ظرفیت‌های تازه برای سینمای دفاع مقدس

جنگی که روایت را عوض کرد

علی نعیمی
منتقد سینما


جنگ‌ها فقط جغرافیا را تغییر نمی‌دهند، زبان روایت را نیز دگرگون می‌کنند. هر جنگی قهرمانان، زخم‌ها، خاطره‌ها و در نهایت روایت‌های مخصوص به خود را می‌آفریند. اگر جنگ هشت‌ساله ایران و عراق بنیان‌گذار ژانری شد که امروز آن را با عنوان «سینمای دفاع مقدس» می‌شناسیم، تحولات نظامی و سیاسی سال‌های اخیر نیز این ضرورت را پیش روی سینمای ایران قرار داده‌اند که بار دیگر خود را بازتعریف کند. دو درگیری و جنگ تحمیلی اخیر منطقه‌ای نشان داده‌اند که ماهیت نبرد در قرن بیست‌ویکم تا چه اندازه تغییر کرده و به همین نسبت، سینمای جنگ نیز نیازمند زبان و فرم تازه‌ای است.
سینمای دفاع مقدس ایران طی چهار دهه گذشته عمدتاً بر الگوی مشخصی استوار بوده است؛ رزمنده در جبهه، خط مقدم، خاکریز، عملیات نظامی، ایثار فردی و جمعی و مواجهه مستقیم با دشمن. آثاری چون «دیده‌بان»، «مهاجر»، «از کرخه تا راین»، «آژانس شیشه‌ای»، «دوئل» و «چ» هر کدام در دوره خود تصویری از جنگ کلاسیک ارائه کردند؛ جنگی که میدان نبرد آن تا حد زیادی مشخص بود و خطوط درگیری تعریف روشنی داشت.
 اما جنگ‌های امروز دیگر صرفاً در میدان‌های سنتی رخ نمی‌دهند. دشمن ممکن است صدها کیلومتر دورتر باشد. پهپادها جای بخشی از نیروهای انسانی را گرفته‌اند. هوش مصنوعی در تحلیل اطلاعات نقش ایفا می‌کند. تلفن همراه به یک ابزار نظامی تبدیل شده و شبکه‌های اجتماعی گاه به اندازه یک موشک در سرنوشت یک عملیات اثرگذار هستند. این تحولات به معنای آن است که سینمای دفاع مقدس نیز ناگزیر از عبور از الگوهای پیشین و ورود به قلمروهای تازه است.
یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های جدید، «جنگ شهری» است. در جنگ هشت‌ساله، هرچند شهرهایی مانند خرمشهر، آبادان و دزفول درگیر بودند، اما بخش عمده روایت‌های سینمایی بر جبهه‌های نظامی تمرکز داشت. در جنگ‌های جدید، شهر خود به میدان اصلی نبرد تبدیل می‌شود. زندگی روزمره مردم، اضطراب خانواده‌ها، پناهگاه‌ها، قطع ارتباطات، تخلیه مناطق مسکونی و تلاش برای حفظ زندگی عادی در دل بحران، ظرفیت‌های دراماتیک گسترده‌ای برای فیلمسازان ایجاد می‌کند.
 موضوع دیگر، «جنگ هوایی» است. در سال‌های اخیر نقش موشک‌ها، پهپادها و سامانه‌های دفاعی بیش از هر زمان دیگری برجسته شده است. این حوزه هنوز در سینمای ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته، در حالی که می‌تواند بستری برای خلق آثار مهیج و مدرن باشد. قهرمان امروز الزاماً رزمنده‌ای در سنگر نیست؛ ممکن است اپراتور سامانه‌ای دفاعی باشد که کیلومترها دورتر از خط درگیری، مسئول تصمیمی سرنوشت‌ساز است.
 اما شاید مهم‌ترین تفاوت جنگ‌های امروز با جنگ‌های گذشته، حضور «جنگ روایت‌ها» باشد. در دوران دفاع مقدس، رسانه‌ها به خاطر نبود اینترنت و شبکه‌های اجتماعی در آن دوران محدود بودند و انتقال اخبار مسیر مشخصی داشت. اکنون هر شهروند با یک تلفن همراه می‌تواند به یک رسانه تبدیل شود. در چنین شرایطی، نبرد تنها بر سر تصرف زمین نیست، بلکه بر سر تصرف ذهن‌ها و افکارعمومی نیز هست. این موضوع ظرفیت بزرگی برای سینما و سریال‌سازی ایجاد می‌کند. خبرنگاران، تولیدکنندگان محتوا، فعالان رسانه‌ای و حتی کاربران عادی شبکه‌های اجتماعی می‌توانند به شخصیت‌های اصلی آثار جنگی آینده تبدیل شوند. روایت قهرمانی که نه با اسلحه، بلکه با تصویر، خبر یا روایت در حال مبارزه است، یکی از موضوعاتی است که کمتر در سینمای ایران به آن پرداخته 
شده است.
 از سوی دیگر، ورود فناوری‌های نوین مانند هوش مصنوعی به عرصه نبرد، امکانات تازه‌ای برای داستان‌پردازی فراهم می‌کند. تصمیم‌گیری‌های مبتنی بر داده، عملیات سایبری، حملات دیجیتال و جنگ اطلاعاتی از جمله موضوعاتی هستند که در سینمای جهان به تدریج جای خود را باز کرده‌اند و سینمای ایران نیز نمی‌تواند نسبت به آنها بی‌تفاوت بماند.
نکته مهم دیگر، تغییر چهره قهرمان در سینمای جنگ است. قهرمان امروز لزوماً یک فرمانده نظامی یا رزمنده خط مقدم نیست. پزشک، امدادگر، خبرنگار، متخصص فناوری، کارشناس امنیت سایبری، راننده آمبولانس یا حتی یک شهروند عادی می‌تواند شخصیت مرکزی روایت در فیلم‌ها باشد. این تنوع به سینمای دفاع مقدس امکان می‌دهد دامنه مخاطبان خود را گسترش دهد و از تکرار الگوهای آشنا 
فاصله بگیرد.
 البته بهره‌گیری از این ظرفیت‌ها نیازمند تغییر نگاه نیز هست. سینمای جنگ اگر بخواهد صرفاً به بازتولید فرمول‌های دهه‌های گذشته اکتفا کند، از درک واقعیت‌های جدید باز خواهد ماند. نسل جوان امروز تجربه مستقیمی از جنگ هشت‌ساله ندارد و جهان را از دریچه اینترنت، شبکه‌های اجتماعی و فناوری‌های نو می‌بیند. بنابراین روایت جنگ برای او نیز باید با زبان زمانه‌اش شکل بگیرد.
سینمای دفاع مقدس در چهار دهه گذشته بخش مهمی از حافظه تاریخی ایرانیان را ثبت کرده است. اکنون اما در آستانه مرحله‌ای تازه قرار دارد. جنگ‌های جدید، واقعیت‌های جدیدی را پیش روی جامعه قرار داده‌اند و این واقعیت‌ها به همان اندازه که تهدید هستند، برای هنر و سینما فرصت نیز محسوب 
می‌شوند.
 شاید مهم‌ترین وظیفه فیلمسازان امروز آن باشد که نشان دهند مفهوم دفاع، ایثار و مقاومت همچنان پابرجاست، اما شکل ظهور آن تغییر کرده است. همان‌طور که نسل دهه شصت روایت خود را داشت، نسل امروز نیز نیازمند روایت‌های تازه‌ای است که از دل جهان پیچیده و چندلایه معاصر بیرون آمده باشند. آینده سینمای دفاع مقدس در کشف همین افق‌های جدید نهفته است؛ افق‌هایی که جنگ‌های تحمیلی اخیر بیش از هر زمان دیگری آنها را پیش روی سینمای ایران 
گشوده‌اند.