ارزیابی حمیدرضا جلایی پور، جامعه شناس از مواجهه ایرانیان با تجاوز به کشور

مردم، ستون تاب آوری نظام در جنگ بودند

سلطنت طلبان نیروی ریشه دار و ملی در ایران نیستند پزشکیان شجاعانه و بی سروصدا شرایط جنگی را مدیریت کرد

ستون اصلی تاب‌آوری ایران در دو جنگ تحمیلی اخیر مردم بودند؛ مردمی که با وجود تنوع نگرش، در برابر دشمن خارجی متحد ایستادند. حمیدرضا جلایی‌پور، جامعه‌شناس، در گفت‌وگو با «ایران» تأکید می‌کند که در ۹ اسفند (آغاز جنگ تحمیلی سوم)، میزان کثیری از مردم در کنار کشور ایستادند و با وجود اختلافات داخلی، دشمن را ناکام گذاشتند. او سه مؤلفه تعیین‌کننده در این تاب‌آوری را برمی‌شمارد: دفاع چهارلایه قوای نظامی و امنیتی، شکل‌گیری «جنبش مردمی سراسری دفاع از ایران» و خدمات‌رسانی دولت به مردم. جلایی‌پور ریشه این انسجام را پنج عامل می‌داند: ماهیت دفاعی جنگ، استقلال‌طلبی ناشی از انقلاب اسلامی و تجربه هشت سال دفاع مقدس، آگاهی از نتایج دخالت خارجی در کشورهای همسایه، تجربه غنی تاریخی ایران در بلایا و تهاجمات خارجی و رهبری شهید که سازمان دفاعی و موشکی را تقویت کرده بودند. او همچنین با تمجید از موضع‌گیری ملی نخبگان منتقد حکومت مانند عبدالکریم سروش، رفتار سلطنت‌طلبان خارج از کشور را «وطن‌فروشی» و «ابزار بودن در دست اسرائیل» توصیف می‌کند. مشروح این گفت‌و‌گو را در ادامه بخوانید.

رضوانه رضایی پور
گروه سیاسی

در مورد جنگ تحمیلی اخیر کارشناسان از زوایای مختلف به تحلیل و ارزیابی آن پرداخته‌اند. شما به عنوان یک جامعه‌شناس، مواجهه مردم با جنگ را چگونه دیدید؟ چه مؤلفه‌ها یا عناصری در این مواجهه برای شما به عنوان یک جامعه‌شناس قابل تأمل و تحلیل است؟
شما در سؤالتان کل مردم را یکپارچه در نظر گرفتید در صورتی که نسبت مردم با حکومت و جنگ متنوع است. براساس یک نظرسنجی که در دو هفته گذشته انجام شده، از چهار قشر از مردم می‌شود صحبت کرد. حدود ٣۵ درصد از مردم ایران «حامی وفادار» نظام هستند که در جنگ تحمیلی سوم، مدافع نظام و کشور بودند. حدود ٢۶ درصد از مردم ایران «حامیان میانه‌رو» هستند، آنها هم در این جنگ تحمیلی کنار مردم و حکومت ایستادند. حدود ٢٠ در صد از مردم ایران «مخالفان میانه‌رو» هستند،  در مجموع در ٩ اسفند که از سوی دشمن (اسرائیل و آمریکا) به ایران جنگ تحمیل شد، کثیری از مردم پای کشور ایستادند و با دشمن همراهی نکردند و مثل تجربه جنگ دوازده روزه دشمن را ناکام گذاشتند. اما مؤلفه‌های قابل تأمل و البته تعیین‌کننده در این جنگ برای من سه مؤلفه بود؛ یکی اینکه قوای امنیتی و نظامی کشور در چهار لایه (از تمامیت ایران، از مرزها، از جاده‌ها و از محلات شهرهای ایران) دفاع کردند. دومین مؤلفه این بود که بخشی از مردم از روز اول جنگ در شب‌های پیاپی یک «جنبش مردمی سراسری دفاع از ایران» در چهارصد شهر ایران در زیر باران و برف و حملات پهپادی به نمایش گذاشتند. مؤلفه سوم این بود که دولت از روز اول خدمات را به میلیون‌ها جمعیت جابه‌جا شده رساند و تیم‌های تعمیراتی دولت در زمینه امداد و نجات، بهداشت و درمان، برق، آب و ترمیم جاده‌ها به کمک مردم آمد.
 
مردم ستون اصلی تاب‌آوری اجتماعی بودند به این معنا که هم پشتیبان نیروهای مسلح بودند هم بر خلاف انتظارات دشمن به سمت هرج و مرج و آشوب اجتماعی نرفتند و هم برخی کمبودها و خسارات را تحمل کردند. این تاب‌آوری اجتماعی و نقشی که مردم ایفا کردند از کجا می‌آید؟ چه عواملی مردم را در برابر دشمن منسجم کرد؟ این عوامل ریشه در تاریخ دارد؟ ریشه در آموزه‌های دینی و ایدئولوژیک دارد؟ به خاطر حمایت از نظام بود؟ نوعی تعلق خاطر به ایران بود و... یا ترکیبی از همه اینها؟
همین‌طور است؛ در مجموع تاب‌آوری مردم ایران در زیر هزاران انفجار دشمن تعیین‌کننده بود و جهانیان را به تحسین واداشت و دشمن متجاوز را تاکنون ناکام گذاشت و ایران پیشگام کشورهایی است که در برابر استعمار نقاب‌دار آمریکا به رهبری ترامپ و اذنابش نتانیاهو ایستاد و سرتسلیم فرود نیاورد. اما اینکه چه عواملی باعث شد که کشور ایران چنین مقاومت کند، بحث پیچیده‌ و چند عاملی است و به مطالعه و مجال دیگری نیاز دارد. اجمالاً می‌توانم بگویم در این تاب‌آوری پنج عامل ذیل نقش داشتند.
عامل اول اینکه هم در جنگ دوازده روزه و هم در جنگ چهل روزه به ایران توسط دو نیروی متجاوز حمله شد و ایران دست به «دفاع» زد. معلوم نبود اگر ایران به جایی «حمله» کرده بود، چنین دفاع و تاب‌آوری رخ می‌داد. عامل دوم اینکه ایران کنونی کشور مستقلی است. ایران برای استقلالش در دهه پنجاه یک انقلاب پیروز مردمی انجام داده است. ایران برای استقلالش در جنگ تحمیلی صدام هشت سال دفاع کرده و صدها هزار شهید و زخمی داده، این کشور در برابر تجاوز به خاک و حریمش سکوت نمی‌کند و دفاع می‌کند. (در اینجا از رهبری شهید باید تشکر کرد که در چهار دهه گذشته سازمان دفاعی و موشکی ایران را تقویت کرده بود، و در این جنگ سازمان دفاعی ما سرفراز بیرون آمدند.) در اینجا مایلم به نکته‌ای اشاره کنم. شما فرض کنید که در سال ۵٧ انقلاب اسلامی استقلال‌طلبانه ایران رخ نمی‌داد و پیروز نمی‌شد و رژیم پهلوی ادامه پیدا می‌کرد و شاه سرطان داشت و همین پسر وطن‌فروشش، شاه ایران می‌شد. آن‌گاه در یک برآورد مقایسه‌ای قابل انتظار بود که سرنوشت بهار عربی که گریبان مصر و تونس و سوریه را گرفت، گریبان ایران را هم می‌گرفت و ایران هم به جای استقلال، کلنگی می‌شد و نمی‌توانست چنین جانانه در برابر تجاوز آمریکا به ایران بایستد. عامل سوم اینکه مردم ایران در دو دهه گذشته نتیجه تجاوزات آمریکا (و اسرائیل) را در کشورهای اسلامی و غرب آسیا دیدند. آشوب سیاسی در نتیجه دخالت خارجی را در عراق، افغانستان، مصر، سوریه و لیبی دیدند. ایرانیان اجازه به انجام چنین توطئه‌هایی (یعنی آشوب سیاسی) به دشمن نمی‌دهند. به نظر من ایران از این نظر می‌تواند برای دیگر کشورها در مقاومت در برابر استعمار تجاوزکار الگو باشد. عامل چهارم اینکه کشور ایران از حیث تاب‌‌آوری تجربه غنی تاریخی دارد. ایران سرزمین بلایای طبیعی متواتر (مثل زلزله و سیل) و تهاجمات خارجی بوده است. ایران در قرن ١٩ از متجاوزان خارجی زخم خورده است. لذا استقلال و دفاع از کشور ریشه در حافظه تاریخی ایران دارد. برای ایرانیان تجاوز به میهن مثل تجاوز به خانواده است.
 
از جمله اتفاقات قابل تأمل دیگر در این جنگ مواضع دو گروه بود؛ یکی بسیاری از نخبگان و حتی فعالان سیاسی که با وجود داشتن زاویه با مواضع نظام حکمرانی اما به هر طریق از در حمایت از ایران درآمدند و تجاوز به خاک کشور را محکوم کردند و گروه دیگر برخی از ایرانیان خارج از کشور و مشخصاً سلطنت‌طلب‌ها به حمایت از تجاوز علیه کشور پرداختند. ارزیابی شما از مواجهه این دو گروه با جنگ چیست؟
 همین‌طور است. حتی نخبگانی که با مواضع سیاسی نظام هم زاویه‌هایی داشتند و نامهربانی‌هایی هم با آنان شده بود، مانند عبدالکریم سروش و ماشاءالله شمس‌الواعظین، از روز اول جنگ جانانه از کشور دفاع کردند. متأسفانه پس از جنگ دوازده روزه به توصیه‌های نخبگان دلسوز توجه جدی نشد اما این نخبگان بر اساس مسائل شخصی عمل نکردند و در برابر دشمن از کشور دفاع کردند. اما درباره وطن‌فروشی سلطنت‌طلبان می‌شود گفت این جریان در خارج از کشور دیگر ایرانی نیست، بیشتر به‌صورت ابزار و سرباز پیاده اسرائیل عمل کردند و می‌کنند. در حالی که ترامپ ناوهایش را به ایران نزدیک می‌کرد. پسر شاه دو روز در ساعت هشت شب فراخوان داد تا به کلانتری‌ها آسیب زده شود و فروپاشی سیاسی مورد نظر نتانیاهو فراهم شود. این پسر شاه باز مزدوری را متوقف نکرد و برای روز چهارشنبه سوری فراخوان داد. اسرائیل سه روز قبل از این فراخوان ایست و بازرسی‌ها را با پهپاد می‌زد تا آشوب سیاسی مورد نظر دشمن در چهارشنبه سوری رخ دهد اما مردم ایران آرام‌ترین چهارشنبه سوری را به نمایش گذاشتند و دشمن را ناکام کردند.
 
شما اساساً نوع کنشگری سلطنت‌طلب‌ها و طرفداران آنان بخصوص در چند ماه گذشته از دی ماه تا حال حاضر را مبتنی بر چه الگوی تعریف شده‌ای در جامعه‌شناسی می‌بینید؟
متأسفانه در دو دهه گذشته دو اتفاق افتاده است؛ یکی در اثر بی‌تدبیری در داخل، مرجعیت رسانه‌ای به خارج رفت و این بی‌تدبیری زمینه‌ای را فراهم کرد  که متأسفانه تلویزیون‌های ماهواره‌‌ای دشمن در ایران مخاطب پیدا کنند. دوم اینکه در این دو دهه «دکان و شغلی» به نام براندازی با بودجه صهیونیست‌های اسرائیلی و کشورهای متخاصم ایران در خارج تشکیل شده است. این «دکان» به ناراضیان برای براندازی پول می‌دهد. یک دو جین از این وطن‌فروشان را شما در تلویزیون ایران اینترنشنال می‌بینید. به نظر من سلطنت‌طلبان یک نیروی ریشه‌دار و ملی و ایرانی نیستند. سلطنت‌طلبانی که در این جنگ پادوی نتانیاهو بودند مثل فرقه رجوی که پادوی صدام در زمان جنگ عراق، ابزار اسرائیل بودند. خوشبختانه در این جنگ چهل روزه دو خصیصه در مورد سرنگونی‌طلبان روشن شد: یکی اینکه با جنگ خارجی نمی‌توان به جنگ جمهوری اسلامی و ایران آمد. دیگر اینکه نیروی سلطنت‌طلب پسر شاه، یک نیروی ملی و ایرانی نیست یک ابزار در دست نتانیاهو و اسرائیل است. شما در خیزش اعتراضی مهسا در ١۴٠١ دیدید که پسر شاه مهم‌ترین کارش این بود که دو سفر به اسرائیل رفت و در آشپزخانه نتانیاهو با او دیدار کرد و در پای دیوار ندبه نمایش سرسپردگی داد. در واقع نیروی پسر شاه یک نیروی فاشیستی در خدمت اسرائیل است نه نیروی نجات ایران.
 
یکی از شبکه‌های مخالف خارج‌نشین اخیراً فعالیت خود را تعطیل کرد. تعطیلی فعالیت این رسانه در شرایط فعلی آیا حاوی پیام خاصی هست؟
من اطلاع دقیقی از بسته شدن این رسانه ندارم، اما می‌شود احتمال داد که شکست دشمن در به آشوب کشیدن و تجزیه ایران حامیان مالی این شبکه را ناامید کرده باشد و بودجه‌‌اش را قطع کرده باشند.

در کنار انسجام اجتماعی، شاهد تقویت انسجام سیاسی و هماهنگی نهادی میان بخش‌های مختلف کشور هم بودیم. به نظر می‌رسد این مهم مانع از آن شد که شیرازه اداره کشور فروپاشد. شما سهم دولت و بخصوص نقش شخص مسعود پزشکیان در این مهم را چگونه می‌بینید؟
هم در جنگ دوازده‌روزه و هم در جنگ چهل‌روزه سازمان بوروکراتیک دولت در خدمت تأمین خدمات اولیه ایرانیان بود. این خدمات‌رسانی یکی از پایه‌های این جنگ تحمیلی بود. دوم اینکه پزشکیان مستمر، شجاعانه و بدون سروصدا مدیریت کرد. به استان‌ها و به بخش خصوصی در تأمین خدمات قدرت داد. به‌ رغم هتاکی برخی تندروها، پزشکیان در کشور بی‌جهت دعوا راه نیانداخت. 
 شاید از نظر برخی انسجام اجتماعی شکل گرفته، ناشی از شرایط جنگی باشد. شما از منظر جامعه‌شناسی برای پایدار کردن این انسجام اجتماعی چه پیشنهادهایی دارید؟ از این وضعیت، معطوف به دوره پساجنگ چه بهره‌هایی می‌توان برد؟
تاب‌آوری در آینده بحث بسیار مهمی است و با آن نمی‌توان شعاری برخورد کرد. من در اینجا به سه نکته اشاره می‌کنم:
اول اینکه، تاب‌آوری در کوتاه‌مدت و بلندمدت با هم فرق دارد. در تمام جنگ‌ها وقتی به کشوری حمله می‌شود در کوتاه‌مدت مردم خوب مقاومت می‌کنند و در صد روز گذشته مردم ایران هم خوب مقاومت کردند. اما تاب‌آوری در بلندمدت به حکمرانی واقع‌گرای آینده‌بین نیاز دارد. به نظر من شایسته است توقف عزتمندانه جنگ، یکی از اهداف عاجل دستگاه دیپلماسی حکمرانی باشد. با سازشکار خواندن دیپلمات‌ها نمی‌شود تاب‌آوری در بلندمدت را تأمین کرد.
نکته دوم اینکه، در تاب‌آوری پیش‌بینی اوضاع کالاهای اساسی و به‌طور کلی موضوعات اقتصادی خیلی مهم است. اینجا نقش اقتصاددانان واقع‌بین حیاتی است. مثلاً اگر محاصره دریایی سه ماه یا شش ماه یا یک سال دیگر ادامه پیدا کند چه اتفاقی برای تأمین کالاهای اساسی می‌افتد؟ ببینید این بخشی از مردم که صد شب در خیابان بودند، با اینکه گرانی سرسام‌آور بود اما کالاهای اساسی در اختیار مردم بود و تأمین می‌شد. لذا در تأمین تاب‌آوری بلندمدت تأمین کالاهای اساسی مهم است. اگر چنانچه محاصره دریایی ادامه داشته باشد سهمیه‌بندی کالاهای اساسی برای تأمین تاب‌آوری مهم است. فقط با چاپ پول و تأمین یارانه نمی‌شود تاب‌آوری را افزایش داد، بلکه شایسته است کالاهای اساسی را با رعایت عدالت به دست مردم رساند. چهل میلیون نفر جمعیت به‌خاطر تداوم رکود، تحریم و جنگ زیر خط فقر رفته‌اند. تأمین تاب‌آوری در بلندمدت به حکمرانی واقع‌بین نیاز دارد نه شعاری. خلاصه این خطاست که فکر کنیم چون در صد روز اول جنگ تاب‌آوری داشتیم اتوماتیک‌وار با تداوم جنگ یا محاصره دریایی تاب‌آوری بلندمدت در ایران تأمین می‌شود.
 
از نگاه شما پایان جنگ با چه مختصات و شرایطی تأمین‌کننده منافع جمهوری اسلامی ایران است؟
به نظر من نفس توقف جنگ، پیروزی ایران و جمهوری اسلامی است، چون دشمنان ایران (یعنی دو قدرت اتمی، که یکی از آنها ابرقدرت نظامی جهان است) به ایران حمله کردند ولی به هدفشان که فروپاشی سیاسی ایران بود، نرسیدند؛ این یعنی پیروزی ایران. اگر جنگ عزتمندانه پایان یابد و محاصره دریایی برداشته شود، ایران نفس می‌کشد و اگر دشمن مجدداً هوس حمله کند ایران محکم‌تر دفاع می‌کند. اما همه می‌دانیم نتانیاهوی جنایتکار که در این جنگ آمریکا را وارد جنگ با ایران کرده، دوست دارد جنگ علیه ایران ادامه داشته باشد. من باز تکرار می‌کنم توقف عزتمندانه این جنگ و رفع محاصره دریایی عین پیروزی ایران است.
در چارچوب بحثی که کردیم تا رفع خطرات از سر ایران، توجه به دو نکته دیگر حیاتی است. نقش این دو مورد در مشکل‌آفرینی برای کشور کمتر از جنگ مستقیم دشمن با بمب نیست. همچنین درباره امور خطیر بین شورای‌های تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیر ‌اصلی نباید «اختلال ارتباطی» باشد. اگر چنین اختلال ارتباطی وجود داشته باشد در یک سال آینده نه‌تنها بحران‌های کشور مهار نمی‌شود بلکه خود نظام و ایران را با مشکلات بیشتر روبه‌رو می‌کند. 

 

برش

هر از گاهی شایعه استعفای رئیس‌جمهوری از سوی رسانه‌های خارجی مخالف مطرح می‌شود و بعضاً از سوی بعضی جریان‌های سیاسی و رسانه‌ای اقلیت در داخل هم مورد استقبال قرار می‌گیرد. طرح چنین شایعاتی ناظر بر چه اهدافی است؟
خوشبختانه پزشکیان شخصیتی است که برایش تأمین منافع ملی در شرایط جنگی نقش اساسی دارد و فرد احساسی نیست و استوار به کارش ادامه می‌دهد. البته در این میان برخی‌ها در داخل دوست دارند زیر پای دولت خالی شود و خود اینها حاملان این شایعه‌ها هستند. دیگر اینکه سرنگونی‌طلبان در خارج که در این جنگ ناکام شدند به ترویج شایعات علیه دولت ادامه می‌دهند.
 

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و سه
 - شماره نه هزار و چهل و سه - ۱۸ خرداد ۱۴۰۵