دکل‌های جدید در فاز ۱۱ پارس جنوبی، اینفیل و میدان بلال در شرایط جنگی به کار گرفته شدند

تقویت ناوگان حفاری در میادین گازی خلیج فارس

ظرفیت حفاری دریایی در بخشی از پروژه‌های گازی خلیج فارس طی کمتر از ۱۰ ماه افزایش یافته و تعداد دکل‌های فعال از دو دستگاه به چهار دستگاه رسیده است؛ تغییری که می‌تواند بر سرعت پیشبرد برخی طرح‌های بالادستی، بویژه در میادین گازی جنوب کشور آن هم در بحبوحه جنگ، اثرگذار باشد.  براساس اطلاعات منتشرشده، دکل‌های فعال در این ناوگان اکنون در پروژه‌هایی مانند توسعه فاز ۱۱ میدان مشترک پارس جنوبی، پروژه اینفیل این میدان و میدان گازی بلال مشغول فعالیت هستند. این پروژه‌ها در زمره طرح‌هایی قرار دارند که پیشرفت آنها از منظر افزایش ظرفیت تولید گاز و بهبود تراز انرژی کشور، اهمیت بالایی دارند.
 افزایش تعداد دکل‌های دریایی از این جهت مهم است که حفاری، یکی از مراحل تعیین‌کننده و در عین حال زمان‌بر در توسعه میادین دریایی به شمار می‌رود. در پروژه‌های فراساحلی، محدودیت تجهیزات، پیچیدگی عملیات و نیاز به هماهنگی‌های فنی و پشتیبانی، باعث می‌شود هر افزایش در توان اجرایی بتواند در زمان‌بندی کلی پروژه‌ها اثر بگذارد. از این منظر، دو برابر شدن ظرفیت دکل‌های فعال را می‌توان نشانه‌ای از تلاش برای کاهش بخشی از گلوگاه‌های عملیاتی در پروژه‌های مهم گازی دانست.  در سال‌های اخیر، پروژه‌های دریایی بویژه در بخش گاز، بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته‌اند؛ موضوعی که هم به ضرورت افزایش تولید و هم به نیاز کشور برای مدیریت ناترازی انرژی مربوط می‌شود. در چنین شرایطی، توسعه ظرفیت حفاری نه‌فقط یک تغییر عملیاتی، بلکه بخشی از الزامات پیشبرد طرح‌هایی است که تأخیر در آنها می‌تواند بر برنامه‌های تأمین انرژی نیز اثر بگذارد.  فاز ۱۱ پارس جنوبی و پروژه‌های اینفیل در این میدان، از جمله طرح‌هایی هستند که به دلایل مختلف فنی و اجرایی، همواره با حساسیت بالایی دنبال شده‌اند. میدان گازی بلال نیز از پروژه‌های مهمی است که پیشرفت آن می‌تواند در افزایش ظرفیت تولید نقش داشته باشد. به همین دلیل، اضافه شدن دکل‌های فعال در این پروژه‌ها می‌تواند به توزیع بهتر توان حفاری، پیشبرد هم‌زمان‌تر عملیات و کاهش بخشی از وقفه‌های اجرایی کمک کند.  البته افزایش تعداد دکل‌ها به خودی خود به معنای رشد فوری تولید نیست. در صنعت بالادست، فاصله میان تجهیز کارگاه، حفاری، تکمیل چاه و رسیدن به تولید، فاصله‌ای واقعی و گاه طولانی است به همین دلیل، اثر نهایی این افزایش ظرفیت زمانی روشن‌تر می‌شود که در پیشرفت فیزیکی پروژه‌ها، تکمیل چاه‌ها و ورود ظرفیت جدید به مدار تولید نمود پیدا کند. با این حال، از منظر اجرایی، افزایش تعداد دکل‌ها را می‌توان یکی از پیش‌نیازهای مهم برای سرعت گرفتن پروژه‌ها ارزیابی کرد.  در میادین مشترک، اهمیت زمان دوچندان است. هر میزان تأخیر در توسعه این میادین، علاوه بر آثار اقتصادی، می‌تواند از منظر حفظ سهم تولید نیز اهمیت پیدا کند. به همین دلیل، تقویت ظرفیت حفاری در پروژه‌های مرتبط با این میادین، بیش از یک اقدام عادی اجرایی تلقی می‌شود و در عمل بخشی از راهبرد توسعه سریع‌تر پروژه‌های اولویت‌دار به حساب می‌آید. شرکت مجری این پروژه‌ها- پتروپارس- اعلام کرده افزایش ظرفیت ناوگان دکل‌های دریایی در بازه‌ای کمتر از یک سال انجام شده و دکل‌های جدید در پروژه‌های اولویت‌دار به کار گرفته شده‌اند. هرچند در اطلاع‌رسانی‌های رسمی، بر نقش این اقدام در تقویت تولید گاز تأکید شده، اما ارزیابی دقیق‌تر اثر آن نیازمند زمان و مشاهده نتایج عملیاتی در ماه‌های آینده است؛ بویژه آن‌که در پروژه‌های دریایی، افزایش ظرفیت اجرایی زمانی اهمیت نهایی خود را نشان می‌دهد که به تکمیل موفق عملیات حفاری و بهره‌برداری منجر شود.  با این حال، آنچه در شرایط فعلی اهمیت دارد، جهت‌گیری کلی این تحول است. افزایش ظرفیت حفاری در پروژه‌های دریایی نشان می‌دهد تمرکز بر بخش بالادستی گاز، همچنان یکی از محورهای اصلی در برنامه‌های توسعه‌ای حوزه انرژی است. در شرایطی که بخش بزرگی از امنیت انرژی کشور به پایداری تولید گاز وابسته است، تقویت تجهیزات عملیاتی در میادین دریایی می‌تواند به عنوان یکی از نشانه‌های تلاش برای بالا بردن سرعت اجرای پروژه‌ها ارزیابی شود.   
افزایش تعداد دکل‌های فعال در پروژه‌های گازی خلیج فارس را باید بیش از آن‌که صرفاً یک تغییر عددی دانست، به عنوان نشانه‌ای از تقویت توان اجرایی در بخش حفاری دریایی دید؛ ظرفیتی که اگر با تداوم عملیات، تکمیل چاه‌ها و پیشرفت واقعی پروژه‌ها همراه شود، می‌تواند در ماه‌های پیش رو بر روند توسعه میادین گازی و افزایش ظرفیت تولید اثر ملموس‌تری بگذارد.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و هفت
 - شماره نه هزار و چهل و هفت - ۲۳ خرداد ۱۴۰۵