در حافظه موقت ذخیره شد...
متهم در دادگاه مدعی شد
شلیک اشتباهی به دختر جوان در سیزده بدر
به گزارش «ایران»، روز 13 فروردین سال 1404 گزارش یک درگیری خونین در یکی از بوستانهای شمال تهران به پلیس اعلام شد. پس از حضور مأموران و بررسیهای اولیه مشخص شد که دختر جوانی به نام مریم با شلیک گلوله مجروح شده و پسری به نام شهریار هم مورد ضرب و شتم شدیدی قرار گرفته که هر دو به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شدند اما ساعتی بعد مریم به خاطر شدت جراحت تسلیم مرگ شد.
با مرگ مریم پرونده وارد فاز تازهای شد و مأموران به تحقیق درباره شناسایی عامل قتل پرداختند. در اولین گام از تحقیقات فیلمهای مداربسته محل درگیری بازبینی و مشخص شد سرنشینان یک خودروی دنا به همراه 3 دستگاه موتورسیکلت وارد بوستان شده و پس از درگیری با چند دختر و پسر از محل متواری شدهاند.
در ادامه پلیس به سراغ شهریار رفت و او در توضیح ماجرا گفت: «من و دوستانم از روز 11 فروردین خانهای را در شمال شهر اجاره کردیم تا در روزهای تعطیل عید کنار هم باشیم. روز سیزده بدر وسایل ناهار را برداشتیم تا به بوستانی که مقابل همان خانه بود برویم اما شهرام و دوستانش که از قبل با من اختلاف داشتند سر رسیدند و درگیر شدیم. من هرچه به آنها گفتم که مشکل شما با من است با دوستانم کاری نداشته باشید توجهی نکردند و با گاز اشکآور و شوکر به جان ما افتادند.
پس از آن دوستم بهرام به قصد ترساندن آنها با اسلحه چند تیر بیهدف شلیک کرد اما یکی از گلولهها به مریم خورد.» شهرام و دوستانش هم پس از بازداشت، اظهارات شهریار را تأیید کردند و گفتند نقشی در قتل دختر جوان نداشتند و پس از اینکه گلوله شلیک شد و مریم روی زمین افتاد از ترس فرار کردند.
پس از آنکه برای مأموران محرز شد ضارب اصلی بهرام بوده است به سراغ او رفتند اما وی فرار کرده بود. با این حال ردیابیها ادامه یافت تا اینکه چند روز بعد مأموران بهرام را در حالی که قصد داشت به صورت غیرقانونی از کشور خارج شود دستگیر کردند.
بهرام در بازجوییهای اولیه به قتل اعتراف کرد اما گفت ناخواسته مرتکب قتل شده است. با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه 10 دادگاه کیفری یک استان تهران فرستاده شد.
در دادگاه چه گذشت؟
در ابتدای جلسه اولیایدم درخواست قصاص کردند.
سپس بهرام به جایگاه رفت و گفت: «روز حادثه در بوستان نشسته بودیم که به یکباره حدود 10 نفر با گاز اشکآور و شوکر و اسلحه شکاری به ما حمله کردند. در همین حین یکی از آنها گاز اشکآور به من زد که چشمانم تار شد. بهسختی خودم را به خانهای که اجاره کرده بودیم رساندم، وقتی به سختی چشمانم را باز کردم دیدم یکی از آنها با اسلحه بالای سرم ایستاده است که اسلحه را از او گرفتم اما فرار کرد، بعد برای اینکه آنها را بترسانم از پنجره چند تیر هوایی شلیک کردم بعد از چند دقیقه مهاجمان بهسرعت از محل فرار کردند و من خودم را به دوستانم در داخل بوستان رساندم و دیدم شهریار نیمهجان روی زمین افتاده و چند متر آنطرفتر هم مریم در حالی که گلوله خورده روی زمین افتاده بود که فهمیدم یکی از گلولههای من به او خورده و بهسرعت فرار کردم.» متهم افزود: «من با مریم مشکلی نداشتم و قصدم کشتن او نبود حالا هم خیلی پشیمانم.» با پایان جلسه قضات برای صدور رأی وارد شور شدند.

