در حافظه موقت ذخیره شد...
باورهای عربی در دوران ترکان جوان
سعید الحُصری و شکیب ارسلان، نمایندگان تنوع گسترده باورهای عربی بودند که چارچوب عثمانیت قادر به پذیرش آنها بود. الحُصری (1968-1880) تجسم یک حرفهای اروپاییشده بود. او پس از فارغالتحصیلی از کالج خدمات دولتی در سال ۱۹۰۰ به بالکان اعزام شد و ابتدا بهعنوان معلم و سپس مدیر ناحیه مشغول به کار شد. الحُصری، اصلاحطلب و طرفدار نظام مشروطه، پیش از ۱۹۰۸ در فعالیتهای کمیته اتحاد و ترقی مشارکت داشت و از جمله جوانان حرفهای بود که پس از پیروزی کمیته اتحاد و ترقی به شهرت رسید. پس از برکناری عبدالحمید، او در استانبول بهعنوان معلم، مدیر دانشکده تربیت معلم و سردبیر نشریات مرتبط با اصلاحات آموزشی شناخته شد و بهعنوان بنیانگذار آموزش مدرن ترکی به شهرت رسید. الحُصری، عرب سوری، اما در عین حال یک نخبه جهانینگر عثمانی نیز بود و کارنامه موفق او بر پایه خدمت به دولت عثمانی استوار بود. او با علاقهای جدی به حفظ این دولت، اهداف خود را از طریق اصلاحات آموزشی و ترویج ایده وطنپرستی عثمانی دنبال میکرد.
در سوی دیگر، طیف عثمانیت عربی، امیر شکیب ارسلان (1946-1869) قرار داشت. او شاهزادهای دروز از یک خانواده قدرتمند لبنانی بود و تحتتأثیر افکار افرادی چون اسدآبادی و عبده، به حامی سرسخت سیاست عبدالحمید تبدیل شد. ارسلان بهعنوان روزنامهنگار، شاعر و شخصیت سیاسی محلی، بر این باور بود که بقای امپراطوری عثمانی تنها راه جلوگیری از تقسیم امت اسلامی و اشغال آن توسط قدرتهای استعماری اروپایی است. اگرچه از سرنگونی عبدالحمید ناخشنود بود، اما کمیته اتحاد و ترقی را به دلیل تعهد آن به حفظ هسته اسلامی امپراطوری پذیرفت. از سوی دیگر، کمیته اتحاد و ترقی نیز ارزش حمایت یک خانواده معتبر مانند ارسلانها را دریافت و آنان را شایسته پاداش دانست. شکیب ارسلان با حمایت کمیته اتحاد و ترقی در سال ۱۹۱۴ به پارلمان عثمانی راه یافت و دو برادرش نیز به او پیوستند. ارسلانها دریافتند عثمانیت دارای مزایای سیاسی واقعی است و توانستند بهعنوان نمایندگان یک خانواده برجسته عربی، جایگاه خود را در چارچوب رژیم کمیته اتحاد و ترقی حفظ کنند.

