آنکه صرفاً نود دقیقه فوتبال باشد، روایت تقابل دو نگاه است؛ دو خوانش متفاوت از بازی که در دل شب به هم می‌رسند. ساحل‌عاج با شمایلی خشن و بی‌ملاحظه پا به زمین می‌گذارد؛ تیمی که انگار هر حمله‌اش ضربه‌ای است و هر دویدنش تهدیدی. آنها بازی را نمی‌سازند، بلکه تحمیل می‌کنند؛ با سرعت، با قدرت، با ضرباهنگی که نفس حریف را می‌برد.
در سوی دیگر، اکوادور آرام‌تر نفس می‌کشد؛ تیمی که به‌جای شتاب، به ریتم می‌اندیشد. به چرخش توپ، به صبر، به لحظه‌ای که ساختار دفاعی حریف ترک برمی‌دارد. بازی آنها بیشتر شبیه بافتن است تا یورش بردن؛
نخ به نخ، فضا به فضا.
گره اصلی بازی در میانه میدان کور می‌شود؛ جایی که تصمیم‌ها نیم‌ثانیه‌ای‌اند و اشتباه‌ها بی‌رحمانه تاوان دارند. اگر اکوادور بتواند بازی را نرم و شناور نگه دارد، مسیر را خواهد یافت؛ اما اگر زمین به میدان نبرد تبدیل شود،ساحل عاج در آن خانه‌ برتر است.

 

شطرنج خاموش

سوئد     تونس

 دوشنبه 25 خرداد
ساعت 5:۳۰ بامداد

این بازی، نبردی است شبیه یک گفت‌وگوی بی‌صدا؛ جایی که سوئد و تونس نه با هیاهو، بلکه با جزئیات سخن می‌گویند. در این ساعت خلوت، فوتبال به خالص‌ترین شکلش نزدیک می‌شود؛ تصمیم، فضا و زمان.
سوئد تیمی است که به معماری بازی ایمان دارد. خطوطش همچون طرحی مهندسی‌شده‌اند؛ فاصله‌ها دقیق و جابه‌جایی‌ها حساب‌شده. آنها حریف را آرام‌آرام به عقب می‌رانند؛ نه با طوفان، بلکه با فشاری ممتد و فرساینده. توپ برایشان ابزار تسلط است، نه صرفاً مالکیت.
در مقابل، تونس روایتی دیگر می‌نویسد؛ تیمی که به‌جای ساختن، در انتظار فروپاشی است. فضا را می‌بندد، بازی را خرد می‌کند و حریف را در تله‌ای از تراکم و دوندگی گرفتار می‌سازد. هر توپ‌گیری می‌تواند جرقه یک ضدحمله باشد؛ سریع، مستقیم و بی‌مقدمه. گلوگاه مسابقه در مرز میان این دو فلسفه شکل می‌گیرد؛ اگر سوئد نظم خود را حفظ کند، جریان بازی را در اختیار خواهد گرفت. اما اگر تونس ریتم را بشکند، مسابقه از کنترل خارج شده و به جدالی ناپایدار تبدیل می‌شود.

 

کنترل و مقاومت

اسپانیا      کیپ‌ورد

 دوشنبه 25 خرداد
 ساعت 19:30
این بازی، صحنه تقابل دو روایت از «کنترل» است؛ یکی که می‌خواهد جهان را با توپ رام کند و دیگری که می‌کوشد با بستن راه‌ها، آن را متوقف سازد. اسپانیا با وسواسی شاعرانه در پاس‌دادن وارد زمین می‌شود؛ گویی هر لمس توپ، کلمه‌ای است در جمله‌ای بلند. آنها بازی را پخش می‌کنند و کش می‌دهند تا حریف در امتداد زمان فرسوده شود.
کیپ‌ورد اما به این روایت تن نمی‌دهد، زیرا تیمی است که بیشتر «مقاومت» را بازی می‌کند تا «مالکیت». خطوط‌ این تیم فشرده، فاصله‌ها کوتاه و ذهنیتش مبتنی بر بقاست. آنها زمین را کوچک می‌کنند، فضا را می‌بلعند و منتظر می‌مانند تا اشتباهی از دل این گردش بی‌پایان بیرون بیفتد.
سرنوشت این مسابقه در نیم‌فضاها رقم می‌خورد؛ جایی که اسپانیا می‌کوشد با حرکت‌های بین خطوط، ساختار دفاعی را باز کند و کیپ‌ورد با سایه‌زنی و تراکم، این تلاش را خنثی می‌سازد. اگر اسپانیا صبرش را حفظ کند، بازی به محاصره‌ای آرام تبدیل می‌شود؛ حلقه‌ای که هر لحظه تنگ‌تر می‌گردد. اما اگر شتاب جای دقت را بگیرد، کیپ‌ورد از دل بی‌نظمی فرصت می‌سازد.

 

نبرد لحظه و محاسبه

بلژیک      مصر 

دوشنبه 25 خرداد 
ساعت 22:30

این بازی، شبیه برخورد دو منطق متفاوت در خواندن فضاست؛ بلژیک با ذهنی خلاق که از دل بی‌نظمی، موقعیت می‌سازد و مصر با نظمی سختگیر که اجازه تولد همین بی‌نظمی را نمی‌دهد. بلژیک تیمی است که در لحظه‌ها زندگی می‌کند؛ جایی که یک پاس عمقی یا یک تغییر جهت ناگهانی، ساختار دفاعی را از هم می‌گسلد. آنها دوست دارند خطوط را بشکنند، نه صرفاً دور بزنند. بازی‌شان ترکیبی از تکنیک فردی و تصمیم‌گیری‌های سریع در یک‌سوم نهایی است؛ جایی که خلاقیت، از چارچوب‌ها عبور می‌کند. اما مصر، بازی را همچون یک معادله حل می‌کند. فاصله خطوط این تیم حساب‌شده است و انتقال از دفاع به حمله با کمترین ریسک انجام می‌شود. آنها به جای تعقیب توپ، فضا را مدیریت می‌کنند و منتظر لحظه‌ای می‌مانند که تعادل بلژیک بر هم بخورد. ضدحملات سریع و استفاده از کناره‌ها، سلاح اصلی‌شان است. اگر بلژیک بتواند سرعت تصمیم‌گیری را بالا نگه دارد، شکاف‌ها پیدا می‌شوند. اما اگر مصر ریتم را کُند نگه دارد، بازی به نبردی بسته و کم‌اشتباه تبدیل خواهد شد؛ جایی که جزئیات، سرنوشت را تعیین می‌کنند.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و هشت
 - شماره نه هزار و چهل و هشت - ۲۴ خرداد ۱۴۰۵