در حافظه موقت ذخیره شد...
مرد نابینا همسر اسیدپاش خود را بخشید
به گزارش «ایران»، شهریور سال 1396 همسایهها با صدای سوختم سوختم مرد جوانی، از خانهها بیرون دویدند و مرد همسایه را دیدند که از ناحیه صورت و بدن دچار سوختگی شده بود. وی بلافاصله به بیمارستان سوانح و سوختگی منتقل شد و تحت درمان قرار گرفت اما شدت سوختگی در حدی بود که باعث کوری چشم راست و آسیب به بدن و صورتش شده بود. مرتضی پس از بهبودی نسبی گفت: «همسرم عامل اسیدپاشی است. من با او اختلاف داشتم و شب حادثه خواب بودم که با سوزش شدیدی از خواب بیدار شدم. وقتی چشم باز کردم، همسرم را دیدم که با ظرفی در دست اتاق را ترک کرد.»
سناریوی دروغین
با اظهارات مرتضی، به دستور بازپرس جنایی؛ زن جوان بازداشت اما منکر اسیدپاشی شد و گفت: «در خانه بودم که ناگهان در باز شد و دو مرد که صورتهایشان را پوشانده بودند، وارد شدند. آنها سراغ همسرم را گرفتند و بعد به اتاق خواب رفته و به روی شوهرم اسید پاشیدند و متواری شدند.»
با اظهارات زن جوان، کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی پایتخت به بازبینی دوربینهای مداربسته اطراف محل حادثه پرداختند. اما دوربینها هیچ ورود و خروجی را ثبت نکرده بودند. از طرفی در ورودی سالم بود و در تحقیقات مشخص شد که مرتضی با همسرش اختلاف داشته است.
این بار زن جوان به اسیدپاشی اعتراف کرد و گفت: «همسرم مدام به من ایراد میگرفت و میگفت چرا همیشه در فضای مجازی هستی. اما من هیچ دلخوشیای در زندگی نداشتم و سرم را با فضای مجازی گرم میکردم اما شوهرم مرا مجبور میکرد که از آن دوری کنم. اختلافهای ما روز به روز بیشتر میشد تا اینکه شب حادثه باز هم دعوایمان شد و تصمیم گرفتم که به رویش اسید بپاشم.»
گذشت از مجازات همسر
با اعتراف زن جوان به اسیدپاشی، مرتضی خواهان قصاص چشم همسرش شد اما قضات دادگاه اعلام کردند که کوری چشم راست با اسید ممکن است به چشم چپ زن جوان آسیب برساند به همین دلیل امکان قصاص وجود ندارد. در نهایت زن اسیدپاش با رأی دادگاه محکوم به 5 سال حبس و پرداخت دیه شد.
در زمانی که زن جوان در زندان به سر میبرد؛ شوهرش او را طلاق داد تا اینکه 3 سال بعد از این حادثه زن جوان توانست با سپردن وثیقه از زندان بیرون بیاید و در حالی که پرونده اسیدپاشی همچنان باز بود و هنوز زن جوان دیه را پرداخت نکرده بود، روز گذشته مرتضی به دادسرای امور جنایی تهران رفت و از همسرش گذشت کرد.
او گفت: «در تمام این سالها به خاطر از دست دادن چشم و سوختگی صورت و بدنم خیلی آسیب دیدم. اما بچههایم از من بیشتر آسیب دیدند. آنها هم مادرشان را از دست دادند و هم پدرشان را چون در این سالها من مدام در مراکز درمانی بودم. هم کور شدم و هم سلامتیام از دست رفت. من دلم نمیخواهد بچههایم بیشتر از این آسیب ببینند به همین دلیل تصمیم گرفتم از شکایتم صرفنظر کنم.»
مرد جوان ادامه داد: «من میخواستم همسرم قصاص شود؛ شاید اگر به حکم اعتراض میکردم، میتوانستم او را قصاص کنم اما به خاطر بچههایم از او گذشتم. از طرفی در این سالها من 4 میلیارد تومان برای درمان چشم و اعضای بدنم هزینه کردهام و به گفته پزشکان باید حدود 400 میلیون تومان دیگر هم بپردازم الان هم از او میخواهم فقط پولی که برای ادامه درمانم نیاز دارم را پرداخت و به عنوان مادر بچههایم از آنها مراقبت کند.»

