وحدت ملی؛ مسئولیتی که بر دوش همه ماست
فاطمه مهاجرانی
سخنگوی دولت
هر زمان که کشور به سمت همدلی و انسجام بیشتر حرکت میکند، برخی مخالفان این مسیر نیز فعالتر میشوند. این یک قاعده شناختهشده در سیاست است. به این معنا که چنین رویکردی در چنین هنگامههایی بارها دیده شده است، چه از سوی آنان که بیرون از مرزها به دنبال تضعیف ایران اسلامی هستند و چه آنان که در داخل، آگاهانه و بیشتر ناآگاهانه، بر طبل اختلاف درون خانواده انقلاب و نظام میکوبند. در هفتههای اخیر، در حالی که کشور در مسیر بازسازی، تقویت همبستگی ملی و پاسخ به مطالبات مردم حرکت میکند، بار دیگر شاهد شکلگیری موجی از شایعات و روایتسازیها درباره استعفای رئیسجمهوری بودیم؛ شایعاتی که نه با واقعیتهای جاری کشور سازگار بود و نه با عملکرد روزانه دولت. رئیسجمهوری نه تنها با تمام توان در حال پیگیری امور کشور بوده و هست، بلکه بارها تأکید کرده است که خدمت به مردم و دفاع از منافع ملی را وظیفه خود میداند و تا پای جان برای ایفای این مسئولیت در این برهه حساس تاریخ ایران ایستاده است.این شایعه بیپایه از بیرون مرزها آغاز شد و روشن بود که محصول دستگاه پروپاگاندای دشمن آمریکایی-اسرائیلی برای ایجاد تردید میان صفوف بهم پیوسته دولت-ملت است.اما در همین حال نمیتوان طرح چنین شایعاتی را جدا از تلاش برخی جریانهای درونی برای تضعیف فضای همدلی و اعتماد عمومی تحلیل کرد.در شرایطی که کشور بیش از هر زمان دیگری به آرامش، همکاری و تمرکز بر حل مسائل مردم نیاز دارد، گویی برخی ترجیح میدهند به جای پرداختن به راهحلها و تألیف قلوب ملت بهم پیوسته و مبعوث شده، بر حاشیهها تمرکز و اختلافات را برجسته کنند.تأکید اخیر رهبر انقلاب اسلامی بر ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از دوقطبیسازی، دقیقاً ناظر به همین واقعیت است. وحدت ملی یک شعار تشریفاتی نیست؛ یک ضرورت راهبردی برای ایران است. تجربه نشان داده هرگاه جامعه، نخبگان، رسانهها و مسئولان حول منافع ملی گرد هم آمدهاند، کشور توانسته از پیچیدهترین چالشها عبور کند.در این میان، رسانهها مسئولیتی سنگین بر عهده دارند. رسانه ملی به عنوان فراگیرترین رسانه کشور، بیش از هر نهاد دیگری میتواند در تقویت انسجام اجتماعی نقشآفرین باشد. نقد منصفانه، طرح دیدگاههای متفاوت و گفتوگوی آزاد میان صاحبان نظر، بخشی از رسالت رسانه است. لذا همانگونه که رهبر انقلاب اسلامی بارها بر ضرورت حفظ وحدت، امیدآفرینی و پرهیز از دوقطبیسازی تأکید کردهاند، انتظار میرود همه برنامهها و تولیدات رسانهای نیز در همین مسیر حرکت کنند.در جامعهای زنده و پویا اختلافنظر امری طبیعی است، اما نقد کردن با ایجاد شکاف تفاوت دارد. هیچ رسانهای نباید ناخواسته به بستری برای تعمیق شکافهای اجتماعی و سیاسی تبدیل شود؛ بهویژه در شرایطی که دشمنان ایران آشکارا بر پروژه ناامیدسازی و ایجاد تفرقه سرمایهگذاری کردهاند.امروز ایران ما بیش از هر زمان دیگری به ادبیات همگرایی نیاز دارد. مردم از مسئولان، رسانهها و فعالان سیاسی انتظار دارند به جای بازتولید اختلافات، بر نقاط مشترک و راهحلها تمرکز کنند. آنچه ایران را از گردنههای دشوار عبور داده، نه حذف تفاوتها، بلکه توانایی تبدیل این تفاوتها به ظرفیت ملی بوده است.حفظ وحدت مسئولیت یک نهاد یا یک جریان سیاسی نیست؛ مسئولیت همه ماست. هر سخن، هر تحلیل و هر برنامهای که به افزایش اعتماد عمومی، تقویت امید و انسجام ملی کمک کند، در مسیر منافع ملی قرار دارد و هر آنچه جامعه را به سمت واگرایی و بیاعتمادی سوق دهد، خواسته یا ناخواسته در جهت عکس این مسیر حرکت میکند.امروز بیش از هر زمان دیگری باید به این حقیقت ساده اما مهم بازگردیم: ایران زمانی قویتر خواهد بود که همه ما، با هر سلیقه و دید، منافع ملی و وحدت کشور را بر هر ملاحظه دیگری مقدم بدانیم.

