شهروز شریعتی، استاد دانشگاه تربیت مدرس در گفتوگو با «ایران» آخرین تحولات میان ایران و آمریکا را بررسی کرد
طرفین «صلح سرد» را بر تقابل گسترده ترجیح می دهند
گروه دیپلماسی- در حالی که رفت وآمد میانجیها از جمله پاکستان نشان میدهد تهران و واشنگتن همچنان به دنبال یافتن راهی برای عبور از بنبستهای باقیمانده هستند، اختلاف بر سر آزادسازی داراییهای بلوکه شده، نحوه رفع تحریمها و سازوکار تضمین تعهدات همچنان مهمترین گره مذاکرات به شمار میرود. شهروز شریعتی، استاد روابط بینالملل دانشگاه تربیت مدرس معتقد است تغییرات مکرر در مواضع آمریکا بخشی از تاکتیک چانهزنی و در عین حال بازتاب اختلافات در ساختار قدرت واشنگتن است. او همچنین احتمال جنگ فراگیر را ضعیف ارزیابی کرده و بر نقش بازدارنده منافع اقتصادی کشورهای عربی و نزدیک شدن مذاکرات به مرحله تصمیمگیری سیاسی تأکید میکند.
گفته میشود مهمترین گره در تبادل متن میان ایران و آمریکا همچنان نحوه آزادسازی داراییهای مسدودشده ایران است. چه اختلافی بر سر سازوکار اجرای آن وجود دارد؟ سفر دوباره وزیر کشور پاکستان به ایران را که گفته میشود با پیامی راهی تهران شده، چگونه ارزیابی میکنید؟
مسأله داراییها از یک موضوع مالی صرف به یک موضوع راهبردی و نمادین در روابط دو کشور تبدیل شده است. از منظر ایران، آزادسازی داراییهای بلوکهشده شاخصی عینی برای سنجش میزان جدیت و پایبندی آمریکا به تعهدات احتمالی تلقی میشود. تجربه خروج آمریکا از توافق برجام و بدعهدی در توافق الجزایر موجب شده است که تهران خواهان دریافت تضمینهای ملموس و قابل راستیآزمایی پیش از اجرای بخش مهمی از تعهدات خود باشد. به همین دلیل، آزادسازی بخشی از داراییها در ابتدای مسیر توافق، برای ایران واجد اهمیت راهبردی است. در مقابل، آمریکا این داراییها را بخشی از اهرمهای فشار خود در فرآیند مذاکره میداند و تمایل دارد آزادسازی آنها به صورت مرحلهای و متناسب با اجرای تعهدات از سوی ایران انجام شود. از نگاه واشنگتن، واگذاری زودهنگام این ابزار، قدرت چانهزنی آمریکا را در مراحل بعدی کاهش میدهد و از منظر نمادین نیز اقدام باراک اوباما را تداعی میکند که همواره مورد انتقاد جدی ترامپ و جمهوریخواهان بوده است. از این رو، آنچه امروز محل اختلاف است، اصل توافق نیست، ترتیب امتیازدهی، نحوه تضمین تعهدات و طراحی سازوکار اعتمادسازی متقابل است. در چنین شرایطی، تداوم رفتوآمد میانجیها نشان میدهد که دو طرف همچنان به دنبال یافتن فرمولی برای عبور از این بنبست هستند. در همین چارچوب، سفر وزیر کشور پاکستان را نیز باید در چنین روندی ارزیابی کرد.
تهران معتقد است آمریکاییها تقریباً در هر دور تبادل پیام، اصلاحیهها و شروط جدیدی به متن اضافه میکنند. این رفتار را باید نشانه تلاش برای گرفتن امتیاز بیشتر دانست یا اختلاف نظر در داخل ساختار تصمیمگیری آمریکا؟
به نظر میرسد تغییرات مکرر در مواضع آمریکا بیش از هر چیز ناشی از تلاش برای کسب امتیازات بیشتر در مذاکرات باشد. در مذاکراتی که سطح بیاعتمادی بالاست، طرح شروط جدید و حفظ ابهام در مواضع بخشی از تاکتیک افزایش قدرت چانهزنی و اعمال فشار بر طرف مقابل محسوب میشود. با این حال، این تنها عامل نیست. ساختار تصمیمگیری آمریکا متشکل از نهادها و بازیگران متعددی مانند وزارت خارجه، شورای امنیت ملی، پنتاگون، کنگره و جریانهای سیاسی است که لزوماً دیدگاه یکسانی درباره ایران ندارند. بنابراین بخشی از نوسانات رفتاری واشنگتن را نیز میتوان بازتاب اختلافات و چانهزنیهای داخلی در ساختار قدرت آمریکا دانست.
برخی تحلیلگران مدعیاند دولت ترامپ پس از برگزاری جام جهانی ممکن است گزینه نظامی علیه ایران را در دستور کار قرار دهد. این سناریو تا چه اندازه واقعبینانه است؟
سناریوی جنگ گسترده و تمامعیار میان ایران و آمریکا را باید بسیار ضعیف است. واقعیت این است که هزینههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی چنین جنگی برای همه طرفها بسیار سنگین خواهد بود. حوادث جنگ رمضان در کنار تجربههای عراق، افغانستان و حتی پیامدهای بلندمدت مداخلات نظامی آمریکا در ویتنام نشان داده است که آغاز یک درگیری نظامی آسانتر از مدیریت پیامدهای آن است.
از این رو تهدید نظامی ابزاری برای تأثیرگذاری بر محاسبات طرف مقابل و افزایش فشار در میز مذاکره محسوب میشود. البته این به معنای حذف کامل گزینه نظامی نیست. احتمال اقدامات محدود، عملیاتهای نقطهای یا حملات کنترلشده در شرایط بحرانی مانند آنچه مدتی است بعضی شبها در خلیج فارس، رخ میدهد، همواره وجود دارد اما تصور میکنم فاصله معناداری میان چنین اقدامات محدودی با یک جنگ فراگیر منطقهای است. در مجموع به نظر میرسد با فرض رفع محاصره دریایی یک «صلح سرد»، همچنان برای طرفین، کمهزینهتر از سایر گزینهها و از جمله ورود به یک تقابل نظامی گسترده باشد.
با توجه به وابستگی اقتصاد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به ثبات منطقه، آیا میتوان از کنار تأثیر منافع آنها بر تصمیم آمریکا برای ورود به جنگ عبور کرد؟
کشورهای عربی خلیج فارس اگرچه بازیگری یکپارچه ندارند و هر کدام بر اساس ملاحظات امنیتی، اقتصادی و سیاست خارجی خود عمل میکنند اما در موضوع ضرورت حفظ ثبات منطقهای اشتراک نظر دارند. در سالهای اخیر کشورهایی مانند عربستان سعودی، قطر، عمان و کویت توسعه اقتصادی و جذب سرمایهگذاری خارجی را به امنیت و آرامش منطقه گره زدهاند. از این رو حتی دولتهایی که نسبت به برخی سیاستهای ایران انتقاد دارند نیز از وقوع یک جنگ گسترده نگران هستند.
تهدید امنیت انرژی، اختلال در کشتیرانی خلیج فارس، آسیب به زیرساختهای ارتباطی و اقتصادی و فرار سرمایه از مهمترین نگرانیهای مشترک آنهاست. به همین دلیل، منافع اقتصادی و توسعهای کشورهای عربی را باید یکی از عوامل مهم بازدارنده در برابر گسترش تنشها و شکلگیری جنگ فراگیر در منطقه دانست. این کشورها بیش از حمایت از تقابل نظامی، به دنبال مدیریت اختلافات و حفظ ثبات لازم برای اجرای برنامههای توسعهای خود هستند.
با توجه به فضای فعلی، آیا دو طرف به نقطه تصمیمگیری سیاسی نزدیک شدهاند یا همچنان شکافهای فنی و مالی مانع رسیدن به توافق نهایی است؟
به نظر میرسد دو طرف بیش از هر زمان دیگری به نقطه تصمیمگیری سیاسی نزدیک شدهاند، اما هنوز فاصله مشخصی میان «تمایل به توافق» و «دستیابی به توافق» وجود دارد. نشانههای متعددی از تداوم ارتباطات غیرمستقیم، فعالیت میانجیها و تلاش برای حفظ کانالهای گفتوگو مشاهده میشود که همگی حاکی از آن است که هیچیک از طرفین خواهان فروپاشی کامل مسیر دیپلماتیک نیستند. موضوع داراییهای بلوکهشده، نحوه رفع یا تعلیق تحریمها، سازوکار راستیآزمایی تعهدات، میزان و سطح فعالیتهای هستهای و همچنین چگونگی ارائه تضمینهای دقیق متقابل، از مهمترین نقاط اختلاف محسوب میشوند.
به بیان دیگر، طرفین احتمالاً بر سر اصول کلی حرکت به سمت توافق، درک مشترکی پیدا کردهاند اما عبور از جزئیات فنی و مالی نیازمند تصمیمات سیاسی دشوار است. سرنوشت مذاکرات بیش از هر چیز به این بستگی دارد که آیا تهران و واشنگتن حاضر خواهند شد در شرایط بیاعتمادی و رجزخوانیهای سیاسی برای یکدیگر هزینه سیاسی لازم برای حل این گرههای باقیمانده را بپردازند یا خیر. در مجموع، میتوان گفت مذاکرات از مرحله امکانسنجی عبور کرده و وارد مرحله تصمیمسازی شده است، اما هنوز نمیتوان از نهایی شدن توافق سخن گفت هرچند به نظر میرسد احتمال دستیابی به یک توافق محدود یا مرحلهای بیش از احتمال فروپاشی کامل مذاکرات است.

