در حافظه موقت ذخیره شد...
دوران انقلاب مشروطه ایران
تحولات سیاسی ایران در سالهای ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۱ مرحلهای نو در تاریخ این سرزمین را رقم زد و معمولاً بهعنوان دوره انقلاب مشروطه شناخته میشود. همانگونه که در قیام جوانان ترک در سال ۱۹۰۸ شاهد بودیم، معرفی حکومت مشروطه در ایران نیز بهعنوان ابزاری برای مقابله با استبداد سلطنتی بهکار گرفته شد. با این حال، اگرچه حرکت مشروطهخواهی عثمانی بر پایه نخبگان بوروکراتیک متحول و با نیروی نظامی اصلاحطلب پیریزی شده بود، جنبش مشروطهخواهی ایران توسط ائتلافی ناهمگون و متشکل از ایدههای گاه متناقض هدایت میشد. این ائتلاف شامل سه گروه اصلی بود: تجار سنتی بازار، علما و جمعی کوچک از اصلاحطلبان رادیکال. هر یک از این گروهها بر این باور بودند که با محدود کردن قدرت شاه، میتوانند کشور را در مسیر دلخواه خود هدایت کنند.
اعتراضات مردمی که در جریان فرمان مشروطه ۱۹۰۶ به اوج خود رسید، سیاستهای مظفرالدین شاه (۱۹۰۶–۱۸۹۶)، شاهی ضعیف و ناتوان را نشانه رفت. مظفرالدین شاه با همان مشکلی روبهرو بود که بسیاری از قاجاریان با آن دست به گریبان بودند: چگونه میتوان درآمدی کافی برای تأمین هزینههای گزاف دربار سلطنتی فراهم کرد؟ برای پاسخ به این پرسش، شاه بار دیگر به شیوه اعطای امتیازات متوسل شد. در سال ۱۹۰۱، او امتیاز بهرهبرداری از حقوق نفت سراسر کشور، بجز پنج استان شمالی را به یک تبعه بریتانیایی به نام ویلیام دارسی واگذار کرد. در مقابل، دولت ایران تنها ۱۶ درصد از سود سالانه شرکت را دریافت میکرد. این تصمیم به گرانترین واگذاری منابع ملی ایران بدل شد. نفت ایران در سال ۱۹۰۸ به صورت تجاری کشف شد و تا سال ۱۹۱۴، دولت بریتانیا به بزرگترین سهامدار شرکت دارسی تبدیل شد. این امر سبب شد که ذخایر عظیم نفت ایران در اختیار بریتانیا قرار گیرد و کنترل لندن بر منابع نفتی ایران به یکی از ارکان اصلی سیاستهای امپراطوری بریتانیا در خاورمیانه
بدل شود.

