مجید جلالی، کارشناس فوتبال در گفت‌وگو با «ایران»:

جام جهانی ابر پدیده‌ای برای دوستی ملت‌هاست

مهری رنجبر / جام جهانی ۲۰۲۶ از همان سوت آغاز، نشان داد قرار نیست تنها با فوتبال در زمین مسابقه خبرساز شود. حاشیه‌های غیر ورزشی پیش از شروع رقابت‌ها، در کنار دیدارهای پرتنش و فیزیکی روزهای اول، این تورنمنت را به یکی از پرگفت‌وگوترین دوره‌های جام جهانی تبدیل کرده است. در حالی که برخی نگاه‌ها به مسائل خارج از مستطیل سبز دوخته شده، عملکرد تیم‌های نوظهور و نمایش امیدوارکننده نمایندگان آسیا، توجه کارشناسان را به تحولات فنی فوتبال جهان جلب کرده است. پیروزی ارزشمند کره جنوبی مقابل جمهوری چک و صعود زودهنگام این تیم نیز یکی از نشانه‌های تغییر موازنه قدرت در فوتبال امروز به شمار می‌رود.
مجید جلالی، کارشناس فوتبال، در گفت‌وگو با «ایران» درباره فلسفه شکل‌گیری جام جهانی اظهار می‌کند: «با ورود جهان به قرن بیستم، این احساس به وجود آمد که باید شرایطی فراهم شود تا مردم کشورهای مختلف بتوانند در کنار یکدیگر از زندگی لذت ببرند و ورزش بهترین ابزار برای تحقق این هدف بود. به همین دلیل المپیک و رقابت‌های جهانی در رشته‌های مختلف شکل گرفت که فوتبال نیز یکی از مهم‌ترین آنها بود. بویژه اینکه فوتبال در چندین قاره با استقبال گسترده‌ای روبه‌رو شده بود. بر همین اساس و با این فلسفه که بتواند زمینه‌ساز دوستی میان ملت‌ها و تبادل فرهنگ اقوام مختلف باشد، جام جهانی فوتبال پایه‌گذاری شد.»
او معتقد است سیاستمداران از همان ابتدا به دلیل محبوبیت فوتبال تمایل داشتند سهمی از این پدیده اجتماعی داشته باشند: «در کتاب‌های تاریخ فوتبال آمده است که در قرن‌های چهاردهم و پانزدهم میلادی، مردم انگلستان با توپ‌های پارچه‌ای فوتبال بازی می‌کردند. این توپ از یک روستا به روستای دیگر برده می‌شد و مردم برای آن جشن و پایکوبی برپا می‌کردند. البته گاهی نیز تصاحب توپ به درگیری و زد و خورد می‌انجامید. در چنین فضایی، سیاستمداران وقتی میزان علاقه و توجه مردم به فوتبال را دیدند، تلاش کردند از این ظرفیت بهره‌برداری کنند و حتی گاهی با صدور بیانیه‌هایی از آن با عنوان «ورزش اشباح» یاد می‌کردند. امروز هم سیاستمداران سهم خود را از فوتبال مطالبه می‌کنند. در حالی که محبوبیت فوتبال و جام جهانی به اندازه‌ای افزایش یافته که حتی از المپیک نیز پیشی گرفته است، اما در مقابل، فوتبال بیش از گذشته سیاسی شده است. نمونه آن را می‌توان در رفتارهای سیاسی آمریکا، یکی از میزبانان جام جهانی ۲۰۲۶، در قبال برخی تیم‌های شرکت‌کننده مشاهده کرد.» جلالی با اشاره به چالش‌های به وجود آمده در این دوره از رقابت‌ها معتقد است فیفا برای آینده تدابیر تازه‌ای خواهد اندیشید: «بدون تردید اتفاقات و چالش‌های جام جهانی ۲۰۲۶ تجربه ارزشمندی برای فیفا خواهد بود تا برای دوره‌های بعدی، پروتکل‌ها و سازوکارهای جدیدی تدوین کند. هدف این است مشکلاتی که تیم‌های شرکت‌کننده در این دوره با آن مواجه شدند، در ادوار آینده تکرار نشود؛ شرایطی که تقریباً هیچ‌یک از طرف‌های حاضر در مسابقات از آن رضایت نداشتند.»
این کارشناس فوتبال همچنین معتقد است جام جهانی ۲۰۲۶ می‌تواند سکوی معرفی قدرت‌های نوظهور فوتبال جهان باشد: «دیدار افتتاحیه میان مکزیک و آفریقای جنوبی از نظر فنی کیفیت چندان بالایی نداشت، اما در مقابل، پیروزی ۲ بر یک کره جنوبی برابر جمهوری چک نشان داد که فوتبال آسیا مسیر پیشرفت را با سرعت خوبی طی کرده و می‌تواند در آینده حرف‌های زیادی برای گفتن داشته باشد. بدون شک با روند رو به رشد فوتبال آسیا، در سال‌های آینده شاهد ظهور و تثبیت جایگاه تیم‌هایی مانند ژاپن در سطح اول فوتبال جهان خواهیم بود. همچنین درخشش عربستان سعودی و کره جنوبی کاملاً مشهود است. شاید کره جنوبی حدود ۷۰ سال است که نتوانسته روی سکوی قهرمانی جام ملت‌های آسیا قرار بگیرد و عربستان نیز نزدیک به ۳۵ سال است که عنوان مهمی در آسیا کسب نکرده، اما هدف اصلی این کشورها موفقیت و درخشش در جام جهانی است. نشانه‌هایی که از ظهور قدرت‌های جدید در فوتبال جهان حکایت دارد. دور از انتظار نیست که این تیم‌ها به تدریج خود را به جمع هشت تیم برتر فوتبال دنیا  برسانند.»

 

ضدحمله در مه سانفرانسیسکو

قطــر           سوئیس

 ‌شنبه ۲۳ خرداد 
 ساعت ۲۲:۳۰

دیدار قطر و سوئیس در گروه دوم جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از آنکه یک مسابقه تهاجمی باشد، تقابل دو منطق تاکتیکی برای کنترل ریتم و بستن فضاهاست؛ جدالی که در آن جزئی‌ترین جابه‌جایی‌ها می‌تواند سرنوشت بازی را تغییر دهد.
قطر با هدایت لوپتگی تلاش می‌کند چهره‌ای منسجم‌تر از گذشته ارائه دهد؛ تیمی با بلوک دفاعی فشرده که در فاز انتقال، به ضدحملات سریع و مستقیم تکیه دارد. اکرم عفیف و المعز علی، نقش کلیدی در این گذارها دارند و می‌توانند در لحظه، جریان بازی را تغییر دهند. موفقیت قطر وابسته به کیفیت اولین پاس پس از بازپس‌گیری توپ است؛ جایی که انتقال به نیم‌فضاها اهمیت حیاتی دارد، در غیر این صورت، تیم در برابر پرس منظم اروپایی‌ها دچار کندی و محدودیت در کناره‌ها می‌شود.
در سوی دیگر، سوئیس با ساختار آشنا و منظم خود وارد میدان می‌شود؛ تیمی مبتنی بر فشردگی خطوط و کنترل مرکز زمین. گرانیت ژاکا، عنصر تعیین‌کننده ریتم بازی است؛ بازیکنی که می‌تواند سرعت را کاهش دهد یا با پاس عمقی، ساختار حریف را بشکند. سوئیس معمولاً به دنبال بردی اقتصادی و کم‌ریسک است. نبرد اصلی در میانه میدان شکل می‌گیرد؛ جایی که کنترل مرکز، مسیر کل بازی را تعیین خواهد کرد.

 

ضرباهنگ برزیل قفل مراکش

برزیل           مراکش

 یکشنبه ۲۴ خرداد
ساعت  ۱:۳۰ بامداد

در نیوجرسی نیویورک، جدال برزیل و مراکش یکی از کلاسیک‌ترین تقابل‌های سبکی فوتبال معاصر را رقم می‌زند؛ رویارویی فوتبال مالکانه و تکنیکی برزیل با سازمان دفاعی سخت‌جان و بلوک فشرده مراکش. دو جهان متفاوت که بر یک زمین مشترک به آزمون گذاشته می‌شوند.
برزیل با اتکا به کیفیت فردی بالای خطوط هجومی، همواره در چنین بازی‌هایی به دنبال شکستن زودهنگام قفل دفاعی حریف است. ریتم بازی آنها بر گردش سریع توپ، تغییر جهت‌های ناگهانی و نفوذ از نیم‌فضاها استوار است؛ جایی که حضور وینیسیوس و دیگر مهره‌های هجومی می‌تواند هر خط دفاعی را به مرز فروپاشی برساند، اگر فضا در اختیارشان قرار گیرد.
در سوی مقابل، مراکش تیمی نیست که به‌سادگی از هم بپاشد. ساختار دفاعی این تیم بر انسجام خطی، دوندگی مستمر و بستن مسیرهای مرکزی بنا شده است. مراکش در تورنمنت‌های بزرگ نشان داده استاد مدیریت بازی‌های بزرگ است؛ تیمی که جریان بازی در عمق را می‌بندد و حریف را به کناره‌ها هدایت می‌کند، جایی که فشار دو به یک و بازگشت سریع مدافعان، کیفیت حمله را کاهش می‌دهد. نقطه تعیین‌کننده، توان برزیل در عبور از پرس اولیه و جلوگیری از تبدیل مسابقه به جنگی فرسایشی است؛ جایی که جزئیات، سرنوشت را می‌نویسند.

 

جنگ فیزیک و  تکنیک

استرالیا      ‌ترکیه

یکشنبه ۲۴ خرداد
ساعت ۲:۳۰ بامداد

در ونکوور کانادا، جدال استرالیا و ترکیه از گروه چهارم جام جهانی ۲۰۲۶، تصویری از یک نبرد تمام‌عیار فیزیکی و تاکتیکی است؛ مسابقه‌ای که در آن کمتر رد پای نبوغ فردی و بیشتر اثر جنگ ساختارها، دوئل‌های میانه میدان و مدیریت توپ‌های دوم دیده می‌شود.
استرالیا با هویت سنتی و شناخته‌شده‌اش وارد زمین می‌شود؛ تیمی مستقیم، پرانرژی و متکی بر ارسال‌های سریع، بازی در عمق و استفاده از قدرت بدنی در نبردهای هوایی. آنها معمولاً از همان دقایق ابتدایی تلاش می‌کنند ریتم مسابقه را به سمت درگیری‌های فیزیکی ببرند و حریف را از جریان روان پاسکاری خارج کنند تا بازی به زمین دلخواهشان نزدیک شود.
در سوی دیگر، ترکیه با ترکیبی از تکنیک فردی و نوسان‌های تاکتیکی پا به میدان می‌گذارد؛ تیمی که می‌کوشد با گردش توپ و نفوذ از نیم‌فضاها، کنترل مسابقه را در اختیار بگیرد. ترکیه زمانی به حداکثر خطر می‌رسد که بتواند فاصله خطوط فشرده استرالیا را باز کند و بازی را از حالت مستقیم خارج سازد، هرچند در برابر تیم‌های فیزیکی و پرتنش، گاهی در فاز دفاعی دچار عدم ثبات می‌شود.
نقطه تعیین‌کننده، کنترل میانه میدان و نبرد بر سر توپ‌های برگشتی است؛ جایی که کوچک‌ترین خطا می‌تواند مسیر مسابقه را تغییر دهد.

 

نظم آلمان  سکوت کوراسائو

آلمان      ‌کوراسائو

 یکشنبه ۲۴ خرداد
ساعت ۴:۳۰ بامداد
در هیوستون، تقابل آلمان و کوراسائو از گروه پنجم جام جهانی ۲۰۲۶، روی کاغذ نامتوازن به نظر می‌رسد، اما در بطن بازی، بیش از نتیجه، کیفیت مدیریت جریان مسابقه و کنترل ذهنی بازیکنان تعیین‌کننده خواهد بود.
آلمان با هویت کلاسیک خود پا به میدان می‌گذارد؛ تیمی مبتنی بر نظم تاکتیکی، پرس ساختاریافته و گردش سریع توپ. حتی در بازی‌های کم‌ریسک نیز تلاش می‌کند ریتم را در اختیار بگیرد و نیمه زمین حریف را تحت سلطه کامل خود درآورد. این تیم با استفاده از عرض زمین، تغییر جهت‌های سریع و جابه‌جایی‌های حساب‌شده، به ‌دنبال شکستن بلوک دفاعی حریف است و در چنین مسابقاتی معمولاً چشم به گل زودهنگام برای باز کردن قفل بازی دارد. در سوی مقابل، کوراسائو با رویکردی کاملاً تدافعی و مبتنی بر بستن فضاها وارد زمین می‌شود؛ تیمی که با بلوک پایین، تراکم در مرکز میدان و اتکای محدود به ضدحملات، تلاش می‌کند زمان را مدیریت کند و از فشار اولیه جان سالم به در ببرد. با این حال، چالش اصلی آنها برابر تیمی مانند آلمان، تحمل فشار ممتد و جلوگیری از شکستن خطوط در نیم‌فضاهاست. نقطه کلیدی مسابقه، سرعت انتقال آلمان از مالکیت به نفوذ است؛ اگر گل زودهنگام شکل بگیرد، بازی به سمت یک نمایش یک‌طرفه پیش می‌رود، در غیر این صورت، کوراسائو می‌تواند مسابقه را به نبردی فرسایشی و مبتنی بر جزئیات تبدیل کند.

 

ضدحمله  در مه

 هائیتی      ‌اسکاتلند

یکشنبه ۲۴ خرداد 
 ساعت ۴:۳۰ بامداد
در بوستون، جدال هائیتی و اسکاتلند از گروه سوم جام جهانی ۲۰۲۶، بیش از آنکه صرفاً یک مسابقه باشد، برخورد دو جهان متفاوت در ساختار، تجربه و سبک بازی است؛ تقابلی میان انرژی خام و نظم تثبیت‌شده.
هائیتی با تکیه بر دوندگی، ریتم بالا و لحظات انفجاری فردی وارد زمین می‌شود؛ تیمی که می‌کوشد با انتقال‌های سریع، حریف را از شکل سازمان‌یافته خارج کند و جریان بازی را به آشوب کنترل‌شده بکشاند. نقطه قوت آنها در ضدحملات و حمله به فضاهای پشت مدافعان است، اما در برابر تیم‌های اروپایی معمولاً با چالش حفظ تمرکز دفاعی و دشواری در مالکیت طولانی‌مدت روبه‌رو می‌شوند؛ اگر فشار اولیه به نتیجه نرسد، ناچار به عقب‌نشینی تدریجی خواهند شد.
در سوی دیگر، اسکاتلند با هویتی مشخص و منسجم پا به میدان می‌گذارد؛ تیمی مبتنی بر دوئل‌های فیزیکی، ارسال‌های مستقیم و بهره‌گیری از توپ‌های دوم. آنها تلاش می‌کنند مسابقه را به نبردی فشرده در میانه میدان تبدیل کنند و با کاهش ریتم، سرعت بازی را از حریف بگیرند و کنترل را در دست داشته باشند.
نقطه تعیین‌کننده این جدال، مدیریت میانه میدان و کیفیت تصمیم‌گیری در لحظات ‌گذار است؛ اگر اسکاتلند بازی را در قالب فیزیکی خود تثبیت کند، برتری با اوست، اما اگر هائیتی از فشار اولیه عبور کند، مسابقه به نبردی پرنوسان و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل می‌شود.

 

ژاپن در برابر هندسه هلند
هلند        ژاپن

یکشنبه ۲۴ خرداد
ساعت ۲۲:۳۰

در دالاس، تقابل هلند و ژاپن از گروه ششم جام جهانی ۲۰۲۶، یکی از منظم‌ترین و تاکتیکی‌ترین دوئل‌های این مرحله را شکل می‌دهد؛ رویارویی فوتبال مالکانه و فیزیکی اروپایی با فوتبال ساختارمند، سریع و جزئی‌نگر آسیایی.
هلند با هویت شناخته‌شده خود وارد میدان می‌شود؛ تیمی متکی بر گردش توپ، استفاده از عرض زمین و اتکای جدی به کیفیت فردی در نیم‌فضاها. این تیم زمانی که بتواند ریتم بازی را در اختیار بگیرد، با جابه‌جایی‌های سریع، تغییر جهت‌های مداوم و اضافه شدن مدافعان کناری به فاز حمله، فشار سنگینی بر ساختار دفاعی حریف وارد می‌کند و جریان بازی را به سمت مالکیت کامل هدایت می‌کند. در سوی مقابل، ژاپن تیمی است که بر پایه نظم تاکتیکی، پرس هماهنگ و انتقال‌های سریع از دفاع به حمله شکل گرفته است. این تیم اجازه استقرار راحت در مرکز زمین را به حریف نمی‌دهد و با فشردگی خطوط و دقت در بستن مسیرهای پاس، بازی را به سمت خطاهای اجباری سوق می‌دهد. سرعت تصمیم‌گیری و بهره‌گیری از کوچک‌ترین فضاها در ضدحملات، مهم‌ترین سلاح ژاپن است. نقطه تعیین‌کننده این مسابقه، کنترل میانه میدان و کیفیت خروج از پرس است؛ اگر هلند فشار ژاپن را بشکند، بازی را در اختیار می‌گیرد، اما در صورت حفظ ساختار ژاپن، مسابقه به نبردی کم‌خطا و کاملاً تاکتیکی تبدیل می‌شود.
                                              

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و هفت
 - شماره نه هزار و چهل و هفت - ۲۳ خرداد ۱۴۰۵