مدیرعامل خانه تئاتر در گفتوگو با «ایران» کمکهای دولت را برای حمایت از هنرهای نمایشی روایت کرد
از اجاره رایگان سالن تا دو برابر شدن کمکهزینه اجرا
حامد قریب
گروه فرهنگی
تئاتر ایران در یکی از دشوارترین مقاطع سالهای اخیر ایستاده است. جنگ تحمیلی ۱۲ و 40 روزه، محدودیت در اینترنت بین الملل، وقفه در اجراها و مشکلات اقتصادی برخی از هنرمندان تئاتر، این هنر را در وضعیتی قرار داد که به نظر می رسد مدیران مربوطه باید توجه بیشتری به ضعفهای صنفی و مسائل حمایتی داشته باشند. در نظر داشته باشید هنرمندان تئاتر برخلاف بسیاری از مشاغل، با اولین چالش از کار بازمیمانند و بسیاری از آنها به خاطر برخی مشکلات مرتبط با بیمه، شامل دریافت کنندگان بیمه بیکاری نیز نمی شوند و این مهم سبب شده این هنرمندان در عین حالی که با سختی و دشواری در این حرفه فعالیت می کنند همواره متحمل آسیب زیادی هم شوند. از همینجاست که گفتوگوی «ایران» با علیرضا گیلوری، مدیرعامل خانه تئاتر، فقط درباره چند تصمیم مقطعی نیست. با او درباره ضعف های قانونی در امور حرفه ای هنرمندان شاغل در عرصه تئاتر، حمایت های دولتی، صنفی و رفاهی صحبت کرده ایم که در ادامه می خوانید:
در یک سال گذشته، تئاتر ایران با چالش های متعددی به خصوص در ارتباط جنگ تحمیلی مواجه بود. خانه تئاتر در این دوره چه اقداماتی برای اعضای خود انجام داد و اساساً چه کاری میتوانست انجام دهد؟
در یک سال گذشته با مجموعهای از اتفاقات سخت روبهرو بودیم؛ پیامدهایی که هرکدام مستقیم و غیرمستقیم بر هنرمندان و بهویژه هنرمندان تئاتر اثر گذاشتند. مسأله فقط خود جنگ تحمیلی نبود تبعات و حواشی آن شرایطی ساختند که ادامه کار را برای هنرمندان تئاتر بسیار دشوار کرد.
تئاتر در ظاهر هنری حضوری است، اما تبلیغ، اطلاعرسانی، فروش بلیت، ارتباط با مخاطب و بخشی از هماهنگیهای تولید، همه به زیرساختهای ارتباطی وابسته است و به طور کلی اختلال در این مسیرها ما را با چالش روبرو می کند.
پیش از اینکه بگوییم خانه تئاتر چه کرده، باید صادقانه بپرسیم در چنین شرایطی اساساً چه کاری از دست ما برمیآید. مشکل اصلی اینجاست که در نظام صنفی، تئاتر پشتوانه کافی ندارد. قوانین موجود آنقدر که باید از جامعه تئاتر حمایت نمیکنند. در بسیاری از مشاغل، اگر فردی بیمه تأمین اجتماعی داشته باشد و کارش را از دست بدهد، امکان استفاده از حداقلهایی در قالب بیمه بیکاری وجود دارد. اما این امکان عملاً برای بچههای تئاتر وجود ندارد. بعد از سالها پیگیری، صندوق اعتباری هنر شکل گرفت و هنرمندان توانستند تحت پوشش بیمه قرار بگیرند، اما امروز که دقیقاً زمان نیاز به حمایتهایی مثل بیمه بیکاری است، میبینیم این سازوکار برای برخی از هنرمندان پاسخگو نیست.
البته باید انصاف داشت. حضور سید عباس صالحی در وزارت ارشاد، چه در دوره قبلی و چه در این دوره، برای حل بسیاری مشکلات مؤثر بوده است. مهدی شفیعی هم بهعنوان مدیری که از دل تئاتر میآید، دغدغه این مسائل را دارد. البته جا دارد که ضعف ها و مشکلات مرتبط با هنرمندان به خصوص تئاتر به گونه ای تبیین شود که با تغییر یک مدیر رسیدگی به امور دچار خلل نشود.
در نظر داشته باشید که بعد از وقفه یک یا چندماهه در تئاتر آغاز فعالیت دوباره مثل باز کردن یک مغازه نیست که صبح کرکره را بالا ببرید و کار شروع شود. هر اجرایی مقدمه، تمرین، هماهنگی و تبلیغ دارد. وقتی وقفهای به وجود میآید، شرایط برای رونق دوباره تئاتر نیازمند حمایت و زمان است. اگر قانون این وضعیت را به رسمیت بشناسد، حتماً باید حمایت ویژهای هم برای آن در نظر بگیرد. بنابراین وقتی افراد شاغل در مجموعه ای با تعطیلی دچار زیان می شوند باید به دنبال سازو کاری بود که مانع این رخداد شود. به تعبیر دیگر در حال حاضر در برخی از بخشها خلأ قانونی داریم که باید در جهت رفع آن تلاش کنیم.
شما به خلأهای قانونی اشاره کردید. مسأله حمایت از تئاتر در شرایط خاص، ظاهراً هنوز به یک سازوکار روشن نرسیده است. مسأله اصلی کجاست؟ خانه تئاتر در این دوره چه اقداماتی انجام داده است؟
در صنوف مختلف میبینیم که درباره حمایتها حرف زده میشود و در بعضی حوزهها، حتی اگر همهچیز کامل نباشد، نوعی شفافیت وجود دارد. اما وقتی به تئاتر میرسیم، هنوز نوع حمایت از اهالی تئاتر روشن نیست و بیشتر در حد کلیات باقی مانده است. این خلأهای قانونی باید جدی گرفته شود. سؤال من این است: سهم تئاتر در شوراهای فرهنگی چقدر است؟ کمیسیون فرهنگی مجلس چند جلسه جدی درباره وضعیت تئاتر برگزار کرده است؟ چرا ما بهعنوان خانه تئاتر، که نماینده بخشی از بدنه تئاتر هستیم، از جزئیات این تصمیمها بیخبریم؟
اینها مسائل کلان است. قبل از اینکه بگوییم خانه تئاتر چه کرده، باید ببینیم اشکال کار کجاست. اما درباره اقداماتی که انجام دادیم، باید بگویم انتصاب اتابک نادری بهعنوان مدیرکل هنرهای نمایشی برای ما اتفاق مهمی بود. بیشترین تلاش ما در خانه تئاتر این بود که بهعنوان یک نهاد صنفی، ارتباط مستقیمتری با وزارت ارشاد برقرار کنیم و از این مسیر، پیگیر حمایت از اعضا باشیم. قولهایی به ما داده شد و حمایتهای کوچکی هم صورت گرفت.
در این مدت چند جلسه با دوستان برگزار کردیم تا بتوانیم این اتفاقها را پیگیری کنیم. تلاش کردیم کسانی را که آسیب دیدهاند شناسایی کنیم؛ چه آسیبهای فیزیکی، چه آسیب به خانه و وسایل زندگی. تلاش کردیم این افراد را به نهادهای حمایتی معرفی کنیم. بخشی از کارشان انجام شده، اما هنوز به نقطه ایدهآلی که میخواهیم نرسیدهایم. در حوزه بیمه هم رایزنیهایی داشتیم تا برای بخشی از اعضای خانه تئاتر، حق عضویت سهماهه بیمه تأمین اجتماعی از طرف وزارت ارشاد پرداخت شود، اما هنوز پاسخ قطعی نگرفتهایم. یکی دیگر از اقداماتی که انجام شد، بازگشایی عمارت خانه تئاتر در خیابان سمیه بود. این عمارت یکی از ظرفیتهای مهم ماست؛ هم از نظر درآمدزایی و هم از نظر جایگاه معنوی. این فضا مدتها وقفه داشت. با حمایت اعضا، کمک وزارت ارشاد و همکاری شهرداری، توانستیم دوباره آن را آماده کنیم و اکنون عملاً آماده به کار است.
در چنین شرایطی خانه تئاتر چه نقشی در قبال اعضای خود ایفا میکند؟
مهمترین کاری که ما انجام میدهیم این است که صدای اعضایمان باشیم. خانه تئاتر حدود چهار هزار عضو دارد. طبیعی است که در هر چالشی همه اعضا به یک شکل درگیر نمیشوند، اما بخشی از آنها مستقیماً آسیب میبینند. وقتی مثلاً دهها اجرا هر شب روی صحنه است، تعطیلی تئاتر یعنی چندصد نفر ناگهان با توقف کار و درآمد روبهرو میشوند. ما تلاش میکنیم صدای جمعی آنها باشیم. برای مثال، در همین دوره جلسهای گذاشتیم تا دستکم در سالنهای دولتی حمایتهایی از گروهها انجام شود. اکنون کمکهزینه سالنهای دولتی افزایش پیدا کرده است. همچنین سالنهای دولتی بخشی از صندلیها را خریداری میکنند و در اختیار گروه نمایش قرار میدهند. از طرف دیگر، سهمی که سالنهای دولتی از فروش اجراها میگرفتند، در این ایام حذف شده است. این موارد حمایتهایی است که با پیگیری و مذاکره به دست آمده، هرچند هنوز کافی نیست. مشکل اصلی همچنان نبود سازوکار ثابت و قانونی است. اگر تئاتر در شرایط خاص تعطیل میشود، باید از قبل معلوم باشد گروهی که اجرای آن متوقف شده چه حمایتی دریافت میکند. نباید هر بار دوباره از صفر شروع کنیم و دنبال حمایت موردی باشیم.
درباره جزئیات این حمایتها بیشتر توضیح دهید.
آنچه به ما منتقل شده، در همین حدی است که توضیح میدهم. شخصاً مسئول تصمیمگیری نیستم. کار ما این است که جلسه بگذاریم، مطالبه کنیم و بگوییم از گروههای تئاتری حمایت شود. آنچه تاکنون اقدام شده این موارد است؛ اول اینکه کرایه سالن در تئاتر شهر صفر شده است. یعنی گروهها در این دوره بابت اجاره سالن هزینهای پرداخت نمیکنند. دوم اینکه کمکهزینهها افزایش پیدا کرده است؛ مثلاً کمکهزینهای که حدود ۴۰ میلیون تومان بوده، به حدود ۸۰ میلیون تومان رسیده است. مورد دیگر این است که یک ردیف از صندلیهای هر سالن توسط خود تئاتر شهر یا از طرف وزارت ارشاد خریداری میشود و پول آن در اختیار گروهها قرار میگیرد. همچنین آن ۲۰ درصدی که سالنهای دولتی از فروش اجراها دریافت میکردند، در این دوره گرفته نمیشود و کل فروش بلیت به گروه تعلق میگیرد. اما روشن است که این حمایتها باید به بخش خصوصی هم منتقل شود. پیشنهاد ما این بوده که همان حمایتهایی که در سالنهای دولتی انجام میشود، برای سالنهای خصوصی هم در نظر گرفته شود. چون گروهی که در سالن خصوصی اجرا داشته و اجرای آن میانه کار تعطیل شده، همانقدر آسیب دیده که گروه حاضر در سالن دولتی.
به بحث بیکاری اشاره کردید؛ موضوعی که به نظر میرسد امروز یکی از جدیترین مسائل اهالی تئاتر باشد. خانه تئاتر برای مواجهه با مسأله بیکاری اعضا چه کرده و چه برنامهای برای فعالتر شدن تولید دارد؟
بیکاری در تئاتر مسأله جدی و دائمی است و در شرایط خاص شدیدتر هم میشود. واقعیت این است که تئاتر در هیچ جای جهان بدون حمایتهای دولتی امکان ادامه حیات جدی ندارد. ممکن است شکل حمایتها متفاوت باشد، اما اصل حمایت دولتی از تئاتر پذیرفتهشده است. یکی از اولین اقداماتی که انجام دادیم این بود که با نهادها و مجموعههایی که در حوزه تولید تئاتر بودجه مستقیم دارند، وارد گفتوگو شدیم؛ از جمله حوزه هنری. در همین راستا، انجمن کودک و نوجوان خانه تئاتر جلسهای با دوستان حوزه هنری داشت تا در چند ماه آینده، از طریق یک رپرتوار، دستکم 10 تا 15 اثر با حضور اعضای خانه تئاتر تولید شود.
برای ما مهم بود که این تولیدها فقط روی کاغذ نماند. حتی درباره عدد و رقم هم صحبت کردیم؛ با ارقامی معقول، نه با عددهایی که شأن کار حرفهای را پایین بیاورد. این رایزنیها اهمیت دارد، چون وقتی تولید شکل بگیرد، فقط یک کارگردان یا بازیگر مشغول نمیشود؛ مجموعهای از نیروها فعال میشوند.
در مورد همکاری با حوزه هنری یک پرسش مهم وجود دارد. این تولیداتی که قرار است شکل بگیرد، با چه ذهنیتی پیش میرود؟
تأکید اصلی بیشتر بر جنبه آرتیستی و کیفیت کار بود. در آن جلسه، درباره هیچ رویکرد محتوایی خاصی صحبت نشد.
یعنی در این همکاری، حوزه هنری قرار نیست از نظر محتوایی روی آثار اعمال نظر کند؟
بحث اصلاً به این شکل مطرح نشد که ما بگوییم چه چیزی باشد یا نباشد. نکتهای که گفته شد این بود که شما آثار را تولید کنید و ما از 10 اثر در قالب رپرتوار حمایت مالی میکنیم. حتی تأکید دوستان این بود که لزوماً قرار نیست این آثار در سالنهای خود حوزه هنری اجرا شود و اگر امکانش فراهم شود، در سالنهای تخصصیتر روی صحنه برود. نکته مهمتر این بود که استقبال کردند اگر آثار به کیفیت قابل قبول برسند، در شهرهای مختلف هم اجرا شوند. برداشت من این بود که نگاه مثبتی وجود دارد و تأکید اصلی بر تولید و کیفیت است، نه تحمیل نگاه خاص. ما با باشگاه سوره هم جلسه داشتیم و نگاه آنها برای من تا حدی غافلگیرکننده بود. دوستان باشگاه سوره از حمایتهای کوچکتر، مثل در اختیار گذاشتن پلاتو، تا سرمایهگذاری در تولید آثار نمایشی اعلام آمادگی کردند. حتی میگفتند حاضرند بدون ذکر نام، حمایت کنند. این نگاه برای من جذاب بود. اما واقعیت این است که تا آن مسأله قانونی که اشاره کردم حل نشود، کار اساسی برای بچههای تئاتر نمیتوان کرد.
وزیر فرهنگ در هفدهم فروردین درباره امکان جذب حدود ۷۰۰ همت از مسیر ایفای مسئولیت اجتماعی در حوزه فرهنگ و هنر صحبت کردند (اگر عدد را درست به خاطر داشته باشم). معتقدم اگر قرار است از مسیر مسئولیت اجتماعی، بودجههایی وارد حوزه فرهنگ و هنر شود، تئاتر باید سهم مشخص خودش را داشته باشد. مثل اتفاقی که در معاونت سینمایی میبینیم.
بخشی از بحث به حمایت صنفی و بودجه مربوط میشود، اما بخش دیگر به خود هنرمندان مربوط است. آیا این خطر وجود ندارد که حمایت از تئاتر به دخالت در خلاقیت هنرمندان تبدیل شود؟
اگر بخواهم خیلی شفاف پاسخ بدهم، باید بگویم هیچکس در تئاتر با دخالت دولت موافق نیست. نه من، نه خانه تئاتر و نه بدنه حرفهای تئاتر. هیچکس نمیپذیرد که حمایت به معنای کار دستوری باشد. طبیعی است که همه ما ذیل قانون کار میکنیم، اما آنجایی که به قانون یا نحوه اجرای آن اعتراض داریم، حتماً پای آن میایستیم. گروه اجرایی باید بداند اگر بر اساس قانون مجوز گرفته، قرار نیست با تغییر مدیر یا فضا ناگهان همهچیز متوقف شود. حمایت دولتی از تئاتر لازم است، اما این حمایت باید شفاف، قانونی و بدون دخالت در استقلال هنری باشد. دولت باید امکان تولید را فراهم کند، نه اینکه به جای هنرمند تصمیم بگیرد.
وقتی به تاریخ تئاتر معاصر ایران نگاه میکنیم، میتوانیم از نمونه موفق کارگاه نمایش نام ببریم. آیا امروز هم چنین مدلی امکانپذیر است؟
به کارگاه نمایش اشاره کردید. کارگاه نمایش به این دلیل توانست موفق شود که آدمهایی که در آن کار میکردند، شغل داشتند و ماهبهماه حقوق میگرفتند. همین ثبات، امکان تجربهگرایی را فراهم میکرد. خانه تئاتر بهتنهایی چنین امکانی ندارد، اما برای ایجاد چنین شرایطی تلاش میکنیم. ما دستکم دو نامه به وزیر فرهنگ نوشتهایم و در آن تأکید کردهایم که وزارت ارشاد باید بهتدریج بخشی از مسئولیتهای خود در حوزه تئاتر را به بخش خصوصی و مشخصاً به خانه تئاتر واگذار کند.
پیشنهاد ما این بوده که چرا همه جشنوارهها را خود وزارتخانه برگزار میکند؟ وقتی برای جشنوارههای مختلف بودجههای قابل توجه تخصیص داده میشود، خود برگزاری جشنواره هم میتواند به ایجاد شغل منجر شود. حرف ما این است که جشنواره باید به بدنه تئاتر نزدیکتر باشد و بخشی از مسئولیتها به خانه تئاتر و انجمنهای تخصصی سپرده شود. در مورد سالنها هم همین نگاه را داریم. سالنهایی وجود دارند که در اختیار دولتاند، اما بهرهوری مشخصی ندارند. ما صریحاً پیشنهاد دادهایم که برخی از این سالنها در اختیار خانه تئاتر قرار بگیرد تا خانه بتواند بر آنها نظارت کند و اعضای خود را به کار بگیرد. حتی نام مشخص هم دادهایم؛ مثل تالار محراب. معتقدم تئاتر باید دست تئاتریها باشد. این شعار نیست؛ یک نگاه اجرایی است.
خانه تئاتر در حال حاضر خودش هم یک سالن در اختیار دارد. این تجربه چه کمکی به این ایده میکند؟
بله و دقیقاً ما از خودمان شروع کردهایم. عمارت خانه تئاتر در خیابان سمیه بازگشایی شده است. این عمارت سالن و کافه دارد و همین دو بخش میتوانند برای خانه تئاتر درآمدی ایجاد کنند. این درآمد ثابت میتواند به خانه کمک کند تا بخشی از حمایتهای صنفی را انجام دهد و در عین حال برای اعضا فرصت کار ایجاد کند. چند گروه هم برای دیدن فضا آمدهاند و متقاضی فعالیت هستند. قرار است با مدلی کار کنند که هم عدد ثابتی به خانه تئاتر برای هزینههای حمایتی پرداخت شود، هم از طریق فعالیت در سالن و کافه فرصت شغلی برای اعضا ایجاد شود. بنابراین خانه تئاتر میتواند پیشنهاد بدهد، الگو بسازد و از ظرفیت خودش شروع کند. اما باید روشن باشد که خانه تئاتر متولی اصلی بودجه و سیاستگذاری کلان نیست. برای حل ریشهای مسأله، باید قانون، بودجه و سازوکار واگذاری مسئولیتها تغییر کند.
برش
با توجه به همه اتفاقاتی که در این مدت پشت سر گذاشتهایم؛ چشمانداز شما از تئاتر در سال ۱۴۰۵ چیست؟ آیا تئاتر میتواند دوباره روی پای خود بایستد؟
تئاتر از نظر اقتصادی و ساختاری بدنه آسیبپذیری دارد.
هر چالش بزرگ فشار مضاعفی بر آن وارد میکند. با این حال، چیزی در تئاتر وجود دارد که اجازه نمیدهد این هنر به نقطه صفر برسد؛ شرافت، عشق و پافشاری بدنه تئاتر.
در بخش خصوصی دیدیم که بعضی از هنرمندانی که مدتها تمایلی به کار نداشتند، دوباره به صحنه برگشتند و آثارشان هم جزو کارهای مهم و پرفروش شد. این نشان میدهد اگر شرایط درست مدیریت شود، حتی از دل مشکلات هم میشود امکان تازهای برای تئاتر ساخت.
فکر میکنم اگر سایه جنگ تحمیلی به سمت ثبات برود، اتفاقاتی که برای تئاتر میافتد مثبت خواهد بود. میتوانیم با مدیریت درست، سال ۱۴۰۵ را سختتر از سالهای گذشته پشت سر بگذاریم، اما امید داشته باشیم که در سال ۱۴۰۶ شرایط بهتر شود. چون تئاتر جدا از جامعه هنری نیست. ما همه سوار یک کشتی هستیم.

