حمله ایران به اسرائیل؛ نظم جدید خاورمیانه چگونه به نفع تهران تغییر می‌کند؟

تغییر قاعده بازی

حمله موشکی ایران به اسرائیل در پی حملات تل‌آویو به بیروت، صرفاً یک پاسخ نظامی مقطعی نبود، بلکه نشانه‌ای از تغییر قواعد درگیری و بازتعریف معادلات بازدارندگی در خاورمیانه است. این تحول در شرایطی رخ داد که آتش‌بس در لبنان با خوی تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی همان‌طور که قابل انتظار هم بود در آستانه فروپاشی قرار گرفت؛ آتش‌بسی که بر اساس معیارهای آمریکایی-صهیونیستی تمرکز اصلی آن بر توقف اقدامات مقاومت لبنان قرار داشت، بدون تعهدات متقابل و الزام‌آور مشابه از سوی اسرائیل اساساً چیزی نبود که مورد تحمل ایران و اتاق فرماندهی مشترک مقاومت در منطقه قرار گیرد. در نهایت، با تشدید حملات و تداوم چرخه درگیری، این آتش‌بس نتوانست دوام بیاورد و عملاً از کارکرد خود خارج شد. در چنین فضایی، ورود مستقیم ایران به معادله درگیری‌ها، فراتر از یک اقدام تاکتیکی، به‌عنوان بخشی از یک راهبرد کلان قابل تحلیل است. این اقدام می‌تواند به بازطراحی نظم جدید منطقه‌ای منجر شود. در این چارچوب، کشورمان با افزایش سطح بازدارندگی و گسترش عمق نفوذ منطقه‌ای خود، سعی در تحمیل قواعد جدید در معادلات امنیتی خاورمیانه دارد. این موضوع همچنین کارآمدی و نفوذ ایالات متحده در مدیریت بحران را با دشواری‌های جدی روبه‌رو کرد. در ادامه، مجموعه‌ای از دیدگاه‌ها و تحلیل‌های کارشناسان و ناظران بین‌المللی در این زمینه و پس از دور جدید عملیات پیش دستانه ایران به اراضی اشغالی آمده است.

خطوط نبرد جابجا شده است
تریتا پارسی

معاون و نائب رئیس اندیشکده کوئینسی

این اولین‌بار است که ایران پس از حمله اسرائیل به خاک کشوری دیگر (یعنی جایی غیر از ایران)، به اسرائیل حمله کرده است.  این بدان معناست که خطوط نبرد جابه‌جا شده‌اند.
 بازدارندگی ایران پیش از این به این معنا احیا شده بود که اسرائیل می‌دانست هرگونه حمله‌ای به ایران با پاسخ مواجه خواهد شد. 
اما اکنون، ایران ثابت کرده است که به حملات اسرائیل به لبنان نیز پاسخ خواهد داد. این اولین‌بار در چندین دهه گذشته است که یک قدرت منطقه‌ای، ابزار، ظرفیت و تمایل لازم برای به‌کارگیری قدرت سخت در برابر مانورهای نظامی یا تجاوزات اسرائیل علیه یک طرف ثالث را دارد. این امر بویژه از آن جهت حائز اهمیت است که ترامپ سیگنال‌هایی را مبنی بر تلاش برای مهار اسرائیل و جلوگیری از ادامه تنش‌ها ارسال کرده است.
 اما اینکه آیا این وضعیت به فلسطین نیز تعمیم خواهد یافت یا خیر هنوز مشخص نیست، اما اگر چنین شود، می‌تواند بازی را به‌طور کامل تغییر دهد. اسرائیل تاکنون توانسته است بدون مواجهه با هیچ عواقب واقعی، اراضی دیگران را ضمیمه خاک خود کند و مرتکب نسل‌کشی و جنایات جنگی شود؛ چرا که غرب از برخورد با آن خودداری کرده و هیچ قدرت منطقه‌ای نیز قدرت سخت لازم برای تحمیل هزینه به اسرائیل را نداشته است. اگر این معادله تغییر کند، آینده منازعه اسرائیل و فلسطین احتمالاً دستخوش چرخشی بزرگ خواهد شد.
 به همین دلیل است که اسرائیل هر کاری انجام خواهد داد تا مانع از هرگونه تغییر در این وضعیت شود. از دیدگاه ایالات متحده، حمایت از اسرائیل در این مقطع، آمریکا را مجدداً متعهد به سیاست چند دهه اخیر خود می‌کند؛ سیاستی که به دنبال حفظ توازنی در منطقه است که سلطه تقریباً کامل اسرائیل را تضمین کند. این سیاست هزینه‌های بسیار سنگینی برای منافع آمریکا به همراه داشته، منطقه را بی‌ثبات کرده و به اسرائیلی‌ها اجازه داده است تا به‌طور فزاینده‌ای تهاجمی‌تر و بی‌محاباتر عمل کنند.

 

 ایران و بازطراحی نظم جدید خاورمیانه
 اندرو گاثروپ
مدرس تاریخ و مطالعات بین‌الملل دانشگاه لیدن

ایران برای اولین‌بار در دو ماه گذشته، چندین موج موشکی به سمت اسرائیل شلیک کرد. آنچه اهمیت دارد زمینه ژئوپلتیکی‌ای است که این رخدادها در آن اتفاق افتاده‌اند. 
ایران در تلاش است یک نظم منطقه‌ای جدید بر پایه قواعد تازه ایجاد کند و ممکن است در این کار موفق شود. ویژگی قابل توجه این نظم این است که ایران تا حدی تعیین می‌کند اسرائیل و آمریکا چه کارهایی می‌توانند انجام دهند و چه کارهایی را نمی‌توانند. 
ایران این دور تازه درگیری را نه به دلیل حمله به خاک خود، بلکه برای تلاش در جهت محدود کردن اقدامات نظامی اسرائیل در لبنان آغاز کرد. شش ماه پیش، اسرائیل می‌توانست بدون مداخله ایران در لبنان هر اقدامی انجام دهد. اما اکنون، به خاطر جنگ ترامپ و نتانیاهو، تهران به اندازه‌ای احساس قدرت می‌کند که تلاش کند برای اقدامات اسرائیل حتی در نزدیکی مرزهای خودش محدودیت تعیین کند.
 ما به‌طور غیرمستقیم همین الگو را در تنگه هرمز نیز در ماه گذشته مشاهده کرده‌ایم. ایران اندکی پس از آغاز جنگ در اواخر فوریه، کنترل شدیدی بر این آبراه حیاتی برقرار کرد و قصد ندارد این کنترل را از دست بدهد.
 این نیز بخشی از نظم منطقه‌ای جدید ایران است. ایران به رقبای خود می‌گوید: «طبق خواسته ما عمل کنید، وگرنه ما فشار خود بر اقتصاد جهانی را افزایش می‌دهیم.» 
دست‌کم در حال حاضر، اقدامات آمریکا نشان می‌دهد که واشنگتن ترجیح می‌دهد ادامه این وضعیت را بپذیرد، به جای آنکه برای تغییر آن تلاش کند. جنبه دیگر این نظم منطقه‌ای جدید، گسترش روش‌های ایران برای وارد کردن هزینه به دشمنانش است تا آنها را به پذیرش این نظم تازه وادار کند.
 ایران نشان داده است که می‌تواند اسرائیل را موشک‌باران کند، به زیرساخت‌های کشورهای حوزه خلیج فارس حمله کند، سربازان آمریکایی را هدف قرار دهد و اقتصاد جهانی نفت را مختل کند، بدون آنکه با خللی مواجه شود.

 

آتش‌بس شکننده
زمینه‌ساز تشدید تنش در منطقه
 دیوید وود
تحلیلگر مسائل لبنان در گروه بین‌المللی بحران

با وجود مجموعه حملات و درگیری‌های اخیر میان ایران و اسرائیل، آتش‌بس به‌طور رسمی نقض نشده؛ هرچند در عمل با چالش‌های جدی مواجه شده است.
 البته ساختار توافق آتش‌بس بین لبنان و اسرائیل از ابتدا شکننده بود، زیرا زمانی که پیشنهاد آتش‌بس میان اسرائیل، آمریکا و لبنان شکل گرفت، بیشتر بر توقف فوری اقدامات حزب‌الله تمرکز داشت و نه الزام متقابل برای اسرائیل. همین عدم توازن باعث شد اجرای کامل آن از ابتدا با ابهام همراه باشد. 
در همین راستا طبیعی است که هرگونه ادامه حملات اسرائیل در جنوب لبنان می‌تواند واکنش حزب‌الله را به دنبال داشته باشد و عملاً مانع از تثبیت آتش‌بس شود.  باید در نظر داشت که در صورت نبود تضمین‌های متقابل، وضعیت می‌تواند به‌سرعت از کنترل خارج شود. در چنین سناریویی، نه‌تنها درگیری‌ها میان حزب‌الله و اسرائیل ادامه می‌یابد، بلکه احتمال گسترش آن به سطحی وسیع‌تر، مانند آنچه بین ایران و اسرائیل شاهد بودیم، نیز افزایش پیدا می‌کند.  به همین دلیل، اولویت فوری آمریکا باید بازگرداندن ثبات و مهار تنش‌ها باشد. 
بر همین اساس، ابتدا باید وضعیت موجود به‌طور کامل تحت کنترل قرار گیرد و سپس یک توقف واقعی و پایدار تضمین شود. در غیر این صورت، لبنان می‌تواند به نقطه‌ای حساس و پرتنش تبدیل شود که مانند «فیوزی در حال سوختن»، هر لحظه امکان شعله‌ور کردن یک بحران منطقه‌ای گسترده‌تر را دارد.

 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و چهار
 - شماره نه هزار و چهل و چهار - ۱۹ خرداد ۱۴۰۵