کلمات مصور

برخورد میان ادبیات و هنرهای تجسمی در ده پرتره نوشته گرترود استاین

حدیث طالبی
گروه کتاب


در دنیای مرسوم روایت‌های ادبی، نویسنده با ترسیم خطی رفتارها، روایت وقایع و توصیف جزئیات فیزیکی تلاش می‌کند تا تصویری زنده از یک شخصیت در ذهن مخاطب بسازد. شخصیت‌پردازی مناسب و فضاسازی در داستان‌ها از عوامل مهمی هستند که ارتباط مخاطب را با کتاب بیشتر کرده و همذات‌پنداری را بالا می‌برند. اینجاست که این سؤال پیش می‌آید که «آیا می‌شود تنها با دیدن یک پرتره به ماهیت پنهان پشت آن شخصیت پی برد و در دنیای کلمات با او همراه و همگام شد؟» با خواندن کتاب «ده پرتره» نوشته گرترود استاین و با ترجمه حمید هاشمی کهندانی که در انتشارات کتاب آبان به چاپ رسیده، خواننده راهی متفاوت و جسورانه را برای ورود به دنیای داستان‌ها انتخاب می‌کند، چرا که استاین نه به دنبال روایت زندگی افراد است و نه می‌خواهد با تکیه بر توصیفات کلیشه‌ای، چهره‌ای از آنها ارائه دهد. گرترود استاین نویسنده و نظریه‌پرداز آمریکایی بود که پس از تحصیل در دانشگاه هاروارد به پاریس رفت و در آنجا محفلی تشکیل داد که پابلو پیکاسو، ارنست همینگوی، اسکات فیتزجرالد و هانری ماتیس به آن رفت‌وآمد داشتند. او را مبتکر اصطلاح «نسل گمشده»  می‌دانند، نویسندگانی که با بهره‌مندی از نظراتش راه خود را پیدا کردند. استاین با نفوذ فکری خود توانست جهت حرکت ادبیات و هنر قرن بیستم را تغییر دهد. او در واقع با به چالش کشیدن ساختار مرسوم و سنتی زبان، تلاش می‌کند پرتره‌هایی خلق کند که نه از جنس توصیف، بلکه از جنس حضور باشند. او در این اثر، کلمات را از قید معنای مستقیم و وظیفه انتقال اطلاعات رها می‌کند و آنها را به ابزاری برای تجربه کردن بدل می‌سازد، این برای خواننده‌ای که به داستان‌های کلاسیک ساده، کلیشه‌ای و... عادت کرده، بی‌دردسر نخواهد بود.
در «ده پرتره» خواننده با متنی روبه‌رو می‌شود که در آن ریتم، تکرار و آهنگ کلام خود به تنهایی پرده از ماهیت پنهان شخصیت‌ها برمی‌دارند. استاین با این رویکرد مرزهای میان ادبیات و هنرهای تجسمی را کمرنگ کرده و از مخاطب می‌خواهد به جای خواندن یک داستان به تماشای یک حضور زبانی بنشیند؛ تجربه‌ای که در آن کلمات دیگر تنها ابزاری برای انتقال حقیقت نیستند، بلکه خود حقیقت آن پرتره‌هایی هستند که در مقابل خواننده جان می‌گیرند. استاین در این کتاب از همان ابتدا نشان می‌دهد در چارچوب روایت‌های مرسوم حرکت نمی‌کند. او به جای آنکه شخصیت‌ها را از مسیر داستان، حادثه و کنش‌های بیرونی معرفی کند، زبان را به سطحی تازه می‌برد؛ سطحی که در آن تکرار، مکث، جابه‌جایی واژه‌ها و ضرباهنگ جمله‌ها اهمیتی اساسی پیدا می‌کنند. همین ویژگی باعث می‌شود متن او در نگاه اول ساده به نظر برسد، اما در عمق، ساختاری پیچیده و تجربی داشته باشد. استاین با این شگرد، خواننده را وادار می‌کند نه فقط معنا را بخواند، بلکه ریتم و حضور را نیز احساس کند. در واقع، او متن را ابزاری برای انتقال اطلاعات نمی‌داند و آن را به یک تجربه‌ زبانی تبدیل می‌کند.
 
حضور انسانی در واژگان
 عنوان کتاب نشان می‌دهد استاین با مفهوم پرتره به شیوه‌ای متفاوت برخورد می‌کند. در سنت معمول، پرتره یعنی بازنمایی چهره و ویژگی‌های ظاهری یک فرد، اما در این کتاب پرتره بیشتر به معنای ترسیم یک حالت وجودی است. شخصیت‌ها نه فقط با ظاهرشان، بلکه با نوع بودن‌شان در زبان شکل می‌گیرند. استاین از جزئیات کوچک، تکرارهای عمدی و جمله‌های ظاهراً ساده بهره می‌گیرد تا به معنایی فراتر از توصیف برسد، نوعی حضور انسانی که بیشتر از آنکه توضیح داده شود، حس می‌شود. به همین دلیل، خواندن این اثر شبیه نگاه کردن به تابلویی است که معنا را یکباره آشکار نمی‌کند، بلکه آرام‌آرام و لایه‌به‌لایه خود را نشان می‌دهد.
از منظر تاریخی نیز «ده پرتره» در دل فضای مدرنیسم معنا پیدا می‌کند، دوره‌ای که هنرمندان و نویسندگان در جست‌وجوی شکل‌های تازه‌ای برای بیان تجربه و ایجاد فضایی برای برخورد میان ادبیات و هنرهای تجسمی بودند؛ فضایی که در آن، مفاهیم کوبیسم و ابداع فرم‌های جدید، از بوم نقاشی به صفحات کتاب منتقل شد.
 آثار استاین همواره با چالش ساختار معنایی همراه بوده است. او در مجموعه‌‌ای همچون «نوشتارهای بی‌پایان» و نوشته‌های تجربی‌ دیگرش به جای تمرکز بر سیر زمانی حوادث، بر تکرار ساختاری تأکید دارد. هدف این روش که در آن واژه‌ها با ریتمی مشخص و گاهی با نادیده گرفتن قواعد دستوری مرسوم، تکرار می‌شوند، رسیدن به یک حقیقت درونی از طریق فرم بوده است. استاین معتقد بود زبان سنتی، توانایی بازنمایی پیچیدگی لحظه و حضور انسانی را ندارد، بنابراین با استفاده از تکنیک‌های روایت‌زدایی، سعی می‌کرد زبان را از حالت ابزاری و توضیحی به حالت حسی و وجودی تغییر دهد.
استاین در دوران حیات خود با واکنش‌های متناقض و ضد و نقیضی روبه‌رو بود. از سوی برخی به عنوان یک نوآور و از طرفی به عنوان نویسنده‌ای دشوار و مبهم شناخته می‌شد. جایگاه او در تاریخ ادبیات مدرن، غیرقابل انکار است. نمی‌توان تأثیر او بر نسل بعدی نویسندگان انگلیسی‌زبان همچون ارنست همینگوی را نادیده گرفت. این موضوع یکی از بحث‌های اصلی در تاریخ ادبیات مدرن است؛ جایی که گفته می‌شود سبک ساده‌سازی‌شده و ریتمیک همینگوی، وامدار برخورد استاین با ساختار جمله و حذف زواید توصیفی است.
 
بازنمایی حقیقت روح انسان
گرترود استاین در آثارش، مرز میان نثر و شعر را به شکلی سیستماتیک کمرنگ کرده است. در «ده پرتره» این تأثیر به اوج خود می‌رسد؛ جایی که نویسنده با نگاهی مشابه به یک نقاش کوبیسم، تلاش می‌کند تا از طریق بازنمایی تکه‌تکه و از زوایای مختلف، ماهیت یک شخصیت را بازسازی کند. او نه با تکیه بر وقایع زندگی افراد، بلکه با تحلیل ساختار حضور آنها، به دنبال خلق یک واقعیت جدید در قالب کلمات است. این رویکرد، او را از یک نویسنده‌ توصیف‌گر به یک معمار زبان تبدیل کرده که هدفش، ساختن جهان‌های جدید ازطریق بازآرایی عناصر بنیادین کلام است. در نهایت، پس از عبور از لایه‌های فرمی و تجربی «ده پرتره»، با این پرسش بنیادی مواجه می‌شویم که آیا استاین در این اثر به هدف غایی خود یعنی بازنمایی حقیقت روح انسان از طریق کلام دست یافته است؟ پاسخ به این پرسش، نه در محتوای روایی کتاب، بلکه در تجربه‌ای نهفته است که خواننده پس از بستن کتاب با خود به همراه می‌برد. «ده پرتره» تنها یک کتاب نیست؛ بلکه یک میدان آزمون است که مرزهای ادراک ما را از زبان به چالش می‌کشد.
آنچه این اثر را در تاریخ ادبیات مدرن متمایز می‌کند، جسارت آن در رها کردن معنای خطی است. خواننده در این کتاب، با نوعی سکوت معنادار در میان کلمات مواجه می‌شود؛ سکوتی که در آن، شخصیت‌ها نه با کنش‌های دراماتیک، بلکه با بودن محض خود تعریف می‌شوند. استاین با تقلیل روایت به ریتم، تکرار و ضرباهنگ، به ما می‌آموزد که برای درک دیگری، نیاز نیست همیشه داستان زندگی‌اش را بشنویم؛ گاهی کافی است به فرکانس حضور او در زبان گوش بسپاریم. این رویکرد، اگرچه درنگاه اول دشوار و دیریاب به نظر می‌رسد، اما دقیقاً همان نقطه‌ای است که ادبیات به هنر محض نزدیک می‌شود.

 

دیدگاه روان‌شناسانه استاین
گرترود استاین در آثار دیگر خود همچنان عقایدش را دنبال کرده است. از مهم‌ترین آثار او می‌توان به کتاب «سه زندگی» اشاره کرد که در سال 1909 منتشر شد و در قالب سه داستان به‌هم‌پیوسته، زندگی سه زن از طبقه‌ کارگر در شهری خیالی به نام بریج‌پوینت را روایت می‌کند. این کتاب باعث شهرت اولیه استاین شد و از نظر فکری و ادبی جایگاه ویژه‌ای در میان طرفداران خود پیدا کرد. «سه زندگی» با نثری تکرارشونده و ساختارشکن، تجربه‌ای زبانی و احساسی منحصربه‌فردی برای خواننده رقم می‌زند؛ روایتی که بیشتر از آنکه خطی باشد، موزون و روان‌شناسانه است. این اثر تنها به واسطه‌ درونمایه‌های اجتماعی و انسانی‌اش اهمیت ندارد، بلکه به دلیل سبک تجربی استاین در واکاوی روان‌شناختی شخصیت‌ها، نقطه عطفی در تاریخ ادبیات مدرن محسوب می‌شود. او با ساختارشکنی در روایت‌های کلاسیک و بهره‌گیری از تکرارهای حساب‌شده، لایه‌های پنهان زندگی زنانی را جست‌وجو می‌کند که در حاشیه اجتماع، میان رنج‌ها و آرزوهای سرکوب‌شده‌شان گرفتارند. این سه داستان بهم پیوسته فراتر از زمان، تصویری ماندگار از تقابل زن، طبقه اجتماعی و تنهایی ارائه می‌دهد که هنوز هم جزو آثار تأثیرگذار به حساب می‌آید.
«پاریس فرانسه» در سال 1940 در روز سقوط پاریس به آلمان در طول جنگ جهانی دوم منتشر شد. این کتاب خاطرات دوران کودکی استاین را با تفسیری بر مردم و فرهنگ فرانسه ترکیب می‌کند. این کتاب خاطراتی است که به سبک جریان سیال ذهن نوشته شده و دیدگاه شخصی استاین از مردم فرانسه را بازگو می‌کند.  «کتاب آیدا» اولین بار در سال 1941 وارد بازار نشر شد. استاین قصد داشت این کتاب به دو شکل شناخته شود؛ رمانی درباره زندگی زنی در عصر فرهنگ و شهرت و متنی که داستان مختص به خود را برای روایت دارد. داستان این اثر از تولد آیدا تا دوران بزرگسالی او را دنبال می‌کند و به توصیف رابطه این شخصیت با سگ‌ها، مراوداتش با غریبه‌ها و ازدواج چندباره او می‌پردازد، در حالی که برخی از جزئیات زندگی‌اش ناگفته باقی می‌ماند. آیدا به مناطق مختلف ایالات متحده می‌رود و در بخش دوم داستان، احتمالاً در اروپا ساکن است. او در جوانی به شهرت می‌رسد و مجبور می‌شود که مدام نگران افکار و نظرات مردم درباره خودش باشد. اما عکس‌العمل معمول او نسبت به این شرایط، فرار است؛ فراری که به نظر می‌رسد پایانی نخواهد داشت. نمایشنامه «لطفاً رنج نکشید» او پیشگام زبان ادبی رمان قرن بیستمی آمریکا، در فضای جنگ جهانی اول رخ می‌دهد و با فضای نامتعارف و ضد قصه توصیف می‌شود.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و چهل و سه
 - شماره نه هزار و چهل و سه - ۱۸ خرداد ۱۴۰۵